از یورگن کلوپ در سالیان گذشته همواره بهعنوان یکی از مربیان بااستعداد و برجستهی فوتبال اروپا یاد میشود اما او در این فصل و در بوندسلیگا بهطرز عجیبی در بحران قرار گرفته است. حال این سوال مطرح است که دلیل اینکه مربی توانمندی همچمون کلوپ نتوانسته تا پایان هفته سیزدهم تیمش را از این بحران نجات دهد چیست؟ تیم تحت هدایت او نه تنها نتوانسته از پایین جدول خود را جدا کند بلکه با شکستِ هشتم در هفته سیزدهم در زمینِ فرانکفورت به پلهی هجدهم یعنی آخرین مکان جدول ردهبندی بوندسلیگا سقوط کرد تا بازیهای داخلی برای هواداران متعصب زردپوشان تبدیل به کابوس شود. این سقوط وقتی برای اهالی فوتبال بیشتر شبهبرانگیز میشود که جایگاه دورتموندیها در لیگ قهرمانان اروپا با آنچه در بوندسلیگا دارند 180 درجه تفاوت دارد.

امروز با هم به بررسی آنچه در 13 دیدار گذشتهی بوندسلیگا و 5 دیدارِ لیگ قهرمانان اروپا رخ داده است میپردازیم تا دریابیم مشکل اصلیِ یورگن کلوپ و تیمش چیست؟

بوندسلیگا... مصدومیت و تغییرات زیاد در ترکیب

از همان ابتدای فصل دورتموند با مصدومیت بازیکنانش دستوپنجه نرم میکرد. در برابر لورکوزن آنها گوندوغان و هوملس را در اختیار نداشتند و سریعترین گل بوندسلیگا را هم روی تعلل خط دفاعیشان دریافت کردند تا در اولین دیدار شکست بخورند. در دیدار دوم عملکرد خوبی داشتند و با درخشش ستارهای همچون رویس موفق شدند آگسبورگ را 3-2 ببرند. اما پس از این دیدار بود که بار دیگر رویس مصدوم شد تا کار برای کلوپ با از دست دادن ستارهی خط میانیاش سخت شود. با وجود اینکه دورتموند مهرههای خوبی در اختیار دارد اما یافتن بازیکنی که بتواند بهخوبی جای رویس را در زمین پُر کند کار سختی است.



با این حال کلوپ با بازگرداندن کاگاوای ژاپنی به وستفالن سعی کرد کاری کند تا جای خالی هافبک شماره 11 تیمش احساس نشود. در اولین دیداری که کاگاوا را پشت مهاجمان قرار داد موفق شد فرایبورگ را شکست دهد اما بهنظر میرسید در دیدارهای مهمتر و سختترِ بوندسلیگا کار آسانی نداشته باشد. کلوپ هم از جمله مربیانیست که به فراخور سیستم تیم حریف سیستمش را میچیند و کمتر دیده شده که با ترکیبی یکسان تیمش را روانهی میدان کند. مصدومیتهای بسیار بازیکنانش نیز مزید بر علت شد تا در سه دیدار ابتدایی فصل سه سیستم 2-1-3-4 ، 1-4-1-4 و 1-3-2-4 را امتحان کند. در برابر ماینتس تیم سابقش بود که در چهارمین هفته باز هم سیستم 1-3-2-4 را چید ولی در این دیدار در فاز دفاعی به مشکل خورد و از آنجا بود که بحران به مرور برای دورتموند شکل گرفت.


در برابر اشتوتگارت در هفته پنجم کلوپ سه هافبک جلوی خط دفاعی چید تا ضعفهای موجود که با عدم حضور هوملس چند برابر شده بود را بپوشاند ولی در این دیدار هم امتیاز از دست داد و دو گلی که تیمش خورد باعث شد تا نتیجهای بهتر از تساوی 2-2 بهدست نیاورند. دورتموند که تا هفته پنجم نتایج زیاد خوبی را بهدست نیاورده بود و از پنج دیدار متحمل دو شکست شده بود در گلزنکرشن به مصاف شالکه رفت تا ریوردربی را برگزار کند. در این دیدار دستِ کلوپ بازتر بود و با بازگشت هوملس او گینتر را یک خط جلوتر آورد و در خط هافبک قرار داد. در کنار او نیز بِندر بازی کرد تا عملاً خط هافبکی کاملاً تخریبی با حداقل خلاقیت شکل بگیرد و حملات دورتموند از کنارهها جایی که آبومیانگ و گروسکرویتز قرار گرفته بودند، پایهریزی شود. طرح و برنامهی کلوپ در حمله بهخوبی پیاده شد، اما ماحصل آن تنها یک گل بود با این حال با جلو آمدن مدافعان کناری فضا برای بالهای چپ و راست حریف نیز فراهم شد تا ضربه خود را به دورتموندیها وارد نمایند. در نتیجه در ریوردربی هم دورتموندیها 2-1 شکست خوردند تا اوضاع وخیمتر از گذشته شود.
گام بعدی و دیدار برابر هامبورگ که آن تیم هم بحرانزده بود. سیستم دورتموند به 1-3-2-4 تغییر پیدا کرد تا با حملهی بیشتر به حریف ضربه بزنند، اما کاگاوا نشانی از آن بازیکن بانشاط گذشته نداشت و نتوانست بهخوبی راموس و پس از آن ایموبیله را تغذیه کند. نتیجهی عملکرد ضعیف هافبک تهاجمی تیم گل نزدن و در پی آن خوردن شکستی دیگر بود، گرچه مهاجمان جدید دورتموند هم پرنوسان نشان دادند.
سرانجام در هفتهی هشتم رویس به ترکیب دورتموند بازگشت و برابر کلن به میدان رفت. پس از حضور او مشخص شد که با رویس و بدون رویس به چه مقدار خط حملهی زردپوشان زهردارتر میشود. او برابر کلن پاسگل داد اما در آنسو خط دفاع دورتموند هم در این فصل حتی با وجود هوملس نیز نشانی از آن صلابت گذشته نداشته است و این دیدار هم با نتیجه 2-1 واگذار شد. حتی از دیدار برابر کلن گوندوغان نیز پس از مصدومیت طولانیمدت به ترکیب بازگشته بود اما بازگشت او هم اثری نداشت! در نهمین هفته نیز برابر هانوفر با همان ترکیبی که کلوپ در تیمش دیگر بهطور ثابت استفاده میکرد یعنی 1-3-2-4 به میدان رفتند و این بار هم با یک گل شکست خوردند.
هفته دهم آنها باید حساسترین دیدارشان را برابر بایرن برگزار میکردند. کلوپ همیشه بهترین عملکرد را برابر باواریاییها داشته، در دیدار هفته دهم نیز تیمش با سیستم 2-1-3-4 عالی شروع کرد و مانند گذشته با ضدحملات خطرناک بارها دفاع بایرن را به خطر انداختند و توسط رویس هم موفق به گلزنی شدند اما در آن سمت گواردیولا با تاکتیک‎های متنوعی که پیاده کرد توانست دفاع نهچندان خوب دورتموند در این فصل را بشکند و دو بار دروازهی زردپوشان را باز کند تا پنجمین شکست متوالی برای دورتموند رقم بخورد و رکوردی منفی برای تیمِ یورگن کلوپ ثبت شود. اما این دیدار بدشانسی دیگری نیز برای دورتموند در پی داشت، آنها در پایان نیمه اول هوملس را بهدلیل مصدومیت از دست دادند.



هفته یازدهم برابر یکی از شگفتیسازان فصل یعنی مونشنگلادباخ باز هم با سیستم 1-3-2-4 تیمش را به میدان فرستاد و اینبار موفق شد طلسم را بشکند و سرانجام به لطف گلبهخودیِ کرامر پیروز شود.

با شروع هفتهی دوازدهم و دیدار برابر پادربورن همه منتظر اوجگیری مجدد دورتموند بودند اما آنها اینبار جور دیگری سه امتیاز را از کف دادند. پس از اینکه دو بار دروازهی پادربورن را باز کردند باز هم از خط دفاعی ضربه خوردند و پیروزی را با تساوی 2-2 عوض کردند.

سرانجام هفتهی سیزدهم فرانکفورت هم پیروزِ جدال با دورتموند شد تا هشتمین شکست فصل در سیزدهمین دیدار به شاگردان کلوپ تحمیل شود و فاجعهی زرد تکمیل شود!
اما آنچه در سیزده دیدار سپری شده قابلتوجه است برتری در آمار در اکثر دیدارها برای دورتموند است. آنها بهطور میانگین در این دیدارها 15.7 شوت بهسمت دروازهی حریفان زدهاند و تنها در دیدار بایرن از رقیب خود کمتر ضربه به دروازهی حریف داشتهاند. به ثمر رساندن تنها 14 گل از 205 شوت آماری ضعیف برای خط حملهای که از بازیکنان توانمندی همچون آبومیانگ، ایموبیله و راموس تشکیل شده بهحساب میآید. بهنظر میآید فشار وارده بر این مهاجمان برای پر کردن جای لواندوفسکی اثر منفی روی عملکرد آنها گذاشته است. از سوی دیگر غیبت رویس در برخی دیدارها یکی از دلایل مهم عدم گلزنی دورتموندیهاست.

همچنین میتوان گفت که در خط دفاع مدافع جوانی همچون گینتر در دیدارهایی که جانشین هوملس بوده استحکام کافی را به خط دفاع دورتموند نداده، گرچه با وجود هوملس نیز در برخی دیدارها این تیم گلهای بدی دریافت کرده است. البته سوبوتیچ نیز آن مدافع مستحکم گذشته نیست و شاید بهزودی او جایش را در لیست دورتموند به مدافعی کارآمدتر بدهد. در این بین سوکراتیس عملکردی امیدوارکننده داشته است اما او نیز در برابر گلادباخ مصدوم شد تا دستِ کلوپ باز هم بستهتر شود.

لیگ قهرمانان اروپا... تاکتیکهای کارساز کلوپ

در لیگ قهرمانان اروپا شرایط به طرز عجیبی کاملاً متفاوت است. شاید بتوان گفت که این فصل ترکیب و سیستمهای کلوپ در رقابتهای اروپایی کارآمدتر بوده است. با اشاره به اینکه رویس که مهره کلیدی دورتموند است در این فصل تنها در دو بازی رفت و برگشت برابر گالاتاسرای به میدان رفته و در آن دو دیدار نیز دورتموند حریفش را با 4 گل شکست داده است. باز هم ارزش رویس واضح و روشن است، اما در دیگر دیدارها نیز نمایش آبومیانگ، ایموبیله و راموس به مراتب با لیگ متفاوت بوده است. 9 گل از 13 گلی که در پنج دیدار بهثمر رساندهاند را سه مهاجمشان وارد دروازهی حریفان کردهاند.


کلوپ، تنها نجاتدهندهی دورتموند از بحران

با مرور این 18 دیدار و مقایسهی آنها میتوان چند دلیل را برای عدم نتیجهگیری دورتموند در بوندسلیگا ذکر کرد:

مصدومیت رویس بهعنوان کلیدیترین مهره در مهمترین برههی زمانی
بار روانی منفی بر روی مهاجمان تیم در دیدارهای داخلی
عدم استحکام کافی در خط دفاع بهدلیل تغییرات بسیار ناشی از مصدومیت اشملزر، هوملس و سوکراتیس
نمایش پرنوسان بازیکنهای جوان و ثابت تیم نظیر گینتر و دورم
فاصلهی کاگاوا از روزهای اوج و نمایش نامطلوب مخیتاریان در برخی دیدارها

با این تفاصیر میتوان انتظار داشت یورگن کلوپ که این روزها خواهان بسیاری در اروپا دارد با توانایی منحصربهفرد خود مشکلات و موانع موجود در نتیجهگیری را رفع کند و به مرور تیم را از گردابی که به آن گرفتار شده نجات دهد، همانطور که خود او اخیراً اشاره کرده است که تا زمانی که نتایج خوبی با دورتموند کسب کند از سرمربیگری تیم کنار نمیرود.



بهنظر میرسد سران دورتموند نیز به این امر واقف هستند که کسی جز خودِ یورگن کلوپ نمیتواند تیم را از این کابوس فعلی رهایی بخشد.