بابک خرمدین ابرقهرمان ایران زمین
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

موضوع: بابک خرمدین ابرقهرمان ایران زمین

  1. #1


    محل سکونت
    مشهد
    نام واقعی
    رسول
    استاتوس
    YAR
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    1,721
    تشکر
    3,879
    تشکر شده 1,649 بار در 876 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 50 تاپیک

    بابک خرمدین ابرقهرمان ایران زمین

    بابک خرم دین بزرگ مرد اصیل ایرانی ، شیرمردی که ۲۲ سال در برابر تجاوز ننگین اعراب به خاک میهن، مردانه مقاومت و ایستادگی کرد و در نهایت با نیرنگ از پا در آمد.

    از جنبش های دیگر ایرانیان در برابر اعراب میتوان به مازیار از مازندران، ابومسلم خراسانی ویعقوب رویگر از سیستان اشاره کرد. تلفظ نام بابک به زبان فارسی میانه پاپک بود که به معنای پدر جوان است. پدر بابک اهل تیسفون بود که به آذربایجان کوچید و در پیرامون کوه سبلان زنی را به همسری گزید. بابک در جوانی با شروین پسر ورجاوند سرور گروه مزدکیان تبرستان دیدار نمود. پس از آن او و مادرش به روستای دیگری در آن پیرامونها کوچیدند که مردمش از گروه مزدکیان و خرم دینان بودند. پیشوای آنها جاویدان پسر شهرک بود که از آنجا که بابک در تنبور زدن زبردست و توانا بود او را پیش خود نگه داشت. در سال ۲۰۱ هجری قمری بابک از کیش جاویدانی دست کشید و خود بعنوان پیشوای خرمدینان سر به شورش بر علیه اشغالگران عرب گذاشت. خلیفه تازیان به مدت بیست و دو سال سپاهیان فراوانی را برای سرکوب بابک ایرانی گسیل داشت و سرانجام با همکاری یک ایرانی تبار بنام افشین، اعراب بر خرمدینان ایرانی چیرگی یافتند. و او را به سامَرّا نزد خلیفه بردند. خلیفه معتصم دستور داد تا بابک را سوار بر فیل کردند و در شهر بگردانند و در روز پنجشنبه دوم صفر سال ۲۲۳ با بودن امان نامهای که به او داده بودند به دستور خلیفه او را تکه تکه کرده و کشتند. قرارگاه اصلی بابک خرمدین دژی استوار و سخت گذر بنام دژ بَذ بود که در نزدیکی شهر کَلِیبَر در شهرستان اهر استان آذربایجان شرقی قرار دارد. بابک خرمدین : انسان برای پیروزی خلق شده. اورا میتوان نابود کرد ولی نمیتوان شکستش داد. صدها سال از مرگ سربلندی آمیز این انسان آزاده میگذرد.در دامنه ساوالان بدنیا امد در دربار بامر خلیفه مثله اش کردند. او وفرزند برو مندش آذر وبرادرش عبدا ﷲ ویاران آزادی خواهش درراه ازادی مردم جان خودرا فدا نمودند..افشین زروسیم وقدرت خلیفه را گزینش و به او ومردم خیانت نمود. وعنوان خاین را نصیب خود نمود.امروز نام بابک روی نوزادان این سرزمین خودنمائی میکند. هرسال مردم آزاده جهت سپاسداری از فرزند برومند خود راهی قلعه بابک میشوند.تا یادش را گرامی دارند






    از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

    شیرم وجوی شغالان نبود ابخورم



  2. 12 کاربر مقابل از Raso8L عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    *sir amirhossein* (3rd April 2014), ADEL.GH.K (3rd April 2014), Arash 1990 (3rd April 2014), bahareh88 (2nd April 2014), Farzandeiran (3rd April 2014), στρατιώτης-313 (3rd April 2014), Persis (3rd April 2014), RaMiN (3rd April 2014), ramtin (3rd April 2014), salmonela (4th April 2014), Terminator2731 (3rd April 2014), نینا (3rd April 2014)

  3. #2


    محل سکونت
    مشهد
    نام واقعی
    رسول
    استاتوس
    YAR
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    1,721
    تشکر
    3,879
    تشکر شده 1,649 بار در 876 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 50 تاپیک
    خلیفه :عفوت میکنم به بشرطی که توبه کنی !
    بابک :توبه را گنهکاران کنند.
    خلیفه :تو اکنو ن در چنگ ما هستی!
    بابک:آری ٬تنها جسم من در دست شما است نه روحم٬ دژ آرمان من تسخیر ناپذیر است.
    خلیفه :جلاد مثله اش کن! معلون اکنون چراغ زندگیت را خاموش میکنم.
    بابک روی به جلاد٬چشمانم را نبند بگذار باچشم باز بمیرم.
    خلیفه :یکباره سرش را ازتن جدا مکن٬ بگذار بیشتر زنده بماند!اول دستانش را قطع کن!
    جلاد بایک ضربت دست راست بابک را به زمین انداخت.خون فواره زد.بابک حرکتی کرد شگفتی در شگفتی افزود٬زانو زده ٬خم شد وتمام صورتش را با خون گرمش گلگون گرد.شمشیر دژخیم بالا رفت وپایین آمد ودست چپ آن دلاور را نبز از تن جدا کرد.فرزند آزاده مردم به پابود٬استواربود.خون از دو کتفش بیرون میجست.
    خلیفه :زهر خندی زد : کافر! این چه بازی بود که در آستانه مرگ در آوردی؟چرا صورت خود به خون آغشته کردی؟
    چه بزرگ بود مرد٬چه حقیر بود مرگ٬ چه حقیر تر بود دشمن!پیش دشمن حقیر٬مرد بزرگ٬بزرگتر باید. گفت:در مقابل دشمن نامرد٬مردانه باید مرد٬اندیشیدم که از بریده شدن دستانم ٬خون ازتنم خواهدرفت. خون که رفت٬ رنگ چهره زرد شود .مبادا دشمن چنان گمان کند از ترس مرگ است٬خلق من نمیپسندندکه بابک در برابرگله ء روباهان ترسی به دل راه دهد….
    خلیفه از بیخ گلو نعره کشید: ببر صدایش را!!!! وشمشیر پایین آمدوسر. سری که هرگزپیش هیچ زورمند ستمگری
    فرود نیامده بود…






    از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

    شیرم وجوی شغالان نبود ابخورم



  4. 13 کاربر مقابل از Raso8L عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    mohammad6 (22nd June 2014), *sir amirhossein* (3rd April 2014), AliReza (3rd April 2014), Arash 1990 (3rd April 2014), bahareh88 (2nd April 2014), FaRsHaD_8 (3rd April 2014), Farzandeiran (3rd April 2014), στρατιώτης-313 (3rd April 2014), Persis (3rd April 2014), RaMiN (3rd April 2014), salmonela (4th April 2014), Terminator2731 (3rd April 2014), نینا (3rd April 2014)

  5. #3


    محل سکونت
    مشهد
    نام واقعی
    رسول
    استاتوس
    YAR
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    1,721
    تشکر
    3,879
    تشکر شده 1,649 بار در 876 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 50 تاپیک
    خواجه نظام الملک در سیاستنامه خود می نویسد:
    . . و معتصم خلیفه به مجلس شراب بر خاست و در حجره ای شد. زمانی در انجا بود، پس بیرون آمد و شرابی یخورد و باز بر خاست و در حجره دیگر شد، و باز بیرون آمد و شرابی بخورد، و بارسوم در حجره شد، و پس بیرون آمد و در گرمابه شد و غسل بکرد، و بر مصلی شد و دو رکعت نماز بگذاشت و به مجلس باز آمد، و گفت قاضی یحیی را که دانی این چه نماز بود؟ گفت نه.گفت:نماز شکر خدای عزوجل امروز مرا نعمتی ارزانی داشت که این ساعت از سه دختر بکارت بر داشتم که هر سه دختر ان دشمنان من بودند»
    یکی دختر بابک، دیگری دختر افشین و سومی دختر مازیار گبر.






    از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

    شیرم وجوی شغالان نبود ابخورم



  6. 8 کاربر مقابل از Raso8L عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    *sir amirhossein* (3rd April 2014), Arash 1990 (3rd April 2014), bahareh88 (2nd April 2014), στρατιώτης-313 (3rd April 2014), Persis (3rd April 2014), RaMiN (3rd April 2014), Terminator2731 (3rd April 2014), نینا (3rd April 2014)

  7. #4


    محل سکونت
    مشهد
    نام واقعی
    رسول
    استاتوس
    YAR
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    1,721
    تشکر
    3,879
    تشکر شده 1,649 بار در 876 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 50 تاپیک
    ابن العبری در مختصر الدوله می نویسد شمار پیروان بابک به جز پیادگان بیست هزار بود و هیچ زن و مرد و کودکی از مسلمانان نمی یافتند مگر آنکه او را پاره پاره کنند و بکشند و شمار کشتگان به دست بابک به دوبیست و پنجاه و پنج هزار نفر رسید.
    البته قابل ذکر است که این مورخ تازی مغلطه می کند چون بابک اکثر اوقات با سربازان تازیان می جنگیده و منظورش از مسلمانان مرد و زن و کودک فقط سربازان خلیفه عباسی بوده است.
    ویرایش توسط Raso8L : 3rd April 2014 در ساعت 10:23






    از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

    شیرم وجوی شغالان نبود ابخورم



  8. 5 کاربر مقابل از Raso8L عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Arash 1990 (3rd April 2014), στρατιώτης-313 (3rd April 2014), Persis (3rd April 2014), Terminator2731 (3rd April 2014), نینا (3rd April 2014)

  9. #5


    محل سکونت
    اراک
    نام واقعی
    محمد
    استاتوس
    خدایا زمین را با ظهور زنده کن؛ اللهم عجل لولیک الفرج ...
    بازیکن محبوب
    Mahdi Mahdavikia
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Portugal
    نوشته ها
    2,151
    تشکر
    6,948
    تشکر شده 3,746 بار در 1,604 ارسال
    Blog Entries
    1
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 66 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط R.P.M نمایش پست ها
    ابن العبری در مختصر الدوله می نویسد شمار پیروان بابک به جز پیادگان بیست هزار بود و هیچ زن و مرد و کودکی از مسلمانان نمی یافتند مگر آنکه او را پاره پاره کنند و بکشند و شمار کشتگان به دست بابک به دوبیست و پنجاه و پنج هزار نفر رسید.البته قابل ذکر است که این مورخ تازی مغلطه می کند چون بابک اکثر اوقات با سربازان تازیان می جنگیده و منظورش از مسلمانان مرد و زن و کودک فقط سربازان خلیفه عباسی بوده است.

    مرگ بر عباسیان ...


    واقعا قهرمان بودن ایشون ..


    خداییش اسلام عزیز ...


    اسلام بزرگ چقدر مظلومه که شده بازیچه دست اعراب جاهل ...


    خدایا آتش به قبر خلفای عباسی بباران ...


    آتشی که سخت سوزاننده باشد ..


    خدایا به حق فاطمة الزهرا (س) و مظلومیت ایشان به درخواست بنده ضعیفت توجه کن ...

    همه بیاین تو ... میخواهیم امام زمان (عج) رو خوش حال کنیم
    ...







    گرگ ها زوزه می کشند ..


    قلب هامان با ترس می زند ..


    شیعه خانه ات دارد خراب می شود ..


    جان
    مادرت زهرا کمکمان کن ...


    نقشه ها دارند برایمان آقا ...




  10. کاربر مقابل از στρατιώτης-313 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Raso8L (3rd April 2014)

  11. #6


    محل سکونت
    اراک
    نام واقعی
    محمد
    استاتوس
    خدایا زمین را با ظهور زنده کن؛ اللهم عجل لولیک الفرج ...
    بازیکن محبوب
    Mahdi Mahdavikia
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Portugal
    نوشته ها
    2,151
    تشکر
    6,948
    تشکر شده 3,746 بار در 1,604 ارسال
    Blog Entries
    1
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 66 تاپیک
    با اجازه رسول خان این مطلب رو می گذارم ...


    تا عده ای خاص دوباره شروع به یاوه گویی نکنند ...






    امام علی (ع) در قبال لشکرکشی خلفا به سایر کشورها چه موضعی داشتند؟




    آیا امام علی علیه السلام با لشکر کشی ابوبکر و عمر به سایر کشورها برای توسعه اسلام موافق بود؟




    پاسخ اجمالی





    درپاره‏ای از جنگ ها، مانند جنگ با ایران و روم و فتح بیت المقدس امیرالمؤمنین«علیه السلام» مورد مشورت قرار ‏گرفت، ولی خود حضرت در جنگ حضور نداشتند.

    حضرت علی(ع) در چنین مواردی نه تنها براساس مصلحت اسلام و مسلمین که بر اساس مصلحت و منافع همه جامعه بشریت مخصوصا مستضعفین و مظلومین نظر خود را اعلام می فرمودند.

    در جنگ با ایران حضرت علی(ع) به عنوان امام معصوم که ولی، دلسوز و خیر خواه همه مردم جهان (حتی غیرمسلمانان و کافران) است با ابراز نظر مشورتی خود کاری کرد

    که این جنگها با کمترین خطر و کمترین تلفات به پایان برسد و چنین هم شد.

    البته باید توجه داشت که اگر پیامبر(ص) زنده بود یا حضرت علی(ع) پس از پیامبر(ص)، به خلافت می ‏رسید، یقینا فتوحات به آن صورتی که اتفاق افتاد، انجام نمی گرفت

    یعنی فتوحات انجام شده در زمان خلفا به طور مطلق مورد تأیید حضرت علی (ع) نبوده است.


    پاسخ تفصیلی


    خلفای وقت حضرت علی(ع) را کنار زدند و آن حضرت در زمان خلافت ابوبکر و عمر و عثمان خانه نشین بود. منتهی وقتی که آنان احتیاج پیدا می کردند

    از آن حضرت هم، نظر و مشورت می خواستند. امام علی(ع) نیز در چنین مواردی نه تنها براساس مصلحت اسلام و مسلمین که بر اساس مصلحت و منافع همه جامعه بشریت

    مخصوصا مستضعفین و مظلومین نظر خود را اعلام می فرمودند.

    درپاره ‏ای از جنگ ها، مانند جنگ با ایران و روم امیرالمؤمنین«علیه السلام» مورد مشورت قرار ‏گرفت البته خود حضرت در جنگ حضور نداشتند.

    مثلا درباره نقش حضرت علی(ع) در فتح ایران و جنگ با ایران آورده اند که وقتی عمر بن خطاب فهمید که نیروهای ایرانی آماده حمله بزرگی می شوند به مسجد آمد و همه را دعوت کرد و از آنان نظر خواست.

    طلحه گفت: تو خودت به جبهه جنگ برو تا مسلمانان با دیدن تو قوی تر شوند و خوب بجنگند. عثمان گفت: همه مردم شام، همه مردم یمن، مردم مدینه و مردم مکه را حرکت بده و

    به جبهه جنگ برو تا مسلمانان با دیدن تو و این همه نیرو خوب بجنگند، عثمان نشست و دیگر کسی بلند نشد. عمر بن خطاب دوباره گفت: ای مسلمانان نظر بدهید.

    حضرت علی (ع) فرمود: این درست نیست که مردم شام را روانه جبهه جنگ بکنی چون در این صورت رومیان حمله می کنند و زن و بچه آنان را می کشند.

    مردم یمن را هم حرکت نده چون حبشه حمله می کند و یمن را قتل و غارت می کند. اگر مردم مدینه و مکه را بیرون ببری اعراب اطراف حمله می کنند و این دو شهر را غارت می کنند.

    تو خودت هم نرو بلکه به بصره نامه بنویس و تعدادی از آنان را به کمک مسلمانان بفرست. این نظر را عمر بن خطاب پسندید و گفت: نظر درست همین است و باید مطابق آن عمل کنم[1].

    حضرت علی(ع) در همین سخنان خود به این نکته هم اشاره کردند که ما در زمان پیامبر(ص)، با عدد و کثرت نیرو نمی جنگیدیم بلکه به یاری خدا می جنگیدیم و تو از کمی نیروهای مسلمان هراس نداشته باش.

    آن حضرت با این تدبیر، هم مسلمانان شام، یمن، مکه و مدینه را از خطر، و هم مردم ایران را از کشته شدن نجات دادند. زیرا اگر روم حمله می کرد، زن و بچه مسلمانان کشته می شدند.

    اگر حبشه حمله می کرد زن و بچه یمنی ها کشته می شدند و اگر اعراب اطراف مدینه و مکه به این دو شهر حمله می کردند باقیمانده مردم آنجا هم کشته می شدند.

    از سوی دیگر اگر این همه نیروی جنگی به طرف ایران حمله ور می شدند خدا می داند چه بلایی بر سر مردم ایران می آمد به جهت اینکه در آن زمان (زمان یزدگرد سوم آخرین شاه ساسانی)

    حکومت ایران بسیار ضعیف و در حال فروپاشی بود
    [2] و تعداد کمی از نیروهای مسلمان می توانستند آن را از بین ببرند و اگر به جای نیروهای مستقر در جبهه ایران، ده برابر آن نیرو می آمد،

    تلفات ایرانیان چند برابر می شد.


    بنابراین حضرت علی(ع) به عنوان امام معصوم که ولی، دلسوز و خیرخواه همه مردم جهان (حتی غیرمسلمانان و کافران) است، کاری کرد که این جنگ با کمترین خطر و کمترین تلفات به پایان برسد و چنین هم شد.

    از آنچه گذشت معلوم شد که در زمان حمله مسلمانان به ایران، تمدن ایران به حقیقت در حال ویرانی و نابودی بود و با آمدن اسلام، این تمدن جان تازه گرفت و به حیات خود ادامه داد.

    و این امر امکان پذیر نبود مگر با حسن تدبیر و مشورت های مشفقانه امام علی(ع). ===>

    این قسمت متن از خودمه ( واقعا هم راست میگن ؛ چون همه ی پادشاهان ایران که کوروش و داریوش نبودن .. )


    ادامه متن اصلی


    در جنگ اسلام با امپراطوری روم، از آنجا که امپراطوری روم یکی از دشمنان مهم اسلام بشمار می رفت، در زمان پیامبر اکرم (ص) همواره فکر ایشان متوجه آن بود.

    به همین جهت در سال 7 هـ.ق پیامبر (ص) گروهی را به فرماندهی جعفر بن ابیطالب برای جنگ با رومیان اعزام نمود که منجر به شهادت جعفر و جمعی دیگر شد.

    در سال 9 هـ.ق رسول گرامی اسلام (ص) با سپاهی مجهز به سمت "تبوک" حرکت کرد ولی بدون درگیری با سپاه روم به مدینه بازگشت.

    آن حضرت در آخرین روزهای عمر شان سپاه" اسامه" را مأمور مبارزه با رومیان کرد که قبل از حرکت سپاه اسلام، پیامبر(ص) رحلت کردند و این مأموریت انجام نشد .

    بعد از تثبیت حکومت ابوبکر در مدینه، ابوبکر در این زمینه با اصحاب پیامبر (ص) به مشورت پرداخت و هر کدام نظری دادند که مورد قبول خلیفه واقع نشد. سرانجام با حضرت علی (ع) در این زمینه مشورت کرد.

    حضرت وی را به اجرای دستور پیامبر (ص) تشویق نمود و بشارت داد که در جنگ با رومیان پیروز می شود، خلیفه از تشویق حضرت خوشحال شد و گفت: «فال نیک زدی و به ما مژده نیک دادی».[3]


    در مورد فتح بیت المقدس نیز وقتی خلیفه دوم با امام مشورت کرد،حضرت وی را به این جنگ تشویق کرد.[4] ( از آن زمان تا حالا نفوذ یهود وجود دارد که مانع این کار می شود .. ) .

    در سایر جنگها و لشگرکشی ها نیز اگر با آن حضرت مشورتی می شد ایشان با فهم و درایت کامل تمام جوانب کار را بررسی کرده و با در نظر گرفتن مصالح اسلام و مسلمین و همه مردم اظهارنظر می فرمودند.

    حتی با در نظر گرفتن مصلحت نسل آینده مثلا بعد از پیشروی نیروهای اسلام به سرزمین عراق، عده ای از عمر خواستند که آن زمین ها ی حاصلخیز را بین مسلمین تقسیم نماید و

    ملک شخصی افراد قرار دهد. عمر پیرامون تقسیم سرزمین عراق از امام (ع) مشورت خواست، امام فرمود: تقسیم این زمین ها بین نسل کنونی مسلمانان، برای نسل های آینده سودی ندارد...[5].


    تذکر نکاتی در اینجا سودمند است:



    1- به مقتضای ضوابط و ایدئولوژی اسلام؛ یعنی با توجه به محتوای دین اسلام -که مشتمل بر جهاد، دفاع، امر به معروف، نهی از منکر، دادخواهی و کمک به مظلومان و استضعاف زدایی و... است

    و سیره پیامبر(ص) و امامان(ع) می‏توان به این نتیجه رسید که جهاد و دفاع برای زدودن موانعی که در مسیر گسترش اسلام وجود دارد، تا حدودی، آن هم با وجود یک سری ضوابط و شرایط پذیرفته شده است.

    جنگ هایی که مورد تأیید اسلام است، جنگ‏های کشور گشایی و فتوحات پادشاهان نیست، بلکه مبارزات رهایی بخش است. شعار پیامبر اسلام(ص) شعار رستگاری، آزادی و

    آزادگی بشریت بود (قولوا لا اله الاّ اللَّه تفلحوا) و می‏کوشید با اقدامات فرهنگی مردم را به راه رستگاری رهنمون سازد
    . جنگ‏های پیامبر(ص) تنها برای رفع موانع بود،

    چون که دشمنان در مسیر فعالیت ‏های سازنده آن حضرت موانع ایجاد می‏کردند، حال اگر پیامبر(ص) موانع را از مسیر راه بر نمی‏داشت، نمی‏توانست به هدف‏های والای خویش که همان هدایت و رستگاری

    بشر بوده نایل گردد؛ به ناچار از استراتژی جهاد و دفاع بهره می‏گرفت تا مانع ‏های مسیر رشد زدوده و راه، برای سعادت و رستگاری هموار گردد.

    در واقع اسلام استفاده از قدرت نظامی را تنها در سه مورد روا می‏داند:

    الف- برای نابودی آثار شرک و بت پرستی. چون از نظر اسلام شرک و بت پرستی، انحراف و بیماری و خرافه است. از این رو پیامبر اسلام(ص) اوّل بت پرستان را از راه تبلیغ به سوی توحید دعوت می‏کرد،

    آن گاه که مقاومت کردند، به زور متوسّل شد.

    ب- برای نابودی نقشه‏ های دشمنان، کسانی که نقشه نابودی و حمله به مسلمانان را می‏کشند، اسلام دستور جهاد و توسل به قدرت نظامی بر ضد اینان را صادر کرده است.

    ( که حکومت ساسانی همین کار رو می خواست انجام بده )

    ج- برای آزادی در تبلیغ، زیرا هر آیینی حق دارد آزادانه و به صورت منطقی خود را معرفی کند و اگر کسانی مانع این کار شوند، می‏توان با توسل به زور این حق را به دست آورد.

    البته می‏توان همه این موارد سه گانه را در دایره دفاع از رشد و تعالی و کمال انسان‏ها قرار داد
    [6].

    2- از آنچه در باره نظر مشورتی حضرت علی (ع) بیان شد، بدست نمی آید که فتوحات انجام شده در زمان خلفا به طور مطلق مورد تأیید قوانین اسلام بوده و حضرت علی (ع) با همه کارهای انجام شده

    توسط خلفا در این فتوحات موافق بوده است یعنی اگر پیامبر(ص) زنده بود یا حضرت علی(ع) پس از پیامبر(ص)، به خلافت می‏رسید، یقینا فتوحات به آن صورتی که اتفاق افتاد، انجام نمی گرفت.

    بعبارت دیگر؛ توسعه ‏ی بی ‏برنامه ‏ی قلمرو اسلامی، و فقدان حضرت علی (ع) در راس حکومت، انحرافاتی را موجب گشت که یقینا با برنامه های حضرت علی (ع) تطابق نداشت.

    ما در اینجا به نمونه ای از این انحرافات اشاره می کنیم و بحث مفصل آن را به وقت دیگر موکول می کنیم:

    الف: طبقه ای در اجتماع اسلامی پیدا شده که به اسلام علاقه مند بود، به اسلام مؤمن و معتقد بود اما فقط ظاهر اسلام را می شناخت، با روح اسلام آشنا نبود؛ طبقه ای که هر چه فشار می آورد،

    فقط روی مثلاً نماز خواندن بود نه روی معرفت، نه روی شناسایی اهداف اسلامی.

    ب: فاصله گرفتن از عدالت اسلامی و رواج تبعیض، مثلا؛ موالی - غیر عرب ها - در عراق به عنوان شهروند درجه دوم شناخته می‏شدند و به همین دلیل از همان آغاز،

    به کارهای پر مشقّتی همچون اقامة السوق و عمارة الطریق یعنی چرخاندن و بر پای داشتن بازار و راهسازی به آنها واگذاری می‏شد».

    « در زمان خلیفه دوم عجمان را به مدینة الرسول راه نمی دادند و این در ظاهر به دلیل عدم آمیختگی آنها با عربها و نفوذ ایرانیان در مرکز اسلام صورت می‏گرفت.

    خلیفه وقتی دید که مردم در داشتن بردگان عجم دستشان باز است سزاوار نمی‏دید که با وجود آنها برده عرب وجود داشته باشد».

    ابن جریح می‏نویسد: «... وقتی خلیفه ثانی در طواف مشاهده کرد که دو نفر به زبان فارسی تکلم می‏کنند. بدانها گفت: به عربی سخن بگویند که اگر کسی به دنبال زبان فارسی رفته و آن را فرا بگیرد

    مروت او از میان خواهد رفت. و بنا به سنتی که خلیفه دوم نهاده بود عربان اجازه داشتند تا از عجمان زن بگیرند اما بدان ها زن عرب نمی‏دادند.


    به دنبال آن رویه، در زمان امویان فرزندان زنان عجم خلفا، استحقاق خلافت نداشتند. حجاج خلیفه وقت در عراق گفته بود: هیچ عجمی در کوفه نباید امام جماعت باشد.

    او حتی موالی را به زور به میدان جنگ می‏برد. و یا اینکه موالی معمولاً در جنگها مشارکت می‏کردند به هنگام تقسیم غنایم از اعراب سهم کمتری می‏گرفتند.

    ناگوارتر اینکه از آنچه به نام عطاء از بیت المال به مردم داده می‏شد به موالی سهمی داده نمی‏شد[7].

    و البته این امر موجب شد که مسلمانان از اسلام حقیقی، فاصله گرفته و گمان ‏کنند که اسلام، همان است که آنها دیده و شنیده ‏اند.

    و همین هم باعث شده بود که پس از فتوحات، شورش هایی در سرزمین های فتح شده پدید آید و از این جهت حضرت علی (ع) ناگزیر شد سپاهی را به قزوین و دو سپاه به خراسان اعزام کند و

    شهرهای خراسان از جمله نیشابور را دوباره فتح کند[8].

    نکته پایانی اینکه هدف حضرت علی (ع) در حکومت کوتاه خودش، همانا تصحیح انحرافاتی بود که بعد از پیامبر(ص) در امت محمدی پدید آمده بود.



    ویرایش توسط στρατιώτης-313 : 3rd April 2014 در ساعت 10:57

    همه بیاین تو ... میخواهیم امام زمان (عج) رو خوش حال کنیم
    ...







    گرگ ها زوزه می کشند ..


    قلب هامان با ترس می زند ..


    شیعه خانه ات دارد خراب می شود ..


    جان
    مادرت زهرا کمکمان کن ...


    نقشه ها دارند برایمان آقا ...




  12. 3 کاربر مقابل از στρατιώτης-313 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Arash 1990 (3rd April 2014), Persis (3rd April 2014), Raso8L (3rd April 2014)

  13. #7


    محل سکونت
    مشهد
    نام واقعی
    رسول
    استاتوس
    YAR
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    1,721
    تشکر
    3,879
    تشکر شده 1,649 بار در 876 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 50 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط PERSPOLISEE نمایش پست ها
    با اجازه رسول خان این مطلب رو می گذارم ...


    تا عده ای خاص دوباره شروع به یاوه گویی نکنند ...






    امام علی (ع) در قبال لشکرکشی خلفا به سایر کشورها چه موضعی داشتند؟




    آیا امام علی علیه السلام با لشکر کشی ابوبکر و عمر به سایر کشورها برای توسعه اسلام موافق بود؟




    پاسخ اجمالی





    درپاره‏ای از جنگها، مانند جنگ با ایران و روم و فتح بیتالمقدس امیرالمؤمنین«علیه السلام» مورد مشورت قرار ‏گرفت، ولی خود حضرت در جنگ حضور نداشتند.

    حضرت علی(ع) در چنین مواردی نه تنها براساس مصلحت اسلام و مسلمین که بر اساس مصلحت و منافع همه جامعه بشریت مخصوصا مستضعفین و مظلومین نظر خود را اعلام می فرمودند.

    در جنگ با ایران حضرت علی(ع) به عنوان امام معصوم که ولی، دلسوز و خیر خواه همه مردم جهان (حتی غیرمسلمانان و کافران) است با ابراز نظر مشورتی خود کاری کرد

    که این جنگها با کمترین خطر و کمترین تلفات به پایان برسد و چنین هم شد.

    البته باید توجه داشت که اگر پیامبر(ص) زنده بود یا حضرت علی(ع) پس از پیامبر(ص)، به خلافت می‏رسید، یقینافتوحات به آن صورتی که اتفاق افتاد، انجام نمی گرفت

    یعنی فتوحات انجام شده در زمان خلفا به طور مطلق مورد تأیید حضرت علی (ع) نبوده است.


    پاسخ تفصیلی


    خلفای وقت حضرت علی(ع) را کنار زدند و آن حضرت در زمان خلافت ابوبکر و عمر و عثمان خانه نشین بود. منتهی وقتی که آنان احتیاج پیدا می کردند

    از آن حضرت هم، نظر و مشورت می خواستند. امام علی(ع) نیز در چنین مواردی نه تنها براساس مصلحت اسلام و مسلمین که بر اساس مصلحت و منافع همه جامعه بشریت

    مخصوصا مستضعفین و مظلومین نظر خود را اعلام می فرمودند.

    درپاره‏ای از جنگها، مانند جنگ با ایران و روم امیرالمؤمنین«علیه السلام» مورد مشورت قرار ‏گرفت البته خود حضرت در جنگ حضور نداشتند.

    مثلا درباره نقش حضرت علی(ع) در فتح ایران و جنگ با ایران آورده اند که وقتی عمر بن خطاب فهمید که نیروهای ایرانی آماده حمله بزرگی می شوند به مسجد آمد و همه را دعوت کرد و از آنان نظر خواست.

    طلحه گفت: تو خودت به جبهه جنگ برو تا مسلمانان با دیدن تو قوی تر شوند و خوب بجنگند. عثمان گفت: همه مردم شام، همه مردم یمن، مردم مدینه و مردم مکه را حرکت بده و

    به جبهه جنگ برو تا مسلمانان با دیدن تو و اینهمه نیرو خوب بجنگند، عثمان نشست و دیگر کسی بلند نشد. عمر بن خطاب دوباره گفت: ای مسلمانان نظر بدهید.

    حضرت علی (ع) فرمود: این درست نیست که مردم شام را روانه جبهه جنگ بکنی چون در این صورت رومیان حمله می کنند و زن و بچه آنان را می کشند.

    مردم یمن را هم حرکت نده چون حبشه حمله می کند و یمن را قتل و غارت می کند. اگر مردم مدینه و مکه را بیرون ببری اعراب اطراف حمله می کنند و این دو شهر را غارت می کنند.

    تو خودت هم نرو بلکه به بصره نامه بنویس و تعدادی از آنان را به کمک مسلمانان بفرست. این نظر را عمر بن خطاب پسندید و گفت: نظر درست همین است و باید مطابق آن عمل کنم[1].

    حضرت علی(ع) در همین سخنان خود به این نکته هم اشاره کردند که ما در زمان پیامبر(ص)، با عدد و کثرت نیرو نمی جنگیدیم بلکه به یاری خدا می جنگیدیم و تو از کمی نیروهای مسلمان هراس نداشته باش.

    آن حضرت با این تدبیر، هم مسلمانان شام، یمن، مکه و مدینه را از خطر، و هم مردم ایران را از کشته شدن نجات دادند. زیرا اگر روم حمله می کرد، زن و بچه مسلمانان کشته می شدند.

    اگر حبشه حمله می کرد زن و بچه یمنی ها کشته می شدند و اگر اعراب اطراف مدینه و مکه به این دو شهر حمله می کردند باقیمانده مردم آنجا هم کشته می شدند.

    از سوی دیگر اگر این همه نیروی جنگی به طرف ایران حمله ور می شدند خدا می داند چه بلایی بر سر مردم ایران می آمد به جهت اینکه در آن زمان (زمان یزدگرد سوم آخرین شاه ساسانی)

    حکومت ایران بسیار ضعیف و در حال فروپاشی بود
    [2] و تعداد کمی از نیروهای مسلمان می توانستند آن را از بین ببرند و اگر به جای نیروهای مستقر در جبهه ایران، ده برابر آن نیرو می آمد، تلفات ایرانیان چند برابر می شد.

    بنابراین حضرت علی(ع) به عنوان امام معصوم که ولی، دلسوز و خیرخواه همه مردم جهان (حتی غیرمسلمانان و کافران) است، کاری کرد که این جنگ با کمترین خطر و کمترین تلفات به پایان برسد و چنین هم شد.

    از آنچه گذشت معلوم شد که در زمان حمله مسلمانان به ایران، تمدن ایران به حقیقت در حال ویرانی و نابودی بود و با آمدن اسلام، این تمدن جان تازه گرفت و به حیات خود ادامه داد.

    و این امر امکان پذیر نبود مگر با حسن تدبیر و مشورت های مشفقانه امام علی(ع). ===>

    این قسمت متن از خودمه ( واقعا هم راست میگن ؛ چون همه ی پادشاهان ایران که کوروش و داریوش نبودن .. )


    ادامه متن اصلی


    در جنگ اسلام با امپراطوری روم، از آنجا که امپراطوری روم یکی از دشمنان مهم اسلام بشمار می رفت، در زمان پیامبر اکرم (ص) همواره فکر ایشان متوجه آن بود.

    به همین جهت در سال 7 هـ.ق پیامبر (ص) گروهی را به فرماندهی جعفر بن ابیطالب برای جنگ با رومیان اعزام نمود که منجر به شهادت جعفر و جمعی دیگر شد.

    در سال 9 هـ.ق رسول گرامی اسلام (ص) با سپاهی مجهز به سمت "تبوک" حرکت کرد ولی بدون درگیری با سپاه روم به مدینه بازگشت.

    آن حضرت در آخرین روزهای عمر شان سپاه" اسامه" را مأمور مبارزه با رومیان کرد که قبل از حرکت سپاه اسلام، پیامبر(ص) رحلت کردند و این مأموریت انجام نشد .

    بعد از تثبیت حکومت ابوبکر در مدینه، ابابکر در این زمینه با اصحاب پیامبر (ص) به مشورت پرداخت و هر کدام نظری دادند که مورد قبول خلیفه واقع نشد. سرانجام با حضرت علی (ع) در این زمینه مشورت کرد.

    حضرت وی را به اجرای دستور پیامبر (ص) تشویق نمود و بشارت داد که در جنگ با رومیان پیروز می شود، خلیفه از تشویق حضرت خوشحال شد و گفت: «فال نیک زدی و به ما مژده نیک دادی».[3]


    در مورد فتح بیت المقدس نیز وقتی خلیفه دوم با امام مشورت کرد،حضرت وی را به این جنگ تشویق کرد.[4] ( از آن زمان تا حالا نفوذ یهود وجود دارد که مانع این کار می شود .. ) .

    در سایر جنگها و لشگرکشیها نیز اگر با آن حضرت مشورتی می شد ایشان با فهم و درایت کامل تمام جوانب کار را بررسی کرده و با در نظر گرفتن مصالح اسلام و مسلمین و همه مردم اظهارنظر می فرمودند.

    حتی با در نظر گرفتن مصلحت نسل آینده مثلا بعد از پیشروی نیروهای اسلام به سرزمین عراق، عده ای از عمر خواستند که آن زمین ها ی حاصلخیز را بین مسلمین تقسیم نماید و

    ملک شخصی افراد قرار دهد. عمر پیرامون تقسیم سرزمین عراق از امام (ع) مشورت خواست، امام فرمود: تقسیم این زمین ها بین نسل کنونی مسلمانان، برای نسل های آینده سودی ندارد...[5].


    تذکر نکاتی در اینجا سودمند است:


    1- به مقتضای ضوابط و ایدئولوژی اسلام؛ یعنی با توجه به محتوای دین اسلام -که مشتمل بر جهاد، دفاع، امر به معروف، نهی از منکر، دادخواهی و کمک به مظلومان و استضعاف زدایی و... است-

    و سیره پیامبر(ص) و امامان(ع) می‏توان به این نتیجه رسید که جهاد و دفاع برای زدودن موانعی که در مسیر گسترش اسلام وجود دارد، تا حدودی، آن هم با وجود یک سری ضوابط و شرایط پذیرفته شده است.

    جنگ هایی که مورد تأیید اسلام است، جنگ‏های کشور گشایی و فتوحات پادشاهان نیست، بلکه مبارزات رهایی بخش است. شعار پیامبر اسلام(ص) شعار رستگاری، آزادی و

    آزادگی بشریت بود (قولوا لا اله الاّ اللَّه تفلحوا) و می‏کوشید با اقدامات فرهنگی مردم را به راه رستگاری رهنمون سازد
    . جنگ‏های پیامبر(ص) تنها برای رفع موانع بود،

    چون که دشمنان در مسیر فعالیت‏های سازنده آن حضرت موانع ایجاد می‏کردند، حال اگر پیامبر(ص) موانع را از مسیر راه بر نمی‏داشت، نمی‏توانست به هدف‏های والای خویش که همان هدایت و رستگاری بشر بوده نایل گردد؛

    به ناچار از استراتژی جهاد و دفاع بهره می‏گرفت تا مانع ‏های مسیر رشد زدوده و راه، برای سعادت و رستگاری هموار گردد. در واقع اسلام استفاده از قدرت نظامی را تنها در سه مورد روا می‏داند: الف- برای نابودی آثار شرک و بت پرستی. چون از نظر اسلام شرک و بت پرستی، انحراف و بیماری و خرافه است. از این رو پیامبر اسلام(ص) اوّل بت پرستان را از راه تبلیغ به سوی توحید دعوت می‏کرد، آن گاه که مقاومت کردند، به زور متوسّل شد.

    ب- برای نابودی نقشه‏های دشمنان، کسانی که نقشه نابودی و حمله به مسلمانان را می‏کشند، اسلام دستور جهاد و توسل به قدرت نظامی بر ضد اینان را صادر کرده است.

    ج- برای آزادی در تبلیغ، زیرا هر آیینی حق دارد آزادانه و به صورت منطقی خود را معرفی کند و اگر کسانی مانع این کار شوند، می‏توان با توسل به زور این حق را به دست آورد.

    البته می‏توان همه این موارد سه گانه را در دایره دفاع از رشد و تعالی و کمال انسان‏ها قرار داد
    [6].

    2- از آنچه در باره نظر مشورتی حضرت علی (ع) بیان شد، بدست نمی آید که فتوحات انجام شده در زمان خلفا به طور مطلق مورد تأیید قوانین اسلام بوده و حضرت علی (ع) با همه کارهای انجام شده

    توسط خلفا در این فتوحات موافق بوده است یعنی اگر پیامبر(ص) زنده بود یا حضرت علی(ع) پس از پیامبر(ص)، به خلافت می‏رسید، یقینا فتوحات به آن صورتی که اتفاق افتاد، انجام نمی گرفت.

    بعبارت دیگر؛ توسعه ‏ی بی ‏برنامه ‏ی قلمرو اسلامی، و فقدان حضرت علی (ع) در راس حکومت، انحرافاتی را موجب گشت که یقینا با برنامه های حضرت علی (ع) تطابق نداشت.

    ما در اینجا به نمونه ای از این انحرافات اشاره می کنیم و بحث مفصل آن را به وقت دیگر موکول می کنیم:

    الف: طبقه ای در اجتماع اسلامی پیدا شده که به اسلام علاقه مند بود، به اسلام مؤمن و معتقد بود اما فقط ظاهر اسلام را می شناخت، با روح اسلام آشنا نبود؛ طبقه ای که هر چه فشار می آورد،

    فقط روی مثلاً نماز خواندن بود نه روی معرفت، نه روی شناسایی اهداف اسلامی.

    ب: فاصله گرفتن از عدالت اسلامی و رواج تبعیض، مثلا؛ موالی - غیر عرب ها - در عراق به عنوان شهروند درجه دوم شناخته می‏شدند و به همین دلیل از همان آغاز،

    به کارهای پر مشقّتی همچون اقامة السوق و عمارة الطریق یعنی چرخاندن و بر پای داشتن بازار و راهسازی به آنها واگذاری می‏شد».

    « در زمان خلیفه دوم عجمان را به مدینة الرسول راه نمی دادند و این در ظاهر به دلیل عدم آمیختگی آنها با عربها و نفوذ ایرانیان در مرکز اسلام صورت می‏گرفت.

    خلیفه وقتی دید که مردم در داشتن بردگان عجم دستشان باز است سزاوار نمی‏دید که با وجود آنها برده عرب وجود داشته باشد».

    ابن جریح می‏نویسد: «... وقتی خلیفه ثانی در طواف مشاهده کرد که دو نفر به زبان فارسی تکلم می‏کنند. بدانها گفت: به عربی سخن بگویند که اگر کسی به دنبال زبان فارسی رفته و آن را فرا بگیرد

    مروت او از میان خواهد رفت. و بنا به سنتی که خلیفه دوم نهاده بود عربان اجازه داشتند تا از عجمان زن بگیرند اما بدان ها زن عرب نمی‏دادند.

    به دنبال آن رویه، در زمان امویان فرزندان زنان عجم خلفا، استحقاق خلافت نداشتند. حجاج خلیفه وقت در عراق گفته بود: هیچ عجمی در کوفه نباید امام جماعت باشد.

    او حتی موالی را به زور به میدان جنگ می‏برد. و یا اینکه موالی معمولاً در جنگها مشارکت می‏کردند به هنگام تقسیم غنایم از اعراب سهم کمتری می‏گرفتند.

    ناگوارتر اینکه از آنچه به نام عطاء از بیت المال به مردم داده می‏شد به موالی سهمی داده نمی‏شد[7].

    و البته این امر موجب شد که مسلمانان از اسلام حقیقی، فاصله گرفته و گمان ‏کنند که اسلام، همان است که آنها دیده و شنیده ‏اند.

    و همین هم باعث شده بود که پس از فتوحات، شورش هایی در سرزمین های فتح شده پدید آید و از این جهت حضرت علی (ع) ناگزیر شد سپاهی را به قزوین و دو سپاه به خراسان اعزام کند و

    شهرهای خراسان از جمله نیشابور را دوباره فتح کند[8].

    نکته پایانی اینکه هدف حضرت علی (ع) در حکومت کوتاه خودش، همانا تصحیح انحرافاتی بود که بعد از پیامبر(ص) در امت محمدی پدید آمده بود.



    در زمان خلافت عمر بخش های کوچکی از ایران فتح شد و با فروپاشی ساسانیان و کشته شدن یزدگرد نیمه شرقی ایران با حکومتهای محلی اداره میشد
    فتح کامل ایران در زمان بنی امیه صورت گرفت


    نکته مهم اینجاست که قیام ایرانیان مثل ابومسلم یا بابک قیام علیه اسلام نبوده
    قیام علیه ظلم و تجاوز بوده
    کیست که نداند اعراب چه ها که نکردند با مردمان ایران زمین







    از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

    شیرم وجوی شغالان نبود ابخورم



  14. 2 کاربر مقابل از Raso8L عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Arash 1990 (3rd April 2014), στρατιώτης-313 (3rd April 2014)

  15. #8


    محل سکونت
    اراک
    نام واقعی
    محمد
    استاتوس
    خدایا زمین را با ظهور زنده کن؛ اللهم عجل لولیک الفرج ...
    بازیکن محبوب
    Mahdi Mahdavikia
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Portugal
    نوشته ها
    2,151
    تشکر
    6,948
    تشکر شده 3,746 بار در 1,604 ارسال
    Blog Entries
    1
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 66 تاپیک
    بله ..

    دقیقا ..


    این اعراب نگاه بدی داشتند ...


    می خواستند عقده هاشون رو خالی کنند ...

    البته متأسفانه این نگاه داره در جامعه ما هم بیشتر میشه ...

    همه ی انسان ها یکی هستند در پیشگاه خداوند ..


    یعنی مثلا خدا نمیگه که : چون این اروپاییه قشنگ تره من از این بیشتر خوشم میاد ..


    به هر حال امیدوارم هر چه زودتر این جاهلیت ها به همت مردم از شر جامعه ما کم بشه ...

    همه بیاین تو ... میخواهیم امام زمان (عج) رو خوش حال کنیم
    ...







    گرگ ها زوزه می کشند ..


    قلب هامان با ترس می زند ..


    شیعه خانه ات دارد خراب می شود ..


    جان
    مادرت زهرا کمکمان کن ...


    نقشه ها دارند برایمان آقا ...




  16. کاربر مقابل از στρατιώτης-313 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Raso8L (3rd April 2014)

  17. #9


    محل سکونت
    بابلسر روستای اسلام آباد
    نام واقعی
    روح الله بخشی
    استاتوس
    تو قلب من نوشته پرسپولیس سلطان عشقه
    شغل و حرفه
    كليه خدمات برق
    بازیکن محبوب
    ahmdareza abedzadeh
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Germany
    نوشته ها
    9,574
    تشکر
    15,818
    تشکر شده 8,517 بار در 3,761 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 28 تاپیک
    درود بر این دلاور مرد پارسی


    هادی جان ب گفتت 57 امتیازی شدیم ولی تقریبا همون 57 پاشنه آشیل قهرمان نشدنمون شد چون خوزستانی ها همون دقیقه گل زدن


    داش هادی تشکر میکنم ازت بابت اتحاد و هم دلی ک در تیم ایجاد کردی


  18. 2 کاربر مقابل از Arash 1990 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    στρατιώτης-313 (3rd April 2014), Raso8L (3rd April 2014)

  19. #10


    محل سکونت
    مشهد
    نام واقعی
    رسول
    استاتوس
    YAR
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    1,721
    تشکر
    3,879
    تشکر شده 1,649 بار در 876 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 50 تاپیک
    پیشگویی به بابک خرمدین گفت:در این مبارزه کشته خواهی شد

    بابک:میدانم.من سالها قبل خودم را در ارزوهایم کشتم اکنون روح ابومسلم خراسانی در وجود من فریاد میزند ومن وظیفه خود میدانم راه او را ادامه دهم







    از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

    شیرم وجوی شغالان نبود ابخورم



  20. کاربر مقابل از Raso8L عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    στρατιώτης-313 (3rd April 2014)

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا