يونايتد تاکنون نتوانسته با سيستم 2-1-4-3 محبوب لوييس فانخال هماهنگ شود.

از سیستم جدید منچستر یونایتد این طور برمیآید که این تیم تا زمان تطبیق بازیکنان با آن، در دفاع مشکل خواهد داشت، اما همچنین لحظات درخشانی از بازی ترکیبی از سه بازیکن کلاس جهانی آنها در خط حمله را نیز شاهد خواهیم بود. اما تاکنون تنها پیشبینی اول به حقیقت پیوسته است.

مشکلات یونایتد با سیستم ۲-۱-۴-۳ بیشتر از هر جا خود را در عملکرد بالهای کناری آنتونیو والنسیا و اشلی یانگ نشان میدهد. یانگ در تقابلهای یک در برابر یک با ویل باکلی، بال راست خطرناک ساندرلند عصبی به نظر میرسید و پاسهای او در عقب میدان با تعلل زیاد همراه بود. والنسیا نیز روی گل تساوی از جک رادول جا ماند، هر چند که پیشتر با عبور از مدافع حریف و ارسال یک پاس عرضی زمینی موقعیت گل را برای خوان ماتا پدید آورده بود.

سه مدافع میانی فانخال نیز کارکرد خوبی نداشتند و خروج کریس اسمالینگ پیش از پایان نیمهی اول کار را برای آنها خرابتر کرد. آنها هم عصبی به نظر میرسیدند و بعضا تصمیمات عجیب و غریبی میگرفتند. برای مثال تایلر بلَکت بازیکن جوان ۲۰ سالهی این تیم روی یک ضربهی آزاد از کنارهها پنج متر از سایر بازیکنان عقبتر ایستاده و کاملاً آفساید را پر کرده بود.

در خط حمله نیز از فانپرسی، رونی و خوان ماتا بازی ترکیبی دیده نمیشد. نبود بازی بدون توپ و عدم حرکت در خلاف جهت هم از سوی فانپرسی و رونی باعث شد فضا برای نفوذ در اختیار یونایتد قرار نگیرد. فانخال باید بیش از همه نگران خط حملهی خود باشد، زیرا او با انتخاب این سیستم قصد داشته تا ماتا، رونی و فانپرسی را در پست دلخواهشان به کار بگیرد و این سیستم با بقیهی بازیکنان منچستر تطبیق ندارد. حال اگر این سه بازیکن نمایش خوبی نداشته باشند، استفاده از سیستم ۲-۱-۴-۳ بیهوده خواهد بود. این در حالیست که با آمدن احتمالی دیماریا این سیستم بیش از پیش کارایی خود را از دست خواهد داد.

با این حال تنها دو بازی از فصل گذشته و تغییر سیستم به زمان بسیار بیشتری نیاز دارد. هر چند که دلایل زیادی برای خوشبینی به منچستر یونایتد وجود ندارد.