یکم طولانیه ولی بخونید،جالبه!!
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: یکم طولانیه ولی بخونید،جالبه!!

  1. #1


    محل سکونت
    ســـــــــاریــــ
    نام واقعی
    reza
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Portugal
    نوشته ها
    1,112
    تشکر
    5,126
    تشکر شده 9,302 بار در 2,101 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 44 تاپیک

    یکم طولانیه ولی بخونید،جالبه!!

    یک شخص سیاسی هنگامی که از درب منزل خارج شد، با یک اتومبیل تصادف کرد و در دم کشته شد.
    روح او در بالا به دروازه های بهشت رسید و نگهبان بهشت از او استقبال کرد:
    "خیلی خوش آمدید. این خیلی جالبه، چون ما به ندرت سیاستمداران بلندپایه و مقامات رو کنار دروازه های بهشت ملاقات می کنیم. به هر حال شما هم درک می کنید که راه دادن شما به ... بهشت تصمیم ساده ای نیست..."
    شخص گفت: "مشکلی نیست. شما مرا راه بده، من خودم بقیه اش رو حل می کنم."
    نگهبان گفت: "اما در نامه ی اعمال شما دستور دیگری ثبت شده، شما بایستی ابتدا یک روز در جهنم و سپس یک روز در بهشت زندگی کنید. آنگاه خودتان بین بهشت و جهنم یکی را انتخاب کنید."
    آن شخص گفت: "اشکالی نداره. من همین الان تصمیمم را گرفته ام. می خواهم به بهشت بروم!"
    نگهبان گفت: "می فهمم... به هر حال، ما دستور داریم. ماموریم و معذور" و سپس او را سوار آسانسور کرد و به پایین رفتند. پایین... پایین... پایین... تا اینکه به جهنم رسیدند.
    وقتی در آسانسور باز شد، شخص با منظره ی جالبی روبرو شد. زمین چمن بسیار سرسبزی که وسط آن یک زمین بازی گلف بود و در کنار آن یک ساختمان بسیار بزرگ و مجلل. در کنار ساختمان هم بسیاری از دوستان قدیمی وی منتظر او بودند و برای استقبال به سوی او دویدند.
    آنها او را دوره کردند و با شادی و خنده فراوان از خاطرات روزهای زندگی
    قبلی تعریف کردند. سپس برای بازی بسیار مهیجی به زمین گلف رفتند و حسابی سرگرم شدند. همزمان با غروب آفتاب، همگی به کافه کنار زمین گلف رفتند و شام بسیار مجللی از اردک و بره کباب شده و نوشیدنی های گرانبها صرف کردند. شیطان هم در جمع آنها حاضر شد و همراه با دختران زیبا رقص گرم و لذت بخشی داشتند.
    به سناتور آنقدر خوش گذشت که واقعاً نفهمید یک روز او چطور گذشت. رأس بیست و چهار ساعت، نگهبان به دنبال او آمد و او را تا بهشت اسکورت کرد.
    در بهشت هم آن شخص با جمعی از افراد خوش خلق و خونگرم آشنا شد، به کنسرت های موسیقی رفتند و دیدارهای زیادی هم داشتند.
    او آنقدر خوش گذرانده بود که واقعاً نفهمید روز دوم هم چگونه گذشت. بعد از پایان روز دوم، نگهبان به دنبال او آمد و از او پرسید که آیا تصمیمش
    را گرفته؟
    آن شخص گفت: "خوب راستش من در این مورد خیلی فکر کردم. حالا که فکر می کنم می بینم بین بهشت و جهنم، من جهنم را ترجیح می دهم."
    بدون هیچ کلامی، نگهبان او را سوار آسانسور کرد و آن پایین تحویل شیطان داد. وقتی وارد جهنم شدند، این بار او بیابانی خشک و بی آب و علف را دید، پر از آتش و سختی های فراوان. دوستانی که دیروز از او استقبال کردند هم عبوس و خشک،در لباس های بسیار مندرس و کثیف بودند.
    آن شخص با تعجب از شیطان پرسید: "انگار آن روز من اینجا منظره ی دیگری دیدم؟ آن سرسبزی ها کو؟ ما شام بسیار خوشمزه ای خوردیم، زمین گلف؟..."
    شیطان با خنده جواب داد: "آن روز، روز تبلیغات بود... امروز تو *انتخاب* کردی... !
    همیشه ترسیدم از دوست داشتنت
    یه بارم نگفتم ولی دوست داشتمت
    به خریت زدنو قبول دروغا
    یه وفتایی معنای دوست داشتنه
    خنده ها برا تو
    غصه ها برا من
    با اینکه نداشتی حوصله برا من
    میگفتم دعوتیم امشب دوتایی باهم
    میگفتی امشب نه من حوصله ندارم
    من همونم که بودم اسیرت
    شکوندی منو حالا چی شد نصیبت
    دارم سر میذارم رو بطری ها هرشب
    ولی تو آروم تو تخت کثیفت

  2. 4 کاربر مقابل از RUDMEHR K عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Amir_Ali (7th February 2014), fatemeh 81 (7th March 2014), SEYEDHAMED (7th February 2014), Terminator2731 (7th February 2014)

  3. #2


    محل سکونت
    اراک
    نام واقعی
    محمد
    استاتوس
    خدایا زمین را با ظهور زنده کن؛ اللهم عجل لولیک الفرج ...
    بازیکن محبوب
    Mahdi Mahdavikia
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Portugal
    نوشته ها
    2,151
    تشکر
    6,948
    تشکر شده 3,746 بار در 1,604 ارسال
    Blog Entries
    1
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 66 تاپیک
    امروز تبلیغات و انتخابات داره صورت می گیره ..


    به خودمون تلنگر بزنیم


    یا زبانم لال خدا دروغ گو هست

    یا اینکه با انجام هر گناه پدرمونو در میارن

    از این دو حالت خارج نیست

    و اینطوری هم نیست که روز قیامت خدا بگه : همه بیاین برین بهشت __ بخشیدم همرو

    اینطوری حق اون پسر ضایع میشه پسری که خودشو از نگاه _ از گناه نگه داشت و از جاذبه ای که داشت دیوونش می کرد خودشو حفظ کرد

    ( امیدوارم منم حقیقتاً جزء اونا باشم -- البته حقیقتاً )


    و آری

    چه بد است سرنوشت آنان که تکذیب کردند ...

    فرق ما و سرزمین کفار همینه دیگه : اونا با حرف تکذیب می کنند

    اما با عمل خودمون و با گناه نشون میدیم که اصلا قیامتی نیست انگار

    و آتش سوزان و زجر دهنده ی جهنم نیست انگار

    و سرزمینی که در آن خستگی _ پیری و .. وجود ندارد و نام آن بهشت است نیست انگار __ سرزمینی که گفته می شود : آن قدر در آن خوش می گذرد که تمامی ندارد شادی و دلخوشی


    و این منم پسری که یاد گرفت این دنیا ارزشش را ندارد

    نه ارزش نگاه بد

    نه ارزش دل بستن به کسی جز خدا و اولیاش (ع)

    نه ارزش تلاش بیش از حد برای مال و ثروتش

    یاد گرفتم در حد توانم و تا جایی که به آخرتم آسیب نمی رسد تلاش کنم و نه بیشتر __


    چون آن کسی که سلطان ملک کلام است و نامش علی (ع) است فرمود : دل نبندید و دل نگذارید که باید بگذارید و بروید ...

    همه بیاین تو ... میخواهیم امام زمان (عج) رو خوش حال کنیم
    ...







    گرگ ها زوزه می کشند ..


    قلب هامان با ترس می زند ..


    شیعه خانه ات دارد خراب می شود ..


    جان
    مادرت زهرا کمکمان کن ...


    نقشه ها دارند برایمان آقا ...




  4. کاربر مقابل از στρατιώτης-313 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    RUDMEHR K (7th February 2014)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا