توهم «بزرگ آقا» بودن در پرسپولیس: هادی کجایی؟
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: توهم «بزرگ آقا» بودن در پرسپولیس: هادی کجایی؟

  1. #1


    محل سکونت
    SHIRAZ
    نام واقعی
    s A r A
    استاتوس
    عجب دنیای کوچیکی...
    شغل و حرفه
    DANESHJOO
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Germany
    نوشته ها
    9,478
    تشکر
    32,276
    تشکر شده 35,728 بار در 9,569 ارسال
    یاد شده
    در 2 پست
    برچسب زده شده
    در 68 تاپیک

    توهم «بزرگ آقا» بودن در پرسپولیس: هادی کجایی؟



    آی اسپورت- دقیقه 86 بازی با صبا بود. اولین دیداری که پرسپولیس بدونِ نوروزی در آزادی بازی میکرد. همه منتظر هدیه برد به هانی بودند. برای شادی روح هادی. در فاصله چهار دقیقه مانده به پایان بازی، مهدی طارمی شادی کوچکی هدیه کرد. گل تساوی را به ثمر رساند. دیگر ورزشگاه سر و پا منتظر برد بودند. همه امیدوار به این که دومیها را خواهند زد. منتظر دستِ خدا بودند. ولی بزرگتر تیمشان پیشدستی کرد. علیرضا نورمحمدی در لحظاتی که سکوها و دوربینها روی دروازه تیمِ دایی زوم کرده بودند شروع به جنجال کرد. اول با مهاجم حریف درگیر شد. حالا هم برای تلافی به سراغ قاسم دهنوی رفته بود. برای تیم دایی، قاسم دهنوی یک نعمت بود. او توانسته بود بزرگتر پرسپولیس را وارد درگیری کند و آن همه امید را از روی سکوها تخلیه کند. ولی نورمحمدی این را متوجه نشد. خیلی خام رفت و اخراج شد. دعوا را آن قدر ادامه داد که همه فراموش کردند منتظر گل بودند. دیگر کسی به یاد هادی و هانی و هانا نبود.

    پس از چند اشتباهِ مرگبار، بزرگ آقای تیم به نیمکت رفت. این بار نوبت به محسن بنگر رسید که توهم بزرگی داشته باشد. همان کسی که آن قدر خام بود که جواب خوشحالی گل به سپاهان را با انگشتانی سانسوری داد. تیتر یک کیوسکها انگشت سانسور شده او بود. حالا بازوبند را به دست میبندد، مشغول دعوا با کاپیتان حریف میشود، سینا عشوری را بچه خطاب میکند، نیازی به دلداری به بازیکن مصدوم را حس نمیکند، به میسکدزون میرود و کری میخواند. اتفاقاتی که هیچ گاه نه از کاپیتانهای بزرگی مانند تونی و دلپیرو و نه از همین پرسپولیسیهای سابق در خاطر نداریم. از هادی نوروزی گرفته تا قبلیها. ولی حالا پرسپولیس یاغی هایی را بالای سر تیمش میبیند که به غیر از سنِ بیشتر، دلیل برای بستن بازوبند ندارند.
    ویرایش توسط s A r A : 9th March 2016 در ساعت 07:08


  2. کاربر مقابل از s A r A عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    BL4CK_VIPER (15th March 2016)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا