ستون طنز: سرهنگ علیفر! ادب از که آموختی؟
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: ستون طنز: سرهنگ علیفر! ادب از که آموختی؟

  1. #1


    محل سکونت
    کاشان.
    نام واقعی
    علی اصغر
    استاتوس
    .
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    4,203
    تشکر
    12,693
    تشکر شده 11,027 بار در 3,443 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 31 تاپیک

    ستون طنز: سرهنگ علیفر! ادب از که آموختی؟



    آی اسپورت - سرهنگ علیفر در سالهای گذشته گزارشگر ساده ای بود که با یک سبیل هشتی و شلوار پیله دار نیمه شب ها به صداوسیما می رفت و بازی های لیگ بولیوی و جام حذفی زیمبابوه رو گزارش می کرد. بعد که گزارش تموم می شد چراغ ها رو خاموش می کرد، گاز رو می بست و می رفت خونه. بعد از سالها گزارش بی حاشیه مسابقات فوتبال سرهنگ بالاخره امسال به حقش رسید و محبوبیت عجیب و غریبی پیدا کرد. سرهنگ با رونمایی از ورژن 2015 اش همه رو شگفت زده کرد. یکی از ویژگی های بارز او فریادهای بعد از گلش بود. بارها اتفاق می افتاد که صدای تلویزیون در کمترین حالت خودش قرار داشت و چیزی جز زمزمه ای آرام از سرهنگ به گوش نمی رسید ولی به محض به ثمر رسیدن گل فریادهای «توی درواااااازه» ی سرهنگ جوری در فضای خانه طنین انداز می شد که بیننده حس می کرد توسط ده تا امپلی فایر محاصره شده. صدای سرهنگ در حین به ثمر رسیدن گل خاصیت عجیبی پیدا می کنه. صدا رو کم می کنی باز صداش میاد. روی mute میذاری باز صداش میاد. آخر دیگه کلافه میشی و تلویزیون رو از برق می کشی، در کمال تعجب می بینی یه صدای ضعیفی داره میگه «توی دروااااازه، توی درواااازه». یه کم که دقت می کنی می بینی اصل صدا داره از ساختمون پخش شبکه 3 میاد. یک همچین ضریب نفوذی داره صدای سرهنگ. غریوهای سرهنگ تا امروز قربانیان زیادی از بین آحاد مردم گرفته. تا امروز بیست مورد ایست قلبی و چندین مورد سقط جنین گزارش شده.

    هرچند سرهنگ همیشه در خلال صحبت های کارشناسی اش تاکید می کنه که «در فوتبال چیزی قابل پیش بینی نیست» اما تسلطی که به مسائل فنی داره باعث میشه ناخودآگاه دست به پیش بینی بزنه و این پیش بینی ها در اکثر که چه عرض کنم در همه ی موارد درست از آب در میاد. هر اتفاقی که در فوتبال می افته چیزی نیست جز این که سرهنگ قبلا خدمت بینندگان عزیز عرض کرده. یک بار به همین روال داشت عرض می کرد که استیون جرارد به راحتی آب خوردن این پنالتی رو گل می کنه، جرارد پنالتی رو زد و دروازبان گرفت. سرهنگ گفت: عرض کردم پنالتی زدن در این زمین به این راحتی ها هم نیست!

    پوزخندهای دلربا و حکیمانه ی سرهنگ هم یکی دیگه از جذابیت های گزارش ایشونه. سرهنگ بارها خدمت بینندگان عزیز عرض کرده که دفاع خطی و سیستم چهار چهار دو چیزی جز ضرر برای تیم ها به همراه نداره ولی متاسفانه مافیای فوتبال (گواردیولا، مورینیو و ...) با توطئه ای شوم از رسیدن پیام آگاهی بخش سرهنگ به اهالی فوتبال ممانعت می کنن، همین باعث میشه که بعد از باز شدن دروازه هر تیمی که با دفاع خطی بازی می کنه لبخندی از رضایت روی لب های سرهنگ بشینه و بعد از ارضای کامل روحی روانی بگه: ووو توی درواااازههه ... این هم عاقبت استفاده از دفاع خطی!

  2. 2 کاربر مقابل از ali_@sghar عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    BL4CK_VIPER (1st May 2016), mansoor66 (1st May 2016)

  3. #2


    محل سکونت
    کاشان.
    نام واقعی
    علی اصغر
    استاتوس
    .
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    4,203
    تشکر
    12,693
    تشکر شده 11,027 بار در 3,443 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 31 تاپیک

    برای سرهنگ علیفر: بدنامی به جای گمنامی!



    سرهنگ این روزها برای دابسمش سازها گزارش میکند، نه برای مخاطبان فوتبال!


    آی اسپورت- قبل از تبدیل شدن به چهره موردتوجه شبکههای اجتماعی، سرهنگ علیفر گزارشگر ثابت فوتبال های بامدادی تلویزیون بود. چهره ای که فوتبالهای ضبط شده را با گزارشش تبدیل به یک تجربه خواب آور میکرد و البته بعد از رد و بدل شدن هر گل با نعره های مستانهاش، خواب را از سر مخاطبِ بیگناه میپراند. جای درستِ سرهنگ همانجا بود. پشتِ میکروفون گزارش بازیهای بیاهمیت. جایی که او مجالی برای دیدهشدن و شنیدهشدن به دست نمیآورد. جایی که گافهایش پررنگ تلقی نمیشدند و هیچکس به تکیهکلامهای فریزشدهاش اشاره نمیکرد. علیرضا علیفر اما راه فرار از گمنامی را بلد بود. آقای گزارشگر به خوبی میدانست که چند اظهارنظر عجیب، چند باور افراطی، چند جمله تکراری لجبازانه، او را در معرض دیدهشدن قرار خواهند داد. اصرار به دفاع خطی و سرزنش گواردیولا، پای سرهنگ را به پربینندهترین برنامه تلویزیونی نیز باز کرد. جایی که قرار بود جماعتی نه به حرفهایش، که به جدیتاش در مطرح کردن آن حرفها بخندد. علیفر خودش را بدنام کرد تا گمنام نباشد.

    اظهارنظرهای همیشگی علیرضا علیفر، شب گذشته درست در همان ثانیههای ابتدایی مسابقه بارسلونا و بتیس آغاز شدند. او حتی به خودش مجال نداد تا بعد از معرفی بازیکنان به سراغ معرفی ایدههای پرت و پلایِ شخصیاش برود و باز هم هر جملهای را با عبارت «خدمتتون عرض کرده بودم» آغاز کرد. تاکید او روی وضعیتِ افتضاح دفاع خطی، از ثانیههای اول شروع شد و با خوردن گل دوم بتیس، به اوج خودش رسید. او سرخوشانه گل لوئیس سوارز را به عنوان نشانهای بر اثبات تئوریهایش جشن میگرفت و به مربی تیم میزبان پوزخند میزد. سرهنگ با تکرار جملاتِ خندهدار همیشگی و تاکید روی تلفظِ نام «فن وولفسوینکل» نشان داد که هدفاش چیزی فراتر از گزارش فوتبال است. او این روزها برای دابسمشسازها گزارش میکند، نه برای مخاطبان فوتبال!

    نسلِ جدید گزارشگرهای جوان فوتبال ایران، باید گزارشگری را از علیرضا علیفر بیاموزند. تنها کافی است هر کاری که او انجام میدهد، انجام ندهند تا یک گزارش منطقی و موفق را پشت سر بگذارند. از یک گزارشگر چه انتظاراتی داریم؟ اینکه دقیقه و به روز باشد؟ اینکه تلفظهایش را درست ادا کند؟ اینکه ریتم صدایش در طول گزارش سینوسی نباشد؟ اینکه حداقل متوجه باشید آماری که مدام در ویکیپدیا میخواند فقط آمار مربوط به بازیهای لیگ هستند و ابدا در توصیف عملکرد کلی یک بازیکن درست نیستند؟ اگر از یک گزارشگر چنین توقعاتی داشته باشیم، سرهنگ بنرِ متحرک ناامیدکنندهبودن است.

    سالها قبل، اندی وارهول پیشبینی کرده بود که یک روز در جهان، هر فرد برای مشهورشدن تنها به 15 دقیقه زمان احتیاج خواهد داشت. به نظر میرسد این زمان حالا از زمان پیشبینی وارهول نیز کوتاهتر شده است و چند کنایه به دفاع خطی، میتواند از یک گزارشگر گمنام یک چهره سرشناس بسازد. با این وجود شاید سرهنگ بیرحمی شبکههای اجتماعی را نادیده گرفته باشد. ستارهها در این فضا درست به همان سرعتی که ساخته میشوند، به ورطه نابودی میروند. مردم برای مدتی با توئیتهایی با هشتگ سرهنگ تفریح میکنند اما زیاد طول نمیکشد تا این سوژه و این جملهها تکراری شوند و دیگر جذابیتشان را از دست بدهند و به فراموشی سپرده شوند. از فرنود تا ستایش، همه سوژههای شبکههای اجتماعی بعد از مدتی فراموش شدهاند. برای سرهنگ هم چنین اتفاقی خواهد افتاد. هم خود او هم ما، خوب میدانیم که فرضیه مربیگری در لیگ برتر، رویای دست نیافتی علیفر خواهد بود. او برای مدتی سوژههای تازهای به دابسمشبازها میدهد اما وقتی دابسمش هم تبدیل به یک پدیده قدیمی شد، وقتی کاربران فضای مجازی به طرف سوژههای دیگری کوچ کردند، وقتی «وحیدآنلاین» و «مملکته» رفتند پی سرنوشت داستانهای جدیدتر، وقتی جملههای او دیگر هیچکس را به خندیدن وانداشت، سرهنگ هم رفته رفته دوباره به طرف گزارشهای دو بامداد تبعید میشود. شهرت آقای اشتباهی، مدت زیادی دوام نخواهد آورد و او را به عنوان استندآپ کمدینی به یاد خواهیم سپرد که به باکس گزارشگری تلویزیون نفوذ کرده بود. «نرود میخ آهنین در سنگ». چقدر این جمله دیشب او برای خط دفاعی بتیس، مناسبِ حالِ خودش بود.



  4. 2 کاربر مقابل از ali_@sghar عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    BL4CK_VIPER (1st May 2016), mansoor66 (1st May 2016)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا