شانزده دلیل برای «میوه فروش» شدن به جای «مهندس نرم افزار» شدن!
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: شانزده دلیل برای «میوه فروش» شدن به جای «مهندس نرم افزار» شدن!

  1. #1


    محل سکونت
    ایران زمین
    نام واقعی
    IMAN
    استاتوس
    هنو اولشه...
    شغل و حرفه
    در ره طبابت
    بازیکن محبوب
    ahmdareza abedzadeh
    تیم های محبوب خارجی
    AC-Milan | Brazil
    نوشته ها
    6,990
    تشکر
    9,458
    تشکر شده 7,998 بار در 3,141 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 27 تاپیک

    شانزده دلیل برای «میوه فروش» شدن به جای «مهندس نرم افزار» شدن!


    1- عدم وجود گارانتی: بعد از فروش نرم افزار باید آن را گارنتی کنی. برخلاف بسیاری از مشاغل که شما بابت گارانتی پول اضافه میگیرد و نزد خود نگه میدارید، در نرم افزار بر عکس عمل می شود و این کارفرمای شماست که از شما تضمین (درصدی از قرارداد، چک تضمین، سفته و یا ضمانتنامه بانکی یا همه مواد) میگیرد. در حالیکه میوهفروشی گارانتی ندارد، جنس فروخته شده پس گرفته نمیشود.


    2- بازه کوتاه زمان فروش: یک پروژه نرمافزاری ماهها طول میکشد و باعث فرسایش نیروی کار میشود در حالیکه در میوهفروشی، صبح زود بار میوه و سبزی میآوری، حداکثر تا ظهر سبزی ها تمام میشود، میوهها هم بسته به محیط شما، در مدت زمان کوتاهی فروش میروند و شما باز هم بار جدیدی میآورید.


    3- تغییر نیاز ندارید: رایج است که نیازهای مشتری، تازه زمانی آشکار میشود که شما نرمافزار را فروختهاید و مشتری متوقع است که در چارچوب همان قرارداد تغییرات اعمال شود، حتی اگر ماهیت تغییر کند. اما در میوهفروشی، خریدار که از مغازه خارج شد شما دیگر مسؤولیتی ندارید، اگر تصمیمش عوض شد، شما نگران نیستید، یک کالای جدید به وی میفروشید.


    4- عدم ارجاع محصول: در نرمافزار اگر محصول شما کار نکرد و یا قدیمی شد مشتری یا ارجاع میدهد و یا دیگر سراغش نمیآید، در میوهفروشی شما میوه سالم را به مردم به قیمت گران، میوه نیمه خراب را ارزانتر به مردم کم درآمدتر و احتمالا میوه کاملاً خراب را به آبمیوه فروشیها و نمیدانم لواشک سازیها میفروشید!


    5- واسطهگری به جای تولید: در میوهفروشی شما محلی برای عرضه کالاهای دیگران هستید، معمولاً افزایش قیمت بین میدان میوه و ترهبار با مغازه شما چند برابراست. اما در نرمافزار شما تولید میکنید و دردسرهای آن را دارید، تازه در انتها و پس از کسر انواع مالیات و بیمه هزینه تولید را در بیاورید خیلی هنر کرده اید!
    6- مدیریت نیروی انسانی، خیر!: شما در شرکت نرمافزاری با نیروی لوس و نازک نارنجی کارشناس سر و کار دارید که کافی است یک کم ناراحت شود، هوس کانادا به سرش می زند، اما در میوهفروشی یکی دو کارگر از برادران افغانی میگیرید، مثل ساعت برای شما کار میکنند و غر که نمی زنند هیچ با همه سختیها هم میسازند.


    7- فصلی بودن کار، تعطیل: در تولید و فروش نرمافزار شما وابسته به زمان هستید، برای مثال دولتیها معمولاً در ماههای خاصی خرید بیشتری میکنند، یا در فروردین و اردیبهشت شما با افت فروش مواجه میشوید، اما در میوهفروشی هر فصلی میوه خودش را دارد و شما آن را میآورید، هر میوهای هم طرفدار خاص خودش را دارد و شما تقریباً در همه سال فروش خود را یکنواخت خواهید داشت. شب عید ها هم که جای خودش را دارد و شما پوست خلایق را حسابی خواهید کند.


    8- بازار دائمی: نرمافزاریها مانند یک کارگر ساختمانی هستند، باید ساختمانی ساخته شود تا به آنان نیاز باشد، وقتی بودجه it کشور صفر شود که نمیتوان پروژهای تعریف کرد که نرمافزاری روی آن کار کند، چون هنوز از دیدگاه اغلب تصمیم گیرندگان ما، نرمافزار یک کار تشریفاتی است. اما میوهفروشی نیاز روز مردم است، همه، هر روز خرید خودشان را دارند، وضع مردم بد هم بشود باز هم مهمانی میآید که شما وادار شوید حتما میوه خوب بخرید.


    9- درهم است: در نرمافزار شما قاصر هستید از اینکه به یک مشتری بفهمانید نرمافزار با نرمافزار متفاوت است. چون با یک چیز انتزاعی طرف است، بین نرمافزاری حسابداری 5 هزارتومانی با حسابداری 10 میلیون تومانی فرقی قائل نیست. در حالیکه در میوهفروشی، مشتری تفاوت سیب با سیب را در مییابد و اگر دنبال کیفیت خوب است پولش را هم میپردازد.


    10- شما فقط میوه را میفروشید: در نرمافزار وقتی شما نرمافزاری عرضه میکنید، داستان عرضه خدمات پس از فروش شروع میشود، آموزش کاربران (بعضا واقعا تعطیل!) تبدیل اطلاعات و انتقال آنها از سیستم قدیمی به جدید، عرضه سختافزار، نگرانی از کارکردن نرم افزار روی هر نوع سخت افزار آشغالی که مشتری به شما میدهد و… اما در میوهفروشی، شما فقط میوه را میفروشید، اینکه هندوانه را چطور می خورند، گیلاس را چطور؟ اینکه آیا مشتری ظرف مناسبی برای نگهداری میوه دارد و یا خیر نیز به شما ربطی ندارد.


    11- یک بار برای همیشه، هرگز: نرمافزار را که میفروشید مشتری توقع دارد این نرم افزار مادام العمر باشد برایش، به سادگی حاضر نیست قرارداد پشتیبانی و ارتقاء نرم افزار ببندد، اما همه میدانیم که یک میوه را برای همه سال نمیتوان نگه داشت، خورده میشود بالاخره! باید میوه جدیدی خرید!


    12- باگ: خرابی میوه نگرانی ندارد، روشهای نگهداری میوه معلوم است و اگر شما یک کم تجربه پیدا کنید میتوانید به سادگی آن را نگهداری کنید، اما در نرمافزار آنقدر مشکلات متعدد و متفاوت پیش می آید که شما گیج میشوید که این خطا از کجاست و راه حلش چطور است؟ مناطق بحرانی، آنقدر خطایابی را سخت می کنند که شما نیاز به فاز مجزایی برای آن پیدا میکنید و هزینه زیادی برای هر خطا می پردازید، تازه تضمینی وجود ندارد که همه خطا ها را پیدا کرده باشید و روز تحویل به مشتری، جلوی چشم وی، آنقدر سیستم خطا می دهد که شما آب می شوید و زمین دهان باز میکند و شما را میبلعد.


    13- آن که خربزه میخورد پای لرزش مینشیند: شما مسؤول نحوه استفاده مشتری از میوه نیستید، مهم نیست برایتان که در عزا بخورند یا در عروسی، مهم نیست که به طرف نمی سازد یا می سازد. اما در نرمافزار، کافی است از نرمافزار شما سوء استفاده شود، نمیدانم چرا یقه شما را می گیرند که چرا از طریق نرمافزار شما به ما آسیب وارد شد، چرا هک شد، چرا ….؟


    14- دوره بازپرداخت سریع: در میوهفروشی به محض فروش میوه پولتان را می گیرید، اما در نرمافزار تازه پروژه را که تحویل دادید و صورتجلسه کردید، باید بدوید به دنبال پولتان، آنقدر این پول دادن دیر و تکه تکه می شود که به نوش داروی پس از مرگ سهراب میماند، به شکلی که بعضی وقت ها بی خیال پولتان می شوید.


    15- تنوع مشتری: شما در یک شرکت نرمافزاری با طیف خاصی از مشتری سروکار دارید، یا دولتی یا خصوصی یا آموزشی یا… اما در میوهفروشی شما قیدی برای مشتری ندارید، زن و مرد، کوچک و بزرگ، دارا و ندار، پیر و جوان، شهری و روستایی،… همه به نوعی مشتری شما هستند، آن هم مشتری دائمی که از همه چیز میگذرد الا از خوردن!


    16- کپی رایت: در میوهفروشی نمیتوانید یک میوه را بخرید و تکثیر کنید ولی نرمافزار را میتوانید، خوب هم می توانید. اگر تولید کننده ناراحت هم شد مهم نیست، چون یا قانون کافی نداریم و یا آنقدر این قضیه پیچیده است که شما بی خیال می شوید.
    نه...!نه...!نه...!



  2. 6 کاربر مقابل از IMAN عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    kingmrq (1st March 2012), RASOOL 9 (1st March 2012), RezaMelo (1st March 2012), sahar1 (1st March 2012), sara93 (1st March 2012), ^@@^ (1st March 2012)

  3. #2


    محل سکونت
    کهکشان راه شیری
    نام واقعی
    رسول
    استاتوس
    روزی تو خواهی آمد از کوچه های باران ...
    بازیکن محبوب
    mohsen khalili
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Germany
    نوشته ها
    2,568
    تشکر
    2,773
    تشکر شده 7,119 بار در 1,945 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 49 تاپیک
    17)جایگاه اجتماعی میوه فروش بالاتر است چون بقیه به جای او فکر میکنند و او فقط خوب پول خرج میکند(این یعنی میوه فروش باقلواست) ولی یک مهندس نرم افزار خودش فکر میکند و توقع دارد صفر و یک های فکرش رابقیه بفهمند و عمل کنند (این یعنی مهندس نرم افزار گوشت تلخه)!


  4. کاربر مقابل از RASOOL 9 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    IMAN (1st March 2012)

  5. #3


    محل سکونت
    اینجا!!!
    نام واقعی
    Nazanin
    استاتوس
    و خدایی که در این نزدیکی ست...
    شغل و حرفه
    د ا ن ِ ش ج و
    بازیکن محبوب
    ahmdareza abedzadeh
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    4,520
    تشکر
    4,596
    تشکر شده 7,517 بار در 2,242 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 12 تاپیک
    بیچاره مهندسای نرم افزار!!!!

  6. #4


    محل سکونت
    تو لاک خودم
    نام واقعی
    Amin
    شغل و حرفه
    نوازنده گیتار , وبمستر
    نوشته ها
    1,965
    تشکر
    1,850
    تشکر شده 1,930 بار در 953 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    واقعا همین طوره ! هیچ کدوم از مهندسای نرم افزار تو شاخه ی اصلی تحصیلیشون مشغول کار نیستن ...
    رفیق ها سه دسته اند
    رفیق ایرانسلی ، که فقط ظاهرن هواتو داره ولی باطنن جیبت رو خالی میکنه
    رفیق همراه اولی ، که اسمش همراه اوله ولی جایی که لازمش داری همراه آخرت هم نیست
    رفیق تالیایی ، که میدونی همچین رفیقی هم هست ولی نمیدونی به چه درد میخوره
    بنازم به اون رفیق هایی که مثل تلفن ثابت قدیمی ، ماندگار و بدور از هرگونه طرح و رنگی هستن !

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا