یادداشت ویژه: دیوار برلین سالها است فروریخته
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: یادداشت ویژه: دیوار برلین سالها است فروریخته

  1. #1


    محل سکونت
    tehran
    نام واقعی
    امیر علی
    استاتوس
    ! Clash On
    شغل و حرفه
    بیکار
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Germany
    نوشته ها
    2,000
    تشکر
    7,644
    تشکر شده 4,903 بار در 1,631 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 66 تاپیک

    یادداشت ویژه: دیوار برلین سالها است فروریخته

    حالا هشت سال از آن روزهایی که لفظ غربی یا شرقی شنیده میشد گذشته و این دو واژه دیگر بی معنا هستند. گواه این موضوع هم این است که اکثریت هواداران عادی تیم ملی آلمان نمیتوانند به شما بگویند که تونی کروس تنها عضو تیم کنونی آلمان است که از شرق در میان ژرمنها حضور دارد.
    اولی هسه
    آی اسپورت- یوآخیم لوو یکشنبه شب، تقریباً یک ساعت پس از قهرمانی تیمش در جام جهانی 2014 گفت: «هیچ کسی به اندازه ما سزاوار کسب این قهرمانی نبود.» هوادارانی که از تلویزیون خانههایشان داشتند بازی را تماشا میکردند هم نمیتوانستند بیشتر از این با حرفهای لوو موافق باشند چون آنها دقیقا میدانستند که او دارد از چه چیزی حرف میزند. لوو درباره فینال یا تورنمنت حرف نمیزد. او از هشت سال گذشته میگفت. زمانی که او در ادامه مصاحبهاش گفت این قهرمانی مرهون تلاشهایی است که از هشت سال پیش آغاز شد، شنوندگان حرفهایش به یاد خاطره تلخ و دردناک ناکامی مرحله نیمهنهایی جام جهانی 2006 در خانه افتادند و صحنه تک گل اسپانیا به آلمان در فینال یورو 2008 از پیش چشمان شان گذشت. آنها به جام جهانی 2010 فکر میکردند زمانی که دلفریبترین تیم ژرمنها با اختلافی ناچیز به اسپانیا باخت و از رسیدن به فینال بازماند.
    آخر از همه نیز خاطره غم انگیز شکست به ایتالیا در نیمهنهایی یورو 2012 برایشان تداعی شد که زخمش هنوز کامل التیام نیافته بود. به خاطر همه اینها بود که آنها هنگام شنیدن حرفهای لوو سرشان را به نشانه تایید تکان میدادند. بله، هیچ کسی بیشتر از آلمان لایق قهرمانی در جام جهانی نبود. اما درباره بقیه چطور؟ درباره تمام چیزهای دیگری که مردم سایر کشورها از ما نویسندگان و خبرنگاران آلمانی درباره جام جهانی پرسیدهاند و کمتر ملموس بود؟ درباره سمبل گرایی، پیام مخفی چه؟ تمام اینها چه معنایی دارند؟ هیچ چیز. این فقط فوتبال است مردم. حتی نمیتوانم بشمارم تعداد دفعاتی را که درباره این تیم جدید، جوان و چندفرهنگی بهعنوان نمایندهای از یک کشور جدید، جوان و چند فرهنگی، از من سوال پرسیده شده است.



    سوال خوبی است چون اینطور نشان میدهد که خیلیها تاثیر این فاکتورها را بر عملکرد تیم میدانند. مسلما این طرز تفکر در ذهن مردم زیادی وجود داشت زمانی که تیم زیر 21 سالههای آلمان در سال 2009 قهرمان اروپا شد. شش بازیکن از آن تیم در همان تیمی بودند که یکشنبه شب در ماراکانا برابر آرژانتین بازی کردند و این همان چیزی بود که وولفگانگ نیرزباخ، رییس فدراسیون فوتبال آلمان با افتخار به آن اشاره میکرد. مهمتر از آن اما ساختار تیم 2009 بود. بازیکنان آن تیم، نژاد و ملیتهای مختلفی داشتند: روس (آندریاس یک)، لهستانی (سباستین بوئنیش)، غنا (پرومه بواتنگ)، نیجریه (دنیس آئوگو و چیندو ادو)، آمریکا (فابیان جانسون)، اسپانیا (گونسالوو کاسترو)، تونس (سامی خدیرا و آنیس بن هاتیرا) ایران (اشکان دژاگه)، ترک (مسوت اوزیل) همه این بازیکنان نتوانستند به تیم اصلی ژرمنها راه پیدا کنند و برخی از آنها حتی تصمیم گرفتند که برای تیمهای ملی دیگری بازی کنند اما به هرحال آن تیم، چندملیتیترین تیمی بود که به نمایندگی از آلمان در یک تورنمنت حضور پیدا میکرد و به طور گسترده بهعنوان نمایندهای برای تغییر اجتماعی محسوب میشد. چهار بازیکن از آن تیم همچنین مهرههای کلیدی تیم ملی آلمانی بودند که در جام جهانی 2010 آفریقا حضور داشتند: نویر، بواتنگ، اوزیل و خدیرا.
    این بدان معناست که اگر آلمان در آفریقای جنوبی تا کسب عنوان قهرمانی پیش میرفت و قهرمان میشد، کمی نمادگرایی به آن پیروزی گره میخورد. مردم به آن تیم نگاه میکردند و موفقیت آنها را موفقیت یک جامعه کاملاً چند ملیتی میدیدند. اکنون اما پس گذشت 5 سال از آن زمان، دیگر آن مساله، موضوع اصلی نیست. چنین مورد مشابهی را میتوان درمورد این واقعیت تکرار شده گفت؛ واقعیتی که میگوید پیروزی یکشنبه شب آلمان از اهمیت خاصی برخوردار است چون نخستین قهرمانی این کشور در جام جهانی پس از اتحاد دو نیمه شرقی و غربیاش بوده است.
    یک: البته ژرمنها شش سال بعد از فروپاشی دیوار برلین توانسته بودند قهرمان جام ملتها در انگلیس شوند. دو: برخی دیگر از ادوار جامهای جهانی در این زمینه بسیار مهمتر بودهاند.
    در سال 2002 مهمترین بازیکن تیم ملی آلمان، میشاییل بالاک اهل آلمان شرقی بود.همین موضوع درباره بهترین بازیکن میدان، برند اشنایدر هم صدق میکرد. بازیکنان دیگری هم مانند توماس لینکه یا ینس لمن بودند که در آن سوی دیوار برلین به دنیا آمده بودند، زمانی که این دیوار هنوز پابرجا بود. در حقیقت یکی از عناصر اصلی برنامه فدراسیون فوتبال آلمان تلاش آن برای تبدیل کردن تیم ملی این کشور به نمایندهای برای تیم یک کشور جدید، صمیمی، صلح دوست پس از اتحاد دو نیمه غربی و شرقیاش بود که مسلماً در رسیدن به آن موفق بود.





    حالا هشت سال از آن روزهایی که لفظ غربی یا شرقی شنیده میشد گذشته و این دو واژه دیگر بی معنا هستند. گواه این موضوع هم این است که اکثریت هواداران عادی تیم ملی آلمان نمیتوانند به شما بگویند که تونی کروس تنها عضو تیم کنونی آلمان است که از شرق در میان ژرمنها حضور دارد. او تنها دو ماه پس از فروپاشی دیوار برلین به دنیا آمد. زمانی که لوو گفت قهرمانیاش از هشت سال پیش استارت خورد، مطمئنا داشت به 16 سال پیش فکر میکرد. به آگوست سال 1998 که فدراسیون فوتبال آلمان دو برنامه بزرگ «پرورش استعدادها» را استارت زد. شاید بسیاری از مردم فراموش کرده باشند اما در واقع این برنامه به لطف توصیه برتی فوگتس آغاز شد. چهار سال بعد فاز دوم و معروفتر این برنامه آغاز شد و در سال 2002 به صورت علنی اعلام و از ماه سپتامبر به اجرا درآمد. استعدادها اما به تنهایی نمیتوانند برای شما قهرمانی در جام جهانی را به ارمغان بیاورند بلکه زمانی به درد میخورند که در قالب یک تیم درآیند و به آنها بگویید که چگونه باید بازی کنند.
    این همان کاری بود که یورگن کلینزمن و یوآخیم لوو در سال 2004 انجام دادند. آنها به تیم ملی آلمان هویت و شیوهای جدید دادند به طوری که در سالهای بعد مردم شروع به دوست داشتن آلمان کردند، به همان اندازه که قهرمانان معجزه برن سال 1954 را دوست داشتند. آلمان در فاصله سالهای 2010 تا 2012 به اوج محبوبیت خود رسید اما در دو سال گذشته شک و تردیدها دوباره افزایش پیدا کردند. زیاد بودند تعداد کارشناسانی که میگفتند آلمان یاد گرفته چگونه جذاب بازی کند اما فراموش کرده که چگونه باید ببرد. آنها بازیکنان را به بیانگیزگی متهم میکردند. لوو و بازیکنانش اما سرانجام طرز تفکر اشتباه منتقدان را به آنها ثابت کردند. قهرمانی در جام جهانی در وهله اول یک پیروزی برای آلمان جدید و متحد چند فرهنگی نبود بلکه یک پیروزی برای اعتباربخشی به فوتبال جدید آلمان بود.


  2. کاربر مقابل از Amir_Ali عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    AliReza (17th July 2014)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا