خستگى ناشى از جام جهانى به يكى از اصطلاحات پركاربرد در نيم فصل گذشته بوندسليگا تبديل شد و بسيارى از سرمربيان، سران باشگاه ها و حتى مطبوعات، نقاط ضعف و عملكردهاى سينوسى بازيكنان و تيم ها را با اين اصطلاح توجيه نمودند. موضوعاتى نظير وجود بحران تمام نشدنى در دورتموند، مصدوميت بسيارى از ستارگان بايرن مونيخ و حتى گل به خودى كريستوف كرامر از فاصله سى مترى نيز به خستگى ناشى از جام جهانى ارتباط داده شدند.

جام جهانى برزيل البته تاثيرات خود را تنها در خستگى بازيكنان شاغل در
بوندسليگا نشان نداد، بلكه سرمربيان و آناليزورهاى تاكتيكى نيزتاثيرات فراوانى از اين جام جهانى گرفتند. در واقع جام جهانى اخير نكات فراوانى براى كسانى كه فوتبال را نوعى شطرنج در مستطيل سبز مى دانند، به همراه داشته است. غروب تيكى تاكاى اسپانيايى و احياى مجدد دفاع زنجيره سه نفرى از برجسته ترين نكات تاكتيكى اين جام جهانى بوده است، مى توان ادعا نمود كه هر كشورى با تاكتيك خاص خود به برزيل سفر نموده بود و وجود چيدمان هاى فراوان و تاكتيك هاى مختلف از نقاط بارز و شگفتى آفرين اين رقابت ها بوده است.

4-2-3-1 چيدمانى پرطرفدار


يوآخيم لوو توانست
آلمان را با تركيبى از دو چيدمان 1-3-2-4 و 1-4-1-4 به قهرمانى در جام جهانى برزيل برساند و هيچ جاى شگفتى وجود ندارد كه سرمربيان تيم هاى بوندسليگايى نيز براى تيم هاى مطبوع خود چنين سيستم هايى را در نظر گرفتند و از انجام آزمايش هاى مختلف و استفاده از روش سعى و خطا براى رسيدن به سيستمى موثرتر چشم پوشى نمودند.

به همين دليل بيشتر سرمربيان تنها تغييرات جزئى و ظريفى را براى چيدمان تيم هاى خود در نظر گرفتند. براى نمونه در نيم فصل اخير بوندسليگا مدافعين كنارى و حتى مهاجمان كنارى كمى رو به عقب تر به بازى گرفته شدند كه دقيقا از موفقيت مانشافت در جام جهانى با استفاده از يك زنجيره دفاعى چهار نفره متشكل از چهار دفاع ميانى ناشى شده است. صرف نظر از اين موضوع، ساير تاكتيك هاى اين فصل بوندسليگا نيز تاثيرات بسيار زيادى از استراتژي يوگى لوو براى قهرمانى گرفته اند، استراتژى كه بر دو اصل پرسينگ از جلو تا يارگيرى نفر به نفر در خط دفاعى استوار شده بود.

پيشتازى گوارديولا و پيروى ساير سرمربيان

در شروع اين فصل از رقابت هاى بوندسليگا نوآورى تاكتيكى كمى در بين سرمربيان ديده شد و باز هم پپ گوارديولا به عنوان متفكرى تاكتيكى با ايده هاى خود در بايرن مونيخ پيشتاز بود و چيدمان هاى نامعمول فراوانى را در اين تيم ارائه نمود، به طورى كه وى در هفته هاى اوليه، تيم خود را با ده چيدمان و تركيب مختلف به مصاف حريفان فرستاد.

پپ گوارديولا در اوايل فصل بيش از همه از يك دفاع زنجيره سه نفره در بايرن مونيخ بهره گرفت،اين سرمربى اسپانيايى با چنين چيدمانى علاوه بر حذف يك مدافع از وجود يك هافبك بيشتر در تركيب تيم خود بهره مى برد. علاوه بر اين مدافعين مونيخى مجاز بودند با بازى رو به جلوى خود سهمى پررنگ در تملك بالاى توپ داشته باشند و بيش از همه داويد آلاباى اتريشى نقش مهمى در اين زمينه داشت.

در حالى كه پپ گوارديولا از هفته نخست تركيب ها و نكات تاكتيكى مختلفى را در بايرن مونيخ امتحان و پياده مى نمود، ساير تيم هاى بوندسليگايى اما به زمان بيشترى براى رسيدن به هماهنگى اوليه نياز داشتند، به تدريج باقى سرمربيان نيز در طول نيم فصل شجاعت بهره گيرى از يك زنجيره سه نفره دفاعى را پيدا نمودند، در اين ميان تيم هايى نظير ماينتس، هرتابرلين، شالكه، فرايبورگ، كلن پادربورن و اشتوتگارت در برخى بازى هاى نيم فصل از يك دفاع زنجيره سه نفرى استفاده كرده اند.

البته اين تيم ها سيستم بازى و دفاع سنتى چهار نفره خود را براى بهره گيرى از يك زنجيره سه نفره، قربانى نكردند و از دفاع سه نفره به عنوان انتخابى در برخى از بازى ها بر اساس سيستم بازى حريف استفاده نمودند. البته تفسير بسيارى از تيم ها از دفاع سه نفره با تفسير پپ گوارديولا از اين سيستم بسيار متفاوت بود، چون اين تيم ها دفاع سه نفره را با عقب تر كشاندن مدافعين كنارى، بيشتر به دفاعى پنج نفره تبديل مى كردند كه چنين مسئله اى به خصوص در بازى اين تيم ها مقابل بايرن مونيخ و تيم هاى قوى تر كاملا قابل مشاهده بود. تيمى نظير شالكه زير نظر روبرتو دى ماتئو اما سيستم بازى تيم خود را به طور كامل به 2-3-5 تغيير داد و استثنايى در اين زمينه به حساب مى آيد.

استفاده از دو سيستم در يك بازى

بهره گيرى از دو سيستم و چيدمان متفاوت در يك بازى، از ديگر نكات قابل توجه در اين نيم فصل بوده است. استفاده از تاكتيك هاى متغير در طول بازى تا پايان دور رفت به شدت افزايش يافت و بيشتر سرمربيان خطر وريسك انجام چنين تغييراتى را پذيرا بودند و ديگر نمى توان پپ گوارديولا را به عنوان تنها سرمربى شجاع در اين رابطه دانست. آندره برايتنرايتر سرمربى پادربورن براى مثال در اين زمينه بسيار موفق بود و توانست در برخى از ديدارها با تغيير ناگهانى سيستم تيم خود، نتيجه ديدار از دست رفته را به نفع تيم خود تغيير دهد.

به اين ترتيب بازى هاى هفته هاى آخر نيم فصل گذشته كمتر قابل پيش بينى بوده و گل هاى بيشترى را نيز به همراه داشته است. در ابتداى فصل تيم ها با استفاده از چيدمان هايى تقريبا مشابه اغلب تاكتيك هاى يكديگر را خنثى مى نمودند و به همين دليل بوندسليگا شاهد هفته هايى با ميانگين گل پايينى بود، به طورى كه اين ميانگين به پاين ترين سطح خود در ده سال اخير رسيده بود اما با تغييرات تاكتيكى مورد نظر سرمربيان، بازهم ميانگين گل هاى رد و بدل شده در هر هفته به 2.8 گل در هر بازى رسيده است.

طرفداران فوتبال شطرنجى ديگر نمى توانند شكايتى از خستگى ناشى از
جام جهانى داشته باشند، بوندسليگا در اين نيم فصل تاكتيك هاى متعدد و متغير فراوانى را عرضه نموده است، هر چند كه اين اتفاق با كمى تاخير روى داده است.