تنها کافی است 15 سال گذشته تیم ملی را به خاطر آوریم و بازیهای آن موقع را مد نظر قرار دهیم بدون توجه به اینکه چه کسی مربی تیم ملی بوده است. تفاوت تیم کیروش با تیمهای گشته در این است که هر فردی در هر اندازه و با هر بینشی به بازی تیم ملی نگاه کند به راحتی میفهمد که این تیم دارد چه هدفی را دنبال میکند.


برای اولین بار در 2 دهه گذشته تیم ملی دانش دفاعی را آموخته است.




ما قبلا هم دفاع میکردیم اما خودمان نمیدانستم چه کسی چه عملی باید انجام دهد، کافیست به صحنه درگیری بداوی و رضایی برای یک لحظه هم فکر کنیم، همه آن درگیریها به علت بی برنامگی خط دفاع بود.



برای اولین بار تیم ملی یاد گرفته است چگونه پس از تصاحب توپ باز شود و از همه نقاط زمین استفاده کند.


برای اولین بار تیم ملی سریعترین ضد حلمههای قابل قبولی را در سطح بالا به حریفان اعمال میکند.



برای اولین بار کیروش تمام کره زمین را برای یافتن بازیکنی که با تفکراتش هماهنگ باشد، رصد کرده است.



برای اولین بار برخلاف سالهای گذشته بازیکنان تیم ملی به موقع میخوابند و از مصاحبههای خودسرانه خبری نیست و دهها از این برای اولین بارها به همین دلیل و دلایل خیلی زیاد دیگری تیم ملی هویت فنی پیدا کرده است اما بهتر است در ادامه این هویت فنی تفکری مدرنتر، جوانتر و شادابتری از همین گونه تفکر پرتغالی برای تیم ملی انتخاب شود اگر بخواهیم مثال را روشنتر بگوییم میتوانیم به نقش ولاسکو و تیم ملی والیبال و ادامه راه او به وسیله کواچ، اشاره کنیم.



تیم ملی نیز به طور دقیق همچین جایگزینی نیاز دارد.



با توجه به اینکه در 4 سال آینده، به طور قطع باید تفکرات روز تیم ملی را برای جام جهانی آماده کنیم.



به هر حال کیروش تاثیرش را در تیم ملی گذاشته و فوتبال ملی ما را دارای سبک کرده و تیم ملی سری توی سرا سوا کرده است اما نگرش کیروش در تیم ملی دیگر کهنه شده است و یک پله ارتقای نگرشی در تیم ملی باید صورت بگیرد.



به هر حال سطح دانش کیروش را در جام ملتهای آسیا مشاهده کردیم دیگر کیروش مطلب جدیدی ندارد تا به فوتبالمان عرضه کند پس بهتر است بدون عناد و دشمنی با تقدیر و تشکر از وی خداحافظی کرده و سکان هدایت تیم ملی را به یک مربی دیگر بسپاریم.