«درخشان» در یک برزخ واقعی
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: «درخشان» در یک برزخ واقعی

  1. #1


    محل سکونت
    اینجــــا♥
    نام واقعی
    هـــــانــیـه
    استاتوس
    یه روز خوب میاد:)
    شغل و حرفه
    دانـشـجــــو
    بازیکن محبوب
    ali daei
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    2,674
    تشکر
    2,597
    تشکر شده 6,643 بار در 2,106 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 66 تاپیک

    «درخشان» در یک برزخ واقعی






    آنهایی که سن کمی دارند یا مسن اند اما برخی نکات گذشته را از یاد برده اند، نمی دانند که اولین تجربه سرمربیگری حمید درخشان در پرسپولیس به اواسط دهه 1370 برمی گردد. وقتی استانکو پوکله پوویچ کروات که پرسپولیس را در لیگ دسته اول کشور در فصلی بسیار طولانی 74-1373 به عنوان قهرمانی رساند، بر اثر بروز مشکلاتی سرخ ها را در اواسط فصل بعدی ترک گفت، این دستیار اول و جوان او حمید درخشان بود که جانشین او و سرمربی قرمزها و هدایتگر تیمی شد که امثال دایی، باقری، عابدزاده و مهدوی کیا در آن توپ می زدند. با هدایت درخشان قرمزها پیروزی زمان استانکو را که به نظر می رسید به اندازه گذشته مورد تایید امیر عابدینی مدیرعامل وقت پرسپولیس نیست، تکرار کردند. هم شرایط ویژه آن فصل و هم شهامت عابدینی که هنوز تبدیل به مدیرعامل عجیب و غریب سال های اخیر داماش نشده بود، در رویکرد به درخشان سبب شکوفایی زودهنگام یک مربی جوان شد. مربی که حتی نوع بازی اش چه در پست هافبک چپ که شروع راه او در فوتبال بود و چه هافبک وسط که بعدا به سمت آن میل کرد و همسو با افزایش تجربه وی در این پست بود، نشان می داد او از آن معدود بازیکنانی است که در زمین کاری بسیار بیشتر از یک بازیکن انجام می دهند؛ او مدیریت به خرج می داد بازی را اداره می کرد، خط حرکت تیم را مشخص می ساخت و برای هر مقطع از مسابقه فکری داشت. او بازیکن – مربی تیم بود. در یک کلام او «حمید درخشان» بود.



    20 سال بعد


    20 سال بعد در حالی که نسل جدید اصلا نمی دانند درخشان مربی و هدایتگر بازیکنی بوده که حالا وی را به صلاحیت نداشتن در گرفتن جایش در پست سرمربیگری پرسپولیس متهم می کند، وی سرمربی سرخ ها در یک موقعیت کاملا متفاوت شده است. او نه آن حمید فنی و رعنایی است که حدود 40 سال پیش از تیم دسته سومی مزدا و از طریق درخشش در تیم ملی جوانان ناکام سال 1977 ایران (آن تیم به فینال مسابقات آسیایی در تهران رسید ولی به عراق باخت) به جمع سرخ ها رسید و به لطف تکنیک درخشانش تبدیل به یک پروین کوچک شد و بازی فنی اش در لب خط چپ زمین ها همگان را مسحور کرد و نه هافبکی که 15 سال بعد از آن، پس از فارغ شدن از بازی در لیگ های عربی حوزه خلیج فارس به فوتبال کشورمان بازگشت و هم در پرسپولیس یک سکاندار شد و هم علی پروین سرمربی وقت و توامان پرسپولیس و تیم ملی با توجه به تجربه بی کران وی از او در پست کاپیتانی تیم ملی در دور مقدماتی نافرجام جهانی 1994 استفاده کرد.




    ریسک بالا


    او اینک درخشانی است که نسل جدید فقط در سایه رکوردهای متوسط وی در زمان هدایت تیم هایی معمولی همچون پیکان، شاهین بوشهر، داماش گیلان و سقف پرواز اندک آن تیم ها وی را برای هدایت تیم پرسپولیس گزینه ای نامناسب می دانند و نسل گذشته هم به سبب اختلافاتی که بین خودشان است، بر او به طور یکپارچه مهر تایید نمی زنند. در حالی که نسل جدید ترجیح می داد که مثلا کرانچار و فرکی سرمربی پرسپولیس شوند و نسل قدیم نیز مربی شدن خودشان را بیشتر و بهتر برمی تابند(!). درخشان در یک برزخ واقعی و در ریسکی که احتمال موفقیت آن اندک و امکان چهار میخ شدن خودش به دیوار بسیار بیشتر است، پذیرفته است که قرمزها را از باقیمانده مسیر لیگ چهاردهم که مثل دهلیز برخی فیلم های ترسناک سرشار از شوک های شدید است، عبور بدهد و اصلا دور از ذهن نیست که جان به سلامت بدر نبرد.




    دیگر وقتی باقی نبود

    اینکه چرا درخشان این ریسک با درصد بالا را پذیرفته، به مسائل متعددی مربوط می شود و یکی از اصلی ترین آنها این است که او اعتقاد داشت و دارد این شاید آخرین باری باشد که شانس هدایت این تیم به وی روی می کند. در 18، 19 سالی که بین مرتبه قبلی سرمربیگری او و دوره فعلی زمامداری اش در جمع سرخ ها فاصله افتاد، درخشان به صدها راه ناتمام پای گذاشت و تیم هایی را تحویل گرفت که شاید از بدو استقرارش در آنها می دانست آینده ای در آنها ندارد و آن تیم ها به سبب دلایلی چون کمبود نفرات درجه اول به جایی نمی رسند، امروز به او خرده می گیرند که چرا بیلان موفقی در تیم های تحت هدایتش نداشته است اما یک سوی دیگر حقیقت آن است که آن تیم ها با هیچ مربی دیگری هم به جایی نرسیدند.









  2. کاربر مقابل از H A N I Y E H عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    Amir_Ali (18th September 2014)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا