پسر خجالتی، سنگربان دوست داشتنی تیـــم ملــی ایـــران
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: پسر خجالتی، سنگربان دوست داشتنی تیـــم ملــی ایـــران

  1. #1


    محل سکونت
    ₦ ₳ Ḯ Ɽ
    نام واقعی
    MINA
    استاتوس
    ...Pbt...
    شغل و حرفه
    DaNeShJoO
    بازیکن محبوب
    Karim bagheri
    تیم های محبوب خارجی
    Real-Madrid | Spain
    نوشته ها
    3,970
    تشکر
    5,060
    تشکر شده 4,707 بار در 1,987 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 29 تاپیک

    پسر خجالتی، سنگربان دوست داشتنی تیـــم ملــی ایـــران


    سنگربان ایران روی چمن استادیوم سنتپترزبروگ زانو زده بود و های های گریه میکرد. بیرانوند که با درخشش خود در پیروزی تیم ملی کشورش بر مراکشی ها نقشی کلیدی بازی کرده بود، زندگی و دوران حرفه ای پر فراز و نشیبی داشته.


    حکایت بیرانوند داستانی است که میلیون ها ایرانی هم نسل او میتوانند با آن همزاد پنداری کنند. ایرانیانی که در کشورشان برای خود آینده ای نمیبینند و در تلاش برای پیشرفت اجتماعی به فوتبال و مستطیل سبز امید میبندند.
    بیرانوند از خانواده ای عشایری می آید و در استان لرستان، از استان های غربی ایران بزرگ شده. خانواده ی او در کوه های اغلب خشک و کم علف منطقه، به همراه گله های گوسفند و فرزندانشان در جستجوی مراتع سرسبز کوچ میکنند. بیرانوند به عنوان بزرگترین پسر خانواده، از سنین پایین به چوپانی و مراقبت از گله های ارزشمند خانواده مشغول میشود.



    وقتی بیرانوند دوازده ساله میشود خانواده در سراب یاس، جایی در حومه ی خرم آباد، مرکز لرستان مستقر میشوند. علیرضا آنجا به تیم محلی شهر ملحق میشود. او ابتدا به عنوان مهاجم بازی میکند ولی زمانی که دروازه بان تیم مصدوم میشود بیرانوند برای اولین بار خود را بین تیرهای دروازه میبیند. علیرضا درون دروازه میدرخشد، با این درخشش نگاه ها را به خود معطوف کرده و از آن پس تقدیرش با دروازه های فوتبال پیوند میخورد.

    اما پدر بیرانوند از شور و شوق پسرش به فوتبال راضی نیست. بیرانوند به گاردین گفته " پدرم میخواست کار کنم. حتی یک بار دستکش هایم را پاره کرد و بنابراین گاهی مجبور بودم با دست خالی دروازه بانی کنم "


    اما یک روز طاقت پسر جوان لر طاق میشود. علیرضا از یکی از خویشاوندانش پولی قرض گرفته، از خانه بیرون زده و سوار بر اتوبوس به تهران میرود. بیرانوند که نه پولی در جیب دارد نه سقفی بالای سرش، مجبور میشود در خیابان ها بخوابد. او شبها را اغلب زیر سایه ی برج آزادی، مشهورترین نماد پایتخت ایران، به صبح میرساند.






    کمی بعد بیرانوند موفق میشود برای تمرین در باشگاه کوچک تهرانی وحدت اجازه بگیرد. پدر یکی از هم تیمی های او در وحدت به علیرضا اجازه میدهد همزمان در کارگاه پوشاکش به کار مشغول شود. بیرانوند شب ها هم در همان کارگاه میخوابد و دیگر مجبور نیست شب های تهران را زیر آسمان کم ستاره ی پایتخت سحر کند.

    کمی بعد بیرانوند در یک کارواش شغلی دست و پا میکند. قد بلند 194 سانتیمتری علیرضا باعث میشود مسئولیت شست و شوی ماشین های شاسی بلند به او واگذار شود.

    در تهران گفته میشود یکی از مشتری های دائمی بیرانوند، علی دایی اسطوره ی فوتبال ایران بوده. همکاران علیرضا در کارواش او را تشویق میکنند تا با دایی صحبت کرده و از اسطوره بخواهد برای پیشرفتش در فوتبال به او کمک کند. ولی آقای دروازه بان آنقدر خجالتی است که نمیتواند سر صحبت را با دایی باز کند.

    بیرانوند در 16سالگی با یکی از مربیان تیم دسته یکی نفت تهران ملاقات میکند.

    این باشگاه به پسر لر فرصت میدهد. اما علیرضا همچنان سقفی بالای سر ندارد و باشگاه تا مدتی بیرانوند را در یک نمازخانه اسکان میدهد. تا اینکه او در یک پیتزافروشی مشغول به کار میشود که میتواند شبها را آنجا بخوابد. یک روز که مربی بیرانوند به پیتزافروشی می آید، علیرضا که شغلش را از مربی پنهان کرده خود را از او پنهان میکند و وقتی صاحب پیتزافروشی مجبورش میکند برای مربی پیتزا ببرد، بیرانوند آنجا را ترک کرده و دیگر هرگز برنمیگردد. کمی بعد علیرضا به عنوان رفتگر به کار مشغول میشود.


    با وجود همه ی دشواری ها، فوتبال بیرانوند پیشرفت میکند. او در تیم زیر 23سال نفت تهران پیراهن شماره ی یک را به تن کرده و کمی بعد در اتفاقی که برای او بسیار بزرگ است به تیم حرفها ی نفت راه می یابد. نقطه ی قوت اصلی علیرضا پرتاب های دست او است. بیرانوند در سال 2014 با یک پرتاب دست 70متری توپ را به عمق زمین حریف میفرستد و شگفتی می آفریند.



    بیرانوند در سال 2015 اولین بازی ملی خود را انجام میدهد. در رقابت های انتخابی جام جهانی 2018 بیرانوند در 12 بازی دروازه اش را بسته نگه میدارد و در اولین بازی تیمش در جام جهانی هم در مقابل مراکش، همچون سدی محکم، دروازه ی ایران از گزند حملات زهردار مراکشی ها محافظت میکند.



    بیرانوند در دومین بازی ایران مقابل اسپانیای بزرگ هم درخشان ظاهر شده و با اینکه یک گل دریافت میکند، بارها فوتبالیست های بزرگ اسپانیا را ناکام میگذارد. ایران میتواند و باید به گلر خوش نقش خود ببالد و افتخار کند.


    ویرایش توسط MINA : 21st June 2018 در ساعت 14:21






مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا