آرسنال فوق العاده پرس کرد اما کمبود گزینه های تعویض روی نیمکت مانع از حفظ فشار این تیم شد

آرسنال به بازگرداندن نتیجه بازی در تاریخچه دیدارهای رفت و برگشت لیگ قهرمانان اروپا نزدیک شده بود.

آرسن ونگر ترکیبی منطقی با توجه به مصدومین تیم خود برگزیده بود. الکس اوکسد چمبرلین در مرکز زمین، جروینیو در سمت چپ اما ونگر واقعاً گزینه های دیگری نداشت.

مکس آلگری از روبینیو و استفان ال شراوی در سه نفر خط حمله خود استفاده کرده بود. جمیل مصباح در پست دفاع چپ و اربی امانوئلسون در پیش روی او بازی می کرد. اگر چه آن ها چندین بار به گلزنی نزدیک شدند اما آرسنال بسیار خوب دفاع کرد و در شروع بازی عالی حمله کرد اما در پایان به طز غم انگیزی کنار رفت.
پرسینگ

آرسنال خیلی خوب پرس کرد، سنگین ترین پرسی که در تمام طول فصل انجام داده بود. فصل گذشته در مقابل چلسی و بارسلونا این کار را فوق العاده انجام داده بودند اما در فصل 2011/12 آن ها بیشتر عقب می نشستند. اما در این بازی مهاجمین کناری در کنار مدافعین کناری و خط هافبک انرژی بسیاری گذاشتند.

الکس سانگ در جلوی زمین فشار می آورد و از توان خود برای تحت فشار قرار دادن خط هافبک میلان استفاده کرد. (اگر چه موجب می شد فضای پشت سر او خالی شود.) الکس اوکسلید چمبرلین از قدرت دریبل زنی خود و توماس روسیچکی از بازی سرعتی خود به طور مستقیم در مرکز زمین استفاده کرد. این امر میلان را حیرت زده کرد و آن ها که بدون کوین پرینس بواتنگ قدرت و توان پا به توپی در میانه زمین را نداشتند در مرکز زمین خلع سلاح شدند. روبینیو روی توپ کار زیادی نتوانست انجام دهد و مارک ون بومل با کارت زردی که در دقایق اولیه دریافت کرد به شدت محتاط شد. توانایی ون بومل روی تکل زنی کمل شد (او از ترس اخراج دیگر بی محابا تکل نمی زد) و این امر موجب شد توانایی های او به نصف تقلیل یابد.

کناره ها

اما علیرغم تهدیدی که آرسنال از مرکز زمین و در عمق داشت در کناره ها نیز مشخصاً بسیار خوب حمله کرد. آن ها توپ را به عرض می بردند و با کمک دو مدافع کناری آن را به جلو می برند. عجیب بود که در بازی رفت آن ها نتوانستند این کار را انجام دهد (به خصوص تئو والکات که بین دو نیمه تعویض شد و آرون رمسی که به سمت راست متمایل بازی می کرد) زیرا چه به دلیل شکل تیم و چه به دلیل خاصیت ذاتی بازیکنان میلان در کناره ها آسیب پذیر است و با توجه به این که مصباح اولین بازی اروپایی خود را تجربه می کرد او برای حملات گزینه مناسبی بود.

دو گل آرسنال روی سرعت حملات آرسنال از جناح راست به ثمر رسید. نفوذ والکات و گلی که روسیچکی پس از قطع توپ به ثمر رساند و سرنگونی اوکسلید چمبرلین در محوطه جریمه توسط مصباح که منجر به اعلام ضربه پنالتی شد. در سمت مقابل جروینیو زیاد در بازی درگیر نبود و این شاید دلیل دیگری بر تمرکز آرسنال در جناح راست بود. (که استراتژی درستی بود)

آلگری می توانست با اضافه کردن یک هافبک دیگر به مصباح کمک کند و امانوئلسون را در جلوی مصباح به بازی بگیرد. دو جبهه ی دفاعی برای دفاع کردن منطقی تر بود اما میلان در تمام مسابقه به شیوه 3+4 دفاع کرد و با این شیوه بیشتر خو گرفته است.

یک مشکل آرسنال این بود که نتوانست یک سانتر موفق داشته باشد و تنها مورد موفق کرنری بود که گل لورن کوسیلنی منجر شد.
کندی میلان

میلان در طول مسابقه توپ را خیلی خوب در تملک خود داشت و در 90 دقیقه تعداد پاس های بیشتری نسبت به آرسنال داشت اما روبینیو یک مهاجم سایه نیست و حداقل در این وضعیت و با این بازیکنان نمی تواند موفق باشد. آلگری بواتنگ را دوست دارد زیرا او به خط هافبک انرژی تزریق می کند و در حمله نیز حاضر می شود و مانع بروز شکاف در تیم میلان می شود. وقتی او نتواند بازی کند امانوئلسون این نقش را ایفا می کند. روبینیو به آرامی به عقب بازی می گشت و سه بازیکن خط حمله میلان در بیشتر مواقع کار دو بازیکن را با هم انجام می داند.

آرسنال همچنین بسیار خوب دفاع خود را به جلو آورده بود تا پرس خود را حفظ کند. این بدین معنا بود که میلان بارها در تله ی آفساید گرفتار می شد و البته این کار موجب شد آرسنال خطاهای زیادی به میلان بدهد.
نیمه دوم
اگر رابین ون پرسی آن موقعیت عالی را در اواسط این نیمه از دست نمی داد اوضاع برای آرسنال می توانست متفاوت شود. اما آنتونیو نوچرینو نیز در سمت مقابل شبیه همین موقعیت را از دست داد و فازغ از این مسائل شانس ون پرسی و تلاش جروینیو تنها موقعیت های جدید آرسنال در نیمه دوم بود.

میلان کمی تغییر کرد. شاید سرمربی آن ها بین دو نیمه گفته بود که شکل تیم را حفظ کنند. آن ها کمی عمق خود را بستند و از خط حمله تا دفاع فشرده تر شدند. آرسنال فضای کمتری به دست آورد.

خستگی
اما با آن فشار زیادی که آرسنال در ابتدای بازی برای پرسینگ آورده بود اکنون خسته شده بود. آن ها شدیداً به تزریق انرژی از روی نیمکت نیاز داشتند تا همچنان زنده بمانند و ضرب آهنگ خود را افزایش دهند اما همان طور که ونگر پس از بازی گفت آن ها گزینه ای در خط میانی نداشتند. آرون رمسی، میکل آرتتا، جک ویلشر، آبو دیابی و یوسی بنایون همگی مصدوم بودند که هر یک از آن ها می توانست در نیمه دوم به کار گرفته شود.

اوکسلید چمبرلین در ابتدای نیمه دوم آسیب دید و برای مدتی نیز با این امر به طور تحسین برانگیزی مبارزه کرد. اما آسیب دیدگی او با کمبود انرژی تیم آرسنال در نیمه دوم توأم بود. با کمال بدشانسی هم او و هم والکات باید زمین را ترک می کردن زیرا این دو بازیکن سرعتی ترین بازیکنان آرسنال بودند و توانایی بیشتری نسبت به سایرین برای مورد تهاجم قراردادن مصباح داشتند.

تعویض ها
این بازی مثال خوبی بود که چرا تعداد مهاجمین زیاد نمی تواند به طور خودکار موقعیت های گل بیشتری ایجاد کند. مروان شماک و پارک چو یونگ به زمین آمدند و در جلوی زمین بازی کردند اما این امر به میلان اجازه داد در مرکز زمین توپ را بیشتر در اختیار بگیرد و در اواخر بازی تیم بهتر زمین باشد. سخت است بخواهیم ونگر را مقصر قلمداد کنیم. سه تن از بازیکنان نیمکت او مدافع بودند و یکی دیگر نیز دروازه بان بود.

اگر چه اوگوژان اوژیکوپ هافبک جوان تهاجمی وی آماده ی بازی شد اما به بازی نیامد و به نظر می آمد ونگر ذهنیت خود را تغییر داد. آیا او تغییری می توانست در بازی انجام دهد مسأله ای قابل بحث است (ما بازی او را ندیده ایم) اما اگر او می توانست با دوندگی خود پرس کند شاید نسبت به دو مهاجمی که به بازی آمدند مفید فایده تر می شد.

میلان برای عملکرد اواخر بازی خود شایسته اعتبار است. آلگری آلبرتو آکوئیلانی را به جای ال شراوی به بازی آورد و امانوئلسون به رأس لوزی آن ها در جلوی زمین رفت و میلان فشرده تر شد و توانست بازی را به خوبی در نیمه دوم بکشد. آن ها پاس های صحیح بیشتری نسبت به آرسنال داشتند.
نتیجه گیری

پیش نمایش بازی خاطر نشان کرده بود که نبرد جذابی بین دو شیوه ی بسیار متفاوت وجود خواهد داشت و همین هم شد. هر دو تیم در این رقابت در شرایط متفاوتی بودند اما هر دو فوق العاده بودند و ایمان زیادی داشتند. وقتی یکی از آن ها برنامه بازی خود را به طور صحیح پیاده می شود و با قدرت خود بازی می کرد تیم دیگر از پسش برنمی آمد. دو تیم کاملاً متفاوت هستند و همین تفاوت به طور سربسته به ما گفت که چرا دو مسابقه بسیار متفاوت داشتیم (که صحنه های بسیاری از فوتبال دمدمی مزاجانه در بازی بازیکنان دیده می شد.)

نگاه به دو نتیجه ای که به دست آمد نتیجه ای منطقی به ما می دهد که میلان در بازی نخست سلطه ی خود را به حداکثر رساند. حقیقیت نیست که شاید تفاوت بسیار کمی بین دو تیم وجود داشت. (از نظر قدرت) اما میلان توانست در نیمه دوم بازی برگشت مبازه کند و فشار را تحمل کند در حالی که آرسنال در بازی خارج از خانه ی خود واقعاً بیمار بود.