یادداشت ویژه : سطل خرچنگها
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: یادداشت ویژه : سطل خرچنگها

  1. #1


    محل سکونت
    SHIRAZ
    نام واقعی
    s A r A
    استاتوس
    عجب دنیای کوچیکی...
    شغل و حرفه
    DANESHJOO
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Germany
    نوشته ها
    9,648
    تشکر
    32,278
    تشکر شده 35,729 بار در 9,570 ارسال
    یاد شده
    در 2 پست
    برچسب زده شده
    در 65 تاپیک

    یادداشت ویژه : سطل خرچنگها



    مربیان ایرانی همچنین پایبند به اصول ثابتی نیستند. با بازیکن سالاری مقابله می کنند ولی فقط تا مدتی. شعار جوانگرایی می دهند ولی فقط تا مدتی. مربیان ایرانی فهمیده اند که در این بازار ناامن شغلی آنها که انعطاف ندارند خانه نشین می شوند و طرفه آنکه بعضی ها از مایکل جکسون هم بیشتر انعطاف بدنی دارند!


    1. همین چند روز پیش بود که خوزه مورینیو سرمربی خاص چلسی پزشک تیمش را فاحشه خواند و او را از حضور در اردوهای تیمی منع کرد. هر چند زشتی و بی پروایی توهینی که نثار پزشک زن چلسی شد چند روز بعد افشا گردید اما از همان پایان بازی افکار عمومی تصمیم خود را گرفته بودند تا در نبرد مربی معروف – پزشک گمنام طرف چهره ناشناس را بگیرند. آنها دیده بودند که پزشک تیم داشت کارش را می کرد و مورینیو بی دلیل به او تاخت.
    حتی در لیگ بزرگ جزیره هم ابر مربیای مانند مورینیو نمی تواند برنده همه جنگ ها باشد.




    2. مربیگری در ایران امری است ورای همه تعاریف موجود از این حرفه در هر جای دنیا.اینجا مربیگری مهارت ها و آموخته هایی می خواهد که در جایی به تو آموزش نمی دهند. نوعی خوانش بین خطوط لازم داری تا بتوانی تبدیل شوی به کسی که قدرت فرمان دادن به بیست و پنج بازیکن را پیدا کند. اینجا مربی باید چیزی فراتر از مربی باشد تا بتواند مربی بماند و طعنه اینکه وقتی به یک فرا – مربی بدل شدی و توانستی قلعه نویی وار جام ها را مال خود کنی ، دیگر در هیچ کدام از تعاریف سنتی یا مدرن مربیگری جایی نداری. وقتی مربی می شوی که دیگر مربی نباشی. تنها وقتی مربی می شوی که دیگر مربی نباشی.



    3.اوضاع مربیگری در ایران چطور است؟ خود مربیان ایرانی آن را اینگونه توصیف می کنند. یک اتوبوس بسته. 18 نفر نشسته اند روی صندلی ها.هر از چند وقت یکی جایش را با یکی عوض می کند. یکی می رود روی صندلی کمک راننده می نشیند و منتظر می ماند تا دوباره جای یکی دیگر را بگیرد. یک مدار بسته. این مدار بسته البته بازتر شده. تعدادی رفته اند و تعدادی جای آنها را گرفته اند. با این همه این مدار ، این دایره ، این حلقه محدود ، هر چقدر هم باز و بسته شود فقط همان تعداد صندلی در آن می ماند. آدم هایی می روند و آدم هایی می مانند.تعداد صندلی ها ثابت است و تعداد اعضای این باشگاه خصوصی بسیار محدود. هر از چند وقت یک مربی بومی به دلیل بی پولی باشگاه می آید وسط ولی بعد از چند هفته جایش را می دهد به یکی دیگر.



    4. مربیان...ما به آنها اعتماد نداریم. ما به مربیان لیگ برتری خود اعتماد نداریم. به لیگ یکی ها هم. اگر جامعه مربیان ایران – شامل هر آنکس که مدتی را در لیگ برتر و یا لیگ دسته اول سرمربیگری کرده باشند – شامل هزار مربی باشد ما شاید ده تایش را هم قبول نداشته باشیم. مولفه هایی باید داشته باشند که ندارند یا ما نمی بینیم . اول اینکه مربی / معلم نیستند. چیزی برای یاد دادن ندارند. یک فصل که سهل است ، چهل سال هم با آنها زندگی کنی چیزی یاد نمی گیری ازشان. نه در رفتار و نه در گفتار. آن معلم مسلکی خاص مربیان دهه های قبل مدتهاست که خانه نشین شده. دیگر کسی را به دلیل معلم بودن مربی نمی دانند. مثال سطل خرچنگ ها اینجا کاربرد دارد. مقاوم ترین خرچنگ ها می آیند بالا و این مقاوم ترین ها مودب ترین ها و ویترینی ترین ها نیستند. باکلاس ترین ها نیستند. نتیجه اینکه جامعه می بیند با آدم هایی طرف است که بیشترین پول را می گیرند ، بدترین عملکرد را دارند ، کیفیت محصول نهایی که بیرون می دهند افتضاح است و هیچ تماشاگری حاضر نیست برای تماشای آنها پولی پرداخت کند. مربیان ایرانی همیشه طلبکارند. همیشه می بازند به دلیل اشتباه یکی دیگر و همیشه می برند به دلیل نبوغ خودشان و دقیقا به همین دلیل است که مردم ایران مربیان باشگاهی را دوست ندارند. فراموششان می کنند. از یاد می برندشان... مربیان ایرانی همچنین پایبند به اصول ثابتی نیستند. با بازیکن سالاری مقابله می کنند ولی فقط تا مدتی. شعار جوانگرایی می دهند ولی فقط تا مدتی. مربیان ایرانی فهمیده اند که در این بازار ناامن شغلی آنها که انعطاف ندارند خانه نشین می شوند و طرفه آنکه بعضی ها از مایکل جکسون هم بیشتر انعطاف بدنی دارند!



    5.برانکو ایوانکوویچ مربی خوبی است. به ایران آمده و بالای سر پرسپولیس قرار گرفته و نتیجه نمی گیرد. چرا؟ چون مربی بدی است؟ نه. اگر مربی خوبی است چرا نتیجه نمی گیرد؟ سوال سختی است و جواب پیچیده ای هم دارد. مربی خوب تمام نیاز یک باشگاه نیست. یک باشگاه برای نتیجه گرفتن نیازمند خیلی چیزهاست.پول و امکانات و ستاره ها و مربی فهیم. این تعریف پیکان فصل قبل است که دست آخر سقوط کرد! چه چیزی در ایران برای نشان دادن یک فوتبال خوب مورد نیاز است؟ کسی برای این سوال جواب درستی ندارد. امکانات سخت افزاری و نرم افزاری جای خود دارند ولی پیکان فصل قبل اینها را داشت.چرا سقوط کرد؟ بازیکن و نیروی انسانی خیلی مهم است اما همه کار نیست. استیل آذین یادتان هست؟ حتی از این پیکان ستاره بیشتر داشت اما آخر و عاقبتش چه شد؟ مربی همه ابزار لازم نیست . همه ابزارها باید کنار هم جمع شوند تا تیمی نتیجه بگیرد.پیکان فصل قبل مهمترین حلقه را نداشت. مدیر تیمی که به دست سید مهدی رحمتی سپرده شود تیمی است که مدیر ندارد. تیمی که مدیر ندارد نتیجه نمی گیرد حتی اگر مربی نایب قهرمان اسیا را بالای سر داشته باشد.معمولا در ایران هیچ وقت هیچ کدام از تیم های ما همه حلقه ها را ندارند. اگر مدیر خوب دارند هیات مدیره ناهماهنگی دارند. اگر اوضاع مدیریتی خوب است معاون ها با هم مشکل دارند. اگر معاون ها اوکی هستند سرپرست بازی خودش را پیش می برد. به اینها اضافه کنید اوضاع مالی و اسپانسرهایی که بامبول در می آورند و پول را نمی دهند تا مدیر کله شود یا مربی نتیجه نگیرد. شما مورینیو. تیمت پول نگرفته. طلب سال قبل را هم دارد و برای سفرکردن و هتل رفتن و هواپیما گرفتن هم به مشکل می خورد.چطور می خواهی تیمت را قهرمان کنی؟



    6. مربیان ایرانی بین سنت و مدرنیته دست و پا می زنند. هم می خواهند فیلم بازی های بارسلونا را داشته باشند و هم نیازمند دوستی که بتواند آنها را ببرد نزد رمالی تا در آستانه بازی دربی مهاجم شان را از بند طلسم تیم رقیب نجات دهد! مربی ایرانی ماهی تنگ کوچک است. امیدی برای رفتن به تنگ بزرگ ندارد. در همین محدوده جغرافیایی اسیر است. به تاجیکستان هم نمی رود. مالدیو هم نمی خواهدش.در نتیجه باید بماند در این لیگ کار کند. خیلی زود هم مربی ایرانی می فهمد و یاد می گیرد که برای نتیجه گرفتن باید ارتشی داشته باشد از حاشیه ساز ها و حاشیه خوان ها. باید دم این و آن را ببیند تا کار بگیرد و جایی دستیار سوم بایستد و برای رسیدن به این سمت باید چه خواری ها و خفت ها را که تحمل کند و چقدر خودش را کوچک نماید. آنتن خبرنگارها می شود که خبرهایش را کار کنند و پیش مربیان صاحب کار تعریفش را بکنند تا بتواند به آنها وصل شود. کارهای شخصی سرمربی را انجام می دهد تا همچنان محبوبش بماند. این کارها را نکند قافیه را می بازد به نفرات دیگر. وقتی رسم بازار کار کوچک شدن است نمی توانی بزرگ بمانی.



    7. این مطلب در مورد همه مربیان ایرانی نوشته نشده. مربیان بسیار با سواد و بسیار با هوشی داریم که کارشان را بلدند اما جایگاهشان رفیع نیست. داناترین ها بر سر کار نیستند و انها که بر سر کارند دانایان را کنار دست خود نگه نمی دارند مبادا بی سوادی شان اشکار شود. اگر هم از سر تبلیغ کار تیمی و خرد جمعی گروهی را دور خود جمع کنند فقط برای حفظ ظاهر است وگرنه مشورتی صورت نمی گیرد. مشکل مربیان ایرانی همان مشکل جامعه ایرانی است. در جایی نشسته اند که احتمالا متعلق به آدم دیگری است.طبیعی هم هست که این اتفاق بیفتد.بروید و بپرسید حمید استیلی چطور سرمربی ملوان شد.بپرسید کدام دست نامرئی و کدام وعده شیرین بود که نیمکت ملوان را به او سپرد تا درک کنید که قواعد مربیگری در ایران عین قواعد زندگی در ایران کاملا پیچیده است. بالاخره همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید. نه؟


  2. 2 کاربر مقابل از s A r A عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    shahrzaaaad (24th August 2015), SoRooSH (24th August 2015)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا