15 اردیبهشت - 5 مِی؛ در تاریخ چه گذشت؟
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: 15 اردیبهشت - 5 مِی؛ در تاریخ چه گذشت؟

  1. #1


    محل سکونت
    تهران،شهریار
    نام واقعی
    amirhossein
    استاتوس
    آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد در میان خانه گم کردیم، صاحب خانه را ...
    شغل و حرفه
    شهرداری شهریار مشغولم
    بازیکن محبوب
    ali daei
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Germany
    نوشته ها
    7,487
    تشکر
    5,818
    تشکر شده 21,306 بار در 6,697 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 50 تاپیک

    15 اردیبهشت - 5 مِی؛ در تاریخ چه گذشت؟

    15 اردیبهشت - 5 مِی؛ در تاریخ چه گذشت؟











    امروز 15 اردیبهشت برابر با 5 مِی تقویم میلادی است. روزی که در تاریخ آبستن وقایع و اتفاقات زیادی در ایران و جهان بوده است. به مرور برخی از این وقایع میپردازیم.














    پرسپولیس اف سی : امروز 15 اردیبهشت برابر با 5 مِی تقویم میلادی است. روزی که در تاریخ آبستن وقایع و اتفاقات زیادی در ایران و جهان بوده است. به مرور برخی از این وقایع میپردازیم.

    592 - سالروز درگذشت بهرام چوبين و نگاهي به کارهاي او

    مولف «تاريخ نوابغ نظامي» كه كتابي به زبان انگليسي است، روز درگذشت سپهبد بهرام مهران (بهرام چوبين) ژنرال معروف و نابغه نظامي قرن ششم ميلادي ايران را پنجم ماه مي سال 592 ميلادي ذكر كرده است. وي كه در «ري» به دنيا آمده بود در خراسان خاوري درگذشت.

    به نوشته برخي از تاريخ نگاران، سامانيان که باعث احياء زبان فارسي و فرهنگ ايراني شدند از نسل بهرام چوبين بوده اند.

    مخالفت بهرام چوبين با پادشاه شدن خسرو پرويز كه مآلا به پايان عمر امپراتوري ايران در عهد باستان انجاميد از فصول آموزنده تاريخ عمومي است.


    بهرام چوبین


    خسرو پرويز هنوز پايه هاي سلطنتش را استوار نكرده بود كه با ضديت ژنرال بهرام چوبين رو به رو شد زيرا كه بهرام شنيده بود خسرو پرويز بر ضد پدرش كودتا كرده بود. خسرو پرويز چون ياراي ايستادگي در برابر ژنرال بهرام را نداشت 23 نوامبر سال 589 ميلادي به قسطنطنيه فرار كرد تا از موريس امپراتور روم شرقي كمك بخواهد.

    موريس كه در انتظار چنين فرصتي بود يك سپاه كامل در اختيار خسرو دوم قرار داد و خسرو با كمك اين سپاه و هواداران داخلي اش در نبرد سال 591 ميلادي پيروز شد و بر تخت نشست، بهرام به خراسات رفت و بعدا در همانجا درگذشت.

    مورخان تاريخ جنگها، جنگ بلخ در سال 588 را كه فاتح آن بهرام چوبين بود، نبردي بي سابقه توصيف كرده اند زيرا در آن، نوعي موشك بكار رفت و به علاوه، يك سپاه كوچك از لحاظ شمار افراد، يك ارتش بسيار بزرگ را شكست داده بود. به نوشته اين مورخان،

    28 نوامبر سال 588 ميلادي در بلخ، ارتش ايران به فرماندهي ژنرال بهرام مهران در جنگ با خاقان «شابه» امپراتور سرزمين هاي شمال غربي چين كه به خراسان بزرگتر دست اندازي كرده بود از سلاح تازه اي که در آن نفت خام بکار رفته بود استفاده کرد.

    خاقان شابه (خاقان = خان خانها ـ امپراتور، اين واژه با تلفظ خاگان هنوز در مغولستان بكار مي رود) زماني از لشکر کشي ايران آگاه شد که بهرام تنها چهار روز تا بلخ فاصله داشت، و چون شنيد كه بهرام با كمتر از 13 هزار نفر آمده است چندان نگران نشد و با تمامي مردان قادر به حمل سلاح خود که مورخان يکصد تا سيصد هزار تن گزارش کرده اند به مقابله با بهرام شتافت.

    در روز نبرد، بهرام به واحدهاي آتشبار (نفت اندازان) توصيه کرد که حمله را با پرتاب پيکانهاي شعله ور آغاز کنند و ادامه دهند تا آرايش سپاهيان خاقان بر هم خورد و قادر به تنظيم آن هم نباشند و به سواران کماندار (اسواران) گفت که همزمان با حمله نفت اندازان، با تير چشم فيلها را هدف قرار دهند، و در اين جريان، خود با دو هزار سوار زبده قرارگاه خاقان را مورد حمله قرار داد. خاقان که انتظار حمله مستقيم به مقر خود را نداشت دست به فرار زد که کشته شد، سپاه عظيم او متلاشي گرديد و پسر وي نيز بعدا به اسارت درآمد و جنگ فقط يک روز طول کشيد که از شگفتي هاي تاريخ نظامي جهان است.

    مورخان نظامي درباره نفت اندازهاي ژنرال بهرام چنين نوشته اند: بهرام در زماني که از سوي شاه ايران حاکم چارك شمال غربي بود (يك چهارم قلمرو ايران، از ري تا مرز شمالي گرجستان و داغستان کنوني شامل ارمنستان، آذربايگان و کردستان. در آن زمان، ايران به چهار ابر استان تقسيم شده بود كه هركدام را چارك نوشته اند) هنگام بازديد از محل فوران نفت خام در ناحيه بادکوب (باکو) در ساحل جنوبي غربي درياي مازندران و آگاهي از قدرت اشتعال اين ماده، تصميم گرفت که از آن نوعي سلاح براي واحدهاي رزمي ساخته شود و اين کار به مهندسان ارتش واگذار شد. ظرف مدتي کوتاهتر از يک سال، پيکاني ساخته شد که بي شباهت به راکت هاي امروز نبود و اين پيکان حامل گوي دوکي شکل آغشته به نفت خام بود که از روي تخته اي که بر پشت قاطر قرارداشت با كشيدن زه پرتاب مي شد. طرز پرتاب آن بي شباهت به کمان نبود. دستگاه، از يک زه (روده خشك شده) و چوب گز (نوعي درخت مناطق خشک) ساخته شده بود که آن را بر تخته اي سوار مي كردند و داراي يک ضامن بود و پنج مردخدمه آن را تشکيل مي دادند که دو نفر از آنان کمانکش بودند، نفر سوم نشانه گيري مي کرد و فرمانده اين آتشبار بود، مرد چهارم مامور شعله ورساختن قسمت آغشته به نفت خام (پيکان) بود و مهمات رساني مي کرد و نفر پنجم مواظب قاطر بود و از هر واحد آتشبار، هشت نيزه دار مراقبت مي کردند كه ضمن عمليات مورد حمله قرار نگيرد.

    اين مورخان در اين باره كه چرا بهرام با 12 تا13 هزار مرد به جنگ يك ارتش يكصد تا سيصد هزارنفري شتافت چنين نوشته اند:

    «هرمز» شاه وقت از دودمان ساسانيان، وقتي شنيد كه خاقان «شابه» وارد اراضي ايران در شمالشرقي خراسان (تاجيکستان فعلي و شمال افغانستان امروز) شده، بلخ را مرکز خود قرار داده و عازم تصرف کابل و بادغيس است ژنرالهاي ايران را به تشکيل جلسه اي در شهر تيسفون (مدائن، نزديک بغداد) پايتخت آن زمان ايران فراخواند و تصميم خود را به اخراج فوري خاقان از قلمرو ايران به آنان اطلاع داد و خواست که ترتيب کار را بدهند. هرمز گفت که طبق آخرين اطلاعي که به ارتشتاران سالار (ژنرال اول ارتش ايران) رسيده، «خاقان شابه» داراي 300 هزار مرد مسلح و چند واحد فيل جنگي است.

    ژنرالها پس از تبادل نظر، بهرام چوبين را براي انجام اين کار خطير برگزيدند و او ماموريت را پذيرفت. بهرام از ميان ارتش پانصد هزار نفري «آماده» ايران، حدود 12 هزار مرد جنگديده 30 تا 40 ساله (ميانسال) را برگزيد که اضافه وزن نداشتند و ميهندوستي آنان قبلا به ثبوت رسيده بود و بيش از سايرين قادر به تحمل سختي بودند و در جنگ سواره و پياده تجربه داشتند. وي به هر سرباز سه اسب اختصاص داد و با تدارکات کافي عزم بيرون راندن زردها را از خاک وطن کرد.

    بهرام به جاي انتخاب راه معمولي، از تيسفون به اهواز رفت و سپس از طريق يزد و کوير خود را به خراسان رساند به گونه اي که خاقان متوجه نشده بود. بهرام که در جنگ اعتقاد به روحيه سرباز بيش از هر ابزار ديگر داشت، ضمن راه هر دو روز يک بار سربازان را جمع مي کرد و براي آنان از اهميت وطندوستي و رسالتي که هر فرد در اين زمينه دارد سخن مي گفت و آنان را اميد ايرانيان مي خواند ـ مردماني که مي خواهند آسوده و در آرامش و با فرهنگ خود زيست کنند. بهرام بالاخره با همين سپاه ارتش خاقان را شكست داد.


    درگیری بهرام چوبین و خسروپرویز


    و اما درباره درگيري ژنرال بهرام مهران با خسرو پرويز:

    هنگامي که بهرام سرگرم پس راندن خاقانيان به آن سوي کوههاي پامير، و ايجاد استحکامات در مرز سين کيانگ و كاشغرستان امروز بود، شنيد که در پايتخت، پسر شاه (خسرو پرويز) بر ضد پدرش کودتا کرده است که برق آسا خود را به تيسفون در ساحل دجله رساند. خسرو پرويز فرار کرد و به امپراتور روم پناهنده شد و بهرام تا تعيين شاه بعدي زمام امور را به دست گرفت که پرويز فراري با دريافت کمک از امپراتور وقت روم به جنگ او آمد. در آستانه نبرد، قسمتي از ارتش ايران به پرويز پيوستند که بهرام پس از چند زد و خورد مختصر، خروج از صحنه سياست را بر ادامه برادرکشي و قتل ايراني به دست ايراني که امري ناپذيرفتني بود ترجيح داد و به خراسان بازگشت و تا پايان عمر در همانجا باقي ماند.

    920 - وقوع جنگ چالدران بين قواي صفوي و عثماني در نزديكي تبريز

    پس از روي كار آمدن سلطان سليم اول، رابطه ‏ي ايران و عثماني رو به تيرگي بيشتر نهاد. او به سمت نواحي غربي ايران لشكركشي كرد و در سال 920 ق جنگ سختي در چالدران از نواحي ماكو بين شاه اسماعيل صفوي و سلطان سليم عثماني روي داد. شاه اسماعيل كه قسمت اعظم قشونش در آسياي مركزي مشغول جنگ با ازبكان بودند، تصميم به جنگ تدافعي گرفت، زيرا نيروهاي عثماني دو برابر قواي ايران بود.


    سلطان سلیم یکم


    در ابتداي جنگ، پيروزي با سپاه ايران بود، ولي به علت كثرت نيروهاي عثماني، شكست بر ايران، مستولي شد و با كشته شدن سرداران ايراني و اسارت حرم شاه، اسماعيل صفوي مجبور به عقب‏نشيني گرديد. در اين جنگ سه هزار عثماني و دو هزار ايراني كشته شدند ولي علت اصلي در شكست شاه اسماعيل، وجود توپخانه‏ي عثماني بود كه جنگ را به نفع ترك‏ها به پايان رساند.


    شاه اسماعیل صفوی


    پس از عقب نشستن سپاهيان صفوي، سلطان سليم تبريز را اشغال كرد، ولي به زودي بر اثر مقاومت ملي، مجبور شد تبريز و آذربايجان را تخليه كند. گويند پس از اين واقعه،كسي شاه اسماعيل راخندان نديد.


    نبرد شاه اسماعیل با یکی از سرداران ترک


    1260 - روزي كه قوبيلاي خان بر جاي چنگيز نشست

    پنجم ماه مي 1260 قوبيلاي قاآن (كوبلاي خان) نوه چنگيز و برادر هولاگو خان (ايلخان مغول ايران) رئيس كل متصرفات مغولان و خان بزرگ آنان شد كه از چين تا اروپا و خاورميانه گسترش داشت.


    قوبيلاي خان


    قوبيلاي پسر «تولي» بود و پيش از به دست گرفتن رياست كل امپراتوري مغولها، بر شرقي ترين قسمت اين امپرتوري (چين و مغولستان) حكومت داشت. قوبيلاي پس از استيلاي كامل برچين، القاب و امتيازهاي «هان ها» را لغو كرده بود. 93 درصد چيني ها «هان» هستند. وي در چين دودمان «يوان» را تشكيل داد. در زمان اقتدار قوبيلاي خان بود كه ماركو پولوي ونيزي (ايتاليايي) از چين ديدار كرد و مدتي را مشاور قاآن مغول (خان خانها، قوبيلاي خان) بود. قوبيلاي خان برخلاف پدر بزرگش چنگيز كه در خراسان بزرگتر وسيعا دست به كشتار و ويراني زد، در چين به آباداني پرداخت. وي دو بار تلاش كرد كه به ژاپن حمله برد كه بر اثر بدي هوا و توفان دريا (كاميكاز) و مقاومت ژاپني ها موفق نشد.

    قوبيلاي كه در سال 1215 به دنيا آمده بود در سال 1294 درگذشت.

    1818 - تولد كارل ماركس فيلسوف آلماني و بنيان‏گذار فلسفه ماترياليسم تاريخي

    كارل ماركس، فيلسوف آلماني و بنيان‏گذار مكتب ماركسيسم، در 5 مه 1818م در خانواده‏اي يهودي در آلمان به دنيا آمد. هرچند در آينده اعتقادات ديني‏اش را به فراموشي سپرد. وي پس از طي تحصيلات مقدماتي، ابتدا در رشته حقوق و سپس در زمينه تاريخ و فلسفه به تحصيل پرداخت. ماركس مدتي سردبير يك نشريه بود و در 1848 با همكاري فردريش انگلس، فيلسوف هموطن خود، عقايدش را در كتاب مانيفيست كمونيست ارائه كرد. دو سال بعد، ماركس به علت فعاليت سياسي از آلمان تبعيد شد و تا پايان عمر در انگليس اقامت كرد. در نظر ماركس، كارگر يك موجود انساني نيست بلكه يك دست است. از اين رو، بايد تا حد امكان او را ارزان خريد و حاصل كارش را گران فروخت. در اين وضعيت، سرمايه‏دار و كارگر، هر دو، آلت دست قوانين اقتصادي هستند كه از ضبط و ربط آن‏ها بيرون است. اساس فلسفه ماركسيسم را ماترياليسم تشكيل مي‏دهد كه بر اساس آن، كليه تحولات اقتصادي و حتي تاريخي را معلول عوامل مادي مي‏داند.


    كارل ماركس


    در اين نظام، ماركس با تمركز سرمايه در دست عده‏اي معدود، مخالف و رژيم سرمايه‏داري را محكوم به زوال مي‏دانست. ماركس هم‏چنين به كمك فردريك انگلس، فيلسوف هموطن خود، زيربناي فلسفي كمونيسم را كه بر مبناي ماترياليسم ديالكتيك استوار شده، پي‏ريزي كرد و با تجزيه و تحليل تاريخ از نظر فلسفه مادي يا ماترياليسم تاريخي آن را تكميل نمود. ماترياليسم ديالكتيك در واقع تلاشي براي اثبات ماده از طريق منطق ديالكتيك است كه به طور خلاصه وجود هرگونه نيروي ماوراءالطبيعه را نفي و انكار مي‏كند. هم‏چنين ماترياليسم تاريخي يا تفسير تاريخ از نظر فلسفه مادي سير تحولات تاريخي را از نظر مادي بررسي مي‏كند و براي تمامي تحولات جهان در طول تاريخ، حتي پيدايش اديان، ريشه‏هاي اقتصادي و مادي جستجو مي‏كند. ماركس معتقد بود كه تكامل بشر از نظر تاريخي، نتيجه تكامل ابزار توليد و مالكيت آن بوده است. وي پيش بيني مي‏كرد با سقوط سرمايه داري توسط پرولتاريا يا طبقه كارگر، ديكتاتوري پرولتاريا به وجود خواهد آمد و پس از آن، اين رژيم نيز به نفع يك جامعه بدون طبقه و دولت، كنار خواهد رفت. كارل ماركس سرانجام در 14 مارس 1883م در 65 سالگي درگذشت اما افكارش در قالب‏هاي گوناگون، تاحدود يك و نيم قرن در جهان مطرح بود تا آن كه در اوايل دهه 1990 ميلادي، با فروپاشي بزرگ‏ترين كشور كمونيستي جهان يعني شوروي، نادرستي افكار و پيش‏بيني‏هاي ماركس روشن شد. هم‏چنين روند تحولات در جهان، بطلان برداشت‏هاي وي از تاريخ، اجتماع و انسان را به اثبات رساند.


    1821 - روزي که ناپلئون درگذشت

    پنجم مي سال ۱۸۲۱ ناپلئون بناپارت پس از شش سال تبعيد در جزيره سنت هلن واقع در اقيانوس اطلس، در اين جزيره درگذشت.

    وي پس از شكست در جنگ واترلو، از سوي فاتحان به اين جزيره تبعيد شده بود. ناپلئون ۱۶ سال رهبري فرانسه را برعهده داشت. سال ها بعد هنگام انتقال باقيمانده جسد او به فرانسه، صدها هزار فرانسوي از بندرگاه تا پاريس كه صدها كيلومتر فاصله است، استخوانهاي او را بدرقه كردند كه در طول تاريخ بشر سابقه نداشته است. مرگ ناپلئون براثر مسموم كردن تدريجي او توسط انگليسي ها صورت گرفت ولي انگليسي ها اين اتهام را رد كرده و گفته اند كه وي براثر سرطان معده فوت شده است. ملي گرايان فرانسوي دشمني تاريخي انگليسي ها با وطن خود را فراموش نمي كنند. نمونه اش؛ مخالفت دوگل با ورود انگلستان به بازار مشترك اروپا (اتحاديه امروز) بود كه تا زنده بود، انگلستان موفق به ورود به آن نشده بود.


    ناپلئون بناپارت

    1945 - دريا سالار دونيتس كه پس از خودكشي هيتلر جانشين او شده و آمادگي آلمان را به تسليم شدن را اعلام داشته بود به زيردريايي ها و كشتي هاي جنگي آلمان دستور داد كه دست از جنگ بكشند و به پايگاههاي خود در بنادر آلمان بازگردند.


    دريا سالار دونيتس


    1953 - کشف ساختار DNA و تشخیص دقیق وراثت، نژاد و مسیر مهاجرت ها

    مارچ 1953 دکتر جیمز واتسون Dr. James D. Watson و دکتر فرانسیس کریک Dr. Francis Crick اعلام کردند که راز توارت و کدهای حیات را کشف کرده و چگونگی انتقال خصوصیات از والدین به فرزند را به دست آورده اند. این دو پژوهشگر پنجم ماه مي آن سال درباره مقاله مشترک منتشره خود در شماره مارچ 1953 مجله تخصصی «Nature» به زبان ساده توضیح مفصل دادند که درک آن از خواندن مقاله برای مردم عادی دشوار بود. ایشان درباره ساختار وراثت گفتند که این ساختار شیمیائی، و عامل آن Deoxyribonucleic Acid است ـ اختصارا DNA. مجله نیچر (طبیعت) تیتر زده بود: کشف اسرار نهفته انتقال خصوصیات از والدین به فرزند ـ قانون حیات.


    جیمز واتسون و فرانسیس کریک


    کاشفین «دی ان ا» گفتند که این ساختار به صورت نوار بهم پیچیده و در اثنای تقسیم هسته ژن ها، فرزند را به صورت المثنای مادر و پدر در می آورد و خصوصیات و خصلت ها به همین صورت به فرزندان بعدی منتقل و یک طایفه و قبیله و گروه نژادی بوجود می آید.

    این دو پژوهشگر افزودند که با این کشف، دقیقا روشن خواهد شد که مثلا پدر یک کودک چه کسی است. قبلا شناخت قضایی پدر و یا مادر یک فرد از طریق آزمایش خون که نادقیق بود صورت می گرفت. اینک با آزمایش یک تار موی و قسمت بیرون انداخته شده ناخن هم، فرد و فامیل او مشخص می شود. حتی از روی استخوانهای پوک شده و سنگواره می توان جنس و نژاد صاحب آن را دقیقا تشخیص داد و با کشف یک موی سر در محل وقوع جرم، مجرم را شناخت و ....

    برپایه آزمایش DNA می شود مسیر مهاجرت فرد و طایفه و ریشه افراد و نژادها را بدست آورد. دیگر، تکلم به یک زبان دلیل بودن فرد از آن نژاد نیست و ....

    دکتر واتسون اینک 82 ساله است و دکتر کریک در سال 2004 در 88 سالگی فوت شده است. این دو با کشف خود برنده جایزه نوبل سال 1962 شدند.

    1961 - اولين مسافرت فضايي امريكا توسط آلن بارتلت شپرد

    گرچه آرزوي پرواز در فضا و تسخير آسمان از ايده‏هاي بشر از زمان‏هاي قديم بود، اما تا قرن بيستم و به ويژه نيمه دوم آن، دستيابي به اين ايده و عملي كردن آن ممكن نشد. در طي اين سال‏ها، بشر، پرواز به كمك پرندگان، استفاده از بال‏هاي مصنوعي، ساخت بالن و اختراع و پرتاب راكت‏هاي موتوردار و... را آزمود. با اين حال، پس از جنگ جهاني دوم، دانشمندان روسيه به مطالعه و تحقيق در اين زمينه پرداختند و ابتدا با ساختن ماهواره اسپوتنيك، آن را به وسيله موشك در مدار زمين قرار دادند. هم‏زمان با روس‏ها، امريكاييان نيز به رقابت برخاستند و با ساختن فضاپيما، به دنبال برتري بر رقيب سياسي - نظامي خود در فضا برآمدند. يكي از طرح‏هاي امريكا در اين زمينه، طرح پرتاب فضا پيماي مركوري بود كه از سال 1959م در دستور كار قرار گرفت. در اجراي اين طرح براي نخستين بار در تاريخ امريكا در 5 مه 1961م، اين كشور توانست آلن بارتلت شپرد را روانه فضا نمايد. در جريان اين سفر فضايى، بارتلت شپرد به مدت 15 دقيقه و 22 ثانيه در فضا قرار گرفت و سپس همراه با فضاپيماي خود در اقيانوس اطلس فرود آمد. هدف اوليه از اين طرح، بررسي امكان زنده ماندن انسان در فضا بود. لازم به ذكر است كه 23 روز پيش از اين سفر فضانورد امريكايي، يوري گاگارين، فضانورد روسي در 12 آوريل 1961م براي اولين بار درتاريخ بشر با يك سفينه فضايي به دور كره زمين گردش كرده بود.


    آلن بارتلت شپرد


    1979 - دستگيري 160 کارمند ساواک

    15 ارديبهشت سال 1358 (پنجم ماه مي 1979) صدها کارمند سازمان اطلاعات و امنيت ايران (ساواک) که براي اعتراض نسبت به دستمزد عقب افتاده خود مقابل ساختمان نخست وزيري اجتماع کرده بودند دستگير شدند و با چند اتوبوس به زندان قصر انتقال يافتند. عده کارمندان ساواک که به اين ترتيب به زندان منتقل شدند 160 تن گزارش شده بود. آنان مي گفتند که کارمند دفتري هستند و اگر از شکنجه گران و پرونده سازان بودند که چنين علني براي دريافت دستمزد و اعتراض به اخراج، اجتماع نمي کردند. دستگيرشدگان همچنين مي گفتند که انتظار نداشتند آنان را از مقابل ساختماني که مهدي بازرگان در آن مشغول بکار است و شهرت به منطقي بودن و مردمي بودن دارد دستگير کنند. پس از پيروزي انقلاب، ساواک را منحل کرده بودند و سازماني وجود نداشت که مواجب کارمندانش را بپردازد. بعدا وزارت اطلاعات بر جاي ساواک نشست.

    زادروزها

    ۱۷۴۷ - زادروز لئوپولد دوم، امپراتور مقدس روم و پادشاه اتریش و فرمانروای مجارستان
    ۱۸۱۳ - زادروز سورن کییرکگور فیلسوف دانمارکی


    سورن کییرکگور


    ۱۸۱۸ - زادروز کارل مارکس ،فیلسوف و متفکر انقلابی آلمانی
    ۱۸۴۶ - زادروز هنریک سینکیهویچ روزنامهنگار و رماننویس لهستانیِ برندهٔ جایزه ادبی نوبل سال ۱۹۰۵


    هنریک سینکیهویچ


    ۱۸۶۴ ـ زادروز نلی بلی (الیزابت كوكران)، روزنامهنگار و نویسنده آمریکایی
    ۱۹۱۱ - زادروز غلامحسین بنان، خوانندهٔ ايرانی


    غلامحسین بنان


    ۱۹۱۱ - آندور لیلینتال، استاد بزرگ شطرنج
    ۱۹۸۸ - زادروز ادل خواننده و ترانهنویس بریتانیایی


    ادل


    ۱۹۸۹ - زادروز کریس براون خواننده آمریکایی


  2. #2


    محل سکونت
    تهران،شهریار
    نام واقعی
    amirhossein
    استاتوس
    آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد در میان خانه گم کردیم، صاحب خانه را ...
    شغل و حرفه
    شهرداری شهریار مشغولم
    بازیکن محبوب
    ali daei
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Germany
    نوشته ها
    7,487
    تشکر
    5,818
    تشکر شده 21,306 بار در 6,697 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 50 تاپیک

    درگذشتها

    ۵۹۲ - درگذشت بهرام چوبین، از افسران ارتش ایران در دوره ساسانیان
    ۱۷۰۵ - درگذشت لئوپولد یکم، امپراتور مقدس روم و پادشاه مجارستان


    لئوپولد یکم


    ۱۸۲۱ - درگذشت ناپلئون بناپارت امپراتور سابق فرانسه
    ۱۹۷۲ ـ خودکشی یاسوناری کاواباتا، نویسنده ژاپنی و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات ۱۹۶۷.


    یاسوناری کاواباتا


    ۱۹۷۷ - درگذشت لودویگ ارهارد دومین صدر اعظم آلمان غربی
    ۲۰۱۰ - درگذشت عمرو یارادوآ رئیس جمهور نیجریه


    لودویگ ارهارد





مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا