ستارگان آلمانی؛ درخشش در تیم ملی، کم فروغ در باشگاه
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: ستارگان آلمانی؛ درخشش در تیم ملی، کم فروغ در باشگاه

  1. #1


    محل سکونت
    کاشان.
    نام واقعی
    علی اصغر
    استاتوس
    .
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    4,203
    تشکر
    12,693
    تشکر شده 11,027 بار در 3,443 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 31 تاپیک

    ستارگان آلمانی؛ درخشش در تیم ملی، کم فروغ در باشگاه





    بعد از برکناری برتی فوگتس و آمدن رودی فولر به تیم ملی آلمان، راه های منشاف بروی بازیکنان دورگه باز شد.
    پیش از این آلمان از قهرمانی جام جهانی 54 سوئیس تا یورو 2000 هلند و بلژیک، تشکیل شده بود از بازیکنان پا به سن گذاشته و البته اصیل آلمانی که در دهه 90 بازده مناسبی در تیم ملی نداشتند. به عنوان مثال اولیور بیرهوف، ستاره ژرمن ها در یورو 96، در دو تورنومنت بعدی (جام جهانی 98 و یورو 2000) کار خاصی انجام نداد و منهای باز کردن دروازه ایران در فرانسه، بازیکن بی ثمری نشان داد. به بیرهوف می تواند یورگن کلینزمن، لوتار ماتئوس، مهمت شول و حتی آندریاس کوپکه را هم اضافه کنید.

    آلمان تحت هدایت فولر، شروع به شکستن تابوها کرد؛ دعوت از کاکائوی رنگین پوست، میروسلاو کلوزه و لوکاس پودولسکی لهستانی الاصل با اینکه صدای اعتراض بسیاری از هواداران نژادپرست ژرمن ها را بلند کرد ولی در ادامه بدعتی شد برای استفاده از همه ذخایر فوتبال آلمان...
    تیم فولر بعد از ناکامی در جام ملت های اروپا در سال 2000، به نایب قهرمانی جام جهانی 2002 دست یافت و به نظر می رسید زحمات فدراسیون و سرمربی سفیدموی فوتبال آلمان به بار نشسته است. اما تنها دو سال بعد، در پرتغال و در یورو 2004، ژرمن ها با حذف زودهنگام از رقابت ها مواجه شدند. مشکل کار کجا بود؟ آیا فوتبال سرزمین گوته باخ باید خود را برای پوست اندازی دیگری آماده می کرد؟
    این بار سکان هدایت تیم ملی به مردی سپرده شد که خود از عوامل مهمئ میانگین سنی بالای آلمان در جام جهانی فرانسه بود، آن مرد کسی نبود جز یورگن کلینزمن.
    فرمول ساده اما تأثیرگذار فرانتس بکن بائر را به یاد بیاورید؛ بکن بائر پیش از شروع جام جهانی 90 از مربیان شاغل در بوندس لیگا خواست تا ملی پوشان باشگاه هی خود را در پست هایی به خدمت بگیرند که در تیم ملی در آن پست ها بازی می کنند. با اینکه پیشنهاد قیصر به مذاق خیلی ها خوش نیامد، وقتی کارناوال شادی قهرمانی بازیکنان منشاف را در خیابان های آلمان می دیدند به حرف های بکن بائر رسیدند. کلینزمن هم این فرمول ساده را اجرا کرد منتها با اندکی تفاوت؛
    برای یورگن کلینزمن بازده بازیکنان در تیم ملی از همه چیز مهم تر بود. کلینزمن که خود در دوران بازی بارها و بارها میان تیم های کوچک و بزرگ اروپایی دست به دست شده بود (نظیر موناکو، مونشن گلادباخ، اینتر و تاتنهام) و هروقت به تیم ملی می آمد برای آلمان خوب بازی می کرد، باشگاه بعنوان جایی شناخته می شد که ملی پوشان فاصله بین دو تورنمت را در آن به حفظ آمادگی و ثبات خود می پرداختند.
    نمونه بارز این تئوری لوکاس پودولسکی بود. بازیکنی که در باشگاه های کوچک و بزرگ بوندس لیگا، لیگ برتر انگلیس و سری آ بازی کرده و می کند ولی هیچگاه درخشش تیم ملی را در این تیم ها ندارد.




    پودولسکی در جام جهانی 2006 آلمان، یورو 2008 و جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی عملکرد مطلوبی از خود به نمایش گذاشت و در یورو 2012 هم از ارکان رسیدن آلمان به نیمه نهایی بود، در حالی که در همه این سال ها وضعیت خوبی در باشگاه های متعدد خود نداشته است.
    نمونه بعدی منشاف، میروسلاو کلوزه، بهترین گلزن تمام ادوار جام جهانی است. این بازیکن لهستانی الاصل هم پیوسته بین وردربرمن و بایرن مونیخ در رفت و آمد بود و در نهایت سر از لاتزیو در آورد ولی در همه تورنمنت های ملی جهانی و اروپایی وظیف گلزنی را به خوبی انجام می داد.





    لاندن داناوان آمریکایی را بیاد بیاورید. این بازیکن پیوسته در باشگاه های اروپایی با دستمزد پایین در رفت و آمد بود، زیرا لیگ ام ال اس (MLS) با زمان بندی خاص خود و بدلیل عرض جغرافیایی متفاوت قاره آمریکای شمالی، بازیکنان را برای جام جهانی آماده نگه نمی داشت، بنابراین ستاره فوتبال آمریکا بازی در باشگاه های کوچک را ترجیح می داد و در عوض همیشه بیلان خوبی در جام های جهانی 2002 تا 2010 از خود به جا می گذاشت.
    نمایش خدیرا در جام های جهانی 2010 و 2014 و یورو 2012 فوق العاده بوده ولی در تمام این سال ها نتوانسته نمایش مطلوبی در باشگاه های وردربرمن و رئال مادرید داشته باشد. اوزیل هم بعد از یکی دو فصل نسبتا خوب در رئال، به هیچ وجه در جمع توپچی های لندنی انتظارات را برآورده نکرد ولی همواره از سوی یواخیم لوو به تیم ملی آلمان دعوت شده و بسیار موثر بازی کرده است.
    در مقدماتی یورو 2016 هم، ماریو گوتزه با نمایش فوق العاده در ترکیب ژرمن ها زننده دو گل از سه گل تیمش برابر لهستان بود، ولی با مشاهده وضعیت این بازیکن در بایرن مونیخ متوجه تفاوت بسیار سطح بازی گوتزه در تیم ملی و باشگاه خود می شوید.
    گوتزه همان بازیکنی است که تک گل آلمان را در فینال جام جهانی وارد دروازه آرژانتین کرد و مسی و یارانش را در کسب جام ناکام گذاشت. عملکرد ضعیف ماریو گوتزه در بایرن کار را به جایی رساند که رسانه ها شایعه قرارگرفتن او را در لیست مازاد باواریایی ها راه انداختند. اما پپ گوردیولا با حمایت از این بازیکن همچون به او اعتقاد دارد از او استفاده میکند، گرچه گوتزه مونیخ، سایه گوتزه دورتموند هم نیست.






    تا اینجا مشخص شد که آلمانی ها اولویت اول را تیم ملی میدانند ولی یک سوال مطرح است:

    بعد از فتح جام جهانی 2014، آلمان باید این رویه را ادامه دهد؟
    اگر به بیلان تیم ملی آمان در فاصله جام جهانی 2006 تا جام جهانی 2014 نگاهی بیندازیم، خواهید دید که ژرمن ها در تمام تورنومنت ها به نیمه نهایی رسیدند و در خیلی از آن ها شایسته قهرمانی نیز داشته اند برای مداومت در قهرمانی، آلمان این سیستم را در کتار مدارس فوتبال قوی، لیگ قدرتمند و چرخه مالی منطقی ادامه میدهد، تا همچنان بر بام فوتبال جهان به ایستد و شک نکنید برنامه ریزی ژرمن ها به جام جهانی 2014 ختم نشده است.



    اما در رده باشگاهی چطور؟
    بایرن مونیخ را نماد آلمان میدانند با این که پیشتر از عمل کرد ضعیف گوتزه، پودولسکی و کلوزه در ادوار مختلف بایرن گفتیم بد نیست به ستاره هایی از این تیم اشاره کنیم که نمایش ملی و باشگاهی شان همواره در سطح ایده عالی بوده است.
    فیلیپ لام، شوین اشتایگر، توماس مولر، بواتنگ و البته مانوئل نویر مهره هایی هستند که معمولا چه در باشگاه و چه در تیم ملی خیلی کم بازی ضعیف آن ها را به یاد داریم.
    در اینجا به یک تئوری مدل دیگر میرسیم، تئوری بایرن مونیخ که اگر بازهم دنبال ریشه میگردیم به اسم بکن بائر و افرادی مثل کارل هاینس رومنیگه برمیخوریم. مدلی که قیصر و یارانش برای باورایی ها به وجود آوردند اشل کوچک (گونیای خیاطی) از تیم ملی آلمان است، با این تفاوت که این بار نمایش خارجی های بایرن در باشگاه به مراتب ایده آل تر از تیم ملی است!
    روبن، ریبری، تیاگو آلکانترا، دانته، لواندوفسکی و در سال های قبل ماندژوکیچ و لوئیز گوستاوو نمونه ای بارز از این تئوری هستند.
    در نهایت آلمانی ها ثابت کردند که فوتبال فراتر از یک ورزش و یک علم بزرگ است و بدونه انجام کار های علمی و تحقیقات گسترده و بدون اعمال هزینه تداولی در آن وجود ندارد. کافیست نگاهی به فوتبال انگلیس و ایتالیا بیندازید تا متوجه این عمر شوید.







  2. کاربر مقابل از ali_@sghar عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    bahareh88 (8th September 2015)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا