مصاحبه با بازیکن پشیمان پرسپولیس؛ بدجوری از چشم سرمربی افتادم
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: مصاحبه با بازیکن پشیمان پرسپولیس؛ بدجوری از چشم سرمربی افتادم

  1. #1

    قهرمان Tetris, قهرمان Asteroids, قهرمان مسابقه بالگرد, قهرمان Bob the Robber, قهرمان Diner Dash Hometown Hero, قهرمان CakeMania, قهرمان Dynomite, قهرمان Mystery Case Files Huntsville, قهرمان Pepsi Max Pinball
    محل سکونت
    پیروزی
    نام واقعی
    وحید
    استاتوس
    فقط پرسپولیس
    شغل و حرفه
    کارمند و درحال تحصیل
    بازیکن محبوب
    ali daei
    تیم های محبوب خارجی
    Manchester-United | Germany
    نوشته ها
    5,171
    تشکر
    6,608
    تشکر شده 12,833 بار در 3,911 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 62 تاپیک

    Perspolis مصاحبه با بازیکن پشیمان پرسپولیس؛ بدجوری از چشم سرمربی افتادم

    مصاحبه با بازیکن پشیمان پرسپولیس؛ بدجوری از چشم سرمربی افتادم
    پدیده تیم فوتبال پرسپولیس با اظهار ندامت از رفتارهای گذشته خود گفت: «فریب دوست و هماتاقیام را خوردم!»
    از ما نپرسید این حرفها را کدام پدیده زده و موضوع را پیگیری نکنید چون پیگرد قانونی دارد! اصلاً شما فکر کنید این مصاحبه خیالی است...
    * نام شما چیست؟

    - فعلاً که مهاجم نیمکتنشین پرسپولیس هستم!


    * اسم مستعار شما چیست؟
    - پدیده! البته لقبهای دیگری هم دارم که بماند.


    * چطور شد که این طور نیمکتنشین شدی؟
    - من فریب خوردم! البته خودم هم سادگی کردمها! من بدبخت، فکر میکردم دوست و هماتاقیام به فکر من است. او گفت اگر اعتراض کنی دیگر مربی جرأت نمیکند تو را تعویض کند و با آن اشتباه نیمکتنشین شدم.


    * یعنی خودت مقصر نبودی؟

    - چرا، ولی همهاش زیر سر همان دوستم بود. او به من خیلی نزدیک شد و...


    * او بود که گفت مدل موی سرت را تغییر بدهی؟
    - بله! دست مرا گرفت و با خود به یک آرایشگاه در بالای شهر برد و گفت حالا که به پایتخت آمدی باید شبیه تهرانیهای باکلاس شوی و من هم فریب خوردم.


    * دیگر نمیخواهی به آن آرایشگاه بروی؟!
    - اصلاً، چند روزی است که دیگر ژل هم به موهایم نمیزنم. میخواهم همان آدم ساده قبل باشم و جبران کنم.


    * راستی نگفتی آرایشگاهی که رفتی کجا بود؟
    - خیابان آفریقا یا همان جردن سابق!


    * مگر خیابان جردن را هم میشناسی؟
    - کاش نمیشناختم. تیرهروزیهای من از همان روز شروع شد.


    * حالا با سرمربی تیم صحبت و عذرخواهی کردی تا تو را ببخشد؟!

    - بله، رفتم و از او معذرتخواهی هم کردم اما ظاهراً فایدهای نداشت. فکر کنم بدجوری از چشم آقای مربی افتادم.


    * ولی توی تیم فقط تو که اعتراض نکردی، خیلیها...
    - بله، شاید به آنها احتیاج دارد.


    * شاید هم سابقهدار بودی؟!
    - نه بابا! اولین و آخرین بار بود که اعتراض کردم و همان یک بار هم برای هفتاد پشتم بس است.


    * الان چه کار میکنی؟
    - باید بسوزم و بسازم. روی نیمکت بنشینم و حرص بخورم. از آن بدتر میدانید چیست؟


    * خودت بگو.
    - کادر فنی میخواهد یک مهاجم خارجی بخرد و آن گاه اوضاع از این هم بدتر خواهد شد!




  2. 6 کاربر مقابل از V a H i D عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    #Navid# (2nd November 2014), *sir amirhossein* (2nd November 2014), ali_@sghar (2nd November 2014), Amir_Ali (2nd November 2014), RaMiN (2nd November 2014), s A r A (2nd November 2014)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا