ورزشکاران بازیگر، از فردین تا پژمان


در تاریخ ورزش ایران ورزشکاران بسیاری بعد یا همزمان با دوران ورزش خود به پیشنهاد بزرگان عرصه سینما به سمت و سوی سینما رفته و برخی از آنها حتی در این عرصه نامی ماندگارتر از خود بر جای گذاشتند.










هفته نامه همشهری تماشاگر: در تاریخ ورزش ایران ورزشکاران بسیاری بعد یا همزمان با دوران ورزش خود به پیشنهاد بزرگان عرصه سینما به سمت و سوی سینما رفته و برخی از آنها حتی در این عرصه نامی ماندگارتر از خود بر جای گذاشتند. در این مقاله نگاهی خواهیم داشت به فهرست گروهی از این افراد و با آنها تا امروز هم مسیر می شویم تا ببینیم در مسیر رسیدن پژمان جمشیدی روی پرده نقره ای و ساخت فیلم سینمایی «من دیه گو مارادونا هستم» که یکی از تاثیرگذارترین فیلم های جشنواره 33 فیلم فجر بود چه بر سر تاریخ سینمای ما آمد.

ایلوش خوشابه

در سال 1334 برای بازی در فیلم «امیر ارسلان نامدار» از وجود ایلوش استفاده شد که قهرمان پرورش اندام ایران بود. ایلوش بعدها در فیلم های دیگری هم بازی کرد. در مسیر رسیدن او به سینما «سیامک یاسمی» (1) نقش برجسته ای داشت. به جز سیامک یاسمی، مردانی چون ساموئل خاچکیان و ناصر ملک مطیعی هم نقشی بارز در حضور اهالی ورزش در سینما داشتند.





محمدعلی فردین

قهرمان میان وزن کشتی آزاد و دارنده مدال نقره ایران در مسابقات جهانی 1954 در سال 1338 برای بازی در فیلم چشمه آب حیات کاندیدا شد. کمتر کسی باور داشت که بعدها این سینماگر دهه 40 و 50 فیلمفارسی از روی تشک کشتی به جامعه سینما معرفی شده باشد.



فردین با بهره مندی از عناصر سنتی سینمای فیلمفارسی پا به عرصه سینمای ایران گذاشت و خیلی زود تبدیل به یکی از پولسازترین ارکان فیلم های ایرانی روی پرده نقره ای و از معابر سنتی حضور اهالی کشتی به سینما شد. (2)


حبیب اله بلور

او از حیث طول مدت زمان سرمربیگری در تیم ملی کشتی رکورددار بود. در سال های میانه دهه 40 فردین که صاحب ید طولایی در سینما شده بود از نفوذ خود برای بهبود اوضاع معیشتی بلور که ظاهرا روزهای خوبی نداشت بهره گرفت و در آن سال ها بلور تبدیل به یکی از بازیگران نقش پدر در سینمای ایران شد.


عزیز اصلی

دروازه بان سابق تیم ملی فوتبال به علت تشابه عجیب چهره اش با بیک ایمانوردی که خودش هم از ورزشکاران رشته کشتی کج بود وارد سینما شد و در 10 فیلم دهه 40 نقش آفرینی کرد. علی الظاهر فیلم های او قابل اعتنا نبوده و برایش کارنامه شایسته ای را به بار نیاوردند.





امامعلی حبیبی

قهرمان المپیک 1956 ملبورن در سال های دهه 40 به هر آنچه تختی نپذیرفت بله گفت که البته «نه» گفتن در آن شرایط، قدرتی می خواست که تنها تختی صاحب آن بودو باعث ماندگاری اش در تاریخ ورزش ایران شد.



حبیبی از طرف مردم قائمشهر که در دوران حکومت پهلوی ها «شاهی» نام داشت هم به نمایندگی مجلس انتصاب شد. (البته انتخاب شدن، در مجلس آن دوران، حرفی خنده آور است و بیشتر نمایندگان مجلس در آ« زمان با تایید گروهی انتخاب شده و بعدها به اسم انتخابات مردم، به جامعه معرفی می شدند.)

به هر حال حبیبی از حیث بهره مندی از سواد آکادمیک چندان قوی نبود و به همین دلیل خیلی زود تبدیل به یکی از پرسوناژهای طنز نشریه فکاهی و معروف «توفیق» شد و با نام ویژه «ها بی بی» شناخته مخ شد. حبیبی در سال 1347 در اولین فیل خود یعنی ببر مازندران بازی کرد و بازی او هم ضعیف و غیرقابل اعتنا بود. او دو فیلم دیگر هم بازی کرد و خیلی زود از پرده سینما دور شد.


محراب شاهرخی

او تنها یک فیلم بازی کرد؛ فیلمی که در زمان خود معروف هم شد. «علف های هرز» اسم فیلمی بود که محراب در آن به ایفای نقش پرداخت. مرگ او در این فیلم دردآور بود. مرگ 3 بار در زندگی او واقع شد؛ یک بار در سال 45 که او از مرگ اول به سلامت جست و در مرگ دوم تنها روی پرده نقره ای مرد اما در سومین تجربه مرگ در روز 12 بهمن سال 1371 درست در روز تولد 49 سالگی تسلیم قضای الهی شد.





حسین یاریار

یکی دیگر از جسته های خاچیکیان در سینما بود که در آخرین روزهای دوران فوتبالش، مورد توجه این فیلمساز نامدار قرار گرفت و تجربه ای عالی در فیلم هایی مثل «چاووش»، «بلوف» و «مردی در آینه» داشت. او در حال حاضر مدیر باشگاه هنرمندان است.





علیرضا لرستانی

او که با 5 مدال طلای آسیا یکی از نامدارترین و فنی ترین کشتی گیران ایران بود، مورد توجه یداله صمدی واقع شد و در فیلم سینمایی «افسانه دمرل» بازی کرد. فن سالتوی او در مسابقات قهرمانی آسیا چنان زیبا بود که سال ها آرم ابتدایی برنامه اخبار ورزشی در سال های واپسین دهه 60 و ابتدای دهه 70 بود.





مجید سبزی

در سریال به سوی افتخار از «سیروس مقدم» که یکی از اولین کارهایش بود او نقش اول ماجرا را داشت و این نقش را با توان بسیار بازی کرد. با این احوال سبزی که بار دیگر پس از سپری شدن سالیان بسیار از دوران فوتبالش معروف شده بود، در سال های 1377 و 1378 با مناعت طبع بسیار از بازی در تیزرهای تبلیغاتی که می توانست برای او درآمد خوبی داشته باشد، خودداری کرد.





سعید سلطانی فر

او که سال گذشته به رحمت خدا رفت و از جانبازان جنگ تحمیلی هم بود، در سال های واپسین دهه 60 در اپیزود سوم اما بسیار تاثیرگذار فیلم سینمایی «تویی که نمی شناختمت»، یک بازی مهم و تاثیرگذار داشت و با همان فیلم، نام خود را در سینمای اثران ثبت کرد.


علی انصاریان

با ایفای نقش هایی در سریال های طنز مهران غفوریان و مهران مدیری پا به این عرصه گذاشت. او در فیلم پاداش سکوت هم ایفای نقش کرد و در سال های اخیر در فیلم های «کلاف»، «سوختن» و «هدیه» بازی کرده و کاملا در قالب یک بازیگر حرفه ای در حال جا افتادن است.





پژمان جمشیدی

بعد از بازی در سریال پژمان که از قضا محبوب مردم شد، در گروه قدرتمندی که تحت مدیریت پیمان قاسمخانی اداره می شد ماند، کار تئاتر کرد و سپس در تلفه فیلم ها و نقش مهم در «شرف خانواده فاضل» به ادامه کار بازیگری پرداخت.





نیما نکیسا

او در فیلم مامان بهروز منو زد کار سینمایی را شروع کرد و در دو فیلم دیگر با نام های ایرانی ها و شهد به کارش در سینما ادامه داد تا مثلث هنرمند پرسپولیسی های سینما تکمیل شود.





احمدرضا عابدزاده

در سال 1379 در فیلم سینمایی ازدواج غیابی که البته فیلم ضعیفی بود روی پرده نقره ای رفت و بعد از آن دیگر هیچ گاه دور و اطراف سینما ظاهر نشد.





بازیگران موردی در سینمای ایران

غلامرضا فتح آبادی

در 12 قسمت از سریال به سوی افتخار به عنوان فرد نزدیک و دوست مجید سبزی بازی کرد. فتح آبادی در سال 1365 آقای گل بازی های آسیایی 1986 سئول شد و سال ها در دو تیم پرسپولیس و استقلال بازی کرد.

محمود معماتر

از دیگر نفراتی بود که در سریال به سوی افتخار بازی کرد. او بازیکن سابق تیم ملی کشور و از یاران تیم فوتبال شاهین تهران بود.

علیرضا نیکبخت

سابقه حضور در یکی دو قسمت از سریال های طنز تلویزیون را بخصوص با گروه مهران غفوریان دارد.

بهروز رهبری فرد

در سریال پژمان یکی از بازیگران فیلم و از دوستان پژمان در این سریال بود.

علی موسوی

او هم از بازیگران تابعی سریال پژمان بود که برجستگی ویژه ای در کارش وجود نداشت.

خسرو حیدری

او هم در یک تک پلان از سریال پژمان بازی کرد.

علی پروین

فیلم سینمایی فوتبالیست ها با حضور عده ای از فوتبالیست ها ساخته شد که پروین درآن نقش خودش را بازی می کرد.

حمید استیلی

در فیلم سینمایی فوتبالیست ها نقش نقش او بارزتر از سایر افراد جامعه فوتبال ایران بود که در این فیلم بازی کرده بودند.

جواد زرینچه

در فیلم مثلث آبی در کنار محمد صالح علا بازی کرد.

محمد برزگر

او هم در فیلم فوتبالیست ها صاحب یکی از نقش های تابعی بود.

محمد پروین

در فیلم فوتبالیست ها زمانی که تنها 10 سال داشت یکی از نقش های تابعی را داشت.

محمد محمدی

او هم در سریال پژمان یکی از نقش ها را داشت؛ نقشی که چندان مهم نبود و دیالوگ هایش هم زیاد نبود.

آرش برهانی

برهانی هم در سریال پژمان نقش آفرینی کرد.

حمید درخشان

در سریال پژمان نقش سرمربی تیم را داشت که بازیکنان پا به سن گذاشته تلاش می کردند نظر او را جلب کنند تا از وجود آنها در تیمش بهره ببرد.

سید مهدی حیدری

حیدری مثل بسیاری از فوتبالیست های ایران که به سینما آمدند از سریال «به سوی افتخار»، وارد سینما شد. او که در سریال مورد اشاره نقش منفی داشت، بعدها این نقش ها را حفظ کرد و در چند سریال تلویزیونی به ایفای نقش پرداخت که در این میان نقش «بهرام خله» ماندگارترین بود و با این نقش ها او از مردان باشگاه هنرمندان شد.

محمد ابراهیم نایب عباسی

معروف به ممدبوقی در فیلم سینمایی عموفوتبالی بازی کرد و در این فیلم نقش چندان مهمی هم نداشت.

فتح اله غریب نواز

او هم مثل ممد بوقی از لیدرهای تماشاگران تیم فوتبال پرسپولیس بود که نقشی کاملاش بیه را به دوست خود داشت. هر دو نفر سال هاست که به رحمت خدا رفته اند.

آنها سینما را نپذیرفتند

در سالیان میانی دهه 40 زمانی که سوژه حضور ورزشی ها در سینما هنوز داغ داغ بود از دو مرد محبوب جامعه ورزش درخواست شد تا به سینما بیایند. این دو نفر مرحوم غلامرضا تختی و همایون بهزادی بودند.

در آن دوران که دستمزد گران ترین ستاره سینمای ایران یعنی فردین بیش از 200 هزار تومان نبود، به تختی پیشنهاد شد با دریافت 300 هزار تومان در این فیلم (ح-سین کرد شبستری) بازی کند اما تختی به علت فضای پر از ابتدالی که بر رگ و ریشه سینمای فیلمفارسی دهه 40 سایه انداخته بود، بازی در این فیلم را نپذیرفت.

این در حالی بود که تختی همواره گشاده دست و به قول ورزشی ها «در خانه باز»، از حیث مالی در مضیقه عجیبی به سر می برد و نمی توانست به محتاجان همیشگی اطرافش که همواره از آنها دستگیری می کرد رسیدگی کند.

پی نوشت:

(1) سیامک یاسمی فرزند مرحوم رشید یاسمی از شاعران معاصر ایران است. برادر سیامک یاسمی یعنی شاپور یاسمی هم از فعالان این عرصه بوده و آثاری در سینمای ایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی داشته است.

(2) از مردانی که توسط فردین به سینمای ایران معرفی شدند می توان به مرحوم بلور اشاره کرد. ضمن آن که به علت موفقیت او در سینما، تمایل به حضور کشتی گیران در سینما زیاد شد و بعد از او ضمن حضور حبیبی در سینما به تختی هم پیشنهاد حضور در این عرصه شد که با مخالفت جهان پهلوان همراه شد.