نقطهضعف بزرگ حقیقی؛ قطع نکنی قطعات میکنند!


اینکه حقیقی با مدافعانش ارتباط کلامی ندارد و بر خلاف بقیه دروازهبانها هرگز داد و فریاد نمیکند احتمالا یک دلیل بزرگ دارد؛ همبازیها او را قبول ندارند.

آی اسپورت- گلی که علیرضا حقیقی در بازی مقابل عمان دریافت کرد یکبار دیگر تردیدها را در مورد او افزایش داد. البته گناه گلی که در دقیقه50 بازی با عمان وارد دروازه ایران شد را نمیتوان تمام و کمال به گردن دروازهبان انداخت اما به هر حال سهم حقیقی هم در رقم خوردن این گل نیز قابل چشمپوشی نیست. بهخصوص که دریافت چنین گلهایی به صورت کاملا مشابه و یکشکل، کمکم دارد به یک عادت برای تیم ملی تبدیل میشود. یک گل در جریان تساوی 3-3 مقابل عراق در جام ملتها، یک گل در تساوی 1-1 مقابل ترکمنستان و حالا یک گل دیگر برابر عمان، سهگانه علیرضا حقیقی و خط دفاعی تیم ملی را کامل کرده است.




محصول مشترک دروازهبان و مدافع چپ
یک نفوذ از سمت راست خط دفاعی ایران انجام میشود و گوش چپ حریف بعد از دور زدن مدافع راست ایران توپ را با یک ضربه کاتدار به مقابل دروازه ارسال میکند. توپ از محوطه ششقدم - دقیقا فضای بین مدافع وسط و دروازهبان ایران- عبور میکند اما نه دروازهبان روی توپ تاثیر میگذارد و نه مدافعان میانی. توپ عرض دروازه را طی میکند اما از محوطه ششقدم خارج نمیشود چون در آخرین لحظه با یک ضربه ساده وارد دروازه میشود. این سناریوی تکراری گلهایی است که ایران در سه بازی ذکرشده دریافت کرده است.
چنان که آنالیزور تیم ملی میگوید، قطع کردن این توپها در شرح وظایف مدافعان میانی نیست؛ چون احتمال ثبت گل به خودی روی اینگونه ارسالها بسیار بالاست. توپ یا باید توسط دروازهبان قطع شود یا بعد از عبور از مقابل دروازه، این مدافع چپ تیم است که باید پیش از مهاجم حریف به توپ برسد و مانع ثبت گل شود. در واقع دروازهبان و مدافع چپ، متهم ردیف اول و دوم در رقم خوردن این گلها هستند. سهلانگاری مدافع چپ تیمملی روی این صحنهها دقیقا از زمانی آغاز شد که ایران مهرداد پولادی را از دست داد و مجبور به استفاده از حاجصفی در این پست شد. این کموکاستی شاید با پیدا شدن یک بازیکن ثابت و ایدهآل برای این پست کاملا مرتفع شود. اما در مورد ضعف دروازهبان روی این توپها چه باید گفت؟ آیا شماره یک ایران از زمان در اختیار گرفتن این پست امتحانش را به خوبی پس داده است؟







سکوت علامت خوبی نیست
علیرضا حقیقی دروازهبان شجاعی نیست؛ این ادعایی است که دلایل زیادی برای طرح آن وجود دارد و یکی از آنها همین سستی در خروج از دروازه و قطع کردن ارسالهای اینچنینی است. حمله به این توپها و رخبهرخ شدن با مهاجم حریف در محوطه ششقدم، هم خطر مصدومیت را در پی دارد و هم ممکن است به ناکامی در دفع توپ بینجامد. اینها خطراتی است که علیرضا حقیقی برای به جان خریدنشان تردیدهای زیادی دارد. ضمن اینکه در این صحنهها هماهنگی میان خط دفاعی و دروازهبان هم نکته مهمی است. بخش زیادی از این هماهنگی با ارتباط کلامی میان دروازهبان و مدافعان ایجاد میشود؛ کاری که حقیقی اساسا میانهای با آن ندارد.
تا به حال چندبار حقیقی را در حال داد و فریاد کردن - که کاری طبیعی برای دروازهبانهاست- دیدهاید؟ اصلا فریاد زدن پیشکش، چندبار حقیقی را در حال حرف زدن با مدافعان تیمملی دیدهاید؟ حقیقی جوانی است با 20بازی ملی و مدافعان جلوی او بازیکنان سیوچندسالهای هستند در آستانه ورود به باشگاه صدتاییها. این شاید دلیل قانعکنندهای به نظر برسد برای اینکه حقیقی جرات عرضاندام مقابل بزرگتر از خودش را نداشته باشد. اما امروز تیم ملی در صورت عبور از نام حقیقی باز هم باید به یک گلر جوان دیگر روی بیاورد. قرار نیست گلرهای جوان به جرم جوانی، ساکت و سربهزیر درون دروازه تیم ملی بایستند. آنچه به یک گلر جوان جرات عرضاندام میدهد مقبولیت داشتن در نزد مدافعانش و بهخصوص قدیمیترهای تیم است. به نظر میرسد این همان چیزی است که حقیقی از فقدانش لطمه میخورد. او در جایی ایستاده که اطرافیان قبولش ندارند. کافی است یکبار دیگر به ایما و اشارههایی که بعد از گل عمان میان او و جلال حسینی ردوبدل شد نگاه کنید.