گزارش ویژه: چهره ویژه هفته آخر لیگ برتر چه کسی بود؟
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: گزارش ویژه: چهره ویژه هفته آخر لیگ برتر چه کسی بود؟

  1. #1


    محل سکونت
    کاشان.
    نام واقعی
    علی اصغر
    استاتوس
    .
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    Barcelona | Spain
    نوشته ها
    4,203
    تشکر
    12,693
    تشکر شده 11,027 بار در 3,443 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 31 تاپیک

    گزارش ویژه: چهره ویژه هفته آخر لیگ برتر چه کسی بود؟



    در صفحه اینستاگرامش اسمش را حانیه خانم نوشته است اما آی دیاش «شکیبا» است. متولد ۱۳۷۴٫ از قرار معلوم اهل معماری و نقشه کشی.


    آی اسپورت- خبر کمی عجیب و غیرمنتظره بود؛ یک دختر جوان در بین صدهزار مرد دیدار پرسپولیس و راهآهن را از نزدیک در ورزشگاه آزادی دید.

    «باید این دختر هنجارشکن بازداشت شده و در مقابل ورزشگاه آزادی در قفس آهنی سوزانده شود تا درس عبرتی برای تمامی بانوان فوتبال دوست نه تنها در ایران بلکه در کل جهان شود». این کامنت یک کاربر با نام «زینال بندری» است که در سایت پارسینه زیر خبر حضور دختر پرسپولیسی در ورزشگاه آزادی نوشته است. دخترک از این کامنت اسکرینشات گرفته و در اینستاگرامش گذاشته. کمی ترسیده است. شاید حق دارد. چند سایت نوشته اند «احتمال بازداشتش منتفی نیست»

    خودش کنار همین کامنت نوشت: به کدامین جرم مرا خواهند سوزاند؟ به کدامین جرم آتشم بزنند؟ به کدامین جرم مرا بترسانند؟ به کدامین جرم؟ شاید به جرم لذت تماشا و تشویق زنده تیمم… یا شاید بودن میان مردانی که مرا ناموس میخوانند… همان مردانی که پایش برسد برای غیرتشان، به خاطر محافظت جنس من خون میریزند و جان میدهند. مگر اینگونه نبوده؟ چندین هزار جوانانمان پرپر شدهاند برای ناموسشان. مگر اینگونه نیست؟ چندین هزار نفر در حال پرپر شدن برای محافظت از حرم حضرت زینب هستند. من هم میخواهم همانگونه که شما لذت میبرید از تماشا و هیاهوی استادیوم لذت ببرم. من هم میخواهم از راندن موتورسیکلت لذت ببرم. من هم میخواهم برای کشورم اسلحه به دست بجنگم. مگر کشورهای دیگر این گونه نیستند؟ مگر ما رانندگی نمیکنیم؟ مگر فرهنگش را پیدا نکردیم؟ دنیا من آنقدرها هم بزرگ نیست. مگر خواسته ما چیست؟ سهم بزرگی نخواستیم به همان تیکه کوچکش هم راضی میشویم. برادران! پدران! مردان بزرگ! کمی بیشتر ما را ببینید. کمی بیشتر توجه کنید، ما هم انسانیم. مانند همه شما حق زیستن داریم.

    این آخرین نوشته اش در پیج اینستاگرامش است که یکشبه ۲۰ هزارنفر به آن پیوستند. از همانجا بود که داستانش شروع شد. عکسی از خودش منتشر کرد که در طبقه دوم ورزشگاه آزادی به دوربین زل زده. سلفی گرفته. کلاه قرمز به سر. پرچم سرخ به دوش. با چشم های درشت و ابروهای پرپشت مردانه و زیرش چند کلمه نوشته بود که جنجالی شد: گفتم میرم اومدم… ورزشگاه آزادی همین الان یهو. مرسییییی.

    خودش میگوید عکس را در فضای مجازی پخش نکرده چون پیجش بسته است. اما همین عکس و همین نوشته کوتاه هزاران هزار بار دست به دست شد و در یک شب حتی بیش از بعضی بازیکنان تیم استقلال خوزستان که قهرمان لیگ شدند به شهرت رسید. شهرتی که البته اضطراب به دنبال دارد.

    ساعتی بعد در اینستاگرامش چند عکس باز هم در ورزشگاه آزادی منتشر کرد و نوشت: من واقعاً دوست دارم جواب تک تک کامنتاتونو دایرکتاتونو بدم اما به خدا نمیشه زیاده. خیلیا سوال کردن چطوری از گیت ها رد شدی گفتم با یه پست جوابشونو بدم. آدم وقتی آرزویی داشته باشه تلاش کنه بهش میرسه. من تو اوج گرمایی ک همه با زیرپیرهن نشسته بودن تو استادیوم ۵ تا بلیز و ۵ تا شلوار تنم بود. که حجم بگیره بدنم پسرونه نشون بده. حتی موقع نشستن اینقدر میترسیدم بفهمن و نتونم اونجا باشم جرات نکردم لباسمو کمترش کنم یا حتی نتونستم برم برای کارای ضروریم. سربازها هم گشتن وظیفشونم انجام دادن اما من همه جوره فکر همه چیز بودم. خیلیا هم گفتن برات دردسر میشه عکس گذاشتی و بخدا من اصلاً نمیدونم عکسم چطور پخش شد از همه میخوام حتی اگر عکسامو انتشار دادن موضوع رو جدی نکنن… منم یه دخترم از یه خانواده معمولی… کسی که میخواد زندگی کنه… هیچکس آشنا نبود با من هیچکس همکاری نکرد من تو اون لحظه یه پسر بودم و رفتن پسرا به استادیوم که ممنوع نیست عکسامم میتونید ببینید.

    در صفحه اینستاگرامش اسمش را حانیه خانم نوشته است اما آی دی اش «شکیبا» است. متولد ۱۳۷۴٫ از قرار معلوم اهل معماری و نقشه کشی. عکس های قدیمی تر اینستاگرامش مثل بیشتر دخترهای ایرانی است که در شبکه های مجازی حضور دارند. شکلک درآوردن مقابل دوربین. با دوستانش. کج و کوله کردن چشم و ابرو و سلفی گرفتن با چشم های درشت مشکی و البته یکی دو دابسمش!

    در یکی از عکس هایش کلاه مهندس های عمران را سرش گذاشته. با نقشه لوله شده در بغل و در میان ساختمانی نیمه کاره و کنارش پازلی از یک خانه ویلایی، یک ماشین شیک. یک قصر. لاکچری لاکچری. برای همین ها هم نوشته: این زندگی آینده من. وقتی می گم زندگی آینده ام یعنی بهش می رسم.

    این سماجت و سرسختی انگار جزئی از شخصیتش است. اینکه برای کاری که دوست دارد تن به مخاطره می دهد و می رود ورزشگاه آزادی لابلای صدهزار مرد که یکسره فریاد می زنند. در آلبوم عکس هایش کنار محسن بنگر و علیرضا نورمحمدی هم عکس یادگاری دارد. یک پرسپولیسی دو آتشه.

    انتشار عکسش شهرتی غافلگیرکننده برایش به همراه داشت و به یک سلبریتی تبدیل شد. هزاران کامنت زیر عکس ها. عموماً تحسین شجاعتش. دخترها و پسرها برایش نوشته اند:

    – آفرین آجی. شیر دختری!
    – ینی دمت گرم ناموساً.
    – خوش به حالت رفتی ورزشگاه ما جراتش رو نداریم.
    – معروف شدی یه امضا به ما بده.
    – دولت باید زمینه حضور زنان و دختران را در ورزشگاه ها فراهم بیاورد. این حق ماست.
    – من یه استقلالی ام اما دمت گرم.

    همه کامنت ها البته چنین مضمونی ندارد. بعضی ها گفته اند اشتباه کرده است و بازداشت می شود. یک نفر نوشته سریع پیجت را ببند و یکی دو نفر هم گفته اند سربازی که موقع بازرسی تو را تشخیص نداده اضافه خدمت می خورد و کسانی هم البته ناسزا گفته اند که بی حرمتی کرده است… شاید از همین دست کامنتها ترسیده است. از این اقبال یک باره.

    کسانی هم از این آب گل آلود ماهی گرفتند و صفحات ساختگی به اسمش ساختند. واکنش نشان داد و توضیح داد که جزو هیچ حزب و دسته ای نیست. به کشورش، قانون و مقررات و مذهب احترام می گذارد و فقط یک عاشق فوتبال است. حتی از ارگان هایی که زحمت برقراری نظم را کشیده اند هم تشکر کرده است.

    روز بعد با انتشار عکسی از دختران کُرد کوبانی در صفحه اش همین حرف ها را با غلظت بیشتری تکرار کرد. اینکه عاشق ایران است و قصد خاصی نداشته و نباید برداشت سیاسی از کارش شود. دقایقی بعد پست را حذف کرد و حالا رسیده است به این کامنت «زینال بندری».

    حتماً حسش حالا نسبت به وقتی شش دست بلوز و شلوار روی هم می پوشید تا شکل پسرها بشود و مثل آنها راه برود و لحظه ای که رفت توی ورزشگاه و پرسپولیس را فریاد زد با الان فرق می کند. این کامنت ها و بعضی حرف ها و هشدارها حتماً دخترک را ترسانده است. وارد بازی شده است که انگار راه برگشت ندارد. شاید اگر به اختیار خودش بود و زمان برمی گشت آن عکس را منتشر نمی کرد. هر شهرت و لذتی همیشه تاوانی دارد و تاوان او شاید همین ترس از سوزانده شدن در قفس باشد. حتی اگر تنها یک کامنت باشد. قفس. آتش. جلوی ورزشگاه آزادی…. ترسناک است. نیست؟ آن ذهنی که این کامنت را گذاشته به نظر فیلم قساوت های داعش را زیاد دیده است.

    پیش از او هم دخترهای دیگری با پوشش پسرانه به ورزشگاه رفته اند. عکس هایشان هم منتشر شده. حتی چند چهره سینمایی مثل مهراوه شریفی نیا هم به استادیوم رفته اند. البته در گرجستان و همراه تیم سریال “کیمیا”. او هم عکسش را در اینستاگرام منتشر کرد و نوشت: در سال های نوجوانی بزرگترین آرزوی من دیدن دربی در ورزشگاه آزادی بود؛ دیشب تا قبل از تصمیم همگانی برای حضور در ورزشگاه فکر می کردم دیگه استادیوم رفتن برام جذاب نیست ولی اشتباه می کردم. دیشب برای اولین بار فوتبال رو در ورزشگاه دیدم و یکی از بهترین شب های عمرم رو سپری کردم. البته اگه بازی رئال مادرید یا منچستریونایتد یا یکی از تیم های ایتالیایی بود خیلی بیشتر می چسبید چون حداقل طرفدارشون بودم. این بازیگر می افزاید: جای تک تک زنان و دخترانی که مثل من رویای حضور در ورزشگاه رو داشتن و دارن خالی. دم پوریا پورسرخ هم گرم که همه بچه های گروه فیلمبرداری سریال “کیمیا” رو برای حضور در ورزشگاه ترغیب کرد و گفت از این شانسا خیلی کم پیش میاد. خودش هم از بهترین لحظه دیشب فیلم گرفت و در صفحه اش منتشر کرد.

    این کار شریفینیا هم بی واکنش نماند و کسانی به او حمله کردند که به فکر زنان سرپرست خانواده نیست و دغدغه اش ورزشگاه رفتن زنان است که کاری بیهوده به شمار می رود.

    حالا حانیه/شکیبا سوژه روز است. البته چند روز دیگر این شهرت باد آورده را باد می برد. احتمالاً دختران بیشتری بعد از این اتفاق وسوسه شوند که بختشان را برای رفتن به ورزشگاه در لباس پسرانه جستجو کنند و قطعاً از آن سو هم مراقبت های امنیتی بیشتری در ورزشگاه ها به وجود خواهد اما زنان و دختران کماکان مصرانه می خواهند به ورزشگاه ها بیایند و تیم های محبوب خود را تشویق کنند. موضوعی که البته تحقق آن به این سادگی ها نیست و برای عملی شدن آن باید مباحث قانونی و فقهی آن بررسی شود.

    این یکی از داستان های بیشمار هفته پایانی لیگ پانزدهم است. لیگی که مثل فیلم های اصغر فرهادی به نظر پایان های باز بسیاری دارد …

  2. کاربر مقابل از ali_@sghar عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    ZahrA-ReD (19th May 2016)

  3. #2


    محل سکونت
    بابلسر روستای اسلام آباد
    نام واقعی
    روح الله بخشی
    استاتوس
    تو قلب من نوشته پرسپولیس سلطان عشقه
    شغل و حرفه
    كليه خدمات برق
    بازیکن محبوب
    ahmdareza abedzadeh
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Germany
    نوشته ها
    9,574
    تشکر
    15,818
    تشکر شده 8,517 بار در 3,761 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 28 تاپیک
    بهترین تصمیمت رو گرفتی ک رفتی ورزشگاه خوشا بهالت کاش با شادی قهرمانی از ورزشگاه میومدی بیرون


    هادی جان ب گفتت 57 امتیازی شدیم ولی تقریبا همون 57 پاشنه آشیل قهرمان نشدنمون شد چون خوزستانی ها همون دقیقه گل زدن


    داش هادی تشکر میکنم ازت بابت اتحاد و هم دلی ک در تیم ایجاد کردی


  4. 2 کاربر مقابل از Arash 1990 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    ali_@sghar (20th May 2016), ZahrA-ReD (19th May 2016)

  5. #3


    محل سکونت
    پایتخت
    نام واقعی
    z@hra
    استاتوس
    من بد نیستم۔۔۔ شاید بلد نیستم!
    شغل و حرفه
    فوتسال
    بازیکن محبوب
    Mohsen Khalili
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Spain
    نوشته ها
    1,771
    تشکر
    5,928
    تشکر شده 3,099 بار در 1,380 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 29 تاپیک
    یاد تاپیکی که روز قبل بازی زدم افتادم...
    "شما بخوانید اما برسد به دست اقای تاج" بود اسمش...و بنظرم بین استرسای قبل و بعد بازی کمتر دیده شد.
    دخترای فوتبالی،از این موردا زیاد میشناسن...ولی خب همه چی گفتنی نیس...
    گناهای نکرده این دختر! گناهکار اصلی اونایین ک باعث میشن بجای اینکه با خیال راحت ما خانوما بریم استادیوم,اینجوری متوصل شیم ب هزارتا ترفند... خب چراااا؟؟؟ واقعا حرفای این دختر لایک داشت!
    امیدوارم بجا اینکه مث همیشه صورت میسله رو پاک کنن،جوابشو پیدا کنن...
    منم صورتمو رنگ کرده بودم..پیرهن و پرچم و همه چی...منتها بازی و از استادیوم خونمون دیدم...
    ما خانومام دل داریم بخدا...


    این قرمزه منه...

    دوسش دارم خیلی زیاد...

    قهرمانی بهش میاد...





  6. کاربر مقابل از ZahrA-ReD عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    ali_@sghar (20th May 2016)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا