خاطرات یک پرسپولیسی - قسمت2
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: خاطرات یک پرسپولیسی - قسمت2

  1. #1


    محل سکونت
    s fun
    نام واقعی
    محمدرضا
    استاتوس
    پرسپولیس یعنی زندگی
    شغل و حرفه
    دیوونه ی پرسپولیس
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Chelsea | NetherLand
    نوشته ها
    2,882
    تشکر
    9,423
    تشکر شده 13,208 بار در 2,574 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 68 تاپیک

    خاطرات یک پرسپولیسی - قسمت2

    یادش بخیر!21مرداد سال 92 بود!وقتایی که هنوز باورم نمیشد جادو گر از پرسپولیس رفته!:-((((((((((((
    17مردادبود که فهمیدم تراکتور روز قبل با ذوب آهن تواصفهان بازی کرده،اصن داغون شدم!چون یادم نبود که علی کریمی و جوادکاظمیان و کریم انصاریفر تو تراکتورن!ولی دیگه دیر شده بود،چون قاعدتا باید تراکتور روز بعد بازی اصفهان ترک میکرد!:-(((((((((((((
    وقتی 19 مرداد تواینترنت دیدم که بازی بعدی تراکتور تو اصفهان با سپاهانه و واسه همین تراکتوریا تو اصفهان میمونن،داشتم بال در می آوردم،اصن باورم نمیشد!این ازاون مواقعی بود که آدم تو دلش میگفت کاش از خدا1چیز دیگه ای میخاستم!=))
    منم زیاد تو کار هتل و اینا نبودم!سوار چرخ شدم و رفتم سراغ هتل های معروف اصفهان تا جادوگر محبوبمو پیدا کنم!طبق معمول همیشگی خودم،بدترین مسیر ممکن رو انتخاب کردم!کل شهررو دورزدم،و مسیر آخرم،دقیقا همون جای مورد نظر بود!اول رفتم هتل پیروزی تو تختی،بعد رفتم هتل شاه عباس توی آمادگاه،بعدش هتل پارسیان عالی قاپو توی چهارباغ عباسی،بعدش هتل آسمان!اما اسطوره ام توی هیچ کدوم نبود!اونقدر پازده بودم که دیگه جون نداشتم!وبدتر از همه این بود که موبایلمم خاموش شده بود!و 1 موبایل بیخودی،ازهمین چراغ قوه ای ها تو جیبم بود!چیزی که اصلا مناسب هدف من نبود!:-||||
    فقط1هتل خوب مونده بود،اونم هتل کوثر،دم سی و سه پل!باچرخ رفتم اونجا!چرخمم قفل نداشت!شدیدا ناامید بودم!باخودم میگفتم حتما تو هتل آسمان بودن و اون مهماندار نکبت دروغ گفته!:)
    چرخ رو تکیه دادم به 1 درخت،بدون هیچ قفل و زنجیری!تاحالا توی هتل کوثر نرفته بودم!همینطوری سرمو انداختم پایین و رفتم تو!منظره ای که جلوم بود،1سری مبل سمت راست،ریسیپشن ها و مهماندارها سمت چپ،آسانسور و رستوران کمی جلوتر سمت چپ،کافی شاپ هم کمی جلوتر سمت راست!والبته 1 دیواری که اون وسط بود،دیواری که چیز بسیارکم اهمیتی به نظر میرسید!درصورتیکه اصن همه چیز پشت اون دیوار بود!اما من نمیدونستم!:|||
    هرچی نگاه کردم،نشانه ای از حضور 1 تیم فوتبال توی لابی هتل پیدا نکردم!تااین چشم افتاد به سرپرست تراکتور!کسی که اون گوشه ی سمت راست نشسته بود و کلش تو گوشیش بود!
    دیویدم جلو و گفتم سلام آقای آذر نیا!
    گفت : سلام جوون!
    گفتم ببخشید علی کریمی کجاست؟؟!
    گفت :علی؟؟!ععععععععه!فک کنم اون پشت با بچه ها دارن بستنی میخورن!
    منو بگو!اصن توحال خودم نبودم!انگار روحم به ملکوت اعلی پیوسته بود!:))
    آروم آروم رفتم جلو!اون8متر فاصله،به اندازه ی 8 کیلومتر شده واسم!رفتم جلو!چندقدم مونده به همون دیواره که گفت اون وسط بود،ایستادم!خیلی توذوقم خورد!ازاونجا دیگه اون دیوار انتهایی لابی کاملا مشخص بود و صندلی و میزهای چیده شده ی کافی شاپ هتل هم پیدا بود!هرچی چشم انداختم،به جز حامد لک گنده منده!چیز دیگه ای ندیدم!:|||
    همینطوری تو حال خودم بودم و رفتم جلوی میز حامد لک ایستادم!هیچی هم نگفتم!
    گفت کاری دارین؟؟!
    گفتم:علی کریمی!
    گفت:علی کریمی چی؟؟!
    گفتم علی کریمی کو؟؟!
    گفت : بچرخ تاببینیش!
    شاید بهترین چرخش عمرمو اونجاانجام دادم!باورم نمیشد که الآن که برمیگردم،اسطوره ی زندگیم رو میدیدم!کسی جام ملت های آسیای2004 رو به امید جادوی ساق های سحرآمیزش میدیدم!کسی که امید اصلیم توی جام جهانی2006بود!همون کسی که قبل از جام جهانی 2006،بعد رونالدینیو و زین الدین زیدان،نفر سوم سلاطین دریبل جهان شده بود!جادوی ساق هاش توی بازی ایران-آلمان،ایران-آاس رم،ایران-کره جنوبی،پرسپولیس-بایرن مونیخ و ..... داشت از جلوی چشام رد میشدن!
    وقتی برگشتم!دیدم علی کریمی و محمد نصرتی دقیقا چشبیده به پشت همون دیوار وسط لابی هتل،نشستن بغل هم و دارن بستنی میخورن!اصن جا خوردم!عقب عقب رفتم و چسبیدم به دیوار!اصن باورم نمیشد!انگار خواب بود!یادم رفته بودکه ساعت11شبه و موبایلمم خاموشه و شاید خونواده نگران بشن!یادم رفته بود که چرخم رو قفل نکرده،کنار خیابون ول کردم و اومدم!اصن توحال خودم نبودم!همینطور زل زده بودم و اشک تو چشام جمع شده بود!2-3دقیقه ای میخکوب شده بودم و فقط نگاه میکردم!
    حامدلک هم که خدایییش خیلی بازیکن خوش اخلاقی بود،گفت:نترس باو!برو جلو!
    رفتم جلو!رفتم کنار نصرتی ایستادم تا صورت جادوگر جلوم باشه!بازم نتونستم چیزی بگ و فقط نگاه میکردم!
    ممدنصرتی گفت:چیزی شده؟؟!
    گفتم:علی کریمیه!
    ممد نصرتی گفت:جدی؟؟!اگه کاری ندارید برید و مزاحم نشید!:-/
    حامدلک خندش گرفت!داش علی هم لبخند زد!

    اومدم بگو تو خواهشا حرف نزن!ولی گفتم ولش!
    یهو داش علی گفت : سلام!
    همین 1 کلمه کافی بود تا زبون وراج من باز بشه!
    گفتم سلام علی آقا!خیلی مخلصیم!ماپرسپولیسی ها خیلی دوستون داریم!
    داش علی هم گفت : «چاکر شما»!
    من تازه اون شب فهمیدم که این «چاکر شما» تکیه کلام داش علیه!اصن هرچی میگفتم،اول جواباش میگفت «چاکر شما»!
    منم شروع کردم به سوال پرسیدن!دقیقا 9دقیقه باش حرف زدم!داش علی جواب تمام سوالام رو داد!البته شدیدا دلش از رویانیان و شیرینی و دایی پربود!:||||||||
    دیگه داغ شده بودم و همینطور حرف میزدم!تااینکه دوباره ممد نصرتی پرید وسط!:||
    گفت اگه میخاین عکس بگیرید،سریع بگیرید و برید!:||
    منم گفتم باشه!موبایلمو از جیبم درآوردم،دیدم خاموشه!اصن یادم رفته بود که خاموش شده بود!گفتم ببخشید علی آقا!موبایلم خاموش شده!میشه!فردا بیام باتون عکس بگیرم!گفت هروقت دلت میخاد بیا!8به بعد من این پایین هستم!
    گفتم دستتون درنکنه که بام حرف زدید!توروخدا زود برگردید پرسپولیس!ماهوادارا شدیدا منتظرتونیم!
    داش علی هم گفت:من از خدامه برگردم ولی من بااینا بهشت هم نمیرم!منظورشم شیرینی و رویانیان بود!جمله ای که داش علی چندین بار هم تو رسانه ها گفته بود!:|

    از داش علی دور شدم و دوباره رفتم پیش حامد لک!
    همون موقع یه خانم 60-70ساله!اومد!به داش علی گفت!جادوگر میخام بات عکس بگیرم!به عشق اون مچ بند سبزت!
    داش علی هم پاشد!
    زنه گفت بچه هاشماهم بیاین!(منظورش ممدنصرتی و حامد لک)بود!
    بعدش ممد نصرتی به لک گفت:حامد پاشو تا بااین مادر عکس بگیریم!
    اینجابود که یهو به زنه برخورد!باکیفش زد به ممدنصرتی و گفت من جوونم و سن مادر تورو ندارم!چرا به من میگی مادر؟؟!
    خیلی حال کردم با این حرکت زنه!بعدشم من از اون چهار تا عکس گرفتم!:))

    اون زنه رفت و علی کریمی و ممدنصرتی رفتن بالا!
    حامدلک دوباره نشست همون جا،منم رفتم پیشش!:))
    گفتم:کریم انصاریفر کجاست؟؟!
    گفت:کریم بیرونه!الآناس که پیداش شه!
    گفتم:ای بابا!آخه چرا الآن رفته بیرون!
    حامدلک خندید و گفت:یادش رفته از شما اجازه بگیره!=))
    منم خندیدم و گفتم راستی توکه اینقدر میگی من پرسپولیسی ام چرا نمیای پرسپولیس؟؟!
    گفت سربازیم تموم شه،حتما میام!

    یهو نگاه کردم دیدم کریم انصاریفر از دور دااره میاد!دویدم سمتش!
    گفتم:سلام آقا کریم!
    گفت:سلام!
    گفتم:چرا ازپرسپولیس رفتی؟؟!ماهوادارا خیلی دوست داشتیم و نباید میرفتی؟؟!:||
    تااین گفتم،معلوم نشد چی شد!یهو در رفت!دوید توی آسانسور و بدون اینکه جوابی بده رفت!:|||||||||||
    منم برگشتم از حامد لک و آذر نیا خدافظی کردم و رفتم!به حامد لک گفتم صبح میبینمت!:))
    از هتل اومدم بیرون!خرکیف شده بودم!فک کنم خوشحال ترین آدم دنیا تو21مرداد92 من بودم!
    زنگ زدم به رفیقم ممد!جریانو براش تعریف کردم!اونم که مثه خودم از عاشقای علی کریمی بود،گفت صبح منم بات میام!
    رسیدم خونه!بابام کلی دعوام کرد!ولی تاگفتم رفتم علی کریمی رو دیدم،دیگه چیزی نگفت،چون میدونست چقدر علی کریمی رو دوست دارم!
    رفتم رو تخت خواب!ولی خوابم نمیبرد!تاساعت3:30باهمون رفیقم،ممد،داشتیم درمورد فردا sms میدادیم!اونقدر ذوق داشتم که نیمتونستم بخوابم!کم کم خوابم برد!و ساعت 7بیدار شدم!
    بارفیقم رفتیم و با داش علی و جواد کاظمیان عکس گرفتیم!:))
    تامیخاستیم از هتل بریم بیرون!
    به رفیقم گفتم:ممد!وایسا!
    گفت:بیا بریم بی جنبه!:|
    وقتی 4-5خیابون از اونجا دورشدیم،یهو رفیقم گفت ممدرضا وایسا!
    گفتم:جونم دادا!
    گفت:باو این علی کریمی بود!این تو بایرن بوده!این توشالکه بوده!این جام جهانی بازی کرده!این بارائول و اولیور کان و میشائیل بالاک هم بازی بوده!خاک برسرمون!بیا برگردیم و بازم عکس بگریم!
    گفتم:من که پایم!برو تا بریم!:))
    دوباره برگشتیم!ولی دیرشده بود!تراکتوری ها داشتن سوار اتوبوس شده بودن و داشتن راه میفتادن تا برن فولاد شهر ..... !:|||||||


    خیلی لحظات خوب و به یاد ماندنی واسه من بود!ازمعدودخاطره هایی که لحظه به لحظه شو یادمه!

    ببخشید اگه سرتونو در آوردم!گفتم بذار یه خاطره بازی کرده باشیم!

    اینم عکسای من و داش علی و جواد کاظمیان!+عکس امضای داش علی!















    یادش بخیر!اولین تاپیکمم توی این انجمن،1خاطره ی پرسپولیسی بود!


    خاطرات یک پرسپولیسی-قسمت1

    ویرایش توسط oscar : 3rd June 2015 در ساعت 15:21



    خداحافظ 24 ابدی


  2. 17 کاربر مقابل از oscar عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    #Navid# (3rd June 2015), ali_@sghar (3rd June 2015), Amir_Ali (3rd June 2015), A_MI_N (23rd June 2015), bahareh88 (24th June 2015), elɴαz-нαɢнιɢнι (23rd June 2015), H A N I Y E H (23rd June 2015), στρατιώτης-313 (3rd June 2015), Rahim (23rd June 2015), s A n A (23rd June 2015), San Iker (3rd June 2015), SEYEDHAMED (23rd June 2015), shabnam12-8 (25th June 2015), SoRooSH (3rd June 2015), ZahrA-ReD (3rd June 2015), Zayed FC (3rd June 2015), سمیر (24th June 2015)

  3. #2

    قهرمان Space Invaders
    محل سکونت
    ایران
    نام واقعی
    Navid
    استاتوس
    زندگی خاکستری (:
    شغل و حرفه
    آدم
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Manchester-United | France
    نوشته ها
    1,537
    تشکر
    1,948
    تشکر شده 2,103 بار در 839 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 62 تاپیک
    قربون زبون کاش منم همچین زبونی رو داشتم
    اما واقعا خیلی خوب و قشنگ بود
    من که از نزدیک فقط علی دایی رو تو 5 سالگی دیدم.
    ماییم و نوای بینوایی
    بسم لله اگر حریف مایی :)

  4. 6 کاربر مقابل از #Navid# عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ali_@sghar (7th June 2015), H A N I Y E H (23rd June 2015), oscar (3rd June 2015), SoRooSH (3rd June 2015), ZahrA-ReD (3rd June 2015), سمیر (24th June 2015)

  5. #3


    محل سکونت
    پایتخت
    نام واقعی
    z@hra
    استاتوس
    من بد نیستم۔۔۔ شاید بلد نیستم!
    شغل و حرفه
    فوتسال
    بازیکن محبوب
    Mohsen Khalili
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Spain
    نوشته ها
    1,771
    تشکر
    5,928
    تشکر شده 3,099 بار در 1,380 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 29 تاپیک
    ای جان.... کاملا درک میکنم حسش رو! تو عکس ذوق مرگه اصن! حقم دارین ها!علی کریمیه ذهنیتم از حامد لک چیز دیگه بود! سالنامه پرسپولیسم که دارن و... مطمئنا اون لیوان چینی خوشگله که داخلش قرمزه و روش عکس و اسم علی کریمی و پرسپولیس هست رو هم داری..منم دو سالی میشه از باشگاه خریدم پکیج طلاییش رو. خاطره قشنگی بود...خوبم تعریف شده بود!ادامه ش بده. منم خاطره های پرسپولیسیمو میزارمش.


    این قرمزه منه...

    دوسش دارم خیلی زیاد...

    قهرمانی بهش میاد...





  6. 6 کاربر مقابل از ZahrA-ReD عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ali_@sghar (7th June 2015), H A N I Y E H (23rd June 2015), oscar (3rd June 2015), shabnam12-8 (25th June 2015), SoRooSH (3rd June 2015), سمیر (24th June 2015)

  7. #4


    محل سکونت
    هرکجا هستم باشم...آسمان مال من است
    نام واقعی
    النـــــــــاز
    استاتوس
    اگه میگن خدایی هس.برس بدادم کجایی پس
    شغل و حرفه
    پزشک
    بازیکن محبوب
    Alireza Haghighi
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Spain
    نوشته ها
    2,921
    تشکر
    3,698
    تشکر شده 7,311 بار در 2,269 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 61 تاپیک
    وای عــــــــــــــــــــــــ ـــــالی بود

    مرسی!

    بچم چ ذوقی کرده

    بازم بنویس

  8. 3 کاربر مقابل از elɴαz-нαɢнιɢнι عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ali_@sghar (23rd June 2015), oscar (23rd June 2015), ZahrA-ReD (25th June 2015)

  9. #5


    نام واقعی
    ..نسیم...
    بازیکن محبوب
    Emon Zayed
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Germany
    نوشته ها
    797
    تشکر
    356
    تشکر شده 958 بار در 369 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 44 تاپیک
    ماشالله چ حوصله ای داشتی ای همه تایپ کردی

  10. کاربر مقابل از *sun Girl* عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    ZahrA-ReD (25th June 2015)

  11. #6


    محل سکونت
    همینجا تو اف سی!!
    نام واقعی
    bahareh
    استاتوس
    این نیز بگذرد!!!!
    شغل و حرفه
    دانش آموز
    بازیکن محبوب
    Alireza Haghighi
    تیم های محبوب خارجی
    Bayern-Munich | Germany
    نوشته ها
    3,280
    تشکر
    8,440
    تشکر شده 3,502 بار در 1,597 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 10 تاپیک
    قسمت یکشو تقریبا دو سال پیش نوشته بودی!
    بازم بنویس!!

    دل دنیارو خون کردی که اینجوری تو رفتی
    تموم دلخوشی هامو تو با رفتن گرفتی
    مثل حس یه عشق تازه بودی
    مثل افسانه بی اندازه بودی


  12. 3 کاربر مقابل از bahareh88 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    oscar (24th June 2015), ZahrA-ReD (25th June 2015), سمیر (24th June 2015)

  13. #7


    محل سکونت
    تهران
    نام واقعی
    شبنم
    استاتوس
    راضیم به رضای خودش...
    شغل و حرفه
    دانشجو
    بازیکن محبوب
    Amir Abedzadeh
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Italy
    نوشته ها
    1,790
    تشکر
    5,925
    تشکر شده 4,112 بار در 1,254 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 48 تاپیک
    عالی بود محمدرضا احساساتی شدم
    قشنگ حستو درک میکنم...واقعاملومه چقد دوسش داری
    ادامه بده خیلی قشنگ بود



  14. 2 کاربر مقابل از shabnam12-8 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    oscar (25th June 2015), ZahrA-ReD (25th June 2015)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا