طرف زنگ زد که زمین میدهم، هوای فلان بازیکن را داشته باش!
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: طرف زنگ زد که زمین میدهم، هوای فلان بازیکن را داشته باش!

  1. #1

    قهرمان Tetris, قهرمان Asteroids, قهرمان مسابقه بالگرد, قهرمان Bob the Robber, قهرمان Diner Dash Hometown Hero, قهرمان CakeMania, قهرمان Dynomite, قهرمان Mystery Case Files Huntsville, قهرمان Pepsi Max Pinball
    محل سکونت
    پیروزی
    نام واقعی
    وحید
    استاتوس
    فقط پرسپولیس
    شغل و حرفه
    کارمند و درحال تحصیل
    بازیکن محبوب
    ali daei
    تیم های محبوب خارجی
    Manchester-United | Germany
    نوشته ها
    5,171
    تشکر
    6,608
    تشکر شده 12,833 بار در 3,911 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 62 تاپیک

    طرف زنگ زد که زمین میدهم، هوای فلان بازیکن را داشته باش!

    علی پروین؛
    طرف زنگ زد که زمین میدهم، هوای فلان بازیکن را داشته باش!
    علیپروین از بخشی از تاریخ مبهم فوتبال ایران حرف میزند.بخشی که هنوز هم ابهامات زیادی دارد.


    علی پروین فراز و نشیب های زیادی در تاریخ فوتبالی اش دارد. از قهرمانی در بازی های آسیایی پکن و قهرمانی های متعدد با پرسپولیس تا شکست در راه جام جهانی آمریکا. برای پروین آن شکست هرگز فراموش شدنی نیست و هیچگاه علاقه ای ندارد در این باره حرف بزند. در مرحله نهایی مقدماتی، ایران در اولین بازی مغلوب کره جنوبی شد و بعد هزار و یک شایعه به راه افتاد. وقتی پروین پس از شکست همراه با تیم ملی به تهران بازگشت از همان فرودگاه اتفاقات بد رقم خورد. او را هو کردند و پروین خودش اعتقاد داشت ماجرا چیز دیگری است. پروین که سال ها در این باره سکوت کرده بود و هیچگاه دوست نداشتش درباره اش حرف بزند، پس از دیدن عکسی از آن تیم می گوید: «ببین روزی که ما این تیم را گرفتیم گفتیم کی چیکار کند. 20 دقیقه اول تمرین را همیشه می دادیم به کماسی. می گفتیم تو با بچه ها کار کند. 20 دقیقه که تموم می شد، کماسی دیگر با تیم کاری نداشت. نه در ارنج دخالت می کرد و نه چیزی.»


    پروین ادامه می دهد: «ببین آدمایی دوروبر من بودند که البته از همه آنها راضی هستم. من آقای مایلی کهن رو هم به تیم اضافه کردم. بعد از کماسی نوبت به ابراهیمی می رسید. به او گفتم شما 45 دقیقه تا یک ساعت روی کارهای تاکتیکی بچه ها کار کن. این توپ ، این بچه ها اینم شما. می گفتم ببین نیم ساعت آخر تیم را دست من بدهید. سر ساعت تیم را می گرفتم. حالا اینجا را گوش کن.» چهره محبوب قرمزها به بخش اصلی حرف هایش می رسد و می گوید: «والا بچه های ما یک مقدار چاق بودند تا می آمدیم فشار بیاوریم، حالشان بد می شد. من می گفتم باید 10، 15 بار زمین را بروید و برگردید. بازیکن هم جرات نمی کرد رو حرف علی پروین حرف بزند. حالا هرکی می خواد باشه.»پروین در ادامه به ماجرای عجیبی در دوران مربی اش در تیم ملی اشاره می کند: «یک روز یکی زنگ زد. فکر کنم سال 69 بود. به من گفت زمین تو سعادت آباد می خوای؟ گفتم زکی، ما خودمون به فوتبالیست ها در سعادت آباد زمین می دیم، تو اومدی به ما زمین بدی؟ حالا اسم این آدم را نمی آورم. گفتم ببین داداش منظورت چیه؟ گفت هوای فلانی را داشته باش. همان شب زنگ زدم به ابراهیمی گفتم روی نام اون بازیکن خطر قرمز بکش. فردا همان طرف با ناراحتی زنگ زد که این چه کاری است؟ گفتم قربان شما خداحافظ. حالا بذار ادامه داستانو بگم. خلاصه ما تا می اومدیم تیم را بدوانیم، بچه ها نق می زدند. حتی بعضی ها وسط تمرین حالشون بد می شد و بالا می آوردن.»



    سرمربی اسبق تیم ملی با همان لحن شیرینش ادامه می دهد: «هی بچه ها می گفتند ما خسته ایم. من اینقدر تمرین شان می دادم تا حالشون بد شه. خلاصه ما رفتیم قطر. انگار همین امروز بود. با تمام حریفا تو یک هتل بودند. عراقی ها که آمدند همه ترکه ای بودند. یه نیگا به اونا انداختم یه نیگا به بچه های خودمون دیدم ماشالله همه چا هستند. ابراهیمی رو کشوندم کنار گفتم نیگا کن، هیکلارو ببین. خلاصه رفتیم و باختیم. ببین الان سال ها گذشته، نمی گم مشکل از بچه ها بود، هنوز می گم از بی عرضگی من بود. من بی عرضه بودم که رفتیم باختیم.» البته آن زمان کم شایعه درباره اختلاف های داخل تیم نبود. پروین همین این شایعات را رد می کند: «نه بابا، اینا چیزایی بود که بعدا ساختن. تیم من حاشیه نداشت. نه اختلافی نه چیزی. پسر بسه دیگه. دوست ندارم زیاد درباره اون روزا حرف بزنم.»شایعه کم فروشی و .... هم آن روزها کم نبود. همیشه در پس هر شکست هزار و یک شایعه نهفته است. پروین یک اخمی می کند و می گوید: «نه بابا، اینطوریا نبود. می گفتن فلانی از قصد گل می خورد. اصلا اینطوری نبود. همه اش شایعه بود. تیم ما مشکل بدنی داشت که بازیارو باخت و حذف شد. همین.» پروین درباره بازگشت به تهران و اتفاقاتی که در فرودگاه و در مسیر خانه برایش رخ داد هم سکوت می کند و ترجیح می دهد چیزی به زبان نیاورد.


  2. 2 کاربر مقابل از V a H i D عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    IMAN (15th September 2016), عشق (12th September 2016)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا