نگرانی برای والیبالی که دیگر جاه طلب نیست
آغاز تردیدها درباره کواچ/ بوبان باید بماند؟


تا چه زمانی بهزادِ کاویانی را باور خواهیم کرد که با لبخند، از کم نشدن ارزش های تیم ملی می گوید؟

آی اسپورت- درست مثل بازی با لهستان، ایران دوباره خوب شروع می کند. توی ست اول، پا به پای روسیه پیش می رویم، ختی قبل از سرویس های محشر موزرسکی از حریف جلو می افتیم و وقتی ظاهرا همه چیز تمام شده، با تعویضِ خوب کواچ به بازی برمی گردیم. حالا، توی امتیازِ برابر، تیم ملی به یک سرویس مطمئن نیاز دارد اما ضربه آرام صنوبر به تور می خورد. روحیه تیم به هم ریخته و فقط یک امتیاز با شکست در ست اول فاصله داریم اما -طبق معمول- حبری از تایم اوت گرفتن نیست. روس ها سرویس می زنند و ست را به سرعت می برند. این، تازه اول ماجراست. ایرانی توی هر دو ست بعدی اختلاف قابل توجهی با حریف پیدا می کند اما هر بار از امتیاز 16 به بعد، همه چیز را از دست می دهد و به سادگی شکست می خورد. آنطور که از نحوه بازی مشخص است، ایران توانایی شکست دادن روسیه را دارد اما برای این کار، به روحیه بیشتری نیاز دارد. به روحیه ای که در تیم ولاسکو بوده و در تیم کواچ نیست.
لهستان و روسیه، غول های دنیای والیبال هستند و شکست برابر آن ها، به خودی خود سرزنش آمیز نیست اما تا کی قرار است ببازیم و از این باخت ها رضایت داشته باشیم؟ تا چه زمانی بهزادِ کاویانی را باور خواهیم کرد که با لبخند، از کم نشدن ارزش های تیم ملی می گوید؟. به نظر می رسد حالا بعد از سه شکست در ابتدای جام جهانی، باید باور کنیم که بخشی از ارزش های مان را از دست داده ایم. این تیم، همان تیمی بود که از ابتدای درخشش در دنیا، عادت داشته یقه تیم های بزرگ را بگیرد و در نهایت در ریو روی سکوی المپیک برود اما شاید با این روند، حتی صعود به المپیک هم تبدیل به دغدغه ای جدی برای والیبال ایران شود.
نوعِ بازی ایران برابر روسیه، شاید اولین تردیدهای جدی در مورد اسلوبودان کواچ در والیبال ایران را شکل داد. تا امروز، قاطبه اهالی والیبال در ایران معتقد بودند بوبان باید فرصت بیشتری داشته باشد اما شاید حالا دیگر وقت آن رسیده که تصمیم های تازه تری در مورد این تیم گرفته شود. کواچ یک تمرین دهنده درجه یک است اما به سادگی از روی چهره بازیکنان در تایم اوت ها، می توان فهمید که تاثیرگذاری زیادی روی بازیکنان تیم ندارد. او به شکل عجیبی به وقفه انداختن در بازی عادت ندارد و تا زمانی که ایران 8 امتیاز متوالی از دست ندهد وقت استراحت نمی گیرد. تعویض های این مربی نیز بر خلاف مربیان لهستان و روسیه، نمی توانند جهت بازی را عوض کنند. البته که تیم ملی در غیاب بهترین بازیکنش یعنی شهرام محمودی، شاید ابزار لازم برای شکست بزرگان را نداشته باشد اما بدون اشتباه های سهل انگارانه بازیکنان اصلی، ایران با همین ترکیب هم باید کارهای بزرگی در برابر رقبای سخت انجام بدهد. نه اینکه 3 امتیاز را به ساده ترین شکل ممکن تقدیم آن ها کند.
شکست، تنها معضل این روزهای والیبال ایران نیست. مشکل کلیدی تر، بی انگیزگی و اشباع شدن بازیکنان است. به نظر می رسد واالیبال ایران، به مربی ای نیاز دارد که روحیه و انگیزه و اشتیاق برای نبرد را به تیم برگرداند. که دوباره از سعید معروف یک پاسور غافلگیرکننده با جاخالی های درخشان همیشگی بسازد، که فرهاد قائمی را از این بازیکن پراشتباه و کسالت بار امروز، تبدیل به قائمی استثنایی سال های قبل کند، که به غفور توضیح بدهد والیبال تنها قدرت نیست و حتی پای بازیکنان جوان تری را نیز به تیم باز کند. یک مربی بزرگ، کهنه کار و حرفه ای که مثلِ کواچ، ایران را صرفا تبدیل به تیمی برای تجربه اندوزی بیشتر نکند!