هیچکی مث تو نموند، هیچکی مث تو نرفت...
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: هیچکی مث تو نموند، هیچکی مث تو نرفت...

  1. #1


    محل سکونت
    SHIRAZ
    نام واقعی
    s A r A
    استاتوس
    عجب دنیای کوچیکی...
    شغل و حرفه
    DANESHJOO
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Germany
    نوشته ها
    9,478
    تشکر
    32,276
    تشکر شده 35,728 بار در 9,569 ارسال
    یاد شده
    در 2 پست
    برچسب زده شده
    در 68 تاپیک

    هیچکی مث تو نموند، هیچکی مث تو نرفت...



    حیف. حیف تو، که خدا را حافظیدی...

    یک سال بعد از خداحافظی: مورد عجیب علی، از دست دادن جامهای قهرمانی است و اعطایش به دیگران. او اما، در میدانی دیگر همه عناوین را به کف آورد. جایی که ما بودیم؛ بی اعتنا به همه بازیکن هایی که جام بالای سر می بردند و اما از ما نبودند.

    همان هایی که نمی توانیم دوستشان بداریم. آنها دل ما را نلرزاندند، نبض ما را به دست نگرفتند و آن طور نبودند که حتی راه رفتنشان به دل ما بنشیند. حتی وقتی خطاکارانه، لگد زیر ساک پزشکی کادرتیم ملی زد از او متنفر نشدیم.

    مثل عزیزکرده ای که باید به خوبی هایش بخشید. خوبی ها؛ چیزی که از علی به ذهن ما مانده؛ به خصوص در آن عکس معروف نبرد کره که دستهایش بلاست و یک نوار خوشرنگ روی مچ اش خودنمایی می کند. آدم ها باید فرزند عصر خودشان باشند.

    عصر ما با او زیباتر بود؛ اگرچه فرار و شوت زیبایش در بازی آ اس رم زیر تاق دروازه نشست تا کمی حسرت هم باقی باشد. حسرتی به این اندازه که علی کریمی پای دیوار آسیا ماند و دستش به طلاترین توپ دنیا نرسید. حیف. حیف تو، که خدا را حافظیدی...





  2. 11 کاربر مقابل از s A r A عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    #Navid# (20th July 2015), 888 (20th July 2015), Amir_Ali (20th July 2015), A_MI_N (20th July 2015), bahareh88 (20th July 2015), graduated (20th July 2015), mansoor66 (24th July 2015), Moh3n-Hidden (20th July 2015), RUDMEHR K (20th July 2015), SoRooSH (20th July 2015), ZahrA-ReD (21st July 2015)

  3. #2


    محل سکونت
    کرج
    نام واقعی
    sahar
    شغل و حرفه
    دانشجو
    بازیکن محبوب
    Alireza Haghighi
    تیم های محبوب خارجی
    Manchester-United | NetherLand
    نوشته ها
    2,340
    تشکر
    7,608
    تشکر شده 3,512 بار در 1,448 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 11 تاپیک
    مثل برق اومد و مثل باد رفت

    چقدر خوب بود با همه فرق داشت

  4. 4 کاربر مقابل از 888 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Moh3n-Hidden (20th July 2015), oscar (23rd July 2015), s A r A (20th July 2015), ZahrA-ReD (20th July 2015)

  5. #3


    نام واقعی
    محسن
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Argentina
    نوشته ها
    960
    تشکر
    2,113
    تشکر شده 2,125 بار در 829 ارسال
    یاد شده
    در 1 پست
    برچسب زده شده
    در 58 تاپیک
    به احترام مرد مردای روزگار
    به احترام مردی که فقط جلوی هواداراش سر خم کرد
    به احترام مردی که به خاطر منافع و بودن تو تیم محبوبش حاضر نشد با شغال ها و کفتارهایی مثل رویانیان و شیرینی که دزد بیت المال بودن و دستشون ناپاک و آلوده است کنار بیاد
    به احترام مردی که حاظر شد تو غریبی از تیمش خداحافظی کنه ولی منت هم تیمی سابقشو نکشه
    به احترام مردی که ناصر خان حجازی اسطوره تکرار نشدنی و ابر مرد فوتبال ایران گفت:تنها کسی که اخلاقش شبیه منه علی کریمیه
    در حالی که فرهاد مجیدی و علی دایی کشف های خودش بودن.شاگرد های خودش بودن.اما داش علی هیچوقت شاگردش نبود
    لابد ناصر خان یه چیزی تو داش علی دید که اونو از مجیدی و دایی بهتر دونست
    به احترام تو زبان از گفتن هر جمله و کلمه ای قاصر است
    غریبانه رفتی اما عاشقانه در قلب عاشقان خودت میمانی
    خدا حافظ تنها <علی دوست داشتنی من>
    خدا حافظ مقدس ترین مقدس فوتبال ایران
    خدا حافظ هشت دوست داشتنی


  6. 8 کاربر مقابل از Moh3n-Hidden عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    #Navid# (20th July 2015), Amir_Ali (20th July 2015), graduated (20th July 2015), oscar (21st July 2015), Rahim (20th July 2015), RUDMEHR K (20th July 2015), s A r A (20th July 2015), ZahrA-ReD (20th July 2015)

  7. #4


    محل سکونت
    تهران
    نام واقعی
    تحصیل کرده
    استاتوس
    کنکوریه تموم شده:))
    شغل و حرفه
    خانه دار(فک کنم بیکارم)
    بازیکن محبوب
    Jalal Hosseini
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Brazil
    نوشته ها
    12
    تشکر
    48
    تشکر شده 43 بار در 11 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    این یکی از اوناس که دیگ هیچ وقت وجودش تکرار نمیشه

    یکی از بزرگترین افتخارات پرسپولیسی بودنمون همینه که علی کریمی رو به عنوان اسطوره داریم!

    امید وارم همیشه باشی

    دلم برا غیرتش

    اخمش

    بازیش

    شادیش

    همه چیش تنگ شده

  8. 4 کاربر مقابل از graduated عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Amir_Ali (21st July 2015), oscar (21st July 2015), s A r A (20th July 2015), ZahrA-ReD (21st July 2015)

  9. #5


    محل سکونت
    Torbat-e Heydariyeh
    نام واقعی
    AMIN
    استاتوس
    only perspolis
    شغل و حرفه
    Daneshjo ♥_♥ GK
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    3,490
    تشکر
    11,760
    تشکر شده 9,829 بار در 2,754 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 48 تاپیک

    روزی روزگاری... مردی که خودِ خــودش بود

    ارتش سرخ دات كام :

    نام کاملش این است: «محمدعلی کریمی پاشاکی». یک سوپرستاره که نظیرش را به این زودی ها نخواهیم دید. فوتبالیست کاملی بود اما همیشه به این متهم می شد که از تمرین کردن فراری است، با این حال در یکی از بهترین لیگ های جهان فوتبال بازی کرد و اگر یک مصدومیت بی موقع و «لعنتی» گریبانگیرش نمی شد، شاید با پیراهن بایرن مونیخ و در اوج درخشش رسانه ای از فوتبال خداحافظی می کرد.

    قاتل بزرگ در زمين سبز


    جادوگر، مارادوناي آسيا، شماره 8 فراموش نشدني و... اين ها يكسري از لقب هايي است كه كريمي دريافت كرد. پرسپوليسي هاي قديمي او را ريوالدو مي دانستند و تبريزي ها به او لقب جذاب «پاشا» داده بودند. متولد 17 آبان ماه سال 1357 در شهري اطراف كرج. او در زمين بازي مي توانست در يك لحظه توپ را بگيرد، همه را دريبل بزند و حريف را تحت تأثير قرار دهد. اينها، هنري است كه حداقل در آسيا كمتر بازيكني از آن بهره مي برد اما كريمي بدون اينكه مدرسه فوتبال برود، اين استعداد خدادادي را داشت. او يك دريبل زن و بازيساز ذاتي بود و مثل قاتل بالفطره، مي توانست هر مدافعي را در زمين بازي با دريبل هايش به «قتل» برساند. چه مدافعاني كه مقابلش آنقدر دريبل خوردند كه خسته شده و پست بازي شان را عوض كردند. چه مربياني كه به خاطر بازيسازي هاي كريمي، دست هاي شان را بالا بردند. اينها، فقط تعاريف ساده اي است كه به كمك كلمات از بازي علي كريمي در زمين بازي مي ديديم اما اين همه زندگي حرفه اي او نيست.


    تو چقدر متفاوتي آقاي جادوگر!


    شك نكنيد او متفاوت ترين چهره فوتبال ايران است. شايد علي پروين، شايد علي دايي، شايد كريم باقري، شايد خداداد عزيزي، شايد منصور پورحيدري يا خيلي هاي ديگر به ذهن تان خطور كند اما نه! هيچ كدام از آنها «علي كريمي» نمي شوند. نيمي از آنچه جادوگر را با بقيه متمايز مي كند، اتفاقات زندگي او خارج از زمين فوتبال است. كريمي يك ايده آل گراي كامل بود و با هيچ بي نظمي يا بي قانوني يا بي عدالتي كنار نمي آمد. همين شد كه از خودش يك چهره بزرگ ساخت و حالا يكي از جذاب ترين (هنوز زود است با جرأت بگوييم محبوب ترين) چهره هاي فوتبال در نگاه مردم است. شهرت او نه با پول به دست آمد و نه با صرفاً هنرنمايي اش در زمين بازي، جادوگر آسيا، وقتي «علي كريمي» شد كه نشان داد ذاتش با ساير آدم هاي اين فوتبال متفاوت است. هرگز سعي نكرد از نردبان ديگران بالا برود و هيچ وقت نخواست سرش را مقابل زور و قدرت ديگران خم كند. كسي نتوانست با مصاحبه هايش، چهره كريمي را در نگاه مردم مخدوش كند زيرا كسي كه با قلب خود مشهور مي شود، از قلب آدم ها بيرون نمي رود.

    مرد هميشه زمستاني

    فوتبال براي آدم هايي مثل علي كريمي، هميشه پُر است از بارش برف. اين انگار يك قانون شده براي فوتباليست هايي كه دوست دارند به خاطر مردم زندگي كنند نه به خاطر پول يا جايگاه. كريمي هم اين طور بود. زندگي فوتبالي اش هميشه تحت تأثير اتفاقاتي بود كه خودش رقم مي زد. او بود كه بايد تصميم مي گرفت، كسي نمي توانست اين «شير» را رام كند مگر با عدم دخالت در كارهايش. كريمي حالا ديگر نسبت به گذشته اش فرق كرده اما هرگز به صورت كامل عوض نشد. جايگاه مربيگري تيم ملي و دستياري مرد بزرگي به نام كارلوس كروش، پيراهن تيم هاي قطري كه پول هاي ميلياردي مي دهند، پيراهن پرسپوليس و قرارداد بسيار خوب با باشگاه استيل آذين و خيلي چيزهاي ديگر را داد تا نشان دهد اهل مماشات نيست. او علي كريمي است و نه هيچ چيز ديگر. فلزِ درونش، غيرقابل تبديل بود و هميشه مثل يك الماس مي درخشيد ؛ جذاب اما بي نهايت سرسخت!

    بازخواني يك نامه احساسي
    يك سال از روز خداحافظي كريمي گذشت...

    درست در روز 29 تيرماه سال 1393 بود كه علي كريمي با نوشتن نامه اي، رسماً از دنياي بازي در زمين چمن سبز خداحافظي كرد و دوره جديدي از زندگي ورزشي اش شروع شد. بازخواني بخشي از اين نامه حالا و بعد از يك سال جالب است:
    اين بازيكن از راه آهن و يكي، دو تيم ديگر پيشنهاد داشت اما ترجيح داد از فوتبال خداحافظي كند.
    جادوگر در ابتداي نامه اش نوشت: «ميخي بر ديوار كوبيدم و كفش ها را آويختم» و ادامه داد: «خداحافظي هميشه تلخ و ناگوار است. جدايي از عشقي كه تار و پود وجودت را در تصرف دارد، كار آساني نيست. يك بار صرفاً تحت تأثير خداحافظي غريبانه مهدوي كيا تصميمي احساسي گرفتم و فضاي اندوهبار آن همه بي اعتنايي مرا از فوتبال بيزار كرد و خود را در پايان ديدم. هرچند همين تصميم احساسي و عجولانه باعث شد تا برخي ها همه چيز را تمام شده بدانند و مرا با دست خود به مسلخ ببرند.» در بخش ديگر نوشت: «از اين پس هوادار متعصب براي تيم محبوبم پرسپوليس و تيم ملي كشورم خواهم بود. دوست دارم و اين را وظيفه خود مي دانم از تمامي سروران و مهرآفريناني كه مرا از يك فوتبال خياباني به ميادين جهاني همراهي و مساعدت نمودند، تشكر كنم.» جادوگر يك تقاضا هم داشت: «از مردم مي خواهم اشتباهات و خطاهاي اين حقير كه در مقاطعي موجب آزردگي خاطر، نگراني و رنجش احساسات پاك شان شده، بخشيده و مورد عفو قرار دهند.»
    نامه سراسر احساسات كريمي اين طور ادامه يافت: «من، علي كريمي هرچه دارم، بعد از خدا از فوتبال و محبت مردم است كه البته هرگز خود را شايسته اين همه محبت و لطف نمي دانم چرا كه در حقيقت قهرمان واقعي اين مرز و بوم، آنهايي هستند كه به خاطر آرامش من و امثال من از آسايش و جان خود گذشتند تا اين آرامش و آسايش نصيب ما شود. از همين رو درود و سپاس به شهدا و جانبازان راه وطن و آزادي.»
    او در مورد پرسپوليس هم حرف هايي داشت: «از اينكه نتوانستم با پيراهن تيم محبوبم پرسپوليس، فوتبال را ترك كنم، اصلاً ناراحت نيستم زيرا اين اتفاق عجيبي نيست. هرگز تن به بازي خداحافظي كه متأسفانه در فوتبال ما نوعي حركت تشريفاتي، تبليغاتي و بعضاً رياكارانه است، نخواهم داد.» و در نهايت: «با خداحافظي از فوتبال تمامي حوادث و حاشيه هايش را هم در همان زمين خاك كرده و آنچه در اين مسير برايم پيش آمده را تنها چالش ها ، رقابت ها و احساسات منطقي مي دانم و بالاخره كلام آخر باز با هواداران كه همواره برايم اهميت بالايي داشته و خواهند داشت: شما هميشه در قلب من خواهيد بود. از احترامي كه طي اين سال ها نسبت به من داشته ايد، لذت بردم و سپاسگزارم. سرانجام بايد از اين خاك رفت، خوشا آن كه پاك آمد و پاك رفت.»


    قصه هنوز تمام نشده
    گفتا من آن « ترنجم» كه اندر جهان نگنجم

    سال گذشته در همين روز بود كه علي كريمي فوتبال را بوسيد و كنار گذاشت تا پيشكسوت شود. او مي كوشيد با پيراهن پرسپوليس از فوتبال خداحافظي كند اما لجبازي هاي مرد شماره يك سرخپوشان يعني علي دايي تمامي نداشت و به كريمي فرصت نداد تا براي يك نيم فصل هم شده، به پرسپوليس برگردد و با پيراهني كه قلبش را به لرزه مي انداخت، فوتبال را بگذارد روي طاقچه خاطراتش. كريمي از نظر آنهايي كه به خوبي او را مي شناسند، چيزي فراتر از يك بازيكن است. كرشمه هاي ساق او شايد ما را براي دقايقي به آسمان برده باشد اما چه وقت ها كه حسرت نبودنش در فوتبال مان را خورديم. حالا خاطراتش را مرور كنيد ؛ آن پسربچه بداخلاق كه مي توانست از اين دروازه تا آن دروازه آتش به پا كند، يك نابغه ذاتي بود. بيرون از زمين هم چنين مي كرد، همه چيز بايد از سر راهش برداشته مي شد. كريمي كارهايي انجام مي داد و حرف هايي مي زد كه ثابت كند با همه آدم هاي اين فوتبال فرق دارد. رفتارهايي كه گاهاً ديگران را آزار مي داد اما هرگز از محبوبيتش نكاست. كريمي هرچه دلش خواست، مي كرد و باز محبوب تر مي شد ؛ يك جاي كار مي لنگيد. بله! كريمي به اوج محبوبيت رسيد چون هرگز در زندگي اش فيلم بازي نكرد، به دنبال سياه نمايي و سوءاستفاده از جايگاهش نبود، مجيز هيچ كس را نگفت و مثل مردم عادي، از اتفاقات كوچك مثل يك پيروزي پرسپوليس بي نهايت شاد مي شد. او شايد احساساتي ترين بازيكن فوتبال ايران باشد كه به خاطر غم بزرگ مهدي مهدوي كيا در روز خداحافظي، فوتبال را براي 4، 5 ماه كنار گذاشت. امروز، يك سالي مي شود كه از خداحافظي جادوگرِ قصه ما گذشته اما چه كسي مي داند در آينده چه اتفاقي مي افتد. او علي كريمي است ؛ سوپرستاره اي كه هر لحظه ممكن است شما را سورپرايز كند. داستان فوتبالش به اتمام رسيد اما قصه او هنوز ادامه دارد. كريمي بايد مثل همان الماسي باشد كه مصطفي دنيزلي يكي از محبوب ترين مربيان تاريخ باشگاه پرسپوليس در موردش گفت: «الماس تيم من». او بايد برگردد و همه ما را سورپرايز كند. بايد به كلاس مربيگري برود، بايد روزي به باشگاهي كه دوستش دارد، بيايد و ثابت كند يك پرسپوليسي واقعي است. يكي از آنها كه هرگز سنگرشان را ترك نمي كنند. شايد اصلاً اين غزل حافظ متعلق به كريمي باشد: «گفتا من آن ترنجم، كه اندر جهان نگنجم...»

    همه چيز در مورد كريمي
    جاودانه هايي كه از ياد نمي روند

    حالا ديگر علي كريمي از زمين سبز فوتبال خداحافظي كرده و فقط مي توانيم براي نسل هاي آينده، قصه هايش را بگوييم: «يكي بود، يكي نبود... روز 17 آبان 1357 يدا... كريمي صاحب سومين فرزندش شد. نامش را محمدعلي گذاشت و آرزو كرد ستاره اقبال فرزندش در آسمان بدرخشد. بعدها با پدرش و برادرش فرشيد به ورزشگاه آزادي رفت و همانجا آرزو كرد يك روز بتواند پيراهن پرسپوليس را به تن كند. مادرش حوريه آب‎بند آرزو مي كرد علي يا پزشك شود يا مهندس تا به مردم كشورش خدمت كند اما همه زندگي علي بود و يك توپ فوتبال. تا سال سوم راهنمايي، پسرك كرجي يك دانش آموز ممتاز بود كه مدام مورد تمجيد معلمانش قرار مي گرفت اما مثل خيلي ديگر از پسرها، وقتي به دبيرستان رسيد، دچار افت شديد تحصيلي شد و وقتي ديپلم را گرفت، تحصيلات را براي هميشه كنار گذاشت. درخشش در مدرسه باعث شد مثل برادر بزرگترش فرشيد به باشگاه نفت تهران كشيده شود. سپس براي سايپا در رده نوجوانان بازي كرد و در نهايت به فتح تهران رفت. روزهاي سختي برايش بود زيرا به اجبار بايد تهران تا كرج را مي رفت و برمي گشت، آن هم به خاطر فوتبال. دو سال بازي براي فتح، كارت پايان خدمت را براي كريمي به ارمغان آورد. در كنار فوتبال، فوتسال هم بازي مي كرد و آنقدر خوب بود كه به عنوان يك ستاره جوان از سوي تماشاگران مورد تشويق قرار مي گرفت. سال 75 با علي دايي در سالن گيشا به خاطر عبور دادن توپ از ميان پاهاي شماره 10 تيم ملي درگيري شديدي داشت، بعد هم در سال 77 به همراه تيم فتح قهرمان فوتسال جام رمضان شد، همان سالي كه در فينال با استقلال بازي كردند و چه جنجالي كه به وجود نيامد. آن ستاره تازه نفس، شهريور سال 77 براي اولين بار مقابل پلي اكريل اصفهان به ميدان رفت و 3 ماه بعد به تيم ملي دعوت شد. او همزمان بازيكن تيم اميد بود كه در يك بازي مقابل ويتنام، تورو كاميكاوا داور سرشناس ژاپني را به خاطر يك بي عدالتي در تصميم گيري هل داد و يك سال از فوتبال محروم شد. در بازگشت به پرسپوليس، قهرماني سال هاي 78 و 79 را با اين تيم تجربه كرد اما در هر دو سال، براي رسيدن به قهرماني در آسيا، او و پرسپوليس كم آوردند و سوم شدند. باشگاه هاي پروجاي ايتاليا و اتلتيكومادريد اسپانيا به فكر جذب كريمي افتادند اما علي به بهانه نزديكي به خانواده، تصميم گرفت به باشگاه الاهلي امارات برود، آن هم با عقد قراردادي بسيار بالا. 4 سال از عمر بازي كريمي در الاهلي گذشت كه باشگاه هاي زيادي مشتري اش شدند ؛ رئال مادريد، المپيك مارسي، هرتابرلين، يوونتوس، آ.ث. رم، هامبورگ و بايرن مونيخ كه علي بالاخره بايرن را انتخاب كرد و ارديبهشت ماه 84 به اين تيم پيوست.

    مي گفتند كريمي برف مونيخ را نمي بيند و خيلي زود محو مي شود اما او از همان هفته هاي ابتدايي در تركيب بايرن به ميدان رفت و در كنار بزرگاني چون ميشائيل بالاك، سباستين دايسلر، دميكليس، شواين اشتايگر، زي روبرتو، مهمت شول، روي ماكاي، اوليور كان و... بازي كرد تا اينكه در هفته بيست وچهارم بوندس ليگا، درست وقتي داشت بهترين بازي هايش را براي بايرن به نمايش مي گذاشت از ناحيه استخوان نازك ني دچار شكستگي شد. با اين حال قراردادش را تمديد كردند تا يك سال ديگر در آلمان بماند اما دوري از ايران برايش سخت بود و به همين علت به ليگ قطر رفت آن هم در حالي كه از موناكوي فرانسه و لوانته اسپانيا پيشنهاد داشت. حضور در القطر تنها ناكامي بزرگ كريمي بود زيرا او در اين باشگاه قهرمان هيچ جامي نشد و اين براي اولين بار در زندگي كريمي پيش مي آمد. در پايان فصل كميته ملي المپيك قطر كه اجازه نقل و انتقال بازيكنان خارجي در ليگ اين كشور را داشت، كريمي را از القطر به السيليه فرستاد اما او ديگر نمي خواست بماند و پس از انجام دو بازي، به تهران برگشت. او از ليگ هاي ژاپن، آمريكا و امارات پيشنهاد داشت اما در فصل هشتم به پرسپوليس پيوست و در اولين باري كه براي اين تيم به ميدان رفت، 100هزار تماشاگر را به ورزشگاه آزادي كشاند تا استقبال بي نظيري داشته باشد. او در اين زمان با علي دايي باز هم اختلاف نظر پيدا كرده بود و از تيم ملي كنار گذاشته شد اما انگيزه هايش در ليگ، بي نظير بود. در دربي دوباره گل زد و مقابل ابومسلم هت تريك كرد. در فصل نهم، عباس انصاري فرد او را از ليست پرسپوليس به شكل سؤال برانگيزي كنار گذاشت تا عادل كلاه كج به جمع سرخپوشان بپيوندد! به همين علت، كريمي مجبور شد به استيل آذين برود، تيمي كه متعلق به حسين هدايتي بود. در ديدار مقابل پرسپوليس، دو پاس گل داد تا بهترين بازيكن ميدان شود اما اخراج شد و در لحظه اخراج، پيراهن استيل آذين را از تن درآورد تا پيراهن پرسپوليس كه زير پيراهن استيل آذين پوشيده بود را به هواداران حاضر در ورزشگاه نشان دهد. در پايان فصل، مي توانست به باشگاه لس آنجلس گالكسي برود و همبازي ديويد بكام شود اما ترجيح داد در ايران بماند. اواسط فصل دوم حضورش در استيل آذين به خاطر اختلاف نظر شديد با مصطفي آجورلو مديرعامل وقت اين باشگاه از استيل آذين جدا شد و به باشگاه شالكه آلمان پيوست آن هم در 32 سالگي. استيل آذين هم به ليگ يك سقوط كرد. در سال 90 پس از 5 دقيقه مذاكره با حبيب كاشاني به پرسپوليس برگشت و عنوان گلزن ترين هافبك ليگ يازدهم را از آن خود كرد. فصل كابوس وار پرسپوليس بود اما كريمي با بازي هايش، دل هواداران را برد. در فصل دوازدهم با قراردادي سفيدامضا در پرسپوليس ماند اما مدام با مانوئل ژوزه و محمد رويانيان مديرعامل وقت باشگاه درگيري داشت. در پايان فصل دوازدهم، پرسپوليس كه در ليگ نتايج خوبي كسب نكرده بود، در فينال جام حذفي نيز مقابل چشم بيش از 100 هزار تماشاگر خود مقابل سپاهان شكست خورد تا در روز خداحافظي مهدي مهدوي كيا، كريمي نيز از فوتبال خداحافظي لفظي كند. البته او باز هم برگشت و چون علي دايي نگذاشت به پرسپوليس برگردد، راهي تراكتورسازي شد تا يك فصل بسيار خوب در كنار تبريزي ها داشته باشد. سال قبل، همين موقع ها بود كه كريمي در انتظار يك اشاره از سوي علي دايي بود تا به پرسپوليس برگردد اما انگار دايي مغرورتر از اين حرف ها بود كه بگذارد كريمي در پرسپوليس از فوتبال خداحافظي كند. كريمي نيز درست در روز 29 تيرماه سال 1393 با نوشتن نامه اي، براي هميشه از فوتبال خداحافظي كرد. يك خداحافظي واقعي...!

    جادوگري براي تمام فصول
    حضور در تيم ملي تمام آرزوهاي كريمــــي

    علي كريمي از سال ۱۳۷۷ توسط منصور پورحيدري
    به تيم ملي دعوت شد و اتفاقات زيادي را پشت سر گذاشت. خودش همواره مي گفت حضور در تيم ملي، مهم ترين آرزويش بوده و به همين علت 4 دوره جام ملت ها، 4 دوره مقدماتي جام جهاني و يك دوره حضور در جام جهاني را با پيراهن تيم ملي تجربه كرده و زير نظر مربياني چون پورحيدري، طالبي، بلاژويچ، ايوانكوويچ، قلعه نويي، دايي، قطبي و كروش در تيم ملي بازي كرده است. او پس از جواد نكونام و علي دايي با 127 بازي ملي، سومين بازيكن تاريخ تيم ملي فوتبال ايران به شمار مي رود كه در مدت حدود 16 سال موفق شد ۳۸ گل ملي به ثمر برساند. علي دايي و كريم باقري در گل هاي زده بالاتر از كريمي قرار دارند. ۲۱ مهر ۱۳۷۷ و در حالي كه ۱۹ سال و ۱۱ ماه و ۵ روز سن داشت، نخستين بازي ملي خود را مقابل تيم ملي كويت انجام داد اما نخستين گل ملي خود را در ۲۸ آذر ۱۳۷۷ و نهمين بازي ملي اش مقابل همين كويت به ثمر رساند در حالي كه در تورنمنت بازي هاي آسيايي آن سال، مدافع چپ بود و در نهايت به قهرماني رسيد. پيشرفت كريمي ادامه داشت تا اينكه در مقدماتي جام جهاني 2002 به عنوان يكي از بهترين بازيكنان قاره آسيا انتخاب شد و درست زماني كه تا يك قدمي صعود به اين دوره بوديم، همه چيز تغيير كرد اما كريمي صاحب لقب «جادوگر آسيا» از سوي مهم ترين رسانه هاي آسيا و حتي جهان شد. در بهمن ماه سال ۱۳۸۰ در بازي با تيم ملي اسلواكي براي اولين بار بازوبند كاپيتاني تيم ملي را بر بازو بست و در همان ديدار هت تريك كرد تا انگيزه هايش را ثابت كند. همچنين در جام ملت هاي آسيا ۲۰۰۴ با زدن ۵ گل آقاي گل مشترك مسابقات شد. او در ديدار دوستانه ايران و آ.اس.رم ايتاليا تكنيك خود را به رخ فوتبال اروپا كشيد و مورد توجه باشگاه هاي ايتاليايي از جمله يوونتوس قرار گرفت. كريمي با بازي هاي درخشان خود يكي از اركان صعود ايران به جام جهاني ۲۰۰۶ آلمان بود.

    در جام جهاني نيز از سوي مجله ورلدساكر عنوان مهم ترين بازيكن ايران را در اختيار داشت اما به علت يك مصدوميت قديمي هرگز نتوانست در حد و اندازه هاي خود بدرخشد. سال 2006 براي كريمي سال بدي بود، اختلافاتش با علي دايي در اردوي تيم ملي اوج گرفت، از جام جهاني خيلي زود كنار رفت، عليه برانكو مصاحبه مهمي انجام داد و گفت كسان ديگري به جايش تصميم مي گيرند و در بازگشت به بوندس ليگا ناكام ماند و چهره اي عاصي از خود بر جاي گذاشت. در بازي با ازبكستان (جام ملت هاي 2007) براي صدمين بار پيراهن تيم ملي فوتبال ايران را بر تن كرد و يك سال بعد به خاطر انتقادات شديد از فدراسيون فوتبال ايران از حضور در تيم ملي محروم شد.
    كريمي فدراسيون كفاشيان را بي برنامه خواند و اعلام كرد فوتبال ايران با شرايط كنوني رو به عقب در حال حركت است. مدتي بعد، كريمي با فشار مردم و دخالت چهره هاي سياسي بخشيده شد اما علي دايي او را به تيم ملي دعوت نكرد تا آتش اختلافات اين دو مجدداً شعله ور شود.

    كريمي در همان سال، از مجموع 4 بازي ابتدايي فصل براي پرسپوليس 5 گل به ثمر رساند تا فشار رسانه ها بر دايي كه سرمربي تيم ملي بود براي دعوت از كريمي افزايش يابد. بالاخره دايي، نام علي كريمي را در ليست دعوت شده ها به اردوي تيم ملي گذاشت اما اين بار كريمي با انتشار نامه اي اعلام كرد به تيم ملي نمي آيد. با اخراج علي دايي و حضور افشين قطبي روي نيمكت تيم ملي، كريمي برگشت و ايران فقط يك گام تا صعود فاصله داشت كه به خاطر يكسري مسائل عجيب، در آخرين دقايق بازي مقابل كره جنوبي دروازه مان توسط «پارك جي سونگ» باز شد و از صعود به جام جهاني 2010 بازمانديم. كريمي كه حسابي تحت تأثير اين اتفاقات قرار گرفته بود، مدتي از تيم ملي دور ماند اما توسط كارلوس كروش به تيم ملي دعوت شد با اين شرط كه بازوبند كاپيتاني در اختيار جواد نكونام قرار بگيرد! جادوگر فوتبال آسيا اعتقاد داشت حقش است به جام جهاني 2014 همراه تيم ملي برود اما در عين ناباوري، كارلوس كروش نامي از كريمي در ليست خود قرار نداد تا آخرين اميدهاي شماره 8 از بين برود. آخرين اتفاق نيز جالب بود؛ قبل از شروع جام ملت هاي آسيا، كريمي توسط كروش اين بار به عنوان مربي تيم ملي دعوت به همكاري شد ولي همكاري طرفين زياد طول نكشيد زيرا به دليل آنچه سهل انگاري فدراسيون فوتبال در عقد قرارداد با دستياران كروش و درگيري هاي داخل تيم خوانده شد، كريمي از همكاري با تيم ملي عذرخواهي كرد، وسايلش را جمع كرد و دو ساعت قبل از پرواز تيم ملي به استراليا، اردو را براي هميشه ترك كرد.

    ویرایش توسط A_MI_N : 20th July 2015 در ساعت 23:36

    خداحافظ آپاچی



  10. 5 کاربر مقابل از A_MI_N عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    #Navid# (20th July 2015), Amir_Ali (21st July 2015), oscar (21st July 2015), RUDMEHR K (20th July 2015), ZahrA-ReD (21st July 2015)

  11. #6


    محل سکونت
    پایتخت
    نام واقعی
    z@hra
    استاتوس
    من بد نیستم۔۔۔ شاید بلد نیستم!
    شغل و حرفه
    فوتسال
    بازیکن محبوب
    Mohsen Khalili
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Spain
    نوشته ها
    1,771
    تشکر
    5,928
    تشکر شده 3,099 بار در 1,380 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 29 تاپیک
    ...جــادوگر! وقتی پرسپولیس رو میبینم بدون تو،دلــــمـ که هــــیچ! دنیـــا هم تنــــــگ میشه...!!! دوست داشتم تمام نود دقیقه پا به توپ بود و فقط تماشا میکردم... ما دهه هفتادیا بزرگترین بازیکنمون و بهترین خاطره مون وجود علی کریمیه... آخ که دلم براش تنگ شده... وقتی بود وااااقعا دلمون قرص بود و نفسمون گرم... هیچکس جاشو نمیگیره!هیچکس...


    این قرمزه منه...

    دوسش دارم خیلی زیاد...

    قهرمانی بهش میاد...





  12. 2 کاربر مقابل از ZahrA-ReD عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Amir_Ali (24th July 2015), A_MI_N (21st July 2015)

  13. #7


    محل سکونت
    s fun
    نام واقعی
    محمدرضا
    استاتوس
    پرسپولیس یعنی زندگی
    شغل و حرفه
    دیوونه ی پرسپولیس
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Chelsea | NetherLand
    نوشته ها
    2,882
    تشکر
    9,423
    تشکر شده 13,208 بار در 2,574 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 68 تاپیک


    سال پیش همین روزها بود که علی کریمی رسما از فوتبال خداحافظی کرد.



    طرفداری- حالا یک سال است که فوتبال بی جادوگر را داریم پشت سر می گذاریم و دیگر نه در تیم ملی و نه در پرسپولیس خبری از آن مهاجم دوست داشتنی تکنیکی است که با کارهای داخل و بیرون زمینش دل هزاران نفر را بلرزاند. به مناسبت این روزها که مصادف است با سالگرد خداخافظی علی کریمی از فوتبال نوشته زیر به یاد شماره هشت بیادماندنی این بازیکن به هشت پلان مهم از زندگی این بازیکن پرداخته است:
    جام رمضان 75، آغازی بر درخشش جادوگر
    خیلی جالب است که خداحافظی کریمی مصادف شده است با روزهایی که او به عنوان یک ستاره به فوتبال ایران معرفی شد. سال 1375 در جام رمضان تیم فتح با ستاره ای که تنها 18 سال داشت یکه تازی می کرد. علی دایی ستاره آن روزهای فوتبال ایران که به همراه دوستان خود در این جام حضور داشت در چند صحنه در دام تکنیک این جوان 18 ساله افتاد و این بازیکن گمنام با دریبل های ناب خود دایی را آنقدر آزار داد که در نهایت خشم وی را برانگیخت و یک جنجال بزرگ به وقوع پیوست! همین درخشش کافی بود تا سرخابی پایتخت برای به خدمت گرفتن کریمی دست به کار شوند، در نهایت سال 1377 کریمی پس از گذراندن دوران خدمتش در تیم فتح به عضویت پرسپولیس تهران درآمد.
    تیم ملی، محرومیت، الاهلی
    درخشش وی در پرسپولیس به قدری چشمگیر بود که خیلی زود به تیم ملی هم دعوت شد. وی در 19 سالگی اولین بازی ملی خود را برابر تیم ملی کویت انجام داد. کریمی جوان که بصورت همزمان در تیم ملی بزرگسالان و امید بازی می کرد در یکی از بازی های تیم ملی امید برابر تیم ویتنام در اعتراض به قضاوت تورو کامیکاوا داور بازی با او درگیری فیزیکی پیدا کرد که نتیجه اش محرومیت دو ساله از فوتبال بود که بعدها به یک سال کاهش یافت. کریمی پس از گذراندن این محرومیت و حضور دوباره در تیم ملی و باشگاه پرسپولیس بار دیگر درخشید تا مورد توجه تیم های بزرگ اروپایی قرار گیرد ولی در عین ناباوری نابغه تکنیکی فوتبال ایران سر از امارات و باشگاه الاهلی درآورد!
    درخشش در جام ملت های آسیا و انتخاب بعنوان مرد سال فوتبال آسیا
    علی کریمی به واسطه درخشش بی نظیر در بازی های جام ملت های آسیا سال 2004 به عنوان مرد سال فوتبال قاره کهن برگزیده شد. کریمی در بازی های جام ملت های آسیا به تنهایی 3گل از 4 گل تیم ملی ایران به کره جنوبی را در یک چهارم نهایی به ثمر رساند و اگر ناداوری بازی با چین نبود می توانست به همراه تیم ملی فاتح این بازی های نیز شود. کریمی که فوتبالی فراتر از سطح آسیا ارائه می کرد به مارادونای آسیا نیز ملقب شد.

    حضور موفق در بایرن مونیخ
    انتخاب عجیب کریمی برای حضور در تیم اماراتی همه را به تعجب واداشته بود چرا که وی با سطح بالای فوتبالی که داشت براحتی می توانست در فوتبال اروپا فعالیت کند. به هر حال کریمی حدود 4 سال در امارات توپ زد و پس از آن بالاخره راهی اروپا شد. مقصد کریمی باشگاه بزرگ بایرن مونیخ بود. کریمی در بایرن نمایش خوبی داشت ولی یک مصدومیت بی موقع نه تنها موقعیت وی در باشگاهش را متزلزل کرد بلکه جام جهانی 2006 را نیز برای ستاره به یک تورنمنت تلخ تبدیل کرد. کریمی که پیش از مصدومتش در اکثر بازی های بایرن حضور داشت پس از رهایی از بند مصدومیت هیچگاه نتوانست به آن جایگاه قبلی دست پیدا کند.
    جام جهانی 2006 تحت تاثیر مصدومیت و حاشیه
    کریمی که سال 2002 همراه با تیم بلاژویچ از رسیدن به جام جهانی باز مانده بود، امیدوار بود سال 2006 با حضور در این مسابقات تکنیک ناب خود را به کل جهان نشان دهد ولی مصدومیت وی در بازی با هامبورگ باعث شد تا کریمی آمادگی لازم برای حضور در جام جهانی را نداشته باشد. وی در جام جهانی یک نمایش معمولی بر جای گذاشت تا فوتبال دوستان ایرانی در حسرت دربیل های زیبای جادوگر در جام جهانی بمانند. کریمی در جام جهانی با لگدی که به ساک پزشک تیم ملی زد حاشیه ساز شد و پس از ورود به ایران ماه ها به سوژه خبری رسانه ها تبدیل شد.
    حضور دوباره در آسیا و ناکامی در رسیدن به جام جهانی
    کریمی سال 2007 با وجود داشتن پیشنهاداتی از تیم های اروپایی نظیر موناکو راهی لیگ قطر شد و دو سال نیز در این تیم توپ زد. پس از آن کریمی بار دیگر به فوتبال ایران بازگشت و در سه تیم استیل آذین، پرسپولیس و تراکتورسازی توپ زد (البته وی در مقطعی کوتاه به عضویت تیم شالکه درآمد و همبازی رائول در این تیم آلمانی شد.). حضور علی دایی در تیم پرسپولیسی در چندین مقطع موجب دور ماندن کریمی از این تیم شد. این دو که از همان ابتدا با هم مشکلات زیادی داشتند در جریان بازی های مقدماتی جام جهانی 2010 که علی دایی هدایت تیم ملی را بر عهده داشت نیز به مشکل خوردند و داستان دعوت دایی و قبول نکردن کریمی و اعلام آمادگی کریمی برای حضور در تیم ملی و قبول نکردن دایی چندین بار تکرار شد و در نهایت با برکناری دایی و روی کار آمدن قطبی، علی کریمی به تیم ملی بازگشت. تیم ملی در سه بازی حساس نتوانست نتایج لازم را کسب کند و به این ترتیب کریمی همانند سال 2002 در رساندن تیم ملی به جام جهانی ناکام ماند.
    صداقتی که بارها چوب آنرا خورد
    کریمی در دوران حضورش در فوتبال ایران به صراحت تمام حرفهایش را عنوان می کرد و بارها نیز چوب آنرا خورده بود. انتقاد از عملکرد فدراسیون فوتبال در دوران کفاشیان که محرومیت وی از تیم ملی را در پی داشت و یا مصاحبه های تند وی علیه رویانیان در چندین مقطع که دوری از پرسپولیس را در پی داشت هیچ گاه کریمی را از گفتن حرف های دلش بازنداشت. وی در چندین مورد اقدامات دیگری نیز انجام داد تا نشان دهد برای انجام هر کاری تنها و تنها به اجازه خود متکی است و بس!

    زندگی شخصی، محبوب و متواضع
    کریمی در زندگی شخصی خود همیشه فردی بزرگوار و قابل احترام بوده و هست. وی در سن 20 سالگی ازدواج کرد و سبک زندگی وی هیچ شباهتی به زندگی پرحاشیه ستاره های میلیاردی این روزهای فوتبال ایران ندارد و تا کنون هیچ خبر حاشیه ای در مورد زندگی وی به گوش نرسیده است. کارهای خیرخواهانه و انسان دوستانه کریمی از وی ستاره مردمی محبوبی ساخته که هیچ مدیرعامل یا مسئول فوتبالی نمی تواند با یاغی و یا ام الفساد خواندن وی چهره اش را در میان مردم خدشه دار نماید. مردم ایران از هر نقطه ای و با هر رنگ و گرایشی به ستاره فوتبال خود احترام می گذارند و او را از صمیم قلب دوست دارند.
    بله علی کریمی این شخصیت فوتبالی محبوب از دنیای فوتبال خداحافظی کرده اما همیشه در یاد فوتبالی ها خواهد ماند. شماره هشت رفت بدون اینکه ادعایی در مورد شماره اش و یا بایگانی آن داشته باشد، رفت بدون اینکه درخواست بازی دوستانه بکند و رفت بدون اینکه بداند با رفتنش خیلی ها اشک ریختند...



    خداحافظ 24 ابدی


  14. 2 کاربر مقابل از oscar عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    Amir_Ali (24th July 2015), shabnam12-8 (24th July 2015)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا