به بهانه ۴۱ سالگی دل پیرو؛پسربچه عاشقی که شیرین ماند
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: به بهانه ۴۱ سالگی دل پیرو؛پسربچه عاشقی که شیرین ماند

  1. #1


    محل سکونت
    SHIRAZ
    نام واقعی
    s A r A
    استاتوس
    عجب دنیای کوچیکی...
    شغل و حرفه
    DANESHJOO
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Germany
    نوشته ها
    9,478
    تشکر
    32,276
    تشکر شده 35,728 بار در 9,569 ارسال
    یاد شده
    در 2 پست
    برچسب زده شده
    در 68 تاپیک

    به بهانه ۴۱ سالگی دل پیرو؛پسربچه عاشقی که شیرین ماند



    بازیکن معمولی پادووا، پسر پدری برقکار و مادری خانهدار، سال ۱۹۹۴ به یووه پیوست. سالها بعد وقتی احساسش در مورد این باشگاه را از او پرسیدند، با وسواس رمانتیکترین جملات ممکن را انتخاب کرد

    دل پیرو:«مردم ازم میپرسن چه طوری این همه محبوب شدی؟ در جوابشون می گم فرمول خیلی پیچیدهای نداره. همه آدما، قصه پسربچه های عاشقی که به عشقشون میرسن رو دوست دارن.»
    البته که همینطور است. مردم همیشه دوست دارند آخر تمام مسائل را یک جوری به عشق ربط بدهند. آنها هنوز "ریک"، عاشق کازابلانکا را دوست دارند و البته هرچیزی را که به یک غرور عاشقانه ربط داشته باشد؛ میخواهد آن چیز راه رفتن مارلون براندو درسکانسهای پایانی "در بارانداز" باشد یا راحتی خیال بی اندازه فرانک سیناترا، وقتی داشت کنسرتش را به یکی از تنها سه بازه زمانی ساکت تاریخ ورزشگاه ماراکانا تبدیل میکرد.
    این داستانها در کشوری که در یکی از تمثیلهایش خدا، مثل توپ، گرد ترسیم شده، خریداران زیادی دارد. حالا وقتی قرار است فوتبال و عشق با هم پیوند بخورند، داستانی به نام "داستان الساندرو دلپیرو" شکل میگیرد. خیلی از ما سالها فکر می کردیم الکس در یوونتوس فوتبالش رو شروع کرد. شاید حقیقت خیلی هم با این انگاره ما تفاوت نداشته باشد. بازیکن معمولی پادووا، پسر پدری برقکار و مادری خانه دار، سال ۱۹۹۴ به یووه پیوست. سالها بعد وقتی احساسش در مورد این باشگاه را از او پرسیدند، با وسواس رمانتیکترین جملات ممکن را انتخاب کرد:«عشق من از لحظه تولد تا مرگ. بزرگترین تیم دنیا و باشگاهی که آروزی بازی با لباسشو داشتم.»
    قصه الکس و یووه، آنقدر جذاب است که انسانهای غیر عادی مثل مارادونا هم داستان این پسر بچه عاشق را دوست داشتند:« نسبت به زیدان، بازیکن متفاوتیه.اون دوست داره بازی کنه و این علاقه رو در خون و روحش داره. اگه قرار باشه از بین دل پیرو و زیدان به یکی رای بدم، قطعا دلپیرو رو انتخاب میکنم.»


    مارچلو لیپی اما مجبور بود بین باجو و دل پیرو یکی را انتخاب کند و این کار رو هم انجام داد. از همان روزی که در یک بازی، دل پیرو جای باجو به زمین آمد، مرد سال سابق جهان فهمید باید جای دیگری را برای ادامه بازیاش انتخاب کند. اسطوره ای رفت و اسطوره ای دیگر آمد. گلزنیهای بی وقفه آله، یووه را به فینال و در نهایت جام فصل ۱۹۹۶-۱۹۹۵ لیگ قهرمانان رساند. با کلی امید و آرزو به یورو ۹۶ رفت اما فقط یک نیمه مقابل روسیه بازی کرد. او و عشقش، یوونتوس مدام به فینال لیگ قهرمانان میرسیدند و شکست میخوردند. یک بار ۳ – یک به دورتموند و یک بار یک – صفر به رئال. شکست یک – صفر مقابل رئال، اتفاقی به بدی مصدومیت را برای دلربای دلآلپی به وجود آورد و باعث شد نتواند درست و حسابی از لطف لیپی و ترجیح داده شدنش به باجو استفاده کند.
    الکس اما از بازی دوم مقابل کامرون به میدان رفت. بازیهای جسته و گریختهاش در این جام با سومین شکست متوالی ایتالیا درضربات پنالتی جامهای جهانی خاتمه یافت. یووه به شکلی دراماتیک برتری دقایق ابتدایی بازی برگشت نیمه نهایی فصل ۱۹۹۹-۱۹۹۸ لیگ قهرمانان را از دست داد و بعد از ۳ فینال متوالی، این بار من یو به جای آنها به فینال رسید. دلپیرو به پسزمینه رفت و نفرین شد؛ وقتی در حساسترین مقاطع فینال یورو۲۰۰۰ دو تک به تک را مقابل فابین بارتز از دست داد و فرانسه در ثانیههای پایانی جام را از ایتالیای زوف گرفت. "روتردرام" ایتالیاییها دل پیرو را به گریه انداخت.
    روتردام، محل برگزاری بازی نهایی فینال یورو ۲۰۰۰ بود و رسانه های ایتالیایی به طعنه بعد اتفاقات آن جدال، با کلمات «درام» و «روتردام» بازی کردند تا کلمه "روتردرام" خلق شود. تصویر گریان دلپیرو دو سال بعد تکرار شد اما این بار از سر شوق.
    قهرمان، بعد از اینکه لاتزیو در هفته آخر فصل ۲۰۰۲-۲۰۰۱ اجازه نداد اینتر برتری مورد نیازش را به دست بیاورد، اجازه یافت به خاطر پیروزی یوونتوس مقابل اودینزه در هفته آخر، اشک شوق بریزد. تیمش قهرمان شده بود؛ در فریولی. همان جایی که قبلا شدیدترین مصدومیت دوران حرفهای آلکس را رقم زده بود. دلپیرو از زمین و زمان انتقام میگرفت. اول همان فصل تزرگه، کابوس فینال یورو ۲۰۰۰ به تورین آمد و رسانه ها به زوج او و آلکس لقب "دل- تره" دادند. جام جهانی ۲۰۰۲ چیزی جز یک کابوس نبود. اگر دلپیرو در دقایق پایانی بازی با مکزیک گل نمیزد، لاجوردیپوشان هم مثل آرژانتین و فرانسه در سلاخخانه شماره ۲۰۰۲، سلاخی میشدند و در همان مرحله گروهی به خانه میرفتند اما او از پدر بزرگ تازه درگذشته اش که خیلی دوستش داشت، نیرو گرفت و بعد از گل به نشانه طلب آمرزش برای پدر بزرگش، انگشتش را به سمت آسمان گرفت.



    چهارمین گلزن برتر تاریخ تیم ملی ایتالیا در جامجهانی ۲۰۰۶، احیا شد. وقتی در ثانیههای پایانی وقت اضافه دوم نیمهنهایی، با یک گل شکست آلمان میزبان را قطعی کرد، روزنامه ها نوشتند الکس فانتزی ذهنی خیلی از بچههای فوتبال خیابانی را عملی کرده؛ او گلی را زد که بعدش حتی یک ضربه هم به توپ نخورد و بلافاصله داور سوت را زد.همانطوری که ضربه پنجم یوونتوس در ضربات پنالتی فینال فصل ۲۰۰۳-۲۰۰۲ لیگ قهرمانان را به توردروازه میلان چسپاند، ضربه چهارم ضربات پنالتی فینال جام جهانی ۲۰۰۶ را وارد دروازه بارتز کرد و این بار برخلاف سال ۲۰۰۳ ، فوتبال چهره زیبایش را به یکی از الهه های خود نشان داد.
    دلپیرو با ایتالیا قهرمان جهان شد و با یووه قهرمان ایتالیا؛ هرچند به خاطر تبانی، یوونتوسش را برای اولین بار دسته دومی کردند. ظاهرا دلپیرو باید میرفت اما نرفت. چرا؟ به این دلیل:« یک جنتلمن واقعی، هیچوقت بانویش را ترک نمیکند.»
    دل پیرویی که در سری B اولین گل دوران حرفه ایاش را زده بود، همانجا به بانوی پیر کمک کرد بلافاصله به سری A برگردد. دیگر کاپلویی هم در کار نبود که با منش ضد ستاره ایاش، دل پیرو را نیمکت نشین و تورین را ماتم زده کند. در تمام این سالها در رده ملی چیزی جز زجر نصیب نبرد. یورو ۲۰۰۸، جام جهانی ۲۰۱۰. ایتالیا میباخت و میباخت. دلپیرو اما در قلب طرفدارش بود. در فصلی که تیم بدون باخت، سری A را فتح کرد. خبر رفتنش به سیدنی، قلب عاشقان دلپیرو را تکه تکه کرد. گودبای پارتی جالبی برایش راه انداختند. در آخرین بازی خانگی یووه ، وقتی تعویض شد ب یتوجه به جریان بازی دور افتخار زد. وقتی میدوید همه هر چه داشتند، سمتش پرت میکردند. میگویند در یک صحنه کمک داور آنقدر غرق تماشای این لحظات بود که از یک آفساید غافل شد!
    حالا چرا استرالیا و بعد از آن هند؟ آن هم وقتی از لیورپول پیشنهاد داشت؟ جوابش را فقط خودش میدانست:« به خاطر اتفاقات فینال سال ۱۹۸۵ و کشته شدن طرفدارا یووه و لیورپول به خاطر هجوم لیورپولیا، نمیخواستم به باشگاهی برم که نامش، هودارامون رو یاد اتفاقای تلخ میندازه.» او به سمت خاطرات تلخ نرفت تا شیرین بماند.



    منبع: وبسایت 90
    ویرایش توسط s A r A : 9th November 2015 در ساعت 13:26


  2. کاربر مقابل از s A r A عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    mansoor66 (10th November 2015)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا