پای یک نوجوان را وسط شهر با ساطور قطع کردند
کاربر برتر ماه کاربر برتر ماه ali_@sghar
تاپیک برتر ماه تاپیک برتر ماه « مراجعه به تاپیک اصلی »
سوالات متداول و تاپیک های مهم
    گزارش مشکلات انجمن و قالب جدید توسط کاربران
    اطلاعیه گزارش مشکلات چند روز گذشتهِ سایت و انجمن
    افتتاح سایت پرسپولیس اف سی
    ~ اطلاعیه امنیتی ~
    تاپیک 5
    تاپیک 6
    تاپیک 7
    تاپیک 8
    تاپیک 9
    تاپیک 10
    تاپیک 11
    تاپیک 12

کاربران برچسب زده شده

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: پای یک نوجوان را وسط شهر با ساطور قطع کردند

  1. #1


    محل سکونت
    PersPolisFc.Net - PasdaraN
    نام واقعی
    کوروش رضایی
    شغل و حرفه
    نوازنده
    نوشته ها
    3,440
    تشکر
    651
    تشکر شده 2,249 بار در 952 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک

    پای یک نوجوان را وسط شهر با ساطور قطع کردند

    فیلم دیگری در ژانر خشونت در خیابانی از محرومترین مناطق ایران تولید شده است. شاید این فیلم به زودی راه خود را از روستایی در کهگیلویه و بویراحمد به خانههای شما بیابد. فیلمیکه یک پای قطع شده را نشان میدهد با شلوار جین و کفش کتانی و نوجوانی که بر روی زمین نشسته و باقیمانده پای قطع شدهاش را با دست بالاتر از سطح زمین گرفته است.
    روزنامه روزگار نوشت : سامان راستینه قربانی یک اختالف طایفه ای و عشیره ای بود که این اختالف آنها در یک سال پیش منجر به یک نبرد تمام و کمال بین دو طایفه شده بود. نه عموی سامان، نه برادرش، نه یکی از بستگان دورش و نه حتی نفر اول شورای شهر منشأ و دلیل این درگیری را نمیدانند.

    پایی که امروز در بیمارستان شهید رجایی شیراز بعد از پس زدن پیوند دوباره از بدن سامان جدا شد، فقط فهمید قربانی یک انتقام شده است. پارسال در چنین روزهایی روز هفتم مرداد سال پیش نبردی که کسی دلیل آن را نمیداند یا میداند و نمیگوید. منجر به درگیری مسلحانه در روستایی در پنج کیلومتری دهدشت از توابع کهگیلویه و بویراحمد شد.
    به گفته خانواده راستینه زمانی که قرار بود طایفه مقابل حمله کنند، ریش سفید عشیره زنان و کودکان را در خانهای جمع میکند و سامان که آن روز ۱۵ سال بیشتر نداشت با سالحی در دست پست نگهبانی از این خانه را میگیرد.
    درگیری با سالح گرم ادامه پیدا میکند تا اینکه تیری به پای یکی از سربازان طرف مقابل میخورد. گلوله در پای او میماند و به دلیل عفونت قطع میشود. قوه قضائیه رای به پرداخت ۱۸میلیون دیه میدهد ولی شاکی اصرار به قصاص دارد. رستم عزیزی شهردار دهدشت که به تازگی از این سمت استعفا داده است، با ریش سفیدان و معتمدان محلی طی جلساتی طرفین دعوا را آرام میکنند. غائله فروکش میکند اما خانواده مقابل همچنان قصاص را حکم عادلانه ای میدانستند که باید اجرا میشد. عزیزی انتظار نداشت این پرونده در نهایت با چنین خشونتی ادامه پیدا کند. او در گفتوگو با روزگار اصرار دارد این شهر و مردم نباید متهم به خشونتگری شوند: این اتفاقات در تهران و در دیگر شهرها هم میافتد. ما همه تالشمان را برای خاتمه این دعوا کردیم. متاسفانه تعصبات قومیو قبیلهای و روحیه جسور و جنگاور مردم در کنار جوانی کار دستشان میدهد و یک درگیری دونفره به سرعت تبدیل به یک نزاع دستهجمعی مسلحانه میشود. انتقام با آخرین متد پزشکی جنایت قطع عضو یا قصاص شخصی سه روز پیش توسط سه برادر و یکی از پسرعموهایشان اجرا شد. سامان برای گرفتن کارت ملی از روستای خود خارج شده است که به این چهار نفر برمیخورد. آنها از او میخواهند سوار ماشین شود تا او را به روستا برسانند. آنها یک سال بود نه درگیری با هم داشتند و نه البته رابطه دوستانه و تعاملی. سامان این تعارف را رد میکند که یکی از سرنشینان ماشین با چوبی به سر او میکوبد و سه نفر دیگر او را سوار ماشین میکنند و روی او مینشینند تا به محل خلوتی
    برسند. آنها ران سامان را طبق یک متد حرفهای و پزشکی با شلنگ کولر میبندند تا خونریزی باعث مرگ سامان نشود و جریان پا از خط قرمز عدالت فراتر نگذارند. پای سامان را با ساطور و قمه قطع میکنند و او را با پایی قطع شده و دستی که در برخورد با قمه زخمیشده رهامیکنند. مردم سر میرسند و طبق معمول یک نفر فیلم میگیرد و سامان خود به خانواده اش زنگ میزند و جریان را اطلاع میدهد.

    خانواده راستینه در بیمارستان فرزند نوجوانشان را میبینند. سامان ۱۲ ساعت را در اتاق عمل برای پیوند پایش میگذراند. عمل نتیجه ای نمیدهد و پای او دوباره از تنش جدا میشود. سجاد عموی سامان است. او با شرح ماجرا میگوید ما به دنبال عدالتیم. یک نفر از این چهار نفر دستگیر شده اند و سه نفر دیگرشان فراری هستند. آنها وقتی پای سامان را قطع میکردند گفته اند این کار هم شرعی است و هم قانونی، دولت باید این کار را میکرد و حالا که نکرد خودمان زحمتش را میکشیم.
    البته به نظر نمیرسد قانون هیچ وقت چنین حکمیرا صادر میکرد. عدم رسیدگی به پای گلوله خورده منجر به قطع عضو شده بود. از سوی دیگر در نه دادگاه و نه مدارک پلیس هیچگاه مشخص نشد که گلوله از سلاح چه کسی شلیک شده است.
    طایفه مقابل هم مدعی بودند که پدر سامان گلوله را شلیک کرده است. عموی سامان بارها شاهد چنین نزاعهایی بوده است اما مدعی است چنین قساوتی در درگیریهای محلی بی سابقه بوده است. همه اینها یک طرف، این بچه روزه بود. با زبان روزه این بال را سرش آوردند. سالحهای بیمجوز عزیزی ریاست شورای شهر و سمت معاونت در شورای عالی شوراهای ایران دارد. او هنوز از اینکه اختالفی که به مصالحه رسیده بود به چنین سرنوشتی گرفتار شده، شوکه است. به گفته او سلاحهایی که در روستاها وجود دارد همگی قاچاق و بدون مجوزند.
    تعداد محدودی سلاح بامجوز در اختیار عشایر است که صرفاً به دلیل زندگی عشایری و برای مقابله با حیوانات درنده در اختیار تعداد محدودی قرار میگیرد مطرح میکند: خواهش عزیزی دغدغه خود را مجددامیکنم این نکته را ندیده نگیرید که مردم این خطه جزء دلاوران و سلحشوران ایران هستند. جسارت و غیرت این مردم بود که باعث شد بالاترین حضور را در جبهههای جنگ داشته باشند.

    جسارت و شجاعت از ارزشهای این طایفههاست و نباید کارکرد مثبت این ارزشها را ندیده گرفت. به زعم او عدم تخصیص اعتبارات فرهنگی در کنار رشد ۹۰ درصدی شهرنشینی در این مناطق است که دردسرساز شده است: ما تحقیق کردیم و دیدیم در هر روستا و محله ای که یک فرهنگی، یک معلم باتجربه و یک مسجد یا روحانی معتمد وجود دارد چنین مواردی رخ نمیدهد و اختلاف به زودی منجر به صلح میشود.
    دولت در این روستاها امکانات زیرساختی و رفاهی مثل آب و برق و تلفن داده است اما امکان فرهنگی هنوز وجود ندارد. عزیزی منشاء اختالفات عشیره ای در این مناطق را در بیشتر موارد اختالفات ملکی میداند و دیگری تضاد خرده فرهنگی و تعصبات قومیاست که گاه به چنین خشونتهایی منجر میشود. منبع مطلعی در شهر، از اقوام هر دو طایفه در تماس با دفتر روزنامه موضوع را گزارش داد. او آرشیوی از روزنامهها در اختیار دارد، از میان چندین روزنامه و سایتی که میشناسد روزگار را انتخاب میکند. او نخواست نامش را بگوید، اما دغدغهای او را واردار به این کار کرد. دغدغه داشتن محلی امن: رسانهها توجه نمیکنند. انعکاس اینها مسوولان را حساس میکند تا نسبت به امنیت و زندگی مردم شهر مسوولانه تر عمل کنند.مسوولان نیروی انتظامیدر انتظار تصویب غیرقانونی بودن حمل سالح سرد هستند، سالح گرم غیرقانونی سر از جاهایی درمیآورد که حتی اسمش هم به گوش بسیاری از مسووالن نخورده است. خشونت جاری و عریان از شهری به شهری دیگر خودش را نشان میدهد. خشونت در تور ایرانگردی مشغول خوشگذرانی است.
    کد:
    درد يعني ، سرت به همون سنگي بخوره كه يه عمري به سينت ميزدي !!!

  2. #2


    محل سکونت
    سرزمين پارس
    نام واقعی
    Farshid
    استاتوس
    تو اضطراب دستاي پر ، آرامش دستاي خالي نيست
    بازیکن محبوب
    ali karimi
    تیم های محبوب خارجی
    AC-Milan | Italy
    نوشته ها
    3,338
    تشکر
    2,978
    تشکر شده 4,257 بار در 1,635 ارسال
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 8 تاپیک
    كپ كردم!:o






    آن ها آزادانه وحشي اند ، ما وحشيانه آزاديم
    من به فاحشه بودن قلب بدن هاي باكره شان ايمان دارم
    من يك تار موي گنديده فرهنگ برهنگي ام را ، با برهنگي فرهنگي شان عوض نخواهم كرد
    و عادت نخواهم كرد به بلاهايي كه سرم مي آيد و به دروغ هايي كه ميشنوم
    آن ها روح ميفروشند و از تن فروشي ماهي هاي آزاد در تنگ بد ميگويند
    زندان مفهوم عميق تري از چهار ميله عمودي دارد؛
    يك در بسته است به دنيايي كه ميداني اگر بخواهي به آن وارد شوي ، نميتواني
    و چه غم انگيز است خواستني كه توانستن نيست!
    من درميان دو آينه روبروي هم ، در دو طرفم، گم نميشوم. تصوير آن ها تا ابد ادامه دارد
    اما راه مستقيم هنوز مقصد دارد...
    و تو از سر ناداني ات به من ميخندي و من براي شفايت گريه ميكنم
    تو من را نميداني. حتي خودم هم شايد خودم را نميدانم، حتي نميدانم كجايم!
    من در اين اتاق هستم يا اين اتاق در ذهن من است
    حتي نميدانم جز كساني هستم كه رفتند اما يادشان هست ، يا كساني كه هستند اما يادشان رفت كه هستند.
    اما ميدانم كه دورم از كساني كه آشنايي شان اتفاق است و جدايي شان سرنوشت...


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
برو بالا