داستان زیبا عاشقانه دختر فداکار
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

موضوع: داستان زیبا عاشقانه دختر فداکار

  1. #1


    محل سکونت
    تعریف از خود نباشه ولی یه خوزستانی خون گرمم.
    نام واقعی
    khatereh
    استاتوس
    خدایا به امید تو ...
    شغل و حرفه
    کل کل !!!!
    بازیکن محبوب
    Omid Allishah
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Spain
    نوشته ها
    913
    تشکر
    2,671
    تشکر شده 1,843 بار در 536 ارسال
    Blog Entries
    1
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 5 تاپیک

    Post داستان زیبا عاشقانه دختر فداکار

    همسرم با صدای بلندی گفت : تا کی میخوای سرتو توی اون روزنامه فروکنی؟ میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟

    روزنامه را به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم.

    تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد. اشک در چشمهایش پر شده بود….

    ظرفی پر از شیر برنج در مقابلش قرار داشت.

    آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود.

    گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم، چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟

    فقط بخاطر بابا عزیزم. آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک کرد و گفت:

    باشه بابا، می خورم، نه فقط چند قاشق، همه شو می خوردم. ولی شما باید…. آوا مکث کرد.

    بابا، اگر من تمام این شیر برنج رو بخورم، هرچی خواستم بهم میدی؟

    دست کوچک دخترم رو که بطرف من دراز شده بود گرفتم و گفتم، قول میدم. بعد باهاش دست دادم و تعهد کردم.

    ناگهان مضطرب شدم. گفتم، آوا، عزیزم، نباید برای خریدن کامپیوتر یا یک چیز گران قیمت اصرار کنی.
    بابا از اینجور پولها نداره. باشه؟

    نه بابا. من هیچ چیز گران قیمتی نمی خوام.

    و با حالتی دردناک تمام شیربرنج رو فرو داد.

    در سکوت از دست همسرم و مادرم که بچه رو وادار به خوردن چیزی که دوست نداشت کرده بودن
    عصبانی بودم.

    وقتی غذا تمام شد آوا نزد من آمد. انتظار در چشمانش موج میزد.

    همه ما به او توجه کرده بودیم. آوا گفت، من می خوام سرمو تیغ بندازم. همین یکشنبه.

    تقاضای او همین بود.

    همسرم جیغ زد و گفت: وحشتناکه. یک دختر بچه سرشو تیغ بندازه؟ غیرممکنه. نه در خانواده ما. و مادرم با صدای گوشخراشش گفت، فرهنگ ما با این برنامه های تلویزیونی داره کاملا نابود میشه.
    گفتم، آوا، عزیزم، چرا یک چیز دیگه نمی خوای؟ ما از دیدن سر تیغ خورده تو غمگین می شیم.
    خواهش می کنم، عزیزم، چرا سعی نمی کنی احساس ما رو بفهمی؟

    سعی کردم از او خواهش کنم. آوا گفت، بابا، دیدی که خوردن اون شیربرنج چقدر برای من سخت بود؟

    آوا اشک می ریخت. و شما بمن قول دادی تا هرچی می خوام بهم بدی. حالا می خوای بزنی زیر قولت؟

    حالا نوبت من بود تا خودم رو نشون بدم. گفتم: مرده و قولش.

    مادر و همسرم با هم فریاد زدن که، مگر دیوانه شدی؟

    آوا، آرزوی تو برآورده میشه.

    آوا با سر تراشیده شده صورتی گرد و چشمهای درشت زیبائی پیدا کرده بود .

    صبح روز دوشنبه آوا رو به مدرسه بردم. دیدن دختر من با موی تراشیده در میون بقیه شاگردها تماشائی بود. آوا بسوی من برگشت و برایم دست تکان داد. من هم دستی تکان دادم و لبخند زدم.

    در همین لحظه پسری از یک اتومبیل بیرون آمد و با صدای بلند آوا را صدا کرد و گفت، آوا، صبر کن تا من بیام.

    چیزی که باعث حیرت من شد دیدن سر بدون موی آن پسر بود. با خودم فکر کردم، پس موضوع اینه.

    خانمی که از آن اتومبیل بیرون آمده بود بدون آنکه خودش رو معرفی کنه گفت، دختر شما، آوا، واقعا
    فوق العاده ست. و در ادامه گفت، پسری که داره با دختر شما میره پسر منه.
    اون سرطان خون داره. زن مکث کرد تا صدای هق هق خودش رو خفه کنه. در تمام ماه گذشته هریش نتونست به مدرسه بیاد. بر اثر عوارض جانبی شیمی درمانی تمام موهاشو از دست داده.
    نمی خواست به مدرسه برگرده. آخه می ترسید هم کلاسی هاش بدون اینکه قصدی داشته باشن
    مسخره ش کنن .

    آوا هفته پیش اون رو دید و بهش قول داد که ترتیب مسئله اذیت کردن بچه ها رو بده. اما، حتی فکرشو هم
    نمی کردم که اون موهای زیباشو فدای پسر من کنه .

    آقا، شما و همسرتون از بنده های محبوب خداوند هستین که دختری با چنین روح بزرگی دارین.

    سر جام خشک شده بودم. و… شروع کردم به گریستن. فرشته کوچولوی من، تو بمن درس دادی که فهمیدم عشق واقعی یعنی چی؟

    خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که آنجور که می خوان زندگی می کنن. آنها کسانی هستن

    که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر میدن.


    من دوسش داشتم .شما چی خوشتون امد؟
    [CENTER][SIZE=4][B][FONT=arial]خدایا ...جای سوره ای به نام عشق در قرآن تو خالیست...
    که اینگونه آغاز شود ...
    و قسم به روزی که دلت رامی شکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی [COLOR=#006633]داشت ... .


    👈👈👈خندوانه هرشب ساعت 11 از شبکه نسیم👉👉👉

  2. 15 کاربر مقابل از 1khatereh1 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Aliparsa (27th February 2012), Ali_70 (27th February 2012), amirhossein (1st March 2012), ghalbeghermez (1st March 2012), IMAN (29th February 2012), mahya-red (27th February 2012), mehdi persi (27th February 2012), RAINY GIRL (27th February 2012), RaMiN (27th February 2012), RezaMelo (27th February 2012), sara93 (27th February 2012), قرمزت (27th February 2012), Vahide (1st March 2012), yasaman (1st March 2012), ^@@^ (27th February 2012)

  3. #2


    محل سکونت
    تو لاک خودم
    نام واقعی
    Amin
    شغل و حرفه
    نوازنده گیتار , وبمستر
    نوشته ها
    1,965
    تشکر
    1,850
    تشکر شده 1,930 بار در 953 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    زیبا و تاثیر گذار ... مرسی
    رفیق ها سه دسته اند
    رفیق ایرانسلی ، که فقط ظاهرن هواتو داره ولی باطنن جیبت رو خالی میکنه
    رفیق همراه اولی ، که اسمش همراه اوله ولی جایی که لازمش داری همراه آخرت هم نیست
    رفیق تالیایی ، که میدونی همچین رفیقی هم هست ولی نمیدونی به چه درد میخوره
    بنازم به اون رفیق هایی که مثل تلفن ثابت قدیمی ، ماندگار و بدور از هرگونه طرح و رنگی هستن !

  4. کاربر مقابل از ^@@^ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    1khatereh1 (29th February 2012)

  5. #3


    محل سکونت
    وطنم
    نام واقعی
    sara
    شغل و حرفه
    دانشجو (برق)
    نوشته ها
    830
    تشکر
    2,451
    تشکر شده 607 بار در 327 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 4 تاپیک
    مرسی خاطره... قشنګ بود
    ای آزادی ، اگر به سرزمین ما آمدی ، با آگاهی بیا .
    تا بر دروازه های این شهر تو را با شمشیر گردن نزنیم
    تا در حافظه کند تاریخ نگذاریم تو را از ما بدزدند.
    آخر می دانی...
    بهای قدم های تو بر این خاک خون های خوب ترین فرزندان این سرزمین بوده است.
    بهای تو سنگین ترین بهای دنیاست.
    پس این بار با آگاهی بیا. با آگاهی...





  6. کاربر مقابل از sara93 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    1khatereh1 (29th February 2012)

  7. #4


    محل سکونت
    تهران
    نام واقعی
    ɱȀĦƔȺ
    استاتوس
    only GOD
    شغل و حرفه
    مهندس عمران محیط زیست،کاربر مسکن مهر
    بازیکن محبوب
    misagh memarzadeh
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    652
    تشکر
    498
    تشکر شده 825 بار در 274 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    خاطره عالی بود
    خدایا یادم بده،یادم باشه،یادت باشم

  8. کاربر مقابل از mahya-red عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    1khatereh1 (29th February 2012)

  9. #5


    محل سکونت
    ایران زمین
    نام واقعی
    IMAN
    استاتوس
    هنو اولشه...
    شغل و حرفه
    در ره طبابت
    بازیکن محبوب
    ahmdareza abedzadeh
    تیم های محبوب خارجی
    AC-Milan | Brazil
    نوشته ها
    6,990
    تشکر
    9,458
    تشکر شده 7,998 بار در 3,141 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 27 تاپیک
    مرسی خاطره....واقعا اشک به چشام آورد
    نه...!نه...!نه...!



  10. کاربر مقابل از IMAN عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    1khatereh1 (29th February 2012)

  11. #6


    محل سکونت
    بلند اسمان جایگاه من است
    نام واقعی
    R@MiN
    استاتوس
    چقدر زود دیر میشود
    شغل و حرفه
    کارم رنگه تخصصم موبایل فوتبال
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Argentina
    نوشته ها
    4,836
    تشکر
    18,749
    تشکر شده 16,554 بار در 3,918 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 59 تاپیک
    این داستان چیزی فراتر از عشق است .... شاید بتوان نامش را تعالی روح گذاشت

  12. کاربر مقابل از RaMiN عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    1khatereh1 (29th February 2012)

  13. #7


    محل سکونت
    گندم زااااااااااار
    نام واقعی
    اااااااااااااااااالهه
    استاتوس
    با یک فنجان قهوه هم می توان مست شد !!! اگر کسی که باید باش
    شغل و حرفه
    دااااااااااااانشجو
    نوشته ها
    137
    تشکر
    278
    تشکر شده 115 بار در 64 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    فوق العاده بود .......مرسی
    هرچه می روم، نمی رسم



    گاهی با خود فکر می کنم نکند من باشم،





    کلاغ آخر قصه ها...!







    بی دلیلی گاهی ، بهترین دلیل ِ دنیاست
    مثل ِ من و تو
    من و تو که بی دلیل از هم بریدیم !


  14. کاربر مقابل از RAINY GIRL عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    1khatereh1 (29th February 2012)

  15. #8


    محل سکونت
    شهر باران های نقره ای
    نام واقعی
    reza
    استاتوس
    عاشق که بشی حالت میشه مثل من...
    بازیکن محبوب
    afshin peyrovani
    تیم های محبوب خارجی
    Bayern-Munich | France
    نوشته ها
    1,242
    تشکر
    726
    تشکر شده 1,651 بار در 586 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    خيلي خيلي زيبا بود (يه مدت بود دلم گريه ميخواست ولي اشكم در نمي اومد ممنون كه كمكم كردي خاطره جان)
    سالهاست کفه ترازویم تعادل ندارد

    دستهایم خالی ...

    دلم پر ...







  16. کاربر مقابل از RezaMelo عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    1khatereh1 (29th February 2012)

  17. #9


    محل سکونت
    تهران-پونک
    نام واقعی
    مهدی
    شغل و حرفه
    ساختمان سازی
    نوشته ها
    244
    تشکر
    139
    تشکر شده 327 بار در 120 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    مرسی زیبا بود
    نیمی از جهان، افرادی هستند که چیزی برای گفتن دارند و نمی توانند بگویند و

    نیم دیگر افرادی هستند که چیزی برای گفتن ندارند ولی همیشه حرف میزنند ….....
    (رابرت فراست)

  18. کاربر مقابل از mehdi persi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    1khatereh1 (29th February 2012)

  19. #10


    محل سکونت
    تعریف از خود نباشه ولی یه خوزستانی خون گرمم.
    نام واقعی
    khatereh
    استاتوس
    خدایا به امید تو ...
    شغل و حرفه
    کل کل !!!!
    بازیکن محبوب
    Omid Allishah
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Spain
    نوشته ها
    913
    تشکر
    2,671
    تشکر شده 1,843 بار در 536 ارسال
    Blog Entries
    1
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 5 تاپیک
    قابل همگی تون رو نداره .
    [CENTER][SIZE=4][B][FONT=arial]خدایا ...جای سوره ای به نام عشق در قرآن تو خالیست...
    که اینگونه آغاز شود ...
    و قسم به روزی که دلت رامی شکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی [COLOR=#006633]داشت ... .


    👈👈👈خندوانه هرشب ساعت 11 از شبکه نسیم👉👉👉

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا