یادداشت ویژه: رقابت مورینیو- فانخال؛ فوت آخر!







پروایت رویارویی لوئیس فانخال و ژوزه مورینیو،هیچ شباهتی به داستانهای شرقی ندارد. داستانهایی که در آنها استاد فوت آخر را نزد خود نگه می دارد و شاگرد همیشه پشتش به خاک میرسد.

آی اسپورت- منچستریونایتد-چلسی سومین رویارویی مستقیم فانخال و ژوزه مورینیو بود و فانخال در هیچ کدام از این سه، مقابل شاگرد قدیمیاش موفق نبوده است. اولین بار، لوئیس فانخال بایرن را به فینال لیگ قهرمانان رسانده بود. جایی که آخرین بار 15 سال قبل و با آژاکس به آن پا گذاشته بود. اگر فانخال، مربی مکتب و نه افتخار، با آژاکس بر بام اروپا ایستاده بود، در سال 2010،این دستیار سابق او در بارسلونا بود که روی شانههای سرمربی ایستاد. ژوزه مورینیو و البته لوئیسفانخال هر دو دقایق 35 و 70 فینال لیگ قهرمانان آن سال را به یاد میآورند. اولی برای گلهایی که دومین قهرمانیاش در لیگ قهرمانان را به او هدیه کرد و دومی به خاطر شکستی که دوریاش از جام اروپایی را تا همین حالا هم کشانده است. شاید همان جا ژوزه مورینیو از فانخال عبور کرده باشد. نقطه عطفی نه در گذشتن از افتخارات استاد، بلکه پیروزی تفکر مورینیویی. او بیشتر از همه معایب مکتب هلندی را میشناخت.
فارغ از هر رقابتی، دو سرمربی همواره به هم احترام گذاشتهاند. اگرچه رفتار مورینیو پیش از آن که مورد توجه هلندی قرار بگیرد به مذاق فانخال خوش نیامده بود. «جوان گستاخی بود که به مسئولان احترام نمیگذاشت.» رفتار او احتمالا به مذاق هیچکس دیگری هم خوش نمیآید. لوئیس فانخال اما کسی است که همه چیز را در تیمش کنترل میکند و دیکتاتوری او دشمنان زیادی برایش به همراه آورده است. رابطه فانخال و مورینیو اصلا آنگونه که از یک گستاخ و دیکتاتور انتظار میرود پیش نرفت. همه چیز در نقطه مقابل شناخت بیرونی از سرمربی و دستیار بود. بارسای فانخال، سرمربی و دستیاری داشت که قابلیت شنیدن و استفاده کردن از دانش و نبوغ دیگری را داشتند. فانخال به نبوغ مورینیو احترام میگذاشت و پرتغالی برای یاد گرفتن از دیگران ذهنی باز داشت. عاملی که در طول دوره کاریاش همیشه به او کمک کرده است. مورینیو توانایی رابسون، سرمربی پیش از فانخال، را در انگیزه دادن به بازیکنان میستود اما فانخال برای او سرمربی دیگری بود. کسی که سه سال در بارسا در کنارش کار کرد و حالا برای دومین بار در سه بازی رودر رو شکستش داده است. سهم فانخال؟ فقط یک امتیاز دور رفت لیگ برتر امسال و از دست دادن قهرمانی لیگ قهرمانان 2010 در یک قدمی جام. مورینیو، پیش از آن فینال، آنچه از فانخال آموخته بود اینگونه به یاد آورد: «او به خصوص به من آموخت که برای این که پیش بروی باید سخت کار کنی. مثل حیوان کار میکند اما از این کار کردن لذت زیادی هم میبرد. من فقط میتوانم چیزهای خوب در مورد آن زمان بگویم. اگرچه 13 سال گذشته اما انگار دیروز است. من آن زمان،یا این شخص را که با من رفتاری خارقالعاده داشت فراموش نمیکنم. رابطه با فانخال یک رابطه خاص برای من و کار کردن کنار او لذتبخش بود.» مترجم-دستیار بابی رابسون در اسپورتینگ لیسبون و پورتو و بارسلونا، فانخال را خیلی زود تحت تاثیر قرار داد: «زمانی که اشتباه میکردم با من مخالفت میکرد. آخر کار من بودم که میخواستم آنچه را میگوید بشنوم و بیشتر از دستیاران دیگر به او گوش میدادم.» فانخال بعد از دو فصل موفق، به دلیل ناموفق بودن در لیگ قهرمانان و اختلاف با بازیکنان بزرگ کنار گذاشته شد و مورینیو اگر از تواناییهای فانخال آموخت، یاد گرفتن ضعفهایش را هم نداشته باشد. جز کاسیاس و دوستان او در رئال مادرید، دشوار است که بازیکنی را پیدا کنی که از کار کردن با مورینیو ناراضی باشد. آنچه بیش از هر چیزی در فانخال مورینیو را تحت تاثیر قرار داده بود اما این بود: «فانخال معتاد به کار است. او 8 تا 10 ساعت در روز را در باشگاه میگذراند و با مهارت قابلیتهای بازیکنان و کادرش را مدیریت میکند. او گاملا آگاه بود که باشگاه افراد مشخصی را دارد که کارهای مشخصی را بهتر از او انجام میدهند و فرد مناسب را برای کار مناسب انتخاب میکرد. در تمرین او تنها برنامهریزی میکرد و اجازه میداد دستیارانش در میدان باشند.»خواست فانخال رشد مورینیو را سریعتر کرد. هلندی حتی به دستیارش اعتماد کرد که در چند بازی پیشفصل مسئولیت تیم را بپذیرد. مورینیو یک بار در گفتوگوی با مجله رکورد گفته بود: «هر بار که روزنامهای اسپانیایی خبر میداد که یک سرمربی در پرتغال اخراج شده است از من میپرسید: «تا حالا به تو تلفن نکردهاند؟» او بارها به من گفت میتوانم در فوتبال پرتغال یک ستاره باشم.» مورینیو حالا در فوتبال دنیا یک ستاره است. قهرمانی در انگلیس، اسپانیا، پرتغال و ایتالیا و دو قهرمانی در لیگ قهرمانان. او موفقترین سرمربی در میان انبوه سرمربیانی است که مستقیم یا غیرمستقیم تحت تاثیر فانخال بودهاند. با قهرمانیهای بهیادماندنیتر از افتخارات فانخال در هلند، آلمان و اسپانیا؛ اگرچه نوستالژی آژاکس، مثل ستارهای دور،همچنان وجود دارد و فانخال سومی جام جهانی پیشین را هم به دست آورد. جدا از افتخارات، فانخال هم لیگ را به مورینیو باخته است و هم بازیهای رودر رو را. حضور او در یونایتد بحرانزده فصل قبل ناموفق هم نبوده است و میشود خوشبینانه، شکستهایش را هم نادیده گرفت. شاید باید منتظر فصل آینده و رقابت دوباره استاد و شاگرد ماند که بشود گفت «مورینیو از فانخال عبور کرده است.» شاید او مدتهای است که از فانخال رد شده. شاید هم هنوز زمان استفاده از فوت آخر نرسیده است.

شاهرخ زیردست/ آی اسپورت