به نظر مي رسد ماجراي کي روش در حال تبديل شدن به يک غده سرطاني براي فوتبال ايران است و اگر از من بپرسيد مي گويم هيچکدام از مسئولين دلشان با کي روش نيست و به همين دليل کار به گونه اي جلو مي رود که تيم ملي بيشترين ضرر ممکن را روي دست همه مي گذارد



به نظر مي رسد ماجراي کي روش در حال تبديل شدن به يک غده سرطاني براي فوتبال ايران است و اگر از من بپرسيد مي گويم هيچکدام از مسئولين دلشان با کي روش نيست و به همين دليل کار به گونه اي جلو مي رود که تيم ملي بيشترين ضرر ممکن را روي دست همه مي گذارد .از ليوان و اينکه دست چه کسي است که بگذريم مي رسيم به حرف کفاشيان در برنامه نود که مي گفت دلم راضي به قرارداد با کي روش نيست .در آنسو وزير محترم ورزش هم با دست پس مي زند و با پا پيش مي کشد تا کي روش و همه اين هفتادو اندي ميليون نفر ندانند که بالاخره اهتمامي براي عقد قرارداد با کي روش هست يانه؟ درواقع مسئولان در رودربايستي مردم و رسانه ها قرار گرفته اند وگرنه کي روش را تا کنون صد بار دست به سر کرده بودند! در آن سوي ميدان کي روش هم پيشنهاد هاي خوبي ندارد و بهترين و تنها پيشنهاد او ليدز يونايتد دسته يکي انگلستان است که لقمه دندان گيري محسوب نمي شود و اصالتا به همين دليل است که او هم عقد قرارداد با ايران را هنوز روي ميز نگه داشته و پرونده اش را نبسته است! با اين حال آنچه امروز ضرر رسان است بلاتکليفي تيم ملي ايران است .در واقع به نظر مي رسد دو طرف ميز مذاکره مستطيل شکل به کندي حرکت مي کنند و هر دو منتظر کوچکترين عکس العمل طرف مقابل هستند و در اين مسير کوچکترين خطايي هم مرتکب نمي شوند .در اين سوي ميدان فرکي گزينه اول جانشيني در ميان مربيان داخلي است که گزينه بدي نيست و کارنامه خوبي هم دارد و تجربياتش و رفتارش همگي در ميان مربيان داخلي او را اصلح کرده است اما مخالف و موافق آنقدر زياد است که فضا نه براي کي روش و نه براي فرکي خوب نيست چرا که طرفين اين مجادله کم مانده به يکديگر ناسزا بگويند. مشکل کفاشيان اما حل شدني است .او به نظر ما بايد دنبال يک مربي خوب خارجي که مقبوليت هم داشته باشد بگردد تا تيم ملي را به او بسپارد و در اين ميان بکوشد تا فضا را براي وي آماده کند .يکي از اين فضاسازي ها مي تواند جوانگرايي در تيم ملي و پايين آوردن سطح توقع و البته آينده نگري براي جام 2018 باشد که مي تواند التهاب ها را پايين بياورد چرا که هم کي روش و هم فرکي و هم هر کس ديگري که سکان هدايت تيم ملي را دراختيار بگيرد با توقع زياد مخالفانش مواجه است که اين بزرگترين دشمن تيم ملي ايران خواهد بود چرا که هر نتيجه اي به جز قهرماني با تيم بزرگسال دعواها و گفتم گفتم ها را به اوج مي رساند و مربي را چه داخلي و چه خارجي در فشار سنگيني قرار مي دهد که نمي توان در آن فشار کار را جلو برد .به زعم نگارنده کفاشيان کاملا باهوش است و مي داند چه مي کند و چه مي خواهد انجام بدهد .او فعلا زمان را به بازي گرفته تا شايد کي روش خودش برود و يا اينکه فشارها وزير را راضي به ماندن کي روش کند که در هر دو صورت او تا حدودي برنده اين بازي خواهد بود .هرچه هست اين بيشتر به بازي بزرگان مي ماند بازي پراز سياستمداري و زمان سنجي ! شايد هم بيشتر شبيه 5+1 باشد آنجا که کي روش و رسانه ها و مردم و بازيکنان تيم ملي و برخي مربيان وطني يک طرف هستند و وزارت ورزش بدون اينکه رو بازي کند طرف ديگر اين ميز! غافل از اينکه استراتژي فدراسيون و اجراي آن توسط مربي تيم ملي با هر نامي که دارد از اسامي مهمتر است .مثلا استراتژي جوانگرايي در جام ملتها مي تواند مهمتر از اسم سرمربي باشد .به هر حال طلاي زمان در حال نابودي است و به سود رقبا جلو مي رود .با اين زمان سوزي و جماعت مخالف يکديگر و در حاليکه مربيان رقباي ما در جام ملتها و البته مقدماتي جام جهاني 2018 معلوم و مشخص هستند ما فقط متضرر مي شويم چه با کي روش يا بدون آن! بايد ديد نهايت اين بازي بزرگان کجاست؟ليگ به هفته هشتم رسيد و هيچکس نگاه خريدارانه اي به اين جوانان که در حال دويدن هستند نداشته است و اين خودش ضرري بزرگ است .