می شود توپ به دست بازیکنی بخورد و من نبینم اما نمی شود توپ به دست بازیکن نخورد و من ببینم که خورده!

می شود امروز مارادونا به محله ما آمده باشد و من او را ندیده باشم و بگویم «نه؛ مارادونا به اینجا نیامده.». اما نمی شود مارادونا نیامده باشد و من او را دیده باشم و اصرار کنم که «آمده، خودم او را دیدم». در حالت اول من تنها اشتباه کرده ام اما در حالت دوم یا باید در سلامت روانی من شک کنی یا در صداقتم. می شود توپ به دست بازیکنی بخورد و من نبینم اما نمی شود توپ به دست بازیکن نخورد و من ببینم که خورده! در این حالت آنچه واقعا چشم من دیده به مغزم نرسیده و تخیلم یا ذهن تصویرسازم فیلتری روی «واقعیت» گذاشته و آن را تحویل مغزم داده تا اشتباه قضاوت کنم. من با این سازوکار ذهنی آدم «اشتباهی» برای قضاوت هستم. دور از واقعیت و نزدیک به تخیلم.