شب هولناکی که چهره زیبای دختر را به تاراج برد
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: شب هولناکی که چهره زیبای دختر را به تاراج برد

  1. #1


    محل سکونت
    PersPolisFc.Net - PasdaraN
    نام واقعی
    کوروش رضایی
    شغل و حرفه
    نوازنده
    نوشته ها
    3,440
    تشکر
    651
    تشکر شده 2,249 بار در 952 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک

    شب هولناکی که چهره زیبای دختر را به تاراج برد

    سودابه ۲۲ سال دارد و در تاریخ ۱۸ اسفند ماه سال گذشته خانهشان در ملایر به دلیل نشتی گاز که موجب انفجار شد در شعلههای آتش سوخت. به گزارش ایران، سودابه هنوز هم با یادآوری آن شب هولناک اشک در چشمانش جمع میشود و با بهخاطر آوردن نام پدر اشک بر پهنای صورتش میلغزد، باور ندارد که تنها یک جرقه زندگیشان را اینگونه سیاه کرد و حالا باید با چهرهای سوخته در آتش، چشم امید به پزشکان داشته باشد تا شاید بتواند انگشتان دستش را حرکت دهد.
    سودابه ۲۲ سال دارد، سال گذشته که ۱۲ روز به عید باقی مانده بود نیمههای شب با صدای بلند انفجار از خواب پرید و هنوز گیج خواب بود که با شنیدن ضجههای پدر و مادرش فهمید خانه خراب شدهاند، در اتاق خواب را باز کرد که به بیرون برود اما بیهوش به زمین افتاد تا اینکه در بیمارستان چشم باز کرد.
    در تاریخ ۱۸ اسفند ماه سال گذشته خانهشان در ملایر به دلیل نشتی گاز که موجب انفجار شد در شعلههای آتش سوخت، در این حادثه پدرش محمدرضا شیرمحمدی که دچار ۳۰ درصد سوختگی شده بود بعد از ۴۴ روز در بیمارستان جان باخت و مادرش هنوز هم درگیر زخمهای آن آتشسوزی است. اما داستان زندگی سودابه دردناکتر از همه رقم خورده است. وی نزدیک به ۷۰ درصد سوختگی دارد و به دلیل مشکلات زیادی که گریبانگیر خود و مادرش شده در طول این مدت تنها یک بار توانسته روی دستش یک عمل جراحی انجام دهد و هیچ درمان مناسبی برایش صورت نگرفته است.

    صورت سودابه کاملاً سوخته و دستهایش چنان آسیب دیده که حتی توانایی جمع کردن انگشتانش را ندارد، پاهایش هم از این سوختگی بی نصیب نمانده است به طوری که نمیتواند راه برود و هر قدمی که برمیدارد درد بر تمام وجودش چنگ میزند.

    انگشتان این دختر ملایری پیش از این حادثه شوم، آفریننده نقشهای هنرمندانهای بودهاند و همه برای کارهای دستی زیبایش سر و دست میشکستند، گلسازی، گلیمبافی و آرایشگری تنها بخشی از هنرهای سودابه بود که این روزها با دستان سوختهاش هیچ توانی برای انجامشان ندارد، خواهرش با بغض در گلو میگوید: برایم یک دسته گل بزرگ درست کرده بود، این روزها وقتی به گلها نگاه میکنم جگرم کباب میشود، حق خواهرم این نبود.
    سودابه از ترس نگاه مردم بیم دارد که ماسک را از چهره سوختهاش بردارد.

    میگوید: شب حادثه خواب بودم که این اتفاق افتاد، اگر در اتاقم را باز نمیکردم و بیرون نمیآمدم این اتفاق برایم نمیافتاد اما با شنیدن صدای فریاد پدر و مادرم ترسیدم و خواستم به آنها کمک کنم. از لحظهای که در را باز کردم هیچ چیزی به یاد ندارم، فقط یادم هست که یک بار در بیمارستان تلفنی با پدرم صحبت کردم چرا که خیلی نگرانم بود خانوادهام به او گفته بودند که حالم خوب است، من و پدرم خیلی به هم وابسته بودیم و هنوز هم باورم نمیشود که به این راحتی او را از دست دادهام.

    سودابه و مادرش چند ماهی است که در حوالی اسلامشهر خانهای را اجاره کردهاند و به دنبال کارهای درمانی خود در تهران هستند اما چون توانایی مالی ندارند هر روز با درهای بسته روبهرو میشوند و تلاششان برای دریافت حداقل امکانات به بنبست میخورد. هزینه انجام عملهای جراحی روی دستها و صورتش بسیار بالا است و تنها کمیته امداد یک بار ۵۰۰ هزار تومان بابت هزینههای بیمارستان سودابه به آنها پرداخته است.





    کد:
    درد يعني ، سرت به همون سنگي بخوره كه يه عمري به سينت ميزدي !!!

  2. 4 کاربر مقابل از Kurosh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Aliparsa (12th February 2012), redkiller (12th February 2012), RezaMelo (12th February 2012), ^@@^ (12th February 2012)

  3. #2


    محل سکونت
    تو لاک خودم
    نام واقعی
    Amin
    شغل و حرفه
    نوازنده گیتار , وبمستر
    نوشته ها
    1,965
    تشکر
    1,850
    تشکر شده 1,930 بار در 953 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    رفیق ها سه دسته اند
    رفیق ایرانسلی ، که فقط ظاهرن هواتو داره ولی باطنن جیبت رو خالی میکنه
    رفیق همراه اولی ، که اسمش همراه اوله ولی جایی که لازمش داری همراه آخرت هم نیست
    رفیق تالیایی ، که میدونی همچین رفیقی هم هست ولی نمیدونی به چه درد میخوره
    بنازم به اون رفیق هایی که مثل تلفن ثابت قدیمی ، ماندگار و بدور از هرگونه طرح و رنگی هستن !

  4. #3


    محل سکونت
    کهکشان راه شیری
    نام واقعی
    pouya
    استاتوس
    به هر دردی که درمانم همان دردم دوا باشد/که هم درمان من درد است و هم درد است درمانم
    شغل و حرفه
    دکتر مهندس
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Germany
    نوشته ها
    778
    تشکر
    610
    تشکر شده 334 بار در 209 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 8 تاپیک

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا