اینستاگرام ها و خطر «مرگِ خواندن»
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: اینستاگرام ها و خطر «مرگِ خواندن»

  1. #1


    محل سکونت
    SHIRAZ
    نام واقعی
    s A r A
    استاتوس
    عجب دنیای کوچیکی...
    شغل و حرفه
    DANESHJOO
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Germany
    نوشته ها
    9,478
    تشکر
    32,276
    تشکر شده 35,728 بار در 9,569 ارسال
    یاد شده
    در 2 پست
    برچسب زده شده
    در 68 تاپیک

    اینستاگرام ها و خطر «مرگِ خواندن»




    این روزها شاهد بحرانی هستیم که پایه های تمدنی ایران را هدف قرار گرفته است. چیزی مهم در حال احتضار است و نشانه هایش را روز به روز آشکارتر میبینیم: مرگ «خواندن».

    مساله بسیار فراتر از رسیدن تیراژ کتابهای غیردرسی به ششصد، هفتصد نسخه (یا حتی نصف این رقم، به قول بعضی ناشران) است. تیراژ روزنامه ها و مجلاتی که چیزی برای خواندن دارند نیز به شدت رو به افول است. یارانه ها و کمکهای دولتی اگر نبود معلوم نبود چندتای آنها سرپا میماندند.
    تعداد بازدیدکنندگان اغلب وب سایتها و وبلاگها روز به روز با شیبی محسوس پایین میآید. همه ما روز به روز بیشتر وقتمان را در شبکه های اجتماعی اینترنتی و ابزارهای ارتباطی موبایلی میگذرانیم. بخشی از همین وقت را پیشتر صرف خواندن کتاب و روزنامه و مجله و وبلاگ میکردیم.

    تا اینجایش کم و بیش مساله ای جهانی است. اما چیزی که باعث نگرانی در ایران است، مسیر حرکت دسته جمعی و جوگیرانه ی ماست. حرکت از از کتاب به مجله و روزنامه، بعد به وبلاگ، سپس به فیسبوک، بعد به تویتر، و حالا به اینستاگرام. یعنی پله پله میزان خواندن ما با هر کدام از این رسانه ها، به دلیل اقتضای طبیعتشان، کمتر شده است. از هزاران کلمه به صدها و دهها و بعد به ۱۴۰ کاراکتر. ولی حالا، براساس تازه پرستی و بیوفاییای که ویژگی اجتماعی نسلهای ما شده است، موج در موج به سمت رسانه ای هروله میکنیم که بنیانش بر تصویر است، نه بر متن: چیزی به نام اینستاگرام.

    شاید ایسنتاگرام اولین ابزار همه گیری است که برای استفاده از آن حتی به سواد خواندن و نوشتن نیازی نیست. بیسوادها هم میتوانند ساعتها پای اینستاگرام وقت صرف کنند و در زندگی خصوصی یا عمومی آشنا و غریبه سرک بکشند. فقط کافی است معلول نباشند و بتوانند انگشت شستشان را حرکت دهند و صفحه را بالا و پایین کنند. اگر هم از تکه ای از زندگی کسی خوششان آمد، شکل قلب را که دیگر میشناسند. دو تا ضربه ی کوچک با شست کافی است تا آن را پسند کنند.

    پس عجیب نیست که فلان هنرپیشه ی تلویزیون و بهمان خواننده ی موسیقی زیرزمینی نزدیک به یک میلیون نفر پیگیر داشته باشند. اما عجیب این است که چرا با وجود چهار و نیم میلیون دانشجو تیراژ اکثر کتابهای غیردرسی باید زیر هزار نسخه باشد، و هر چیزی که خواندنی است رو به افول است.

    تصادف عجیبتر این است که ابزارهای اینترنتی ای که با آنها میتواند متن نوشت تقریباً همه مسدودند، اما این یکی باز است. اینستاگرامی که حتی در آن نمیتوان به بیرون از خودش لینک یا ارجاع داد. خودش است و خودش و آنقدر حسود است که یک لحظه توجه ما را به غیر از خودش برنمیتابد. اینستاگرامی که فقط میتوان در آن تصویر یا ویدیو گذاشت. اینستاگرامی که دیدنی است، نه خواندنی.

    کسی دشمن دیدن و شنیدن، یا مخالف رواج عکس و ویدیو نیست. هنرها و رسانههای بصری و تجسمی اتفاقاً اهمیت فراوانی برای ایران امروز دارند. اما چیزی که تمدنها را ساخته و پیش میبرد تفکر است و ابزار تفکر هم کلمه است و توانایی خواندن و نوشتن آن.

    هر چه فکر میکنم میبینم ریشه ی این بحران تازه نیست. از زمانی که رادیو و تلویزیون اختراع شد، این جنگ فرهنگی آغاز شد. جنگ بین رسانهی غیر خطی کتاب با رسانهی خطی تلویزیون. (غیرخطی به این معنی که متن را میتوان از هرجایی خواند و فهمید، جهشهای آنی به کلمات و جمله های قبلی و بعدی کرد، و در آن به دنبال واژه هایی خاص جستجو کرد، در حالی که در تصویر متحرک چنین امکانی نیست.)

    اینترنت در ابتدا متن-محور بود. اما هرچه میگذرد انگار بیشتر شبیه به تلویزیون میشود. استریم و تایملاین، مثل جریان بیتوقف پخش تلویزیونی، چیزهای بی ربط و درهم برهم را کیلو کیلو جلوی چشمهایمان جاری میکنند. اول بیشتر متنهای چند خطی بود، و حالا بیشتر عکس است و ویدیو. ویدیوهایی که انگار چشم دارند و تا نگاهمان در چشمشان میافتد خود بخود شروع میکنند به پخش شدن. همه ی شبکه های اجتماعی انگار دارند به سمت این ویدیوهای خودپخش شو میروند. به سمت تلویزیون یا چیزی شبیه به تلویزیون.

    تلویزیون دارد احاطه مان میکند. رسانههای تلویزیونگرا، ستارههای تلویزیون ساخته، بشقابهای ماهواره ای، و کانالهای رنگارنگ. و ما غافلیم که «خواندن» دارد اساساً ور میافتد.

    برای ما که معجزه ی پیامبرمان، روشنفکرانه تر از هر دین دیگر، خواندنی است، و هنر غالب تمدنیمان (یعنی شعر) با متن سروکار دارد، نه تصویر، اعلام مرگ قریب الوقع «خواندن» باید انداممان را به لرزه درآورد.

    همشهری جوان
    ویرایش توسط s A r A : 4th March 2015 در ساعت 18:54


  2. 2 کاربر مقابل از s A r A عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    KhanoOmi (4th March 2015), yalda88 (4th March 2015)

  3. #2


    نام واقعی
    pari
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Italy
    نوشته ها
    3,561
    تشکر
    5,432
    تشکر شده 10,961 بار در 3,059 ارسال
    Blog Entries
    2
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 42 تاپیک
    کسی که نخواد مطالعه داشته باشه ، نداره!
    حالا چه با ایستاگرام، چه لاین و وایبر و تانگو و هزار جور کوفت و زهر مار دیگه
    مشکل از یه جای دیگس..
    نه این اپلکیشنا
    جنبه و فرهنگ استفادش که نباشه ، همین میشه!

    تعجب من از اینه که چطور یهویی! همه گیر شد؟!!

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا