از فتح به پاس. از پاس هم به هامبورگ، بوخوم و بایرن مونیخ. وحید هاشمیان در دوران فوتبالش این را ثابت کرد که با تلاش و پشتکار میتوان به موفقیت رسید. فقط باید برنامه داشت و اصولی حرکت کرد.

خودش میگوید وقتی در پاس هنوز یک بازیکن ثابت نشده بود، پیشنهادی از لیگ دو امارات دریافت کرد. پیشنهادی که به پول آن نیاز مبرمی داشت اما ترجیح داد بماند و به ترکیب اصلی پاس برسد. او ماند، تلاش کرد و در آخر، نه تنها به پیراهن اصلی پاس رسید که به هامبورگ، بوخوم و بایرن مونیخ رفت و البته عصای دست مربیان تیم ملی شد. وحید حالا در عرصه مربیگری هم همان آدم با برنامه و سختکوش گذشته است. اگرچه در ایران و رسانههایش کمتر نام وحید شنیده میشود اما اهداف وحید بزرگتر از حضور در رسانهها است. او از دو، سه سال پیش حرکت خود را برای رسیدن به بالاترین مدارج مربیگری در فوتبال حرفهای دنیا آغاز کرد؛ یعنی درست از همان روزی که با پیراهن پرسپولیس کفشهایش را آویخت. دریافت مدارک مربیگری B و A یوفا در کنار تجربه حضور روی نیمکت تیمهای هالشتنبک رلینگن و نیندورفر در اوبرلیگای آلمان برای یک شروع خوب کافی بود.
سپس وحید دوره پرولایسنس بوندس لیگا را سپری کرد. دوره مهمی که لازمه مربیگری در بوندس لیگا است و شرط اصلی آن. او حالا بالاترین مدرک مربیگری را به همراه دارد؛، همان مدرکی که فیلیکس ماگات، یوپ هایکس، یواخیم لو و همه مربیان بزرگ آن را دارند.
وحید اما در این چند سال اخیر با پیشنهادهایی از لیگ ایران نیز مواجه شده است. تراکتورسازی اولین تیمی بود که ابتدای لیگ سیزدهم سراغ هاشمیان را گرفت. مجید جلالی قصد داشت تا از وحید که تجربیاتی را از فوتبال آلمان اندوخته بود به عنوان دستیار دوم و بعد از جلال چراغپور استفاده کند. پاسخ وحید به این پیشنهاد، یک «نه» محترمانه بود. او به تبریز نرفت و ترجیح داد در فوتبال آلمان بماند. هر چند در لیگ پنج اما به عنوان سرمربی.
پیشنهاد بعدی اما از تیم المپیک به دست هاشمیان رسید. وقتی خاکپور مدیر فنی بود و قرار بر این شد که کرانچار به عنوان سرمربی روی نیمکت تیم المپیک بنشیند. مدیران تیم المپیک از وحید خواستند تا دستیار اول کرانچار باشد اما او به این پیشنهاد نیز پاسخ منفی داد. البته این بار به بهانه حضور در کلاسهای مربیگری بوندس لیگا.
هاشمیان که قصد داشت در فوتبال آلمان بماند، سومین پیشنهاد دستیاری را نیز نپذیرفت. این بار در فروردین 94، جاذبه حضور روی نیمکت پرسپولیس، وحید را جذب نکرد تا او برای برانکو هم یک جواب به مانند جوابهای قبلیاش داشته باشد. وحید که بازیکن سابق برانکو هم بود، مشکلی با این مربی نداشت اما ترجیح داد زیردست او کار نکند. هاشمیان در آن برهه زمانی و به پیشنهاد برانکو برای حضور در پرسپولیس اینگونه پاسخ داد: «من و برانکو از سال 2006 به این طرف همدیگر را ندیدهایم و واقعا دلم برایش تنگ شده. به ایران که بیایم خیلی دوست دارم که دوباره برانکو را ببینم اما با او همکاری نخواهم داشت، چرا که هیچ تیمی ایرانی را برای مربیگری فعلا در نظر ندارم.»
سه پاسخ منفی در طول دو سال، نشان از بیعلاقگی وحید هاشمیان به دستیاری است. او با تجربیاتی که از حضور در آلمان اندوخته و کاریزمایی که از دوران بازی در فتح تا به امروز به دستش آورده، حاضر نیست کارش را به عنوان دستیار آغاز کند.
او بارها در مصاحبههای خود پرده از این راز برداشته و تاکید کرده که میخواهد سرمربی باشد. بدون تعارف و بی برو و برگرد. او گفته: «فعلا برنامهای برای حضور در ایران و مربیگری در لیگ ندارم. اگر قرار باشد در ایران فعالیت مربیگری داشته باشم، حتما به عنوان سرمربی روی نیمکت یکی از تیمهای لیگ برتری خواهم نشست.
هاشمیان ترجیح میدهد به هر تیمی که میرود سرمربی باشد تا خودش مسوولیت نتایج تیم را برعهده بگیرد. او که اخیرا موفق شده یکی از مدارک مربیگری معتبر اروپا را دریافت کند، فوتبال آلمان را الگو قرار داده. فوتبالی که در تیم ملیاش، یورگن کلینزمن و رودی فولر بلافاصله بعد از پایان دوران بازی و بدون تجربه باشگاهی، سرمربی میشوند و روی نیمکت تیم ملی آلمان مینشینند. وحید برای سرمربیگری البته تجربه کار در باشگاههای آلمانی را دارد. هلیکوپتر تن به دستیاری نمیدهد، میخواهد نفر اول باشد. خودش تصمیم بگیرد و مسوولیت نتایج هم تمام و کمال برعهدهاش. درست یا اشتباهش را کسی نمیداند!