گزارش ویژه: ملاقات جادوگر و حاجی در بیمارستان!
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: گزارش ویژه: ملاقات جادوگر و حاجی در بیمارستان!

  1. #1


    محل سکونت
    tehran
    نام واقعی
    امیر علی
    استاتوس
    ! Clash On
    شغل و حرفه
    بیکار
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Germany
    نوشته ها
    2,000
    تشکر
    7,644
    تشکر شده 4,903 بار در 1,631 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 66 تاپیک

    گزارش ویژه: ملاقات جادوگر و حاجی در بیمارستان!



    علی کریمی لبخند معنیداری زد و گفت: «حاجآقا، این فوتبال جای من یکی نیست!» مایلیکهن با تعجب پرسید چرا؟ کریمی هم جواب داد: «در این فوتبالی که پر از آدمهای سیاسی و غیرفوتبالی است، جای علی کریمی خالی نیست!»
    همانطور که در جریان هستید، محمد مایلیکهن سرمربی سابق تیمملی فوتبال کشورمان به دلیل عارضه قلبی در بیمارستان قلب تهران بستری شد. در حالی که به تشخیص پزشک معالج و البته اصرار خانواده مایلیکهن باید این چهره شناخته شده فوتبالی یکی، دو روز دیگر بستری باشد، با وجود آنکه پزشکان، محمد مایلیکهن را ممنوعالملاقات کردهاند همچنان افراد بسیاری به دیدن او میروند. یکی از این چهرههای مطرح علی کریمی است که روز گذشته حوالی ساعت ۱۰:۳۰ صبح تک و تنها راهی بیمارستان قلب تهران شد. با جادوگر خوشقلب فوتبال ایران جلوی در آسانسور بیمارستان به طور اتفاقی برخورد کردیم. کریمی میخواست به طبقه سوم برود که سیل محبت هواداران و مشتاقان به سوی او سرازیر شد... در ادامه اتفاقات دیگری افتاد که در پی از نظرتان میگذرد.

    اتاق ۱۱، بخش سیسییو
    پس از خوشوبش با مایلیکهن، حاجی احوال پسران کریمی را پرسید و تولد فرزند آخرش را تبریک گفت. جادوگر نیز جویای احوال سرمربی سابق تیمملی شد که مایلیکهن جواب داد: «دیروز خیلی حالم خوب نبود ولی الحمدلله رو به بهبودیام و به گفته پزشک معالج باید چند روز دیگر در بیمارستان بمانم. خودم خیلی دوست دارم هرچه زودتر مرخص شوم و دوران نقاهت را در منزل بگذرانم. البته اگر پسر و دامادم اجازه بدهند...» در همین اثنا داماد مایلیکهن که پیدا بود فرد تحصیلکردهای است، با خوشرویی از مهمانان پذیرایی کرد. یکی از مهمانان سعید شیرینی سرپرست سابق پرسپولیس بود که خیلی کوتاه احوالپرسی کرده و گوشه اتاق ۱۱ بخش سیسییو روی صندلی نشست.

    بازنشسته شدن از فوتبال خوش میگذرد؟!
    تازه صحبتها گل انداخته است که ناگهان نادر فریادشیران از علی کریمی پرسید: «بازنشسته شدن از فوتبال چطور است؟ خوش میگذرد؟!» جادوگر جواب داد: «بههرحال این دوران هم در فوتبال وجود دارد و مشغول یکسری کارهای شخصی شدهام... خیلی هم بدک نیست!» سپس علی کریمی رو به «مایلیکهن» ادامه داد: «شما زحمات فراوانی برای فوتبال ایران کشیدید و خوشحالم که خطر را پشت سر گذاشتید.»

    عکس یادگاری پرسنل بیمارستان
    ملاقات سرزده علی کریمی هم حسابی کادر پزشکی و پرسنل بیمارستان قلب تهران را سورپرایز کرد. از نظافتچی بیمارستان بگیرید تا پرستار، سوپروایزر و پزشک که یکی یکی و دو تا دو تا نزدیک میشدند و تقاضای عکس یادگاری از جادوگر و مایلیکهن میکردند. نکته قابل توجه آنکه کریمی با حوصله و صبر فراوان کنار همه این مشتاقان فوتبالی میایستاد، عکس میانداخت و امضای یادگاری میداد. البته این عادت دیرینه جادوگر است. به خوبی به یاد دارم علی کریمی در زمان بازی نیز احترام خاصی برای هواداران به ویژه کودکان و نوجوانان قائل بود. بعضاً پیش میآمد شماره ۸ محبوب پرسپولیس حدود نیم ساعت تا ۴۰ دقیقه میایستاد و کنار هواداران عکس میانداخت.






    مادر پرسپولیسی!
    مایلیکهن و کریمی گرم صحبت بودند که ناگهان یکی از کارمندان بیمارستان برای چک کردن پرونده بیمار اتاق ۱۱ وارد شد. طرف با دیدن محمد مایلیکهن شوکه شد اما غافلگیری بیشتر، دیدن علی کریمی بود. خانم کارمند با دیدن جادوگر بلافاصله گفت: «کاش امروز فرزندم را به بیمارستان میآوردم. او بازیکن تیم نوجوانان پرسپولیس و عاشق علی کریمی است. اگر میدانستم امروز شما را اینجا میبینم، پسرم را هم میآوردم و حالا هم باید بیایید کنار من و حاجی مایلیکهن عکس بگیرید تا ببرم به فرزندم نشان بدهم. مطمئنم خیلی خوشحال میشود و...» علی کریمی که تازه روی صندلی نشسته بود و قبل از آن چند عکس یادگاری دیگر انداخته بود، مثل همیشه آرام و بزرگوارانه از جای خود برخاست، کنار مادر پرسپولیسی ایستاد و با لبخند عکس انداخت.

    حاجی شما که سرحال بودید؟
    با لبخند به مایلیکهن گفت: «حاجی شما که سرحال بودید. اضافه وزن هم نداشتید. تا جایی هم که میدانم، مرتب ورزش میکردید و... شما را چه به بیماری قلبی؟!» لبخند شیرینی زد و گفت: «میگویند به خاطر عصبی شدن است. از بس حرص و جوش خوردیم به این حال و روز افتادیم...»

    علی جان باید به فوتبال برگردی
    در همین اثنا یکی از پزشکان بخش سیسییو وارد اتاق شد و تا خواست سؤالاتی از مایلیکهن بپرسد، دامادش به طرف گفت هرچه میخواهد از او بپرسد و... حاجی کماکان مشغول صحبت با کریمی بود و خیلی جدی گفت: «علی جان، دیشب به کریم باقری هم گفتم فوتبال مال امثال شماست. باید به فوتبال برگردید، این فوتبال را نجات بدهید و...»

    جای من در این فوتبال خالی نیست!
    پس از آنکه حرفهای مایلیکهن تمام میشود، علی کریمی لبخند معنیداری زد و گفت: «حاجآقا، این فوتبال جای من یکی نیست!» مایلیکهن با تعجب پرسید چرا؟ کریمی هم جواب داد: «در این فوتبالی که پر از آدمهای سیاسی و غیرفوتبالی است، جای علی کریمی خالی نیست!» مایلیکهن این بار خیلی جدیتر گفت: «نه علی جان، تا وقتی که امثال شما از فوتبال دور شوید، جا برای ورود غیرفوتبالیها باز میشود. شما به عنوان علی کریمی هم تجربه کافی داری، هم خاک این فوتبال را خوردی و هم کاریزما و شخصیت لازم برای مربیگری را داری...» در تمام این مدت علی کریمی ساکت و آرام فقط گوش میداد.

    کلاسهای مربیگری چه شد؟
    وسط صحبتهای مایلیکهن رو به سرمربی اسبق تیم ملی کردم و گفتم: «حاجی ما رسانهایها و دوستان و نزدیکان علیآقا که هر چه میگوییم، فایدهای ندارد. حداقل شما به او بگویید که به فوتبال برگردد و در کلاسهای مربیگری ثبتنام کند.» مایلیکهن با نگاهی که معلوم بود هنوز درد رهایش نکرده، به علی کریمی گفت: «علی جان قرار بود در کلاسهای مربیگری شرکت کنی. چه شد؟ شنیدم میخواستی برای شرکت در کلاس پیشرفته به اروپا بروی. میروی؟» کریمی پاسخ داد: «حاجآقا میخواهم دو، سه سالی استراحت کنم. ضمن آن که این فوتبال هم با روحیات من یکی سازگار نیست. بگذار همین آقایانی در فوتبال باشند که امروز هستند و ماشاءا... خیلی هم زیادند! برای شرکت در کلاسهای مربیگری هم دیر نشده و حالا حالاها فرصت وجود دارد.» سرمربی سابق تیم ملی بلافاصله گفت: «نه، اتفاقاً باید همین الان اقدام کنی. فردا ممکن است حال و حوصلهاش را نداشته باشی یا هزار و یک اتفاق دیگر بیفتد.» کریمی هم گفت: «فعلاً که درگیر یکسری کارهای شخصی خودم هستم و ... انشاءا... دو، سه سال دیگر اقدام میکنم.»

    کریم باقری هم همین حرفها را میزد!
    از مایلیکهن پرسیدم: «این بیمیلی ناشی از چیست؟» سرمربی سابق تیم ملی رو به کریمی کرد و گفت: «اتفاقاً یکی، دو سال قبل که با کریم باقری حرف میزدم، همین صحبتها را مطرح میکرد اما الان میبینید که آمده و دارد با قدرت کار میکند. علی کریمی هم آدم کوچکی در این فوتبال نیست. باید بیایی و محکم کار کنی. نباید حالا که یک مشت آدمهای غیرفوتبالی وارد این عرصه شدهاند، جا بزنی.»

    بازیکن خارجی دور زمین دوید و پول گرفت!
    در ادامه یکی دیگر از پرسنل بخش سیسییو بیمارستان قلب تهران وارد اتاق شد و از علی کریمی قول گرفت هنگام خروج برود و با فرزندش عکس یادگاری بیندازد. جادوگر هم قول میدهد و پس از خروج طرف، مایلیکهن رو به علی کریمی کرد و گفت: «باورت نمیشود. من در طول دوران مربیگریام همیشه به استعداد و جوان ایرانی اعتقاد داشتم. سعی میکردم بازیکن خارجی نگیرم چون میدانستم کشورمان سرشار از استعداد ایرانی است که هم تعصب دارند و هم غیرت. یک روز در یکی از باشگاهها، بازیکنی خارجی به من معرفی کردند. ابتدا از ۳۰۰ هزار دلار شروع کردند و وقتی دیدند قبول نمیکنم، به ۵۰ هزار دلار هم رضایت دادند! فکرش را میکنید طرف ۲۵۰ هزار دلار ناگهان تخفیف داد... آنوقت مدیران و مربیان پرسپولیس و سایر تیمهای باشگاهی ما قراردادهایی با برخی بازیکنان خارجی و حتی داخلی میبندند که خندهدار است!» جادوگر حرف مایلیکهن را قطع کرده و رو به نگارنده گفت: «خیلی اتفاقات عجیب و غریبتری هم در پرسپولیس افتاده است. بازیکن خارجی بیکیفیت را آوردند و وقتی دیدند به درد نمیخورد، گفتند برو دور زمین بدو! به خیالشان طرف خسته میشود، پولش را میبخشد و میرود اما آن بازیکن پرروتر از این حرفها بود. فوتبالیست خارجی که نمیخواهم اسمش را بیاورم چند ماه دور زمین دوید و اگر اشتباه نکنم، تا دلار آخر پول قراردادش را گرفت!»

    امارات را الگو کنیم!
    در همین گیر و دار بحث به فوتبال امارات کشیده شد. مایلیکهن گفت: «شما ببینید فوتبال امارات که با ذرهبین باید در آن دنبال استعداد بگردی، دارد به کجا میرسد؟ شما در ایران وفور استعداد و جوان خواهنده دارید اما هیچکس آنها را نمیبیند ولی اماراتیها توانستهاند به این نقطه برسند. میدانید چرا؟ چون سرمایهگذاری درست انجام میدهند. پولشان را دور نمیریزند در حالی که ما به خوبی نمیتوانیم از داشتههایمان استفاده کنیم. همین استان مازندران با این همه استعداد چرا نباید یک تیم در لیگ برتر داشته باشد؟!»

    ۱۵ مازندرانی در یک بازی لیگ برتری!
    لحظهای بعد داماد حاجی با اشاره به مانیتوری که ضربان قلب مایلیکهن را نشان میداد، به پدر همسرش یادآور شد عصبانی نشود و به قلب خودش فشار نیاورد... علی کریمی متوجه میشود و رشته کلام را خودش به دست میگیرد و ادامه میدهد: «اتفاقاً در یکی از بازیهای لیگ برتر نفت تهران بازی داشت با...» جادوگر نگاهی به نگارنده انداخت که گفتم: «پرسپولیس نبود؟» جواب داد: «نه یک تیم دیگر بود. گزارشگر مسابقه اعلام کرد ۱۵ مازندرانی در این بازی توپ میزنند که برای خود من خیلی جالب بود.» مایلیکهن بار دیگر وسط بحث را گرفت و گفت: «منظور من فقط استان مازندران نبود. خوزستان، گیلان، اصفهان و ... سرشار از استعدادند اما ما نمیبینیم یا نمیخواهیم ببینیم. میآییم استعدادهایی مثل مهدی شریفی، کاوه رضایی، محسن مسلمان و ... را به وینگادا میسپاریم تا آن افتضاح را در بازیهای آسیایی به بار بیاورد. حرف زیاد است اما خیلی نمیخواهم در این شرایط بحث کنم.»

    سرمربی امارات فارسی صحبت میکند
    علی کریمی در ادامه به موفقیت تیم ملی امارات اشاره کرد و یادآور شد: «این موفقیت اتفاقی نیست. چند سالی میشود اماراتیها مشغول برنامهریزی هستند. همین مهدی علی سرمربی تیم ملی امارات اصالتاً ایرانی است و سابقه بازی در الاهلی را هم دارد. آن زمانی که در الاهلی توپ میزدم، چند باری با او در جلسات هیأت مدیره باشگاه برخورد داشتم. مهدی علی به زبان فارسی با من حرف میزد و خیلی آدم علاقهمند و تحصیلکردهای بود. او ۱۲ سال است در تیمهای ملی مختلف امارات کار کرده است. او چند مربی خارجی و بدنساز غیربومی کنار خود دارد و همه بازیکنان فعلی تیم ملی امارات از سال ۲۰۰۳ و تیم ملی نوجوانان با مهدی علی بودهاند و بسیار هماهنگ هستند. شما یادتان میآید امارات چه تیم المپیکی خوبی داشت؟» نگارنده سری به نشانه تأیید تکان داده و از علی کریمی پرسیدم: «هیچ میدانید عمر عبدالرحمن ستاره تیم ملی امارات مصاحبه کرده و گفته علی کریمی الگوی من است؟» کریمی هم با تکان دادن سر تأکید کرد و گفت: «یک چیزهایی در رسانهها شنیدم و خواندم. بازیکن خوبی است.»

    این آقا محمود بیاتی است
    بهبه، بفرمایید داخل آقای بیاتی... این آقا محمودخان بیاتی است که لطف کرده از آمریکا به ایران تشریف آورده است. این حرفها را محمد مایلیکهن زد. محمود بیاتی پیشکسوت فوتبال ایران که به اتفاق برادرش محمد بیاتی سالها پیش هدایت تیم ملی ایران را بر عهده داشت، سلام و علیک گرمی با جمع کرد. بلافاصله علی کریمی به نشانه احترام از روی صندلی خود برخاست تا بیاتی بنشیند. برخورد کریمی با پیشکسوت خود که شاید اولین بار هم او را میدید، بسیار محترمانه و جالب بود.

    همه شاگردانم را دوست دارم
    ساعت ۱۱ شده و لحظه خداحافظی فرا رسیده. دوستان، آشنایان و اهالی ورزش یکی، پس از دیگری به ملاقات مایلیکهن آمدند و اتاق کمی شلوغ شد. باید میرفتم ولی قبل از خداحافظی از سرمربی سابق تیم ملی پرسیدم: «حاجآقا چه کسی وساطت کرد علی دایی به ملاقات شما بیاید؟ کریم باقری یا ابوالفضل جلالی؟» مایلیکهن جواب داد: «کسی واسطه نشد. یکی از دوستان صحبتی با من کرد و بعد دیدم علی دایی آمد. با دیدن او اشک در چشمانم جمع شد. من همه کسانی که با آنها کار کردهام را دوست دارم. نمیخواهم اسم شاگرد روی کسی بگذارم، همه اینها برای من قابل احترام و گرامی هستند. علی دایی هم لطف کرد و بزرگوارانه به ملاقاتم آمد که جا دارد از او هم مثل علی کریمی که امروز آمد، تشکر کنم.»


  2. 5 کاربر مقابل از Amir_Ali عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    888 (2nd June 2015), στρατιώτης-313 (3rd June 2015), oscar (2nd June 2015), RaMiN (5th June 2015), Zayed FC (3rd June 2015)

  3. #2


    محل سکونت
    s fun
    نام واقعی
    محمدرضا
    استاتوس
    پرسپولیس یعنی زندگی
    شغل و حرفه
    دیوونه ی پرسپولیس
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Chelsea | NetherLand
    نوشته ها
    2,882
    تشکر
    9,423
    تشکر شده 13,208 بار در 2,574 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 68 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir_Ali نمایش پست ها

    عکس یادگاری پرسنل بیمارستان
    ملاقات سرزده علی کریمی هم حسابی کادر پزشکی و پرسنل بیمارستان قلب تهران را سورپرایز کرد. از نظافتچی بیمارستان بگیرید تا پرستار، سوپروایزر و پزشک که یکی یکی و دو تا دو تا نزدیک میشدند و تقاضای عکس یادگاری از جادوگر و مایلیکهن میکردند. نکته قابل توجه آنکه کریمی با حوصله و صبر فراوان کنار همه این مشتاقان فوتبالی میایستاد، عکس میانداخت و امضای یادگاری میداد. البته این عادت دیرینه جادوگر است. به خوبی به یاد دارم علی کریمی در زمان بازی نیز احترام خاصی برای هواداران به ویژه کودکان و نوجوانان قائل بود. بعضاً پیش میآمد شماره ۸ محبوب پرسپولیس حدود نیم ساعت تا ۴۰ دقیقه میایستاد و کنار هواداران عکس میانداخت




    واقعا این متن راسته!علی کریمی برخوردش با هوادارا فوق العادس!
    اصن خوندن این متن باعث شد که من یاد 1خاطره ی دوست داشتنی بیفتم و دست به قلم یا همون دست به کیبرد شم!
    من علی کریمی و مهدی مهدوی کیا 1 باز از نزدیک دیدم،برخوردشون با همه ی آدما فوق العاده بود!
    ولی علی دایی و کریم باقری رو دوبار دیدم!اصلا برخوردش در شان و شخصیتشون نبود!
    البته شایدم اون موقع مشکلی براشون پیش اومده یا هرچی!ولی خیلی توذوق من هواداری خورد،که آرزوم دیدنشون بود!

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir_Ali نمایش پست ها

    بازیکن خارجی دور زمین دوید و پول گرفت!
    در ادامه یکی دیگر از پرسنل بخش سیسییو بیمارستان قلب تهران وارد اتاق شد و از علی کریمی قول گرفت هنگام خروج برود و با فرزندش عکس یادگاری بیندازد. جادوگر هم قول میدهد و پس از خروج طرف، مایلیکهن رو به علی کریمی کرد و گفت: «باورت نمیشود. من در طول دوران مربیگریام همیشه به استعداد و جوان ایرانی اعتقاد داشتم. سعی میکردم بازیکن خارجی نگیرم چون میدانستم کشورمان سرشار از استعداد ایرانی است که هم تعصب دارند و هم غیرت. یک روز در یکی از باشگاهها، بازیکنی خارجی به من معرفی کردند. ابتدا از ۳۰۰ هزار دلار شروع کردند و وقتی دیدند قبول نمیکنم، به ۵۰ هزار دلار هم رضایت دادند! فکرش را میکنید طرف ۲۵۰ هزار دلار ناگهان تخفیف داد... آنوقت مدیران و مربیان پرسپولیس و سایر تیمهای باشگاهی ما قراردادهایی با برخی بازیکنان خارجی و حتی داخلی میبندند که خندهدار است!» جادوگر حرف مایلیکهن را قطع کرده و رو به نگارنده گفت: «خیلی اتفاقات عجیب و غریبتری هم در پرسپولیس افتاده است. بازیکن خارجی بیکیفیت را آوردند و وقتی دیدند به درد نمیخورد، گفتند برو دور زمین بدو! به خیالشان طرف خسته میشود، پولش را میبخشد و میرود اما آن بازیکن پرروتر از این حرفها بود. فوتبالیست خارجی که نمیخواهم اسمش را بیاورم چند ماه دور زمین دوید و اگر اشتباه نکنم، تا دلار آخر پول قراردادش را گرفت!»
    درمورد این تیکه از متن هم باس بگم که منظور داش علی ، «مارکو سپانوویچ» همان بازیکنیه که علی دایی و رویانیان توی لیگ سیزدهم خریدن!شماره هشت رو هم بش دادن!
    باز تادئو 1 گل زد!ولی اون هیچ کاری نکرد!وفقط حرمت شماره 8 پرسپولیس زیر سوال رفت!



    درآخرم صمن آرزوی سلامتی برای حاجی مایلی،
    باس بگم که امیدواریم دو علی بزرگ هم باهم آشتی کنن!
    بعد از اینکه علی دایی و حاجی مایلی هم باهم آشتی کردن!
    ویرایش توسط oscar : 3rd June 2015 در ساعت 02:16



    خداحافظ 24 ابدی


  4. 2 کاربر مقابل از oscar عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Amir_Ali (3rd June 2015), RaMiN (5th June 2015)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا