بهترین سوتی هایی که دادی یا شنیدی رو اینجا بنویس یکم بخندیم
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 43

موضوع: بهترین سوتی هایی که دادی یا شنیدی رو اینجا بنویس یکم بخندیم

  1. #1


    محل سکونت
    iN Your mInD !
    نام واقعی
    امیرحسین
    شغل و حرفه
    طراحی سایت و هاستینگ
    نوشته ها
    853
    تشکر
    362
    تشکر شده 727 بار در 267 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک

    بهترین سوتی هایی که دادی یا شنیدی رو اینجا بنویس یکم بخندیم

    همونطور که میدونین غیر ممکن ما تو زندگیمون سوتی نداده باشیم , این تاپیک هم همونطور که از عنوانش معلومه برای اینه که کاربرا سوتی هایی که دادن یا شنیدن رو اینجا بنویسن .
    تو فيلم ِ " نجـات سـرباز رايـان " يکي از سـربـازا ميـــگه :


    اگـــه خـــدا بــا مــاســت ، پــس کــي با اونــاسـت ؟
    http://www.pic.tooptarinha.com/image...aur8c5lptj.png
    ________________

    SheYs iS NumBer 1
    ____________________________


  2. 3 کاربر مقابل از am!rcatalan عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    IMAN (23rd March 2012), niloofar (23rd March 2012), ^@@^ (23rd March 2012)

  3. #2


    محل سکونت
    تو لاک خودم
    نام واقعی
    Amin
    شغل و حرفه
    نوازنده گیتار , وبمستر
    نوشته ها
    1,965
    تشکر
    1,850
    تشکر شده 1,930 بار در 953 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    جدیدترین سوبی ای که شنیدم :

    به طرف میگم " باشه داداش "
    میگه : " چشمت بی بلا "

    در جریانی که ................. :))
    رفیق ها سه دسته اند
    رفیق ایرانسلی ، که فقط ظاهرن هواتو داره ولی باطنن جیبت رو خالی میکنه
    رفیق همراه اولی ، که اسمش همراه اوله ولی جایی که لازمش داری همراه آخرت هم نیست
    رفیق تالیایی ، که میدونی همچین رفیقی هم هست ولی نمیدونی به چه درد میخوره
    بنازم به اون رفیق هایی که مثل تلفن ثابت قدیمی ، ماندگار و بدور از هرگونه طرح و رنگی هستن !

  4. کاربر مقابل از ^@@^ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    am!rcatalan (23rd March 2012)

  5. #3


    محل سکونت
    iN Your mInD !
    نام واقعی
    امیرحسین
    شغل و حرفه
    طراحی سایت و هاستینگ
    نوشته ها
    853
    تشکر
    362
    تشکر شده 727 بار در 267 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    من یه دایی دارم به خاطر یه قضیه با من آخر گیره
    پارسال تیپ فشن اینا زده بودم دهن منو سرویس کرد
    ماشا... دختر و پسرش کم نمیزارن تو جلفی ها ولی...
    امسال از لج اون رفتم یه دست کت و شلوار آقا منشانه و یه دست تیپ اسپرت ساده گرفتم...
    کت و شلوار و پوشیدم رفتیم خونه مامان بزرگ تا منو دید شروع کرد به گیر دادن که چه خبره مگه داماد شدی؟ این چه تیپیه و این حرفا... چیزی نگفتم
    بعدش رفتنی خونشون تیپ اسپرتو زدم.با...ز گیییییر. چیزی نگفتم...
    اومدیم خونه... نشسته بودم در زنگ زد مامانم گفت داییته. چیزی نگفتم گفتم شما برین منم آماده شم بیام
    رفتم یه زیرپیرهن رکابی با یه زیر شلوار کردی از لا لباسا پیدا کردم تا وارد اتاق شدم همه دهنشون باز بود
    بیچاره زندایی و دختر دایی چه فکرا که نکردن :D
    اومدم نشستم
    بابام با جدیت گفت این چه وضعیه؟؟؟؟
    منم آسوده لم دادم رو مبل گفتم می خوام ببینم الان دایی به چی گیر میده؟
    دایییی دهنش بازززززز که فلفل نبین چه ریزه ه ه ه :D
    دایی قهر کرد رفت :D
    حالا این بابای منو میگی... سینشو داده جلو داره حال میکنه پسرش انتقامشو گرفته :D

    علی , مو
    تو فيلم ِ " نجـات سـرباز رايـان " يکي از سـربـازا ميـــگه :


    اگـــه خـــدا بــا مــاســت ، پــس کــي با اونــاسـت ؟
    http://www.pic.tooptarinha.com/image...aur8c5lptj.png
    ________________

    SheYs iS NumBer 1
    ____________________________


  6. 4 کاربر مقابل از am!rcatalan عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    arshambarselona (23rd March 2012), hosna (23rd March 2012), IMAN (23rd March 2012), ^@@^ (23rd March 2012)

  7. #4


    محل سکونت
    iN Your mInD !
    نام واقعی
    امیرحسین
    شغل و حرفه
    طراحی سایت و هاستینگ
    نوشته ها
    853
    تشکر
    362
    تشکر شده 727 بار در 267 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط ^@@^ نمایش پست ها
    جدیدترین سوبی ای که شنیدم :

    به طرف میگم " باشه داداش "
    میگه : " چشمت بی بلا "

    در جریانی که ................. :))
    اوه اوه آره 3 نکن داداش
    تو فيلم ِ " نجـات سـرباز رايـان " يکي از سـربـازا ميـــگه :


    اگـــه خـــدا بــا مــاســت ، پــس کــي با اونــاسـت ؟
    http://www.pic.tooptarinha.com/image...aur8c5lptj.png
    ________________

    SheYs iS NumBer 1
    ____________________________


  8. کاربر مقابل از am!rcatalan عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    ^@@^ (23rd March 2012)

  9. #5


    محل سکونت
    iN Your mInD !
    نام واقعی
    امیرحسین
    شغل و حرفه
    طراحی سایت و هاستینگ
    نوشته ها
    853
    تشکر
    362
    تشکر شده 727 بار در 267 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    دانشجویی...کرمان...یجایی بود فقط وسایل شوخی و مسخره بازی میفروخت((بروبچ کرمانی پیج،حتما میشناسنش))...یه قرص گوزآور چایی خریدم...به فروشنده گفتم چنتا بریزم که قشنگ تا صبح یه اُرکِست سَنفونی بپا کنیم؟؟بم گف 2تاش واسه 6نفر کافیه......رسیدم خاب...گاه موضوع رو واسه یکی از همسایه ها که دست کمی از خودم نداشت گفتم، گفتم وقتی بت اس دادم درو ببند این قفلم بزن بش اگه گریه ام کردیم درو وا نکن((خنده ابلیسکی))...یه نگا به قرصا کردم دیدم کُلش روهم یه گوشه باسن فرهاد روهم نمیگیره....6 7 تا ریختم....چاییو آوردم، بقیه منگلا هم اومدن ریختیم منتظر بودیم سرد شه....اس دادم، نیومد، رفتم اتاقشون دیدم خوابه بیدارش کردم اومد پشت سرم درو بست و رفت...با یه خنده ی خیلی ملیح رومو برگردوندم روبه اتاق که یدفه استادمون گفت آقا امیر چطوره؟؟؟.....استاد کمالی...یکی از بهترین استادای دانشگاه بود که با یکی از بچه های اتاق نسبت خانوادگی داشت بعضی اوقات میومد اتاق بمون سر میزد فوق العاده چاق و اِسلومیشِن((شل و ول)) بود.....((بقدری چاق بود که وقتی میشست زمین باید اینور اونورش آجر میذاشتی که قل نخوره بره تو خیابون، ماشینی چیزیو زیر کنه))...فقط لُپ سمت چپه باسنش یک سوم حجم کره ی زمینو تشکیل میداد.......اصلا یادم نبود میخاد بیاد((سوتی)).......چایی دیگه ای تو اتاق نبود که با لیوان گندهه ی من که تو دستش بود عوض کنم....به خودم دیگه چایی نرسید....بعد از 6 7 دقه انگار تاثیر کرده بود....همه خیلی ساکت به یه گوشه ای خیره شده بودن...احساس میکردم صدای پلک زدنمو میتونم بشنوم...گفتم استاد چخبرا دیگه؟؟....هیشکی هیچی نمیگفت....فشار زده بود بالا....فرهاد عینه لبو شده بود....حمید قرمز شده بود، رگ گردنش زده بود بیرونو به یه گوشه خیره شده بود....پیمان درست مقعدشو گذاشته بود روپاشنه ی پاش و سعی میکرد فشارش بده......استاد لباشو طوری بهم فشار میداد که احساس میکردم اگه ولشون کنه وحرف بزنه، بدجوری بگوزه((قیافش عینه ترول شده بود))....استاد با هر بدبختی که بود خیلی آروم از زمین کنده شد و به منظور سرویس بهداشتی بسمت در رفت((تقریبا تاتی تاتی کرد))....
    استاد با یه صدای بغض مانند: این در چرا وا نمیشه؟؟؟؟!!!!!
    شروع کردیم به داد و بیداد که دیوثا الان چه وقت شوخیه استاد کمالی اینجاست درو واکنینن.....استاد اومد داد بزنه که یدفه یصدای ناهنجار فضای اتاق پر کرد...اول باورم نشد فک کردم صدای ترکیدنِ موتورخونه از لوله های شوفاژ اومده، بعد از چند ثانیه که تو کما بودیم خوده استاد هم داشت از خنده میمرد گفت ببخشید نمیدونم چِم شده....فرهاد اومد بخنده که دومیو تقدیم کرد...من که غش کرده بودم.....حمید همونجری که صدای خندش اتاقو ورداشته بود، دَمش از بالا و بازدمش از پایین بود.....پیمان از خنده آرومو قرار نداشت با هر قدمی که بر میداشت، یه صدا از باسنش میومد.......انداختمش تقصیر نون برنجی های فرهاد...اتاق بوی طویله گرفته بود....بلاخره بعد از نیم ساعت همسایه اوسکلمون با اس قبول کرد که درو وا میکنه...استادرفت...ولی تا خوده صبح اتاقمون صدای گوز بودو قَهقَهه من...............

    امیر مسعود
    تو فيلم ِ " نجـات سـرباز رايـان " يکي از سـربـازا ميـــگه :


    اگـــه خـــدا بــا مــاســت ، پــس کــي با اونــاسـت ؟
    http://www.pic.tooptarinha.com/image...aur8c5lptj.png
    ________________

    SheYs iS NumBer 1
    ____________________________


  10. 6 کاربر مقابل از am!rcatalan عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    hiva435 (23rd March 2012), IMAN (23rd March 2012), niloofar (23rd March 2012), omid27 (23rd March 2012), parastoo (23rd March 2012), ^@@^ (23rd March 2012)

  11. #6


    محل سکونت
    تو لاک خودم
    نام واقعی
    Amin
    شغل و حرفه
    نوازنده گیتار , وبمستر
    نوشته ها
    1,965
    تشکر
    1,850
    تشکر شده 1,930 بار در 953 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط am!rcatalan نمایش پست ها
    من یه دایی دارم به خاطر یه قضیه با من آخر گیره
    پارسال تیپ فشن اینا زده بودم دهن منو سرویس کرد
    ماشا... دختر و پسرش کم نمیزارن تو جلفی ها ولی...
    امسال از لج اون رفتم یه دست کت و شلوار آقا منشانه و یه دست تیپ اسپرت ساده گرفتم...
    کت و شلوار و پوشیدم رفتیم خونه مامان بزرگ تا منو دید شروع کرد به گیر دادن که چه خبره مگه داماد شدی؟ این چه تیپیه و این حرفا... چیزی نگفتم
    بعدش رفتنی خونشون تیپ اسپرتو زدم.با...ز گیییییر. چیزی نگفتم...
    اومدیم خونه... نشسته بودم در زنگ زد مامانم گفت داییته. چیزی نگفتم گفتم شما برین منم آماده شم بیام
    رفتم یه زیرپیرهن رکابی با یه زیر شلوار کردی از لا لباسا پیدا کردم تا وارد اتاق شدم همه دهنشون باز بود
    بیچاره زندایی و دختر دایی چه فکرا که نکردن :D
    اومدم نشستم
    بابام با جدیت گفت این چه وضعیه؟؟؟؟
    منم آسوده لم دادم رو مبل گفتم می خوام ببینم الان دایی به چی گیر میده؟
    دایییی دهنش بازززززز که فلفل نبین چه ریزه ه ه ه :D
    دایی قهر کرد رفت :D
    حالا این بابای منو میگی... سینشو داده جلو داره حال میکنه پسرش انتقامشو گرفته :D

    علی , مو
    خیلی باحال بود !! :))
    رفیق ها سه دسته اند
    رفیق ایرانسلی ، که فقط ظاهرن هواتو داره ولی باطنن جیبت رو خالی میکنه
    رفیق همراه اولی ، که اسمش همراه اوله ولی جایی که لازمش داری همراه آخرت هم نیست
    رفیق تالیایی ، که میدونی همچین رفیقی هم هست ولی نمیدونی به چه درد میخوره
    بنازم به اون رفیق هایی که مثل تلفن ثابت قدیمی ، ماندگار و بدور از هرگونه طرح و رنگی هستن !

  12. کاربر مقابل از ^@@^ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    am!rcatalan (23rd March 2012)

  13. #7


    محل سکونت
    تو لاک خودم
    نام واقعی
    Amin
    شغل و حرفه
    نوازنده گیتار , وبمستر
    نوشته ها
    1,965
    تشکر
    1,850
    تشکر شده 1,930 بار در 953 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط am!rcatalan نمایش پست ها
    اوه اوه آره 3 نکن داداش
    رفیق ها سه دسته اند
    رفیق ایرانسلی ، که فقط ظاهرن هواتو داره ولی باطنن جیبت رو خالی میکنه
    رفیق همراه اولی ، که اسمش همراه اوله ولی جایی که لازمش داری همراه آخرت هم نیست
    رفیق تالیایی ، که میدونی همچین رفیقی هم هست ولی نمیدونی به چه درد میخوره
    بنازم به اون رفیق هایی که مثل تلفن ثابت قدیمی ، ماندگار و بدور از هرگونه طرح و رنگی هستن !

  14. کاربر مقابل از ^@@^ عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    am!rcatalan (23rd March 2012)

  15. #8


    محل سکونت
    iN Your mInD !
    نام واقعی
    امیرحسین
    شغل و حرفه
    طراحی سایت و هاستینگ
    نوشته ها
    853
    تشکر
    362
    تشکر شده 727 بار در 267 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط ^@@^ نمایش پست ها
    خیلی باحال بود !! :))
    دومی باحال تره
    تو فيلم ِ " نجـات سـرباز رايـان " يکي از سـربـازا ميـــگه :


    اگـــه خـــدا بــا مــاســت ، پــس کــي با اونــاسـت ؟
    http://www.pic.tooptarinha.com/image...aur8c5lptj.png
    ________________

    SheYs iS NumBer 1
    ____________________________


  16. 2 کاربر مقابل از am!rcatalan عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    IMAN (23rd March 2012), ^@@^ (23rd March 2012)

  17. #9


    محل سکونت
    ایران زمین
    نام واقعی
    IMAN
    استاتوس
    هنو اولشه...
    شغل و حرفه
    در ره طبابت
    بازیکن محبوب
    ahmdareza abedzadeh
    تیم های محبوب خارجی
    AC-Milan | Brazil
    نوشته ها
    6,990
    تشکر
    9,458
    تشکر شده 7,998 بار در 3,141 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 27 تاپیک
    نقل قول نوشته اصلی توسط am!rcatalan نمایش پست ها
    دانشجویی...کرمان...یجایی بود فقط وسایل شوخی و مسخره بازی میفروخت((بروبچ کرمانی پیج،حتما میشناسنش))...یه قرص گوزآور چایی خریدم...به فروشنده گفتم چنتا بریزم که قشنگ تا صبح یه اُرکِست سَنفونی بپا کنیم؟؟بم گف 2تاش واسه 6نفر کافیه......رسیدم خاب...گاه موضوع رو واسه یکی از همسایه ها که دست کمی از خودم نداشت گفتم، گفتم وقتی بت اس دادم درو ببند این قفلم بزن بش اگه گریه ام کردیم درو وا نکن((خنده ابلیسکی))...یه نگا به قرصا کردم دیدم کُلش روهم یه گوشه باسن فرهاد روهم نمیگیره....6 7 تا ریختم....چاییو آوردم، بقیه منگلا هم اومدن ریختیم منتظر بودیم سرد شه....اس دادم، نیومد، رفتم اتاقشون دیدم خوابه بیدارش کردم اومد پشت سرم درو بست و رفت...با یه خنده ی خیلی ملیح رومو برگردوندم روبه اتاق که یدفه استادمون گفت آقا امیر چطوره؟؟؟.....استاد کمالی...یکی از بهترین استادای دانشگاه بود که با یکی از بچه های اتاق نسبت خانوادگی داشت بعضی اوقات میومد اتاق بمون سر میزد فوق العاده چاق و اِسلومیشِن((شل و ول)) بود.....((بقدری چاق بود که وقتی میشست زمین باید اینور اونورش آجر میذاشتی که قل نخوره بره تو خیابون، ماشینی چیزیو زیر کنه))...فقط لُپ سمت چپه باسنش یک سوم حجم کره ی زمینو تشکیل میداد.......اصلا یادم نبود میخاد بیاد((سوتی)).......چایی دیگه ای تو اتاق نبود که با لیوان گندهه ی من که تو دستش بود عوض کنم....به خودم دیگه چایی نرسید....بعد از 6 7 دقه انگار تاثیر کرده بود....همه خیلی ساکت به یه گوشه ای خیره شده بودن...احساس میکردم صدای پلک زدنمو میتونم بشنوم...گفتم استاد چخبرا دیگه؟؟....هیشکی هیچی نمیگفت....فشار زده بود بالا....فرهاد عینه لبو شده بود....حمید قرمز شده بود، رگ گردنش زده بود بیرونو به یه گوشه خیره شده بود....پیمان درست مقعدشو گذاشته بود روپاشنه ی پاش و سعی میکرد فشارش بده......استاد لباشو طوری بهم فشار میداد که احساس میکردم اگه ولشون کنه وحرف بزنه، بدجوری بگوزه((قیافش عینه ترول شده بود))....استاد با هر بدبختی که بود خیلی آروم از زمین کنده شد و به منظور سرویس بهداشتی بسمت در رفت((تقریبا تاتی تاتی کرد))....
    استاد با یه صدای بغض مانند: این در چرا وا نمیشه؟؟؟؟!!!!!
    شروع کردیم به داد و بیداد که دیوثا الان چه وقت شوخیه استاد کمالی اینجاست درو واکنینن.....استاد اومد داد بزنه که یدفه یصدای ناهنجار فضای اتاق پر کرد...اول باورم نشد فک کردم صدای ترکیدنِ موتورخونه از لوله های شوفاژ اومده، بعد از چند ثانیه که تو کما بودیم خوده استاد هم داشت از خنده میمرد گفت ببخشید نمیدونم چِم شده....فرهاد اومد بخنده که دومیو تقدیم کرد...من که غش کرده بودم.....حمید همونجری که صدای خندش اتاقو ورداشته بود، دَمش از بالا و بازدمش از پایین بود.....پیمان از خنده آرومو قرار نداشت با هر قدمی که بر میداشت، یه صدا از باسنش میومد.......انداختمش تقصیر نون برنجی های فرهاد...اتاق بوی طویله گرفته بود....بلاخره بعد از نیم ساعت همسایه اوسکلمون با اس قبول کرد که درو وا میکنه...استادرفت...ولی تا خوده صبح اتاقمون صدای گوز بودو قَهقَهه من...............

    امیر مسعود
    خدا نکشتت..........اشک از چشام جاریه....خاک تو سرتون
    نه...!نه...!نه...!



  18. کاربر مقابل از IMAN عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    am!rcatalan (23rd March 2012)

  19. #10


    محل سکونت
    iN Your mInD !
    نام واقعی
    امیرحسین
    شغل و حرفه
    طراحی سایت و هاستینگ
    نوشته ها
    853
    تشکر
    362
    تشکر شده 727 بار در 267 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    روز دوم عید رفته بودیم خونه دوست بابام عید دیدنی
    موقع رفتن خانومش اومد و یه پاکت گرفت جلوم می گفت بفرما بگیر . من هم همش قبول نمیکردم و میگفتم نه بابا این کارا چیه ؟ دیگه از من گذشته عیدی گرفتن !!
    یهو خانومه چندثانیه مکث کرد و گفت میدونم عزیزم ! مامانت پاکت خالی خواسته من تو خونه پاکت داشتم دارم میدم بدی بهش !!
    یعنی سوسک رو تو سه گوش دیوار گیر بندازید حالش بهتر از اون لحظه منه !!


    تو فيلم ِ " نجـات سـرباز رايـان " يکي از سـربـازا ميـــگه :


    اگـــه خـــدا بــا مــاســت ، پــس کــي با اونــاسـت ؟
    http://www.pic.tooptarinha.com/image...aur8c5lptj.png
    ________________

    SheYs iS NumBer 1
    ____________________________


  20. 6 کاربر مقابل از am!rcatalan عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    hiva435 (23rd March 2012), hosna (23rd March 2012), IMAN (23rd March 2012), parastoo (23rd March 2012), sara93 (23rd March 2012), ^@@^ (23rd March 2012)

صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا