هر چند که سرمربی روسیه به قصد آزمایش چند بازیکن تازه واردش، تیمش را به مصاف ایران فرستاده بود؛ اما در نیمه دوم با وارد کردن چند بازیکن اصلی خود، برای گرفتن نتیجه اقدام کرد و این موضوع باعث شد تا شاگردان کی روش به خصوص پس از به ثمر رسیدن گل سردار، به صورت جدی محک خورده و راه دفاع از گل زده در برابر تیمی اروپایی را امتحان کنند.


نیمه اول بازی ایران و روسیه را میتوان نیمه پاسهای اشتباه خواند. هم ایران و هم روسیه در نیمه اول آمار پاس اشتباه بالایی داشتند. روسیه که ظاهرا با ترکیب جدیدی پا به میدان گذاشته بود، در نیمه اول پراشتباه و ناهماهنگ ظاهر شد و ایران نیز در فاز هجومی از خلق موقعیت عاجز نشان داد. اما در نیمه دوم ورق برگشت؛ به خصوص در پانزده دقیقه ابتدایی نیمه دوم بازیکنان ایران توانستند هماهنگتر و با دقت بالاتری نسبت به نیمه اول توپ را به یکدیگر برسانند. ایران هر گاه که توانست به بازی سرعت دهد، موفق نشان داد و در فاز هجومی زهردار ظاهر شد. اما با خروج چند بازیکن اصلی، هماهنگی بین بازیکنان به وضوح کاهش یافت و دیگر خبری از پاسهای هدفمند نبود.


کی روش با توجه به غیبت اشکان دژاگه و عدم دعوت از مسعود شجاعی تیمش را با سیستمی متفاوت به مصاف روسیه فرستاد. این ویژگی سرمربی تیم ملی ماست است که انگار در هر بازی سورپرایز ویژه ای برای سیستم یا ترکیب اصلی تیم ملی دارد. این موضوع باعث میشود که خواندن دست او برای مربیان رقیب دشوار باشد.


سی کیو ایران را با یک هافبک دفاعی در جلوی مدافعان به میدان فرستاده بود و از امید ابراهیمی جلوتر از عزتاللهی استفاده کرد. سرمربی تیم ملی برای جبران غیبت دژاگه، قصد داشت از توان بازیسازی امید ابراهیمی استفاده کند و این بازیکن نیز پس از رهایی از مصدومیتی چند ماهه امیدوارکننده ظاهر شد. بیشترین بار هجوم و خلق موقعیت در تیم ملی ایران بر دوش مهدی طارمی و علیرضا جهانبخش به عنوان دو بازیکن کلیدی تیم ملی است.


طارمی که موفق شد پایهگذار گل تیم ملی شود، در نیمه اول چندان نتوانست خط دفاع حریف را دور بزند و بیشترین انرژیاش صرف پرسینگ و درگیریهای میانه میدان شد. طارمی برخلاف بازیهای قبلی تیم ملی، در بازی با روسیه بیش از گذشته به کمک خط دفاعی آمد و محدوده حرکتی و میدان عملش بزرگتر از قبل بود. همین وظیفه را جهانبخش نیز در سمت راست داشت. حضور همزمان امیری و طارمی که متمایل به چپ بازی میکردند، باعث شده بود تا سمت چپ ایران در فاز هجومی فعالتر از سمت راست باشد.






تاکتیک کی روش در جامجهانی تقریبا مشابه آن چیزی خواهد بود که ایران در برابر روسیه به نمایش گذاشت. پاسهای بلند و یا طولی سریع از دفاع به حمله تاکتیکی است که تیم کی روش با تاکید مداوم بر روی آن برای گلزنی در مقابل رقبای باتجربهتر استفاده میکند.


در چنین تاکتیکی بازیکنی مثل مهدی طارمی یک نعمت است و کی روش حتی در بین لژیونرها نیز جانشینی برای او سراغ ندارد. وحید امیری نیز به دلیل سرعت بالا و قدرت حمل توپش به درد این شیوه بازی میخورد و به همین دلیل کارلوس او را نود دقیقه در میدان نگه داشت.



بازیکنان ایران البته توانستهاند تجربه و مهارت نسبتا مناسبی برای اجرای این تاکتیک به دست آورند. اما این تاکتیک را به راحتی میتوان خنثی کرد. کی روش یا نمیخواهد و یا در توان تیمش نمیبیند که راههای متنوعتری را برای حمله به سوی دروازه حریفان امتحان کند. اگر تنها راه رسیدن به گل استفاده از ضدحملات و دلبستن به تکنیک و سرعت وینگرهای کناری باشد، باید به انتظار شانس و اقبال هم نشست و ظاهرا کی روش خود را خوششانس میداند!


او مربیای است که که حتی در منیونایتد و تیمملی پرتغال نیز اصالت را به دفاع میداد نه حمله. از نظر مربیانی چون کی روش فوتبال یعنی خوب دفاع کردن و گل نخوردن. این مربیان گل زدن را به نبوغ و تکنیک و غریزه بازیکنان خط حمله واگذار میکنند. البته در مورد ایران اصلاح ساختار دفاعی از نان شب هم واجبتر بود و کی روش موفق شده تا سر و سامانی به این خط داده تا دیگر خبری از خوردن گلهای ساده نباشد.

از طرفی دیگر تیم او به خصوص در دو سال اخیر توانسته با این تاکتیک دفاعی نتیجه بگیرد و در فاز حمله نیز گلیم خود را از آب بیرون بکشد؛ اما قضیه جامجهانی متفاوت است. در جام جهانی اگر بخواهیم شگفتیساز شده و به دور بعد صعود کنیم، باید برای گلزنی برنامههای متنوعتری داشت و همه چیز را به خلاقیت بازیکنان واگذار نکرد.