اگر ملاک قدرت یک تیم، داشتن بازیکنان بزرگی همچون بابی چارلتون، جف هرست، گوردون بنکس، بابی مور و جیمی گریوز باشد، پس نباید هرگز منتظر یک تیم ملی قدرتمند جدید از انگلیسی ها باشیم چون آن تیم رویایی جام جهانی 1966 به این زودی ها تکرار نمی شود.


در این سال ها خیلی از نسل های تیم ملی انگلیس و ستاره های ریز و درشتش را با آن تیم مقایسه کردند ولی هیچدام از تیم های سه دهه اخیر نتوانستند به گرد پای آن تیم مخوف آدولف رمزی برسند. انگلیسی های مغرور در تابستان گذشته با افتخار به اینکه یک مربی بومی دارند، پای به جام جهانی گذاشتند و همه دیدیم که چطور تحقیر شدند. شاید تنها فخرفروشی آنها از جام 2014 همان تن ندادن به حضور یک مربی غیر انگلیسی روی نیمکت باشد، چیزی که طی سال های استیلای اریکسون و کاپلو تبدیل به تنها دغدغه ذهنی منتقدان فوتبال انگلیس شده بود. همه منتظر اخراج تحقیر آمیز روی هاجسون بودند ولی در کمال تعجب این مربی در سمت خود ابقاء شد تا انگلیسی ها ثابت کنند که بر خلاف ایرانی ها، مرغ همسایه غاز نیست!





راه جدیدی در پیش است. یورو 2016 فرانسه و رقابتی برای راهیابی به بزرگ ترین تورنمنت قاره ای در دنیای فوتبال. خداحافظی تلخ جان تری، فرانک لمپارد و استیو جرارد با تیم ملی به معنای پایان آرزوهای دست نیافته یک نسل دیگر و سرآغازی برای یک تلاش دوباره برای ساختن نسلی است که شاید خوش شانس تر از نسل های قبلی خود باشد. هاجسون که همیشه مرد روزهای سخت بوده، تصمیم خود را گرفت. او یک راه بیشتر نداشت و آن هم تغییر بود و فقط تغییر. این تغییر به معنای کنار گذاشتن یک یا چند بازیکن نبود بلکه معنای بسیار وسیع تری داشت شاید در حد یک رنسانس تدریجی. تغییر اساسی در فلسفه بازی سه شیرها! باز هم طبق معمول، انگلیسی ها در رقابت های مقدماتی تورنمنت ها نتایج خوبی گرفتند و با تغییرات گسترده روی هاجسون از تابستان 2014 تا تابستان 2015 موفق به ایجاد یک انقلاب وسیع در تیم به همراه کسب 7 برد از 7 بازی رسمی خود شدند که آخرین برد در هفته اخیر مقابل تیم ملی سن مارینو رقم خورد. کشوری بسیار کوچک در قلب ایتالیا که به قول روی هاجسون، تیم ملی راگبی انگلیس هم می تواند تیم ملی فوتبال سن مارینو را شکست دهد! این اظهار نظر برای مربی و بازیکنان سن مارینو بسیار ناراحت کننده بود. بسیاری از طرفداران به جای اینکه به فکر نتیجه بازی باشند به فکر این بودند که آیا وین رونی قادر است در این بازی به رکورد جاودانه 50 گل ملی دست پیدا کند؟!





باز هم هاجسون نشان داد که یک مرد غیرقابل پیش بینی است. او به همان اندازه که در دعوت نکردن از هری کین در ماه های پیشین لجاجت به خرج می داد، تصمیم گرفت در این بازی هم هری کین و رحیم استرلینگ را روی نیمکت بگذارد! هری کین در نیمه دوم به جای رونی راهی زمین شد تا کاپیتان فقط یک بار گلزنی نماید و با زدن چهل و نهمین گل ملی اش با رکورد 45 ساله بابی چارلتون مساوی شود. حالا فقط یک گل مانده تا با آن گل، دو نشان زده شود. هم رکورد سر بابی چارلتون و هم رکورد 50 گل ملی. سه شیرها با پیروزی 6-0 مقابل آبی پوشان سن مارینو در ورزشگاه محقر 5000 نفری این کشور، به مرحله نهایی یورو 2016 صعود کردند تا بازی بعدی مقابل سوئیس یک بازی تشریفاتی برایشان محسوب شود البته فقط روی کاغذ، چون هاجسون خوب می داند که در تیم ملی انگلیس بازی تشریفاتی بی معناست و همه فقط و تنها فقط، برد می خواهند. رونی در پایان بازی با لحنی ترحم برانگیز و بیم و امید درونی آرزو کرد که ای کاش همه این گل ها را می داد تا بتواند مدال قهرمانی یورو 2016 را در تابستان بعد بگیرد. کاپیتان خوب می داند که آخرین نفر از نسل رویایی دهه اول قرن 21 سه شیرهاست و دوست ندارد همانند بقیه دوستانش در حسرت فتح یک جام با تیم ملی بماند. یک اتفاق خوب دیگر برای هاجسون، گلزنی هری کین بود و البته تئو وولکات، آن هم دو بار! وولکات نشان داد که اگر مصدوم نباشد عصای دست هاجسون خواهد بود. شاید زدن گل به خودی توسط مدافع سن مارینو هم نشانه ای بود برای اثبات بیشتر این موضوع که این روزها روی هاجسون روی نوار خوش شانسی قرار دارد. جالب اینجاست که این چهل و نهمین گل به خودی بود که در تاریخ بازی های تیم ملی انگلیس وارد دروازه رقیبان این تیم می شد! بدین ترتیب دو رکورد با عدد 49 در این بازی به ثبت رسید!





و اما نگاهی داشته باشیم به تاکتیک بازی سه شیرها در این مسابقه. سیستم 3-3-4 با قرار دادن لوک شاو و ناتانیل کلاین در خط دفاع، درخشش بی نظیر جونجو شلوی و پاس های فوق تصور وی و البته حضور دو بال کناری تهاجمی یعنی جیمی واردی 28 ساله در اولین بازی ملی و اوکسلید چمبرلین ... روس بارکلی در سومین حضورش در ترکیب اصلی تیم ملی به تشخیص هاجسون در نیمه اول در سمت چپ شلوی بازی کرد ولی در نیمه دوم کمی جلوتر آمد و موفق به زدن گل اول تیم در آغاز نیمه دوم شد. فابین دلف هم که به جای میلنر در نیمه دوم به میدان آمد، بازی خوبش را با دادن یک پاس گل به وولکات تکمیل کرد و شاید هر فوتبالدوستی از تماشای هنر روس بارکلی به وجد آمده و نیمکت نشینی نود دقیقه ای مایکل کریک را فراموش کرده باشد. هواداران اورتون نباید فقط به بارکلی ببالند بلکه جاناتان استونز هم نماینده خوبی برای مرسی سایدی های تیم ملی بود. میانگین شش گل زده در شش بازی اخیر سه شیرها مقابل سن مارینو ماندگار گردید و جونجو شلوی هم آنقدر خوب بازی کرد که بهترین بازیکن میدان شده و حتی تحسین الکس فرگوسن را هم برانگیزاند.