گزارشهایی که در مورد درآمدهای دوازده رقمی شرکت اپل، در ماههای اخیر منتشر شده، باعث شده است تا برخی از بازگشت اپل سالهای گذشته سخن بگویند و مشتاقانه همچون یک دههی گذشته، انقلابهای صنعتی و ارتباطاتی را از شرکت اپل با درآمد رؤیاییاش، در مقطع کنونی انتظار بکشند.اما آیا واقعاً کسب بیشترین درآمد در یک فصل مالی نسبت به تمامی شرکتها و کمپانیهای دیگر، میتواند نشانهای برای بازگشت اپل به روزهای اوج و دوران نوآوریهایش باشد؟ تأمل در دلایل مختلفی که شرکت اپل به واسطهی آنها، موفق به کسب این درآمد شگفتانگیز شده است، به پاسخی منفی برای پرسش فوق منجر میشود، چرا که این گونه به نظر میرسد که در سالهای اخیر، اپل هر چه از نظر مالی موفقتر عمل نموده است، بیشتر از قالب تولیدکنندهای پیشرو خارج شده است و به جامهی شرکتی پیرو و محافظهکار در بازار دنیای دیجیتال درآمده است.عموماً یکی از دلایل موفقیت شرکتهای نوآور در دنیای کسب و کار، عدم انعطافپذیری شرکتهای تثبیتشدهی قدیمی در مقابل نوآوریهایی است که این کمپانیهای تازهنفس، به بازار تزریق میکنند. تقریباً همیشه روال کار سازمانهای خلاق و پیشرو بدین شکل است که موفق میشوند با محصول یا خدمت جدید خود، مشتریان جوانتر شرکتهای قدیمی را جذب کنند و بدین طریق این شرکتها را با مشتریان قدیمیتر خود تنها گذارند. برای نمونه زمانی که در سالهای گذشته، کمپانی دل، صعود خود را به قلههای موفقیت مالی، آغاز کرد، در ابتدای کار شرکت اچپی، اهمیت چندانی برای موفقیتهای دل، قائل نشد و بیشتر بر این باور بود که این برند نوپا در عرصهی رقابت، قابلیت چندانی برای جذب مشتریان جدی و قدیمی اچپی نخواهد داشت، موضوعی که گذشت زمان نادرست بودن آن را ثابت نمود.یکی از اشتباهات رایجی که در مورد نوآورها و محافظهکاران در عرصهی کسبوکار وجود دارد، این تلقی دور از واقعیت است که شرکتهای قدیمی و باسابقه چشمان خود را در برابر نوآوری و فرصتهایی که خلاقیت ایجاد میکند، بستهاند یا این که این گروه، علیرغم آگاهی از فوایدی که نوآوری در بازار میتواند برای آنها داشته باشد، عامدانه، به این موضوع بیتوجه هستند. تجربه ثابت کرده است که شرکتهای قدیمی اگر چه تغییرات و نوآوریهای رقبای جوان را میبینند و درک میکنند اما توانایی پاسخگویی سریع و هماهنگ نمودن خود با این نوآوریها را ندارند. البته ناتوانی در پاسخگویی به الگوی جدید کسبوکار شرکتهای نوآور، سازمانهای قدیمی را از اتخاذ نوآوریهای فناورانهی رقیبان جوان خود باز نمیدارد، به ویژه اگر این نوآوریهای فنآورانه، فرآیند کاری را برای این شرکتهای قدیمی سادهتر نیز نماید. برای مثال با موفقیتهای شرکت دل در فروش آنلاین کامپیوترهای خود، اچپی نیز به فروش آنلاین محصولات خود اقدام نمود و اتفاقاً در این زمینه در کسب درآمد، موفق هم بود. البته استثناهایی هم وجود دارد که شرکتهای قدیمی موفق شدهاند به واسطهی آن، با به خدمت گرفت فناوریهای جدید رقبا سود و درآمد بیشتری نیز برای خود کسب نمایند. برای مثال شرکت اپل در دو، سه سال گذشته به میزان 2 درصد از سهم بازار گوشیهای هوشمند را به دلیل عدم عرضهی گوشی آیفون با صفحهی نمایش بزرگتر به رقبای خود واگذار کرده بود و مشتریان قدیمی با این شرکت به قصد استفاده از محصولات رقبا، وداع کرده بودند. با معرفی آیفون 6 و 6 پلاس شاهد بودیم که ورق دوباره به نفع شرکت اپل بازگشت و این شرکت نهتنها بار دیگر مشتریان قدیمی خود را بدست آورد، بلکه با آیفونهای جدید خود، تعداد قابل ملاحظهای از مشتریان رقبا را نیز جذب محصول جدید خود نمود. این مسأله به روشنی نکتهسنجی شرکت اپل در استفاده از فناوریهای نوآورانهی تولید شده توسط رقبایی مانند سامسونگ را برای جذب مشتری و درآمد بیشتر را نشان میدهد.
اما این موفقیت صورت مسألهی اصلی را پاک نمیکند، پیشترها مخاطبان محصولات شرکت اپل، پس از نوآوری جدید و انقلاب تازهی این شرکت در یکی از حوزههای فناوری، از اخبار درآمدهای میلیاردی شرکت به واسطهی این نوآوریهای جدید آگاه میشدند، موضوعی که به نظر میرسد در یکی، دو سال اخیر به تاریخ پیوسته است و دیگر اولویت اصلی مدیران شرکت اپل نیز محسوب نمیشود.از سوی دیگر، شاید بتوان ادعا کرد، شرکت اپلی که به کارخانهی قدرتمند پول‎سازی و درآمدزایی تبدیل شده باشد، شرکتی خواهد بود که نه محبوبیت چندانی در میان مخاطبان قدیمی بدست خواهد آورد نه طرفداران پر و پاقرص اپل، نیازی به وجود آن حس خواهند کرد، چرا که عاملی که همواره به شخصیت اپل در میان کاربران محصولات و خدمات این شرکت هویت میبخشیده است، نه میزان درآمد مالی این شرکت در یک بازهی زمانی، بلکه توانایی این شرکت در پیشبینی و ترسیم مسیر آیندهی بازار فناوری و دنیای تکنولوژی بوده است.با هیاهویی که شرکت اپل پیرامون اخبار موفقیتهای مالی این شرکت در هفتههای اخیر راه انداخته است، اینطور به نظر میرسد که مدیران این شرکت، تلاش میکنند تا این واقعیت را که این شرکت دیگر مثل گذشته توانایی تغییر زندگی کاربران و مخاطبان خود را با محصولات جدیدش ندارد را در زیر حواشی و تبلیغات مربوط به درآمدهای میلیاردی این شرکت پنهان سازد و به جای دستیابی به راهکاری مناسب، صورت مسألهی اصلی را به مدد صفرهای بیشتر درآمدهای بدست آمده از محصولات پرفروش خود، پاک نماید.