گریه می کنی چشمات قشنگتر میشه...
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: گریه می کنی چشمات قشنگتر میشه...

  1. #1


    محل سکونت
    ساری
    نام واقعی
    fatemeh
    استاتوس
    از تنها بودنم راضی نیستم اما خوشحالم که با خیلی ها نیست�
    شغل و حرفه
    دانش آموز
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Portugal
    نوشته ها
    155
    تشکر
    3,229
    تشکر شده 732 بار در 158 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 44 تاپیک

    گریه می کنی چشمات قشنگتر میشه...

    داستان لباس قرمز عروسی

    شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق

    لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن

    برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در

    راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد

    میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم

    جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با

    هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا

    کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش

    با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه

    مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه

    کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره

    جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه،

    با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه : سلام عزیزم. دارم

    برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی

    زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش

    منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی

    جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش

    رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم

    باهات حرف بزنم. دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم

    حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم

    خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا

    مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو

    کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش

    بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس

    عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو

    حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت

    ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام

    دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال

    از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو

    نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون

    لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی

    من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون،

    همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب

    هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش

    داری تنها برو سراغش. یادمه روزی که

    بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری

    اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه

    می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی

    که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به

    اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت

    شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی

    نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو

    چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده

    بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام

    پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه

    تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا

    مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو

    نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای

    دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش

    می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی

    خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز

    خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم

    برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت.

    دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو

    بگیر. منم باهات میام . پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر

    جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه.

    سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و

    داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت

    آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو

    دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک

    یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر

    دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی

    که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود

    نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده

    ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده

    بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا

    دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ

    دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی

    مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که

    فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند


  2. 5 کاربر مقابل از fatemeh 81 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    #Navid# (7th March 2014), *Shayan* (10th March 2014), *ZeynaB* (8th March 2014), salmonela (7th March 2014), SEYEDHAMED (8th March 2014)

  3. #2


    محل سکونت
    تهران
    نام واقعی
    sara
    استاتوس
    نمیدونممم دگه مخم واقعا نمی کشه...!
    شغل و حرفه
    دانشجو
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Manchester-United | England
    نوشته ها
    1,432
    تشکر
    3,641
    تشکر شده 2,200 بار در 765 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 4 تاپیک
    واقعا زیبا بود
    با این که فقط یه متن بود ولی حقیقنه محضه
    اما ای کاش این جور خانواده ها بیشتر فکر کنن به بچه هاشون، که اینجوری زندگی همشون به تباهی نکشه
    مرسی فاطمه جان
    فقط پرسپولیس...

  4. کاربر مقابل از salmonela عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    fatemeh 81 (7th March 2014)

  5. #3


    محل سکونت
    ساری
    نام واقعی
    fatemeh
    استاتوس
    از تنها بودنم راضی نیستم اما خوشحالم که با خیلی ها نیست�
    شغل و حرفه
    دانش آموز
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Portugal
    نوشته ها
    155
    تشکر
    3,229
    تشکر شده 732 بار در 158 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 44 تاپیک
    خواهش میکنم سارا جان....

  6. کاربر مقابل از fatemeh 81 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    salmonela (7th March 2014)

  7. #4

    قهرمان Space Invaders
    محل سکونت
    ایران
    نام واقعی
    Navid
    استاتوس
    زندگی خاکستری (:
    شغل و حرفه
    آدم
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Manchester-United | France
    نوشته ها
    1,537
    تشکر
    1,948
    تشکر شده 2,103 بار در 839 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 62 تاپیک
    مرسی خیلی زیبا بود
    کاش بعضی ها یاد بگیرند
    ماییم و نوای بینوایی
    بسم لله اگر حریف مایی :)

  8. کاربر مقابل از #Navid# عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    fatemeh 81 (7th March 2014)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا