آن چه در 90 دیشب گذشت...
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: آن چه در 90 دیشب گذشت...

  1. #1


    محل سکونت
    SHIRAZ
    نام واقعی
    s A r A
    استاتوس
    عجب دنیای کوچیکی...
    شغل و حرفه
    DANESHJOO
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Germany
    نوشته ها
    9,478
    تشکر
    32,276
    تشکر شده 35,728 بار در 9,569 ارسال
    یاد شده
    در 2 پست
    برچسب زده شده
    در 68 تاپیک

    آن چه در 90 دیشب گذشت...



    هفته گذشته گزارشی در اکثر رسانه های ورزشی کار شد که در آن به درآمدهای نجومی صداوسیما ازپخش هر برنامه نود اشاره شده بود. حالا فکرش را بکنید توی همچین شبی که فرهاد مجیدی هم قرار است مهمان برنامه باشد و طبعا مخاطبانی بیشتری پای برنامه اند و اصلا شاید تبلیغات گران تر هم باشد، صداوسیما یک نماآهنگ از مجتبی کبیری را قبل برنامه روی آنتن برده است! ظاهرا آن ها می خواهند نشان بدهند که این حرف ها برای شان مهم نیست.

    - نود با 13 دقیقه تاخیر روی انتن می رود. همان اولِ کار، نام فرهاد مجیدی به عنوان مهمان برنامه مطرح می شود. خبری که از دیروز تقریبا همه مخاطبان نود از آن باخبر شده اند. فرهاد قرار است 45 دقیقه آخر روی آنتن ظاهر بشود. سوال نظرسنجی هم تمام قد در اختیار اوست و به معرفی بهترین گل او می پردازد. آیا استقلالی ها به گزینه ای غیر از گل حساس سالِ 89 و دربیِ 69 رای می دهند؟ به احتمال فراوان شیت رضایی هم این گزینه را انتخاب خواهد کرد!



    - بازی های تیم ملی در اردوی وزینِ پرتغال در سطح بسیار بالایی برگزار شده اند. حالا شما مدام انتقاد کنید اما نامِ کدام تیم ملی در جهان به اندازه اشتوریل کلاس دارد؟

    - تقریبا در همه برنامه های نود، کارشناس های داوری صحبت های شان را با پیام تسلیت آغاز می کنند. حالا شاید دیگر وقتش رسیده حقیقتا نگران جامعه داوری و وضعیت رشد جمعیت اش باشیم.


    - شاهکار گزارشگر بازی صبا در جام حذفی در نحوره معرفی ساکت الهامی، جالب ترین بخش نود درجه است. گزارشگر اردبیلی دستیار مرفاوی را «الهام ساکت» معرفی می کند تا فردوسی پور به این بهانه به عضوِ زن کادر چلسی اشاره کند و تصویر اوا کارنیرو را پخش کند. پزشکی که این روزها بار دیگر به شدت مورد توجه رسانه های ورزشی جهان قرار دارد.

    - رفتن عباس زاده به سمت رختکن بعد از تعویض برابر کارگر بنه گز بوشهر و بازگشت او به نیمکت، حاشیه های خاص خودش را دارد. او بعدتر عنوان کرده بود که به سمت سرویس های بهداشتی رفته و به سرعت خودش را به نیمکت رسانده است. همین چند روز قبل بود که لوئیس سوارز در جریان بازی تیم ملی کشورش با عربستان دست به چنین کاری زد و بعد از رختکن بار دیگر به زمین بازگشت. عباس زاده البته باید همه عادت های سوارز از جمله گاز گرفتن را در دستور کار خود قرار ندهد!


    -همزمان با حضور فرهاد مجیدی در نود، رادیو هفتی ها نیز شهاب حسینی را برای مصاحبه توی استودیو دارد. شهاب هم درست مثل فرهاد بعد از مدت ها تن به مصاحبه تصویری داده. حالا که فیس بوک آی اسپورت به آن وضعیت درآمده، همین جا نظرسنجی می کنیم، آن هایی که می گویند فرهاد، لایک. طرفداران شهاب کامنت، دوستداران ابراهیم تهامی هم دست به هیچ حرکتی نزنند!



    - تصویربرداری بازی فجرسپاسی و استقلال خوزستان در نوع خود بی نظیر بوده است. شیرازی ها به اندازه ای از سطح اول لیگ دور شده اند که ترجیح می دهند همه چیز را در یک نمای لانگ شات دنبال کنند و تحرک زیادی هم به دوربین ندهند.


    - برای آنکه کمی به نگاه آنلاین به نود تنوع ببخشیم، این بار دیگر به بخش های غیرفوتبالی آیتمِ همچنان عجیب تقویم 90 ایراد نمی گیریم! این بخش این بار اشاره های فوتبالی خوبی هم دارد، از گلی که سرنوشت ساشا ایلیچ را به شکل عجیبی تغییر داد تا بازی دراماتیک و فراموش نشدنی ایران و قطر و کام بک تماشایی ایران و البته مسابقه معروف و پرحاشیه پرسپولیس و سایپا که علیرضا حقیقی را در فوتبال ایران مطرح کرد. گلر خوش تیپی که حالا دروازه بان اول تیم ملی ایران است.

    -یک کلیپ رمانتیک از لحظات ویژه فرهاد مجیدی، آغازکننده گفتگوی فردوسی پور با چهره محبوب استقلالی هاست. برای اولین بار در تاریخ 90، عادل سن واقعی مهمان اش را نمی پرسید و طبعا سوالِ همیشگیِ «از کجا شروع کردی» هم در برنامه مطرح نمی شود. فردوسی پور خیلی زود می رود سراغ اصل ماجرا و از کلاس های مربیگری می پرسد. واضح است که این گفتگو هم مثل سایر گفتگوهای مجری نود نظم ساختاری خاصی ندارد و خیلی زود ویدئو محور خواهد شد. با این وجود، دلتنگی اهالی فوتبال برای مجیدی، همین صحبت ها را هم حاص می کند. خاص، مثل خود او شماره هفت اش


    - بخشی از نریشن امشبِ نود برای فرهاد درباره آن گل تاریخی زا بخوانید. به قلمِ پژمان راهبر:

    فرهاد مجیدی یکی است . یکی که یکهو از ثانیه های واپسین یک دربی ظهور کرد . با همه آن "آهای فرهاد مجیدی" ها ، او تولد را گذاشته را بود به یک بازی خاص . جایی که این طور توپ را بردارد و ببرد تا گوشه و شش قدم و بعد ، مثل یک گلادیاتور کاردرست خونسرد نیزه آخر را به گرده حریف بزند . این همان توپی است که غلت زد وبه نمایندگی از میلیون ها تور دروازه پرسپولیس را بوسید . این خود تاریخ بود . لحظه فتح یک جنگ خونین هزارساله .


    -«استقلالی ها رخصت، به پرسپولیس می روم!». مجیدی این جمله را تکذیب می کند. جمله ای که در سال 1377 از قول او در روزنامه خبرورزشی چاپ شده بود و در سال های اخیر، رو شده بود تا موضوع خوبی باشد برای کنایه زدن به استقلالی ها. فرهاد ماجرای قرمز بودن پدر یا مادرش هم را به کلی رد می کند. ماجرایی که عادل اصرار دارد این بازیکن در سال 75 در یک برنامه به آن اعتراف کرده است. حافظه کدام یک از آنان دارد درست تر کار می کند؟


    در اولین سال های ورود به فوتبال، حتی اصرارهای مجیدی هم موجب نمی شده علی آذری او را سوار موتور براوو کند. ستاره جوان استقلال ناچار بوده مسیر زیادی را پیاده برود و بعد با بلیت های یک تومانی اتوبوس به خانه برود. این بخش از صحبت های فرهاد گوش های احسان علیخانی را تیز می کند!

    - گفتگوی نود هنوز از بخش ویدئوچک خارح نشده است! فردوسی پور و رفقا گل های هر سال فرهاد را روی ال سی دی مرور می کنند. عادل هر از گاهی نیز روی این گل ها به نتیجه ای تازه می رسد. مثلا:«قیچی هم خوب می زدی، هد هم عالی می زدی!».


    - اولین راز مگوی فرهاد در نود، به یکی از شادی های گل او برمی گردد. او به این نکته اشاره می کند که شادی گل این سال هایش اشاره به دو فرزندش هستند اما بهانه آن شادیِ شیک قدیمی؟ این موضوع همچنان یک راز باقی خواهد ماند.

    -مجیدی به گفته خودش همه بازی های تیم ملی را می بیند اما تا به جال نام علیرضا جهانبخش را هم نشنیده است. ظاهرا او حتی بازی های ایران در جام جهانی را هم نهایتا تا دقیقه 70 دنبال کرده است!

    - خب، حالا دیگر گفتگو بالاخره در مسیر داغ شدن قرار گرفته است. در کنار عذرخواهی مجیدی از جهانبخش، این بازیکن باز هم ماجرای نزدیک شدنش به پرسپولیس را تکذیب می کند و دست روی خاطره جالبی می گذارد:«آقای فردوسی پور، پدر شما 10 سال قبل توی دوبی به من گفت که عادل هر بازی با پرچم پرسپولیس به تشویق این تیم می رفتید!». علاقه فردوسی پور به پرسپولیس در کودکی البته داستان تازه ای نیست اما این زاویه از طرفداری اش را پیش تر نشنیده بودیم.


    -داستان شادی گل عجیب مجیدی در الوصل بعد از آن ضربه ایستگاهی دیدنی، موضوع پرسش نود از اوست. پاسخ فرهاد ساده است. اینکه آن فرد رئیس باشگاه بوده و به بازیکنان گفته بوده اند که بعد از گلزنی باید حتما از پیراهنی که زیر پیراهن اصلی پوشیده اند رونمایی شود. اینکه اگر آن اتفاق هم رخ نمی داد، مشکل خاصی برای این بازیکن ایجاد نمی شد و البته اینکه او تصور نمی کرده واکنش ایرانی ها تا به این اندازه منفی باشد.

    -همه آنچه دارد در نود می گذرد به کنار، سوپرگل مراون فلینی برای من یونایتد برابر وست بروم را کجای دلمان بگذاریم؟ آیاجهان امشب به پایان می رسد؟

    -بیشتر واکنش های شبکه های اجتماعی به حضور امشب مجیدی در نود، به داستان او و جهانبخش اشاره دارد. پراستفاده ترین توئیت مربوط به این موضوع می شود که استعدادیاب اسپانیول، بهترین استعداد این سال های ایران را نمی شناسد!


    - پسوندِ مجیدی، نام یکی از روستاهای قائم شهر را تداعی می کند. خود او البته محدوده جغرافیایی ماجرا را به ساری محدود می کند!


    -شماره 7 اسطوره ای آبی ها، برای اولین بار قصد دارد در مورد دلیل ترک استقلال و حضور در الغرافه و البته دلیل خداحافظی از فوتبال حرف بزند اما همه صجبت های او به همین جمله کلی ختم می شوند که در استقلال فضا برای او مهیا نبوده است. مجیدی البته داستان حضور در قطر به خاطر فرزندانش را رد می کند و می گوید:«آقایان برای پوشاندن ضعف های شان در این باره دروغ گفته اند». خب، «آقایان» یعنی فتح الله زاده و «ضعف ها» یعنی همان دلیل و بهانه جدایی!

    - این ها که 4 نفر بودند، 40 هزار نفر هم که می آمدند من به استقلال برمی گشتم! این واکنش مجیدی است به افرادی که حضور او در تیم قلعه نویی را با توجه به شعارهای مرتبط با مکتب حجازی نمی پسندیدند. تاکید او بر عدد 4 هم در نوع خود جالب است.

    -درگیری های انتهای بازی صعنت ساری و ملوان، یکی از مهیج ترین بخش های نود امشب است. به ویژه برای مخاطبانی که قصد داشتند شبکه را عوض کنند و یکی از فیلم های جکی چان را تماشا کنند اما انرژی لازم برای انجام این کار را نداشتند!


    - فرهاد دو ساعت تمام روی صندلی نود حاضر بود اما این گفتگو هم در مجموع، همه آن چیزی نیست که مخاطبان نود توقع اش را داشتند. اصرار عادل به پخش ویدئو به جای سوال پرسیدن از یک سو و تاکید فرهاد بر تکذیب یک جمله قدیمی، شاید از دلایل مهم هیت نشدن مصاحبه بودند.

    - هزینه بسته شدن تیم پیام چغادک بیست تا سی میلیون است. قبل از آنکه نگران وضعیت این تیم باشیم، باید مصاحبه سرمربی کیان بختیار را تماشا کنیم که مدعی است تیمش 2 میلیون پول هم ندارد و بازیکنان اش شام و نهارِ قرضی می خورند! فارغ از اینکه اساسا مفهمومی به نام شامِ قرضی چطور تعریف می شود، باید به این نکته توجه کرد که اساسا دنیا برای همه فوتبالیست ها به کام نیست.


    - این قسمت نود، دقایقی پس از پایان گفتگو با فرهاد تمام می شود. این در حالی است که در سرتاسر برنامه، حتی کوچکترین اشاره ای به مهم ترین موضوع این روزهای فوتبال ایران نشد. همین امروز بود که به درخواست فدراسیون، جلوی ورود دوربین های تلویزیونی به کنفرانس های خبری را گرفتند و ظاهرا قرار است مسابقات این هفته نیز روی آنتن نروند. با این وجود فردوسی پور و نود به سبب وجهِ صداوسیمایی شان، احتمالا اجازه پرداختن به موضوع حق پخش را نداشتند. اتفاقی که پیش تر نیز رخ داده بود و این بار به نظر می رسد فرهاد مجیدی، پوششی برای پوشش ندادن این ماجرا شد.

    آی اسپورت


  2. 2 کاربر مقابل از s A r A عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    NA3R (21st October 2014), V a H i D (21st October 2014)

  3. #2


    محل سکونت
    SHIRAZ
    نام واقعی
    s A r A
    استاتوس
    عجب دنیای کوچیکی...
    شغل و حرفه
    DANESHJOO
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Germany
    نوشته ها
    9,478
    تشکر
    32,276
    تشکر شده 35,728 بار در 9,569 ارسال
    یاد شده
    در 2 پست
    برچسب زده شده
    در 68 تاپیک

    برنامه نود این هفته در حالی با کمی تاخیر روی آنتن رفت که بیشتر وقت و انرژی خود را روی مهمان ویژه خود یعنی فرهاد مجیدی متمرکز کرده بود و همچنان مانند هفته های گذشته هیچ اشارهای به موضوع مهم ماجرای حق پخش تلویزیونی نکرد.

    به گزارش تابناک، در حالی که مهمترین اتفاقات فوتبالی هفته گذشته اردوی تیم ملی در پرتغال و بازیهای مرحله یک شانزدهم جامحذفی بود برنامه نود شب گذشته روی مهمان ویژه خود یعنی فرهاد مجیدی حساب ویژهای باز کرده بود و سوال پیامکی این برنامه هم به انتخاب «به یاد ماندنیترین گل فرهاد مجیدی» اختصاص داشت و بینندگان نود باید از میان یکی از سه گل فرهاد مجیدی به اتریش با پیراهن تیم ملی. گزینه دوم به زمانی مربوط می شد که فرهاد در تیم العین بازی میکرد.در آن بازی هم مجیدی یکی از گلزنان بازی بود که در دقیقه 87 موفق شد دروازه دالیان را باز کند.

    اما اشتباهی که عادل و دوستانش درباره این گل مرتکب شدند این بود که مجیدی گل قهرمانی العین را در آسیا نزد. او سومین گل تیمش را به ثمر رساند و با توجه به برتری العین در مجموع دو بازی رفت و برگشت آنها با گلی که فرهاد زد راهی بازی فینال شدند.

    با این حال عادل در گزینه هایش که با عنوان به یادماندنی ترین گل فرهاد مجیدی مطرح شده بود نوشته بود:«گل قهرمانی العین در آسیا.»اتفاقی که باعث شد مجری برنامه نود در روی آنتن از همه عذر خواهی کند.

    سومین و پر اقبالترین گل مجیدی هم در میان گلهای انتخابی وی گلی بود که در دربی ۶۹ برابر پرسپولیس و در دقایق پایانی با یک کورس دیدنی با شیث رضایی به ثمر رسید و منجر به ایجاد آن شعار معروف «آی بدو آی بدو» شده بود.

    اگرچه اولین گزارش پخش شده از نود دیشب ماجرای اردوی تیم ملی در پرتغال بود اما نود و فردوسی پور خیلی گذرا به این ماجرا پرداختند و نه بازیهای تیم ملی و نه حریفان آن چندان در این برنامه مورد ارزیابی قرار نگرفتند. دومین بخش برنامه، نود درجه بود. در این بخش بالا رفتن تماشاگران گل گهر از فنس و حتی پاره کردن فنس ها بعد از پیروزی برابر سپاهان، اخطار داوران به توپ جمع کن گل گهر به خاطر وقت کشی، تغییر نام ساکت الهامی به الهام ساکتی توسط گزارشگر اردبیلی در بازی صبای قم با شهرداری اردبیل و همچنین موهای محمد عباس زاده مهاجم پرسپولیس و قهر و بهانه این بازیکن سوژه شد.

    پس از پخش چند بازی مهم جام حدفی و کارشناسی داوری صحنههای آن توسط محمد فنایی، کارشناس داوری این برنامه گزارش تقویم نود پخش شد. در تقویم این برنامه چند دربی مورد توجه قرار گرفته بود. دربی 23 مهرماه 1375 که پرسپولیس با گل ادموند بزیک با یک گل استقلال را شکست داد. دربی 25 مهرماه 1382 که استقلال با نتیجه 2 بر یک پرسپولیس را شکست داد. این اولین دربی قلعه نویی در قامت سرمربی استقلال بود. همچنین عیسی ترائوره اولین بازیکن خارجی بود که در دربی گلزنی کرد. دربی 23 مهرماه 1389 که با گلزنی فرهاد مجیدی و ماجرای شیث رضایی شناخته شده است، در این تقویم دیده شد. علاوه بر این شکست تیم ملی فوتسال ایران برابر ایتالیا در جام جهانی فوتسال هم در این قسمت پخش شد.

    با پخش یک گزارش از فرهاد مجیدی که مانند گزارشهای چند وقت اخیر فردوسی پور نگاه متفاوتی به این بازیکنان باشگاه استقلال داشت گفتوگوی طولای فردوسیپور و فرهاد مجیدی آغاز شد. کاپیتان پیشین تیم فوتبال استقلال که چند سال پیش خداحافظی غافلگیرکنندهای از فوتبال داشت، به مرور خاطرات 23 سال فوتبالش پرداخت. وی که اصرار داشت هیچ وقت تمایلی به حضور در پرسپولیس نداشته و هیچ یک از اعضای خانوادهاش هم طرفدار این تیم نبودهاند، تاکید کرد بهترین گلی که در طول دوران فوتبالش به ثمر رسانده، گل دقیقه 90 در دربی شصت و نهم بود که باعث شد استقلال با همان گل پرسپولیس را شکست دهد.




    فرهاد مجیدی درباره وضعیتش در این روزها بعد از خداحافظی از فوتبال اظهار کرد: از سن 14 سالگی فوتبال را شروع کردم و تا 37 سالگی بازی کردم. طبیعی است که دلم برای فوتبال تنگ شده است ولی نیاز به استراحت داشتم.

    وی درباره حضورش در کلاسهای مربیگری تاکید کرد: تنها هدفم همین است. یکی از دلایلی که از فوتبال خداحافظی کردم همین بود. من در کلاسهای مدرک B کشور انگلیس شرکت کرده ام ولی برای کلاسهای مدرک A گزینش دارند. تلاش دارم مدرک A را در یکی از کشورهای پرتغال یا اسپانیا این دوره را بگذرانم.

    کاپیتان پیشین استقلال درباره اینکه در یکی از باشگاههای اسپانیایی هم فعالیت میکند، گفت: یکی از دوستانم با یکی از مدیران اسپانیایی دوست بود و برای همین قرارداد همکاری امضا کردیم. آنها یک آکادمی فوتبال در سن نوجوانان و جوانان دارند و قرار شد یکسری بازیکن از کشورهای خاورمیانه و نه صرفا ایران به این آکادمی بفرستیم تا سه ماه در این آکادمی باشند.

    مجیدی در پاسخ به سئوال این برنامه مبنی بر بهترین و به یادماندنی ترین گل خود، گفت: همان گزینه سوم (گل به پرسپولیس در دربی 69) کافی است. این گل را خیلی دوست دارم. وی درباره اینکه گفته بود پدرش پرسپولیسی است، تصریح کرد: خیر، اتفاقا او سخت استقلالی بود. خانواده ما کلا استقلالی هستند. استقلالی شدنم به خاطر داییهایم بود.

    مجیدی با تکذیب تیتر روزنامه خبر ورزشی (استقلالی ها رخصت، به پرسپولیس میروم) گفت: من چنین حرفی نزدم و این استنباط خودشان بود. البته زمان امیر عابدینی با من برای حضور در پرسپولیس صحبت شد ولی من هیچ وقت به آن فکر نکردم. وی همچنین درباره دو نوع شادی گل خود اظهار کرد: یکی از شادی های گلم را نمیتوانم بگویم ولی آن یکی شادی (بوسیدن دو دست) برای بچه هایم تیام و امیر بردیا است.

    بازیکن محبوب استقلالیٰها در پاسخ به سئوالی مبنی بر بازی های کم در تیم ملی، تصریح کرد: من دوست داشتم در تیم ملی باشم ولی دعوت نمیشدم. نمیخواهم آن مسئله را خیلی باز کنم. مردم خودشان خوب همه چیز را متوجه میشوند. متاسفانه در ورزش ما رابطه جای ضابطه را گرفته است. مجیدی افزود: من بهترین بازیکن خارجی لیگ امارات بودم ولی حتی به تیم ملی دعوت هم نمیشدم. با این حال هیچ وقت برای بازی در تیم ملی به هیچکس متوسل نشدم. خیلیها هم بودند که لیاقتش را داشتند ولی مرا دعوت نمیکردند. "شاید بازی شما به بازی تیم ملی نمی خورد چون در همان بازیهایی هم که به میدان رفتید عملکرد خوبی نداشتید". مجیدی در واکنش به این صحبت عادل فردوسی پور گفت: مگر شما بازیها را آنالیز کردید؟ در کل به من در سطح ملی میدان ندادند. زیاد هم به این موضوع اعتراض نداشتم.

    دوست داشتم در اروپا بمانم

    وی درباره اینکه شاید اگر در تیم راپید وین اتریش میماند و به امارات نمیرفت شانس بیشتری برای بازی در تیم ملی داشت، تصریح کرد: این مورد دست من نبود. من بازیکن استقلال بودم و در فصل دوم چون باشگاه با تمدید قرارداد موافقت نکرد و پیشنهاد خوبی هم از امارات رسید، به این کشور رفتم. خودم دوست داشتم در اروپا بمانم. کاپیتان پیشین استقلال افزود: البته آن موقع با وجود اینکه در تیم ملی و استقلال بودیم ولی در اروپا آماتور بودیم. ما اصول حرفهای را یاد نگرفته بودیم. آن موقع اولین سالهای فوتبال ما بود و مسائل مالی هم برایمان مهم بود. با این حال الان به بازیکنان جوان توصیه میکنم به اروپا بروند و اواخر فوتبالشان به کشورهای عربی بروند. در این هنگام فردوسی پور به حضور بازیکنانی مثل مهدی مهدوی کیا و علیرضا جهانبخش در تیمهای نه چندان مطرح اروپایی اشاره کرد و مسیر پیشرفت آنها را مثال زد. نکته عجیب اینکه مجیدی گفت: من علیرضا جهانبخش را نمی شناسم ولی بازیکنانی که در سن 32 و 33 سالگی هستند می توانند در کشورهای عربی بازی کنند!

    وی درباره اینکه مگر بازیهای تیم ملی را دنبال نمیکند که جهانبخش را نمیشناسد، گفت: چرا من همه بازیها را دنبال میکنم ولی حضور ذهن نداشتم. از جهانبخش هم عذرخواهی میکنم!

    جنجال یک تیتر و افشاگری مجیدی درباره عادل!



    در بخش دیگری از برنامه، عادل فردوسی پور اعلام کرد یکی از خبرنگاران پیشین روزنامه خبر ورزشی صحبتهای مجیدی مبنی بر حضورش در پرسپولیس را تایید کرده است. وی به نقل از این خبرنگار گفت که "مجیدی به ناصر احمدپور سردبیر روزنامه گفته بود این صحبت را تیتر کن تا بتوانم طلبم را از استقلالیها بگیرم". این صحبت با واکنش فرهاد مجیدی مواجه شد. وی گفت: نمی شود که به صحبتهای دیگران استناد کرد. 10 سال پیش پدر شما به من گفت که پسرانم (عادل و برادرش) وقتی کم سن و سالتر بودند به ورزشگاه میرفتند و پرسپولیس را تشویق میکردند. فردوسی پور هم در این هنگام این صحبت را تکذیب کرد و گفت که اصلا رنگ بندی فوتبال در برنامهاش تاثیری نداشته است.

    بازیکن پیشین استقلال که حضور در تیم های عربی را در سن کم غیرمنطقی عنوان کرد در مورد حضور در تیم الوصل امارات و همبازی بودن با دو بازیکن دیگر ایرانی و اختلافاتی که بین آنها وجود داشت گفت: من با علیرضا نیکبخت واحدی خیلی صمیمی بودم. با حامد کاویانپور هم مشکلی نداشتم. فرهادی مجیدی در مورد پیراهنی که پس از گلزنی در تیم الوصل بر تن داشت و عکس یک مدیر عربی روی آن حک بسته بود گفت: آن بازی همزمان با نمی دانم چندمین سال تاسیس باشگاه بود و از سوی مسئولان این پیراهن در اختیار همه بازیکنان قرار گرفته بود و قرار بود هر کسی گل زد این پیراهن را نشان دهد. آن عکس هم مربوط به موسس باشگاه الوصل بود و هیچ شخصیت سیاسی نبود.

    مجیدی در ادامه برنامه دست بردار فردوسی پور نبود. او درباره تیتر روزنامه خبر ورزشی گفت: حالا شما که به جراید استناد کردید اجازه بدهید من هم به روزنامه ها استناد کنم. چند روز پیش مطلبی خواندم که نوشته بود شما سالیانه 500 میلیون تومان درآمد دارید.

    فردوسی پور: نه بخدا. حتی این مبلغ نزدیک درآمد من هم نیست. اگر یک دهم این درآمد را هم داشته باشم!

    مجیدی: چطور برای من به روزنامه ها استناد میکنید ولی برای شما این مسائل صدق نمیکند؟

    فردوسی پور: درآمد من حتی یک دهم مبلغ اعلام شده هم نیست.

    مجیدی: تیتری که از من نشان دادید مربوط به چه سالی بود؟

    فردوسی پور: سال 1377

    مجیدی: ولی خبر مربوط به شما مربوط به همین چند روز پیش بود! پس مهم نیست دوستان چه میگویند. مهم این است که من ان زمان این صحبت را انجام ندادم.

    وقتی حجازی گفت برگرد، نمی دانم چطور ساکم را جمع کردم!
    بعد از این صحبتها، گفتگوی مجیدی به زمان بازگشتش به استقلال برگشت. وی در این خصوص گفت: سال 86 بود که ناصرخان (حجازی) تماس گرفت و گفت اگر میشود بیا استقلال به ما کمک کن. من نفهمیدم چطور ساکم را جمع کردم. دوست داشتم به استقلال برگردم.

    وی افزود: بعد از آن امیر قلعه نویی سرمربی استقلال شد که شانس زیادی برای بازی نداشتم. با رفتن قلعه نویی، مرفاوی و مظلومی سرمربی شدند که بهترین سالهای فوتبالم در استقلال بود.

    مجیدی تاکید کرد: سعی کردم تمریناتم را بیشتر کنم و روزی دو جلسه تمرین می کردم. تا به فرم مطلوب برسم. واقعا لذتی که سه، چهار سال آخر از فوتبال بردم را در دوران جوانی هم تجربه نکرده بودم. مجیدی با مرور خاطرات دوران کودکیاش و بازی با برادرش فرزاد در خانه، گفت: من عاشق مجید نامجومطلق بودم و فرزاد عاشق شاهین بیانی. مادرم ما را به اتاق می فرستاد تا درس بخوانیم ولی ما با جوراب بازی میکردیم. من گزارشگری را هم دوست داشتم و بازیهایمان را گزارش میکردم.

    وی تاکید کرد: بهترین خوشحالیهای من مربوط به سالهای آخر بود که به بچه هایم تقدیم میکردم. گل زدن با استقلال برایم یک لذت دیگر داشت. کاپیتان پیشین استقلال در ادامه برای اولین بار به بیان مطلبی از زمان حضورش در این تیم پرداخت. وی گفت: زمان امیر قلعه نویی و مدیریت واعظ آشتیانی به من گفتند که در لیست مازاد هستی و میخواهند مرا با دو بازیکن معاوضه کنند. یکی از این بازیکنان امسال در جام جهانی برای تیم ملی بازی کرد. من به واعظ گفتم به تیم دیگری نمیروم و از فوتبال خداحافظی میکنم ولی وی با معاوضه من مخالفت کرد و در استقلال ماندنی شدم.

    مجیدی درباره عدد چهار که به نماد استقلالیها تبدیل شده است، تصریح کرد: این کُری خوانیها به شرطی که باعث بی احترامی نشود خوب است. فوتبال ما مرده است و اگر همین کری خوانی هم نباشد که فایده ای ندارد. کاپیتان پیشین استقلال یکی از شانسهایش در این تیم را بازی با بازیکنانی مثل خسرو حیدری و مجتبی جباری دانست و اظهار کرد: مجتبی و خسرو پاسهایی میدهند که آدم خجالت میکشد آنها را به گل تبدیل نکند.

    مجیدی درباره پسوندی که دارد، گفت: پسوند ما (قادیکلا) یک محله در شهر ساری است. پدرم اصالتا اهل ساری است ولی از اول در تهران بود. ولی او حالا آنجا یک تیم دارد و آنرا مدیریت میکند.وی درباره حضورش در استقلال در سال 90، تصریح کرد: زمان پرویز مظلومی بود. استقلال در دو، سه سال اخیر یکی از بهترین تیمها را داشته و در همه پستها خوب بوده است. ما آن موقع هم تیم کاملی داشتیم. دوست داشتم با استقلال قهرمان آسیا شوم و بعد خداحافظی کنم که نشد.





    از استقلال استعفا دادم!

    کاپیتان پیشین استقلال درباره جداییاش از این تیم در دو مقطع، گفت: از وقتی که از فوتبال خداحافظی کردم هواداران بارها از من در اینباره سئوال کردند. من هم میخواهم برای اولین بار دربارهاش صحبت کنم. وظیفه ما ورزشکاران فقط ورزش کردن نیست. ما باید خودمان را مدیریت کنیم. من همیشه از تجارب آدم های موفق استفاده کرده ام. یادم است از یک مدیر پرسیدم استعفا را چطور معنا می کند که او هم گفت در جامعه ورزش ما استعفا فراموش شده است. من اصول حرفهایگری را انتخاب کردم و از استقلال استعفا دادم تا سوهان روح همدیگر نباشیم!

    مجیدی ادامه داد: من یک موقع با آمدنم به استقلال کمک کردم و یک موقع هم فکر کردم با رفتنم می توانم به تیم کمک کنم. یک وقت بودن آدم خیر است و یک وقت بودنش شر است. من ترجیح دادم رفتن را انتخاب کنم. تنها انتخاب من رفتن بود. وی در پاسخ به این سئوال که علت اصلی خداحافظی و بی انگیزگیاش چه بوده است، گفت: مردم باهوشند. با مثالی که از مدیریت و استعفا زدم خوب متوجه میشوند. من در هر دو مقطع اصول حرفهای را رعایت کردم. دوست نداشتم برای استقلال حاشیه ایجاد کنم. وارد جزئیات نشویم بهتر است. مطمئنا بینندهها خودشان میفهمند.

    مجیدی در برابر فشار سئوالات فردوسی پور، تصریح کرد: یکسری مسائل داخل خانواده است که هیچ وقت دربارهاش حرف نزدم. این آخر سر اگر واقعا میتوانستم، بازی آخر را هم بازی نمیکردم. کاپیتان پیشین استقلال درباره اینکه گفته بود به خاطر چشمهای تیام (دخترش) به الغرافه قطر رفت و استقلال را تنها گذاشت، اظهار کرد: شما یک جا پیدا کنید که من این حرف را زده باشم. متاسفم برای آقایان که اشتباه خودشان را مرتبط با مسائل دیگر میکنند. من چیزهایی دیدم که ترجیح دادم در استقلال نباشم و اصلا درباره دخترم صحبت نکردم. من فضا را مهیا ندیدم و ترجیح دادم از استقلال بروم.

    مجیدی درباره حضورش در تیم الغرافه تاکید کرد: من پنج ماه در الغرافه و زیر نظر متسو کار کردم که چیزهای زیادی یاد گرفتم. در چهار بازی اول نتوانستم گل بزنم تا اینکه مادرم به قطر آمد و من در دو بازی چهار گل زدم. در یک مسابقه، فرزاد (برادر فرهاد مجیدی) در جایگاه ویژه نشسته بود که زن متسو از او پرسید مادرت کجاست. فرزاد هم گفت مادرمان به تهران برگشت. زن متسو همانجا توی سرش زد چون میگفت اگر مادرتان بود فرهاد گل میزد! متسو یکی از بهترین مربیانی بود که من با او کار کردم و به جرات در آن پنج ماه نشد که یک تمرین مشابه انجام بدهیم.

    وی با اشاره به حضورش در مقابل پرسپولیس با پیراهن الغرافه در مسابقات لیگ قهرمانان آسیا، اظهار کرد: با همه احترامی که برای پرسپولیس قائلم باید بگویم یکی از بهترین روزهای ورزش من بود. هیچ وقت پیش نیامده که یک استقلالی با یک پیراهن آبی جلوی 100 هزار تماشاگر پرسپولیس باشد. (مجیدی در آن بازی از زمین اخراج شد و مقابل هواداران پرسپولیس عدد 4 را نشان داد).

    مجیدی که دلیل اصلی جداییاش از استقلال را عنوان نکرده بود، درباره دلیل بازگشتش به جمع آبی پوشان بعد از بازی در الغرافه، گفت: به خاطر هواداران استقلال برگشتم. در ذهنم بود که اگر هواداران با برگشتنم خوشحال میشوند، برگردم. آن موقع هواداران فضا را فراهم کردند که برگشتم.

    فردوسی پور که با نشان دادن تصاویر اعتراض تماشاگران استقلال به بازگشت مجیدی، برای لحظاتی با وی سر این موضوع جر و بحث کرده بود، سرانجام با این پاسخ مجیدی مواجه شد: اینها که چهار نفر بودند. اگر 40 هزار نفر هم علیه من صحبت میکردند به استقلال بر میگشتم. اینها برای من مهم نبود. کار درستی انجام دادم. هواداران استقلال از برگشتنم خوشحال بودند. به خوب یا بد شدن برگشتنم فکر نکرده بودم. در بخش دیگری از برنامه، فرهاد مجیدی درباره مکتب حجازی و اینکه گفته بود به خاطر این مکتب به استقلال بر نمیگردد، گفت: من صحبت از مکتب حجازی کردم ولی آقایان گفتند مکتب استقلال. من چندین سال در استقلال بودم. مکتب استقلال چیست؟ آنرا به من نشان بدهید! مکتب حجازی مکتب صداقت و شجاعت در گفتار بود که الگو شد و من هم سعی کردم در آن راه قدم بردارم.

    مجیدی که به نظر میرسید با کنایه درباره امیر قلعه نویی حرف میزد، افزود: خیلیها برای اینکه محبوب شوند از امکانات استفاده میکنند. با عواملی که دارند و خریدهایی که میکنند دنبال محبوبیت هستند ولی آنها فقط چند صباحی مشهور میشوند. ولی ناصر حجازی حداقل برای استقلال یک دانه بود. اگر من صحبت از مکتب حجازی میکنم سعی میکنم عین او باشم. حتی پرسپولیسی ها هم حجازی را دوست داشتند. مثل علی پروین که محبوب و دوست داشتنی است.

    مزدک میرزایی برایم شانس میآورد

    در بخش دیگری از برنامه، مجیدی گفت: مزدک میرزایی برای من خیلی شانس داشت. هر وقت او گزارش میکرد در دربی گل میزدم. وی با بیان اینکه دوست داشت یک مدل دیگر خداحافظی کند، ادامه داد: من خسته شده بودم و نیاز به استراحت داشتم. می خواستم یک مرحله دیگر را تجربه کنم. البته در ورزشگاه آزادی طاقت خداحافظی با همان تعداد کم را هم نداشتم. از همه بازیکنان و کادر فنی هم رخصت گرفتم. چون این آخرین بازی استقلال در ورزشگاه آزادی بود و میخواستم دست باشگاه برای خرید بازیکن در نیم فصل باز باشد.

    مجیدی همچنین با تاکید بر اینکه دوست داشته است یک مرحله دیگر را در زندگیاش تجربه کند، خاطرنشان کرد: اگر شرایط مهیا بود در فوتبال میماند. حالا هر موقع هم شرایط مهیا باشد بر میگردم! وی درباره رابطه صمیمانهاش با بازیکنان استقلال، گفت: با همه بازیکنان رابطه خوبی داشتم ولی اسماعیل (شریفات) یک چیز دیگر بود. به او گفته بودم اگر در دربی گل بزنی، بازوبند را به تو میدهم. وقتی هم گل زد اصلا یادش نبود ولی بازوبند را به او دادم. این کوتاهترین کاپیتانی تاریخ استقلال بود. یک بار هم به حنیف عمران زاده گفتم اگر گل بزنی بازوبند را به تو میدهم ولی حنیف نتوانست گلزنی کند.

    کاپیتان پیشین استقلال درباره کلاسهای مربیگریاش هم گفت: تنها هدفم این است که کلاسهای مربیگری را پشت سر بگذارم. اواخر ماه نوامبر هم به این خاطر به اسپانیا میروم مجیدی در پایان درباره اینکه شائبه دوپینگ وی هم در سالهای آخرش مطرح بوده است، تاکید کرد: هر وقت پشت سرم حرف زیاد بود، خوشحال میشدم چون نشان میداد خوبم! از من چندبار تست دوپینگ گرفتند که فقط یکبار ناراحت شدم. وقتی احمد هاشمیان رئیس کمیته پزشکی فدراسیون دلیل این موضوع را عنوان کرد، از وی خجالت کشیدم و بعد از آن هر وقت از من تست میگرفتند خوشحال میشدم!

    در بخش پایانی برنامه، کامران احمدپور روزنامه نگار ورزشی روی خط آمد و نسبت به صحبتهای فرهاد مجیدی و تکذیب حرفهایش مبنی بر پیوستن به پرسپولیس واکنش نشان داد. احمدپور گفت: صحبتهای مجیدی دردآور بود. این همه ناسپاسی و دروغگویی دردآور بود. واقعا اگر مسئولیتی نداشتم از روزنامه نگاری خداحافظی میکردم!




  4. کاربر مقابل از s A r A عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    NA3R (21st October 2014)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا