برای هوشنگ نصیرزاده؛ دریاچهای با عمق چند سانتیمتر


هوشنگ نصیرزاده؛ نامی آشنا برای اهالی فوتبال است که شاید بیش از همه او را با کنشهای پارادوکسیال در قبال نظرات کارشناسی سایر مدعیان فن داوری از جمله رضا غیاثی و حسین عسگری به خاطر میآوریم.

نصیرزاده که شاید پرچم زدنهای او با دست چپ روی خط طولی مستطیل سبز را کسی چندان در خاطر ندارد، به سبب رفاقت با دنیای کتاب و مطالعه، با دریافت لقب "داور کتابی" به عنوان حزب اپوزیسیون داورهای تجربی خود را به عرصهی ملی فوتبال معرفی کرد تا اظهار نظرهای جنجالی این کمک داور بازنشستهی بهبهانی در رابطه با اعتبارسنجی صحنههای مشکوک فوتبال، 733 قضاوت
او در مقام داور و کمک داور در سطوح مختلف فوتبال ملی و بخصوص سه دورهی لیگ پیش از آغاز لیگ آزادگان را در سایه قرار دهد. البته داستان سریال جنجالهای نصیرزاده به حیطهی کارشناسی کم و کیف قضاوت داوران ختم نمیشود و استاد به سبب تحصیل در رشتهی "مدیریت دولتی" و گذراندن "دورههای مدیریت تشکیلات فوتبال" پس از بازنشستگی با درجهی ملی، حزب اپوزیسیون خود را به مسائل مدیریتی نیز اشاعه داده است و همواره از منتقدان جدی مدیریت کمیتهی داوران بوده است؛ بهگونهای که از نگاه او بهترین رئیس کمیتهی داوران هنوز به دنیا نیامده است و دلیل این
امر چیزی نیست جز عدم گذراندن دورههای مدیریتی (!)
"کارشناس چند منظوره" توصیفی است که نصیرزاده از تعابیر مختلف مردم برای خود برگزیده است و مدعی است وقتی صحبت از مسائل مدیریتی و باشگاهداری به میان میآید، تازه تخصص استاد شروع میشود. البته کارشناس چند منظوره پس از گذراندن دورههای مختلف مدیریت تشکیلات فوتبال فیفا گویا مجهز به نوشتن انواع آئیننامههای حقوقی نیز میشود و وقتی این توانمندی را با کفاشیان در میان میگذارد، به عنوان عضو کمیتهی تدوین آئیننامهی انضباطی درمیآید و پس از آن آئیننامهی کمیتهی اخلاق را نیز تدوین میکند و همین امر کافی است تا حقوقدانهائی از جمله احمدرضا براتی منتقد جدی نصیرزادهای باشند که بدون داشتن تحصیلات حقوقی، آئیننامههائی حقوقی تدوین میکند. نصیرزاده که عمری به عنوان حزب اپوزیسیون، داوری و تشکیلات مدیریت داوری را با چالشهای جدی روبرو کرده است، امروز در مقابل خود حزب اپوزیسیون متحد از حقوقدانهائی را میبیند که آئیننامههای او را نقد میکنند و تنها توجیه استاد فقدان رشتهای تحصیلی دانشگاهی است که حقوق فوتبال را بطور ویژه آموزش دهد (البته به استثنای دانشگاه فیفا) و بنابراین پژوهش تجربی در راستای این علم میتواند صلاحیت او را توجیه کند.
اینکه در این جدال حق با کدام طرف بحث است، بیشک نیاز به تخصص و تحصیلات حقوقی در کنار تجربهی بررسی آئیننامههای حقوقی فوتبال و بررسی آثار و نتایج آن در جامعهی فوتبال خواهد داشت و نباید به سادگی نخود این آش شد. اما به بهانهی دوئل نصیرزاده و براتی در برنامهی 90 و با پرداختن به این مقدمهی نسبتا طولانی بد نیست از زاویهی نگاه رفتارشناسی صلاحیت نصیرزاده برای تدوین آئیننامههای حقوقی را صرفا ردیابی کنیم.
هوشنگ نصیرزاده بدون شک از جمله اهالی فوتبال و حتی از جمله اهالی جامعهی ایرانی است که به مطالعه اهمیت ویژه میدهد و از جوانی رابطهی تنگاتنگی با دنیای مکتوبات داشته است؛ بهگونهای که وقتی در اهواز برای تکمیل آموختههای داوری به کلاس میرفته است با مطالعهی فراوان جزوهای مدون را تهیه میکند که البته بماند سنجاق کردن نام خود بر روی جلد این جزوه دو ماه محرومیت را برای او به دنبال داشته است. "داور کتابی" به اتکای مطالعه از همان آغاز کار داوری، در جلد یک منتقد در دنیای داوری ظاهر میشود و کتابهای استاد داوود نصیری (داور) را نقد میکند و پس از بازنشستگی با شنا کردن در خلاف جهت آب، عدم اطلاع از استانداردها توسط جامعهی داوری را توجیه کار خود میداند. از سوی دیگر مصاحبههای استاد نصیرزاده و البته مناظرههای پر شمار ایشان همواره کدهائی دارد که میزان مطالعهی او را فریاد میزند. گذشته از این اگر همین امروز به صفحهی شخصی هوشنگ خان در فیسبوک سری بزنیم، با پستهائی از فلسفه تا پزشکی روبرو خواهیم شد که نشان میدهد حاصل مطالعهی کتب علمی یا تجربهی بزرگان بودهاند. در این بین اما یک نکته شاید نباید با تحسین میزان مطالعهی این کمک داور بازنشسته به دست فراموشی سپرده شود و آن میزان خودباوری استاد است که بیشک در مراتب بسیار بالائی قرار دارد که میتواند برای شخصیت او مرگبار باشد. شاید ابراز دانش عمومی در جمعهای عمومی تحسینبرانگیز باشد، شاید به اتکای این میزان دانش عمومی (مسائل حقوقی) بتوان در فدراسیونی که جزیرهای اداره میشود و تخصصها فراموش شدهاند بتوان جای یک متخصص (حقوقدان) را اشغال کرد، اما نباید داشتن خودباوری کاذب باعث فریب افکار عمومی و عدم پاسخگوئی به تمام نقصهائی که به دلیل فقدان تخصص است، شود.
بد نیست به این مثال اندکی تأمل کنیم. سالها پیش وقتی علم معدنکاری در ایران نوپا بود، استاد حسن مدنی، استاد دانشگاه پلیتکنیک برای پیشبرد علم معدنکاری اقدام به تألیف و ترجمهی کتب متعددی زد که گاه خارج از تخصصی بود که در دانشگاه تحصیل کرده بود و به اتکای مطالعات عمومی وی بود. او کاری تحسینبرانگیز انجام داد و با تدوین یک چارچوب کلی و بیان مقدمات بنیادین، باعث تربیت بزرگان بسیاری شد، اما هیچگاه حقیقت را فراموش نکرد که در دوران قحطالرجال علم معدنکاری یک دریائی بوده است با عمق چند سانتیمتر.
هوشنگ نصیرزاده نیز بهواسطهی تجارب و مطالعات خود توانسته کاری تحسینبرانگیز در زمینهی تدوین آئیننامههای انضباطی و اخلاقی انجام دهد و به این آئیننامهها ساختاری قابل احترام ببخشد، اما بیشک او بدون داشتن تحصیلات حقوقی، حتی با وضع کردن چندین آئیننامه برای فدراسیونهای متعدد، بازهم دریاچهای با چندین سانتیمتر عمق است و خودباوری او پاشنهی آشیل اعتبار او خواهد بود.
پینوشت: در دنیای مدرن امروز شاید مدرک تحصیلی چندان گواهی خوبی برای اثبات تخصص یک فرد در یک زمینهی علمی نباشد، اما پژوهشهای ساختاریافتهی پژوهشگر که در ژورنالهای معتبر به چاپ میرسند و یا در ژورنالهای معتبر نمایه میشوند و هرساله به میزان اعتبار بنیادی که دارند در دیگر مقالات تخصصی ارجاع داده میشوند، میتواند گواهی خوبی برای میزان تخصص یک پژوهشگر در یک زمینهی علمی خاص باشد. بدون شک آقای نصیرزاده نبود رشتهی حقوق فوتبال را نباید دستآویزی برای نداشتن مدرک قرار دهد و به فکر حداقل یک پژوهش بینالمللی باشد که منتقدان خود را به آن ارجاع دهد تا دیگر چاهی باشد با عمق چندین متر!